منظور از سرقفلی مغازه چیست؟ مفهوم حقوقی سرقفلی در قوانین ایران
تفاوت سرقفلی با مالکیت ملک تجاری ؛ تفاوت سرقفلی با حق کسب و پیشه
سرقفلی یکی از پرکاربردترین واژههای معاملات مغازه و ملک تجاری است، اما چون در گفتوگوی روزمره با معنیهای مختلفی استفاده میشود، خیلیها دقیق نمیدانند وقتی میگویند «این مغازه سرقفلی دارد» منظورشان دقیقاً چیست. گاهی سرقفلی را با «حق کسب و پیشه» یکی میگیرند، گاهی آن را معادل «پول پیش» میدانند و گاهی هم تصور میکنند هر مستأجری بعد از چند سال خودبهخود سرقفلیدار میشود.
واقعیت این است که سرقفلی یک حق مالی است که در چارچوب قوانین و قرارداد اجاره شکل میگیرد و ارزش آن به عوامل متعددی وابسته است. در این مقاله از بخش کسب و کار ماگرتا، مفهوم سرقفلی مغازه را ساده اما دقیق توضیح میدهم، تفاوتش را با حق کسب و پیشه روشن میکنم، درباره انتقال، تخلیه و تعیین مبلغ سرقفلی صحبت میکنم و در پایان هم به پرسشهای رایج پاسخ میدهم.

سرقفلی مغازه به زبان ساده یعنی چه
سرقفلی را میتوان «بهای حق اولویت و بهرهبرداری تجاری از یک محل» دانست. یعنی در برخی قراردادