زندگینامه شهید سردار قاسم سلیمانی: نگاهی به همسر و فرزندان و شهادت
زندگی نامه شهید قاسم سلیمانی؛ از روستای قناتملک کرمان تا فرماندهی نیروی قدس سپاه و شهادت در راه مقاومت
شهید حاج قاسم سلیمانی، فرمانده پرافتخار نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، یکی از برجستهترین شخصیتهای تاریخ معاصر ایران و جهان اسلام است. او با شجاعت، تدبیر و روحیه ایثارگری خود توانست در میدانهای سخت و سرنوشتساز، نقش کلیدی در دفاع از امنیت ملی و حمایت از مظلومان ایفا کند.
زندگی حاج قاسم سلیمانی از نوجوانی در کرمان و حضور در جبهههای دفاع مقدس آغاز شد و تا سالها فرماندهی در جبهه مقاومت ادامه یافت. او نهتنها بهعنوان یک فرمانده نظامی بلکه بهعنوان نمادی از ایمان، فروتنی و عشق به وطن شناخته میشود. در ادامه در بخش زندگینامه ماگرتا همراه ما باشید.

تولد، خانواده و جوانی
قاسم سلیمانی در ۲۰ اسفند ۱۳۳۵ در روستای قناتملک از توابع شهرستان رابُر در استان کرمان چشم به جهان گشود. خانواده او زندگی سادهای داشتند و امرار معاششان از راه کارگری و کشاورزی بود. قاسم دوران کودکی را در روستا گذراند و پس از پایان دوره ابتدایی، برای کمک به خانواده راهی شهر کرمان شد.
او در سنین نوجوانی مشغول کار بنّایی و ساختمانی گردید و همزمان تحصیلات متوسطه خود را نیز ادامه داد. سلیمانی با پشتکار موفق به اخذ دیپلم دبیرستان شد و سپس به عنوان پیمانکار در سازمان آب کرمان استخدام گردید. تلاش و سختکوشی از همان سالهای جوانی در شخصیت او نمود داشت.
در دوران پرتلاطم انقلاب اسلامی (سال ۱۳۵۷)، قاسم سلیمانی جوان به صفوف مبارزان انقلابی پیوست. او که تحت تأثیر روحانیون مبارز بهویژه شهید رضا کامیاب (از روحانیون فعال کرمان) قرار گرفته بود، به یکی از سازماندهندگان تظاهرات و اعتصابات مردمی در کرمان تبدیل شد.
به گفته نزدیکان، سلیمانی در ماههای منتهی به پیروزی انقلاب از چهرههای پرتلاش در بسیج مردمی کرمان علیه رژیم پهلوی به شمار میرفت. این تجربه مبارزاتی در سالهای جوانی، روحیه انقلابی و جسور او را بیش از پیش شکل داد.

پیوستن به سپاه و نقش در دفاع مقدس
پس از پیروزی انقلاب و تشکیل سپاه پاسداران، حاج قاسم سلیمانی در سال ۱۳۵۸ بهصورت داوطلبانه عضو سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شد. ابتدای فعالیت او در سپاه کرمان به عنوان مربی آموزش نظامی بود و جوانان بسیجی را برای دفاع از انقلاب تعلیم میداد.
در همان اوایل، با شروع ناآرامیها و شورش ضدانقلاب در برخی مناطق کشور، سلیمانی به غرب ایران اعزام شد و در سرکوب گروههای شورشی در کردستان نقش داشت. حضور فعال در این مأموریتها، تجربه گرانبهایی از نبردهای نامنظم و جنگهای کوهستانی به او آموخت.
هنگامی که جنگ تحمیلی ایران و عراق در شهریور ۱۳۵۹ آغاز شد، سلیمانی از اولین فرماندهانی بود که به جبهههای نبرد شتافت. او در کرمان چند گردان نیروهای داوطلب را آموزش داد و به جبهههای جنوب اعزام کرد. رشادت و مدیریت میدانیاش خیلی زود او را در میان فرماندهان سپاه برجسته کرد.
در مقطعی کوتاه، فرماندهی سپاه استان آذربایجان غربی نیز به او سپرده شد تا توانمندیاش را در ساماندهی نیروها به نمایش بگذارد. پس از آرامتر شدن اوضاع غرب کشور، سلیمانی مجدداً به جبهههای جنوب بازگشت و مسئولیتهای مهمتری را پذیرفت.
اواخر سال ۱۳۶۰، فرمانده کل وقت سپاه پاسداران محسن رضایی طی حکمی، حاج قاسم سلیمانی ۲۵ ساله را به فرماندهی تیپ تازهتأسیس ثارالله کرمان منصوب کرد. این تیپ که بعداً به لشکر ۴۱ ثارالله ارتقا یافت، تحت فرماندهی سلیمانی به یکی از یگانهای عملیاتی کارآمد سپاه بدل شد.
حاج قاسم در طراحی و اجرای عملیاتهای بزرگ جنگ نقش فعال داشت و نام او به عنوان فرماندهای شجاع و مبتکر مطرح گردید. لشکر تحت امر او در عملیاتهای مهمی چون والفجر ۸ (فتح فاو در بهمن ۱۳۶۴)، کربلای ۱ (آزادسازی مهران در تیر ۱۳۶۵)، کربلای ۴ و کربلای ۵ (دیماه ۱۳۶۵) حضور موثر داشت.
بهویژه عملیات کربلای ۵ که منجر به پیشروی نیروهای ایران در منطقه شلمچه و تضعیف ارتش بعث عراق شد، از افتخارات کارنامه سلیمانی محسوب میگردد. در طول سالهای دفاع مقدس، سلیمانی دوبار مجروح شد و بارها تا مرز شهادت پیش رفت، اما هر بار مصممتر به میدان بازگشت.
همرزمانش از او به عنوان فرماندهای یاد میکنند که در خط مقدم حاضر بود، با نیروهایش همسفره میشد و روحیه رزمندگان را با رفتار متواضعانه و شجاعانه خود تقویت میکرد. هشت سال جنگ برای حاج قاسم جوان، دانشگاهی از تجربههای نظامی و ایثارگری بود که پایه شهرت و محبوبیت او را بنیان نهاد.

پس از جنگ؛ مبارزه با اشرار و قاچاقچیان
با پایان یافتن جنگ ایران و عراق در مرداد ۱۳۶۷، سردار قاسم سلیمانی به زادگاهش کرمان بازگشت. اما دوران فرماندهی و مجاهدت او هنوز ادامه داشت. در سالهای پس از جنگ، مناطق شرقی ایران با ناامنیهایی از سوی اشرار مسلح و باندهای بزرگ قاچاق مواد مخدر مواجه بود.
این گروههای خرابکار که اغلب از مرزهای افغانستان و پاکستان هدایت میشدند، امنیت استانهای شرقی را تهدید میکردند. سردار سلیمانی در اواخر دهه ۱۳۶۰ و دهه ۱۳۷۰ خورشیدی، فرماندهی یگانهای سپاه در استان کرمان و مدتی نیز فرماندهی قرارگاه منطقهای «قدس» را بر عهده داشت و به نبرد بیامان با این اشرار پرداخت.
او طی عملیاتی پیگیر در مناطق کوهستانی و بیابانی شرق کشور، بسیاری از باندهای قاچاق و شورشی را سرکوب کرد و امنیت را به روستاها و شهرهای مرزی بازگرداند. این دوره از زندگی حاج قاسم نشاندهنده توانایی او در مدیریت بحرانهای امنیتی داخلی و جنگهای نامتقارن بود.
موفقیتهای او در برقراری امنیت کرمان و سیستانوبلوچستان، نام سلیمانی را بار دیگر بر سر زبانها انداخت و اعتماد فرماندهان ارشد سپاه و مسئولان کشور را بیش از پیش جلب کرد.
در همین دوران، زندگی شخصی حاج قاسم نیز شکل گرفت. او در میانه جنگ تحمیلی ازدواج کرد و تشکیل خانواده داد. حاصل این ازدواج شش فرزند بود که متأسفانه یکی از آنها در سنین کودکی درگذشت.
پنج فرزند باقیماندهی سلیمانی سه دختر به نامهای نرجس، فاطمه، زینب و دو پسر به نامهای حسین و رضا هستند. حاج قاسم با وجود مسئولیتهای سنگین نظامی، پدری مهربان و خانوادهدوست بود و سادگی و معنویت در زندگی شخصیاش زبانزد نزدیکان است.

فرماندهی نیروی قدس و نقش منطقهای
شجاعت و کاردانی سردار سلیمانی در دوران جنگ و پس از آن، باعث شد او به ردههای بالاتر فرماندهی در سپاه پاسداران ارتقا یابد. نقطه عطف زندگی حرفهای او در سال ۱۳۷۹ رقم خورد؛ زمانی که به فرمان آیتالله سید علی خامنهای رهبر انقلاب، سردار سلیمانی به عنوان فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران منصوب شد.
نیروی قدس شاخه برونمرزی سپاه است که مأموریت حمایت از نهضتهای مقاومت اسلامی و حفاظت از منافع استراتژیک ایران در خارج از مرزها را بر عهده دارد. سلیمانی به عنوان دومین فرمانده این نیرو (پس از سردار احمد وحیدی)، سکان هدایت آن را در دست گرفت و بیش از دو دهه این مسئولیت خطیر را برعهده داشت.
در آغاز فرماندهی او، همزمان فعالیت گروه طالبان در افغانستان اوج گرفته بود و شرایط منطقه پیچیدهتر میشد. ورود سلیمانی به این جایگاه، آغازگر فصل جدیدی در نقشآفرینی منطقهای جمهوری اسلامی ایران بود.
در افغانستان، سردار سلیمانی در اواخر دهه ۱۳۷۰ شمسی با مجاهدین افغان بهویژه فرمانده احمدشاه مسعود همکاری نزدیک برقرار کرد. او چندینبار به طور مخفیانه به افغانستان سفر کرد تا در سازماندهی مقاومت علیه گروه افراطی طالبان کمک کند.
گفته میشود حاج قاسم به دلیل روابط صمیمانه و صداقتی که داشت، توانست اعتماد فرماندهان افغان را جلب کند و نقش مؤثری در هماهنگی نیروهای ضدطالبان ایفا نماید. پس از سقوط طالبان در سال ۱۳۸۰ و پایان جنگهای داخلی، او در بازسازی مناطق جنگزده افغانستان نیز مشارکت داشت و کمکهای ایران را به مردم افغان رساند. فیلمها و تصاویری از حضور او در دره پنجشیر در کنار احمدشاه مسعود موجود است که نشان از عمق درگیری مستقیم سلیمانی در تحولات افغانستان دارد.
در جبههی لبنان و فلسطین، سردار سلیمانی نقش پشتپرده اما بسیار مؤثری ایفا کرد. او پشتیبان اصلی حزبالله لبنان در مقاومت ۳۳ روزه برابر تهاجم ارتش اسرائیل در تابستان ۱۳۸۵ (جنگ ۲۰۰۶) بود و حتی در بحبوحه بمبارانهای اسرائیل، در اتاق عملیات مرکزی حزبالله در ضاحیه بیروت حضور یافت.
سلیمانی ارتباط عمیقی نیز با فرماندهان گروههای فلسطینی مانند حماس و جهاد اسلامی برقرار کرده بود و به تقویت توان رزمی آنان کمک میکرد. با هدایت و حمایت او، جریان مقاومت فلسطین به سلاحهای پیشرفتهتری دست یافت و تاکتیکهایی چون ایجاد شبکه تونلهای زیرزمینی در غزه برای مقابله با اسرائیل اجرا شد.
بسیاری از این تونلها حاصل طرحها و همکاریهای نزدیک میان حاج قاسم و شهید عماد مغنیه (فرمانده نظامی حزبالله) بود که ضربات سختی بر ارتش اسرائیل وارد کرد. بدین ترتیب، سلیمانی در شکلگیری محور مقاومت از لبنان تا فلسطین، نقشی کلیدی داشت و دشمنان ایران او را معمار گسترش نفوذ منطقهای ایران میدانستند.

با شعلهور شدن آتش بحران در عراق و سوریه در دهه ۱۳۹۰، نام حاج قاسم سلیمانی بیش از پیش بر سر زبانها افتاد. پس از سقوط رژیم صدام و حضور نیروهای آمریکایی در عراق، سردار سلیمانی روابط نزدیکی با دولت و گروههای شیعه عراق برقرار کرد و به عنوان مشاوری قابل اعتماد، در تشکیل نیروهای مردمی جهت مقابله با تروریستها نقش داشت.
او در سالهای بعد از ۱۳۹۰ که گروههای تروریستی مانند داعش در منطقه ظهور کردند، عملاً فرمانده میدان نبرد علیه آنان بود. با پیدایش داعش (دولت اسلامی عراق و شام) در سالهای ۲۰۱۳–۲۰۱۴ و تصرف بخشهای بزرگی از عراق و سوریه، حاج قاسم بیدرنگ وارد عمل شد. در ژوئن ۲۰۱۴ (خرداد ۱۳۹۳) هنگامی که داعش شهر موصل را بهسرعت اشغال کرد و تا نزدیکی بغداد پیشروی نمود، سلیمانی خود را به بغداد رساند.
او با آیتالله سید علی سیستانی مرجع عالیقدر شیعه در نجف دیدار کرد و پس از آن آیتالله سیستانی فتوای تاریخی جهاد کفایی علیه داعش را صادر نمود. به دنبال این فتوا، سردار سلیمانی در سازماندهی نیروهای مردمی عراق موسوم به حشدالشعبی نقشی اساسی ایفا کرد و ارتباط بین واحدهای ارتش عراق، گروههای مقاومت و حتی پیشمرگههای کُرد را برای مقابله با دشمن مشترک برقرار ساخت.
فرمانده حشدالشعبی عراق بعدها اذعان کرد که حضور بهموقع و تدابیر حاج قاسم، بغداد و شهرهای مقدس سامرا، نجف و کربلا را از تهدید سقوط به دست داعش نجات داد.
در سوریه نیز، سردار سلیمانی به محض گسترش جنگ داخلی و هجوم گروههای تکفیری به یاری دولت و مردم سوریه شتافت. او با سازماندهی نیروهای مدافع حرم – مشتمل بر رزمندگانی از ایران و گروههای داوطلب شیعه مانند لشکر فاطمیون (افغانستانی) و لشکر زینبیون (پاکستانی) – نقش ستون فقرات مقاومت در سوریه را ایفا کرد.
حضور میدانی سلیمانی در جبهههای سوریه، روحیهبخش مدافعان بود و در طراحی عملیاتهای موفق مشارکت داشت. از جمله دستاوردهای مهم او در سوریه میتوان به آزادسازی شهرهای استراتژیک القصیر (استان حمص)، تدمر (پالمیرا) و البوکمال در مرز عراق اشاره کرد.
تصاویر منتشرشده از حاج قاسم در خطوط مقدم نبردهای سوریه – در حالی که در محاصره رزمندگان سوری، عراقی و لبنانی بود – به یکی از نمادهای مقاومت تبدیل شد. او نه تنها فرمانده نظامی، بلکه رهبر معنوی نیروهای جبهه مقاومت به شمار میرفت و حضورش در هر میدان نبرد، معادلات را به نفع جبهه خودی تغییر میداد.
تلاشهای چندساله سردار سلیمانی و یارانش سرانجام ثمر داد. در آبان ۱۳۹۶، پس از پاکسازی شهر بوکمال به عنوان آخرین پایگاه شهری داعش، حاج قاسم در نامهای رسمی به رهبر معظم انقلاب پایان سیطره داعش را اعلام کرد. او در این نامه با افتخار از برافراشته شدن پرچم سوریه بر مناطق آزادشده خبر داد و این پیروزی را به مقام رهبری تبریک گفت.
سلیمانی چند ماه پیش از آن نیز در شهریور ۱۳۹۶ وعده داده بود که تا سه ماه دیگر ریشه داعش را در منطقه خواهد خشکاند و به قول خود وفا کرد. نابودی خلافت خودخوانده داعش یکی از بزرگترین افتخارات دوران فرماندهی سلیمانی است که موجب شد بسیاری در منطقه او را منجی خود از شر تروریسم بدانند.
طی سالهای فرماندهی نیروی قدس، سردار سلیمانی علاوه بر نبردهای نظامی، در حوزه دیپلماسی و فعالیتهای فرهنگی نیز نقشآفرینی میکرد. او بانی تشکیل ستاد بازسازی عتبات عالیات بود و شخصاً بر طرحهای توسعه و مرمت حرمهای امامان شیعه در عراق نظارت داشت.
همچنین در برگزاری هرچه باشکوهتر مراسم راهپیمایی اربعین حسینی و تأمین امنیت زائران آن تلاش فراوانی نمود؛ به طوری که با پیگیریهای او، دولت عراق صدور روادید برای زائران ایرانی اربعین را لغو کرد تا عاشقان اباعبدالله بهراحتی در این مراسم شرکت کنند. این اقدامات نشان میدهد که حاج قاسم تنها یک فرمانده نظامی نبود، بلکه دلسوزانه به امور فرهنگی و مذهبی جهان تشیع اهتمام داشت و خود را خادم زوار و عاشقان اهلبیت میدانست.

درجات و افتخارات نظامی
سردار قاسم سلیمانی به پاس سالها مجاهدت، موفق به کسب عالیترین مدارج نظامی جمهوری اسلامی ایران شد. او در بهمن ۱۳۸۹ خورشیدی با حکم فرماندهی کل قوا سردار سرلشکر (معادل ژنرال چهارستاره) گردید. این درجه، بالاترین رتبه رسمی در نیروهای مسلح ایران بهشمار میرفت که در آن زمان تنها معدودی از فرماندهان ارشد دارا بودند.
چند سال بعد، نشانه دیگری از قدردانی نظام از خدمات ارزندهی حاج قاسم رقم خورد؛ در ۱۹ اسفند ۱۳۹۷ مقام معظم رهبری نشان ذوالفقار را به او اهدا کردند. نشان ذوالفقار عالیترین نشان افتخار نظامی ایران است که طبق آییننامه، فقط به فرماندهانی اعطا میشود که با تدابیر و اقدامات درخشان خود نتایج تعیینکنندهای در نبردهای مهم کسب کرده باشند.
سردار سلیمانی اولین فردی بود که پس از انقلاب اسلامی موفق به دریافت این نشان ویژه شد. در مراسم اعطای نشان ذوالفقار، رهبر انقلاب در تمجید از او گفتند: «مجاهدتهای در راه خدا با این چیزها قابل جبران نیست… خدای متعال زندگی ایشان را با سعادت و عاقبت ایشان را با شهادت قرار بدهد، البته نه حالا؛ هنوز سالها جمهوری اسلامی با ایشان کار دارد، اما آخرش انشاءالله شهادت باشد.» این بیان حاکی از جایگاه والای سلیمانی در نزد رهبری و پیشبینی سرانجام شهادت برای او بود.
علاوه بر تقدیر داخلی، آوازه سردار سلیمانی در سالهای آخر حیات به فراتر از مرزهای ایران نیز رسید. مجله آمریکایی فارین پالیسی در سال ۲۰۱۹ میلادی نام قاسم سلیمانی را در فهرست ده متفکر برتر حوزه دفاعی-امنیتی جهان قرار داد.
بسیاری از تحلیلگران غربی او را استراتژیستی کمنظیر میدانستند که نفوذ ایران در خاورمیانه را به طرز چشمگیری گسترش داده و معادلات قدرت را تغییر داده است. حتی برخی فرماندهان ارتش آمریکا اذعان کردند که سلیمانی در متحد کردن نیروهای شیعه منطقه و مقابله با نفوذ غرب، بهغایت موفق بوده است. این ارزیابیها از سوی ناظران خارجی، توانمندی حرفهای و نفوذ کاریزماتیک حاج قاسم را تأیید میکرد.
در میان مردم ایران و کشورهای محور مقاومت، سلیمانی به قهرمانی اسطورهای بدل شده بود. تواضع، اخلاص، شجاعت و مردمی بودن او زبانزد خاص و عام بود. به روایت بسیاری از همراهان، حاج قاسم رابطهای پدرانه با نیروهای تحت امر خود داشت و درد و دل آنان را میشنید. به همین دلیل پس از شهادتش، ملت ایران او را با لقب „سردار دلها“ یاد کردند؛ فرماندهای که نه تنها فرمانده نظامی، که فاتح قلبهای مردم بود.

شهادت در بغداد و واکنشها
سردار سلیمانی سرانجام به آرزوی دیرینه خود یعنی شهادت در راه خدا رسید. در نخستین ساعات بامداد جمعه ۱۳ دیماه ۱۳۹۸ (مصادف با ۳ ژانویه ۲۰۲۰)، خودروی حامل او در نزدیکی فرودگاه بینالمللی بغداد هدف حمله موشکی پهپادهای آمریکایی قرار گرفت. در این حمله تروریستی، همراه با حاج قاسم، ابومهدی المهندس نایبرئیس سازمان حشدالشعبی عراق و چند تن دیگر از یارانشان نیز به شهادت رسیدند.
ساعاتی بعد، وزارت دفاع آمریکا رسماً اعلام کرد که این عملیات به دستور مستقیم رئیسجمهور وقت آمریکا (دونالد ترامپ) انجام شده است. خبر شهادت سردار سلیمانی به سرعت در سراسر جهان مخابره شد و بازتابهای گستردهای به دنبال داشت.
در ایران، موجی از غم و خشم مردم و مسئولان را فرا گرفت. رهبر معظم انقلاب در پیامی سلیمانی را «سردار بزرگ و پرافتخار اسلام» خطاب کردند که آسمانی شد. ایشان با ستایش سالها مجاهدت مخلصانه و شجاعانه حاج قاسم، تأکید کردند خون پاک او به دست شقیترین افراد ریخته شد، اما راه او متوقف نخواهد ماند.
آیتالله خامنهای ضمن تسلیت این ضایعه به ملت ایران، سه روز عزای عمومی اعلام نمودند و تصریح کردند که „انتقام سختی“ در انتظار قاتلان خواهد بود. سایر مقامات بلندپایه ایران از جمله رئیسجمهور، رئیس قوه قضائیه و فرماندهان ارشد نظامی نیز در پیامهایی جداگانه، ضمن محکوم کردن اقدام آمریکا، رشادتها و خدمات سردار سلیمانی را ستودند.
در کشورهای منطقه نیز واکنشهای گستردهای شکل گرفت. شخصیتهای مقاومت همچون سید حسن نصرالله دبیرکل حزبالله لبنان، اسماعیل هنیه رئیس دفتر سیاسی حماس، عبدالملک حوثی رهبر انصارالله یمن و مقامات سوریه و عراق، ترور سلیمانی را بهشدت محکوم کردند و او را شهید راه مقاومت نامیدند.
دولتهای دوست ایران مانند ترکیه و افغانستان مراتب تسلیت خود را اعلام نمودند و حتی وزارت خارجه روسیه این اقدام را تقبیح کرد. در سازمان ملل، اگنس کالامارد گزارشگر ویژه حقوق بشر، ترور هدفمند سردار سلیمانی و همراهانش را نقض قوانین بینالمللی دانست و غیرقانونی شمرد.

بسیاری از ملتهای مسلمان با برگزاری تظاهرات خیابانی، خشم خود را از آمریکا ابراز داشتند. این واکنشها نشان داد که تأثیر و محبوبیت سلیمانی فراتر از مرزهای ایران گسترش یافته و او را به چهرهای جهانی در جبهه مقاومت تبدیل کرده است.
پس از شهادت سردار سلیمانی، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در پاسخ به این اقدام، عملیات موشکی «شهید سلیمانی» را علیه نیروهای آمریکایی ترتیب داد. سپاه در ۱۸ دی ۱۳۹۸ (۸ ژانویه ۲۰۲۰)، چندین فروند موشک بالستیک به پایگاه هوایی عینالاسد در عراق – که محل استقرار نیروهای آمریکایی بود – شلیک کرد و ضرباتی را به تجهیزات و تأسیسات آن وارد آورد.
این اولین حمله مستقیم یک دولت به پایگاههای آمریکا در سالهای اخیر بود که تنش میان دو کشور را به اوج رساند. همزمان، پارلمان عراق در یک جلسه فوقالعاده در ۱۵ دی ۱۳۹۸ طرح اخراج نیروهای آمریکایی از عراق را به تصویب رساند و خواستار پایان حضور بیگانگان در خاک عراق شد. بسیاری این تصمیم تاریخی را از پیامدهای خون شهید سلیمانی دانستند که اتحاد عراقیها برای خروج اشغالگران را تسریع کرد.
پیکر مطهر حاج قاسم پس از شهادت، طی آیینی کمنظیر در چندین شهر عراق و ایران تشییع شد. میلیونها نفر از مردم قدرشناس، پیکر او و دیگر شهدا را بدرقه کردند. ابتدا در ۱۴ دی مراسم باشکوهی در بغداد، کاظمین، کربلا و نجف برگزار گردید و مقامات عراقی از جمله نمایندگان مراجع تقلید بر پیکر شهدا نماز خواندند.
سپس پیکرها به ایران منتقل شد و در ۱۵ دی در اهواز و مشهد و ۱۶ دی در تهران و قم، سیل جمعیت در خیابانها به سوگواری پرداختند. در تهران، رهبر معظم انقلاب با چشمانی اشکبار بر پیکر یار دیرین خود نماز گزارد؛ صحنهای که احساسات میلیونها ایرانی را برانگیخت. انبوه جمعیت حاضر در مراسم تهران چنان بود که رسانههای خارجی آن را بیسابقه توصیف کردند.
به گزارش منابع خبری، بالغ بر ۲۰ تا ۲۵ میلیون نفر در مجموع مراسم تشییع سردار سلیمانی شرکت کردند. این تشییع تاریخی، پس از مراسم تشییع امام خمینی(ره)، بزرگترین بدرقه مردمی در تاریخ ایران قلمداد شد و نشان داد حاج قاسم چه جایگاه عظیمی در دلهای مردم دارد.
سرانجام پیکر پاک شهید سلیمانی در زادگاهش کرمان آرام گرفت. قرار بود خاکسپاری او در ۱۷ دی ۱۳۹۸ انجام شود اما به دلیل حضور جمعیت انبوه و ازدحام بیسابقه، تشییع کرمان با یک روز تأخیر انجام شد.
در ۱۸ دی ماه، پیکر حاج قاسم کنار یاران شهیدش در گلزار شهدای کرمان به خاک سپرده شد. از قضا، جمعیت مشتاق در مراسم کرمان چنان پرشمار بود که در اثر تراکم جمعیت، حادثهای ناگوار رخ داد و دهها نفر از شرکتکنندگان بر اثر ازدحام جمعیت جان باختند. هرچند این حادثه تلخ بر غمها افزود، اما خود گواه عشق عظیم مردم به سردارشان بود که از اقصینقاط ایران خود را به کرمان رسانده بودند تا با قهرمان ملیشان وداع کنند.
پس از شهادت، بنا به تصویب مقامات نظامی، سردار سلیمانی یک درجه نظامی ارتقاء یافت و به سپهبد (معادل ژنرال سهستاره) نائل گردید. از آن پس در ادبیات رسمی از او با عنوان „شهید سپهبد حاج قاسم سلیمانی“ یاد میشود. همچنین شورای عالی انقلاب فرهنگی در تقویم رسمی کشور، روز ۱۳ دیماه (سالروز شهادت او) را به عنوان روز جهانی مقاومت نامگذاری کرد، تا یاد و راه این شهید بزرگوار گرامی داشته شود.

میراث و یادبود
شهادت حاج قاسم سلیمانی اگرچه ضایعهای دردناک برای ایران بود، اما به تعبیر رهبر انقلاب «راه او و مکتب او متوقف نخواهد شد». امروز نام و یاد سلیمانی به یک فرهنگ و مکتب در جبهه مقاومت بدل شده است. تصاویر او بر دیوارهای شهرهای ایران و کشورهای محور مقاومت نقش بسته و تندیسهایش در میادین شهرها نصب شده است.
بسیاری از والدین مسلمان نام „قاسم“ را برای نوزادان خود برگزیدهاند تا یاد سردار دلها را زنده نگاه دارند. در ایران دهها مکان از بزرگراه و میدان گرفته تا مدارس و موسسات خیریه به نام شهید قاسم سلیمانی مزین گردیده است.
حتی در کشورهای دیگر نیز نشانههایی از بزرگداشت او دیده میشود؛ از جمله دیواری در فلسطین با تصویر او، یا نامگذاری یک خیابان در بیروت به اسم شهید سلیمانی. همه اینها حکایت از آن دارد که او دیگر صرفاً یک فرد نیست، بلکه نمادی الهامبخش برای مبارزه با ظلم و تروریسم در سراسر منطقه است.
در عرصه هنر و رسانه، زندگی و شخصیت حاج قاسم دستمایه آثار متعددی شده است. تاکنون چندین کتاب درباره زندگینامه و خاطرات او منتشر شده (از جمله کتابهایی با عنوان „سلیمانی عزیز“ و „شاخصهای مکتب سلیمانی“) که به ابعاد شخصیتی و مسیر مبارزاتی او میپردازند.
مستندهای تصویری متعددی از شبکههای مختلف درباره نقش سلیمانی در جنگها و مبارزات منطقهای پخش شده و در برخی فیلمها و سریالهای تلویزیونی نیز به طور غیرمستقیم به چهره او اشاره شده است. سرودها و نماهنگهای زیادی در رثای او ساخته شد و شاعران بسیاری در سوگش شعر سرودند.

در اولین سالگرد شهادتش (دی ۱۳۹۹) و همچنین سالگردهای بعدی، مراسم باشکوهی در ایران و کشورهای عراق، سوریه، لبنان و یمن برگزار گردید و دوستدارانش یاد او را گرامی داشتند. هر ساله در روز ۱۳ دی برنامههای مختلفی از سوی نهادهای مردمی و دولتی برگزار میشود که شامل یادوارهها، مسابقات فرهنگی و آیینهای نامگذاری است تا نسل جوان بیش از پیش با راه و مرام سلیمانی آشنا شوند.
از شهید سلیمانی یک وصیتنامه سیاسی-معنوی نیز به یادگار مانده که در چهلمین روز شهادتش توسط جانشین او سردار اسماعیل قاآنی قرائت شد. حاج قاسم در وصیتنامه خود ضمن تاکید بر پیروی از ولایت فقیه و پشتیبانی از انقلاب اسلامی، نظام جمهوری اسلامی ایران را به سان «حرم اهلبیت» توصیف کرده است؛ بدین معنا که حفظ و حراست از جمهوری اسلامی را واجب میدانست و هشدار داده بود که اگر این حرم آسیب بیند، دیگر حرمهای مقدس نیز در امان نخواهند بود.
او مردم و مسئولان را دعوت به وحدت و مقاومت در برابر دشمنان اسلام کرده و از جوانان خواسته است ادامهدهنده راه شهدا باشند. این وصیتنامه، انعکاسدهنده عمق ایمان، اخلاص و بینش استراتژیک سردار سلیمانی است که تا آخرین لحظات عمر نیز دغدغه اسلام و ایران را در سر داشت.
حاج قاسم سلیمانی اکنون متعلق به تاریخ است؛ تاریخی از مبارزه برای آرمانها و دفاع از وطن و مظلومان. نام او در کنار قهرمانان بزرگ ایران ثبت شده و خاطره دلاوریهایش الهامبخش نسلی جدید از جوانان مقاومت شده است. او مصداق بارز انسانی بود که «تمام عمر خود را به جهاد در راه خدا گذراند» و پاداش این مجاهدت را نیز با شهادت پر افتخار گرفت.
هرچند پیکر سردار سلیمانی در خاک آرام گرفته، اما مکتب سلیمانی زنده است و در قامت شاگردان و ادامهدهندگان راهش تداوم خواهد یافت. نسل امروز و فردا، حکایت مردی را به یاد خواهند داشت که بیادعا زیست، دل به خدا سپرد، با شجاعت جنگید و سرانجام خون پاکش نهال مقاومت را تنومندتر ساخت. زندگی پرافتخار شهید قاسم سلیمانی درس ایثار، ولایتمداری و عشق به مردم را برای همیشه در تاریخ معاصر به یادگار گذاشت.

جمعبندی
شهید قاسم سلیمانی تنها یک فرمانده نظامی نبود؛ او نماد مقاومت، ایثار و عشق به آرمانهای اسلامی و انسانی بود. نقشی که در مبارزه با تروریسم و دفاع از امنیت ملتها ایفا کرد، نامش را در قلب میلیونها انسان جاودانه ساخت.
زندگی و شهادت او نشان داد که انسانهای بزرگ حتی پس از رفتن، همچنان با نام و یادشان الهامبخش ملتها هستند. بیتردید قاسم سلیمانی در حافظه تاریخی ایران و جهان اسلام بهعنوان قهرمانی ماندگار باقی خواهد ماند.
بخش تعامل با کاربر
نام و یاد شهید قاسم سلیمانی برای بسیاری از ایرانیان و مسلمانان جهان یادآور شجاعت، ایثار و عزت است. شاید شما هم خاطرهای از سخنان او یا روایتهایی از حضورش در میدانهای نبرد شنیده باشید که برایتان الهامبخش بوده است. بازگو کردن این تجربهها میتواند این مقاله را زندهتر و ارزشمندتر کند.
به نظر شما مهمترین ویژگی شهید سلیمانی چه بود؟ آیا او را بیشتر بهعنوان یک فرمانده نظامی میشناسید یا الگویی از فروتنی و انسانیت؟ لطفاً دیدگاهها و احساسات خود را در بخش کامنتها با ما در میان بگذارید تا این زندگینامه با همراهی شما پویاتر و الهامبخشتر شود.


















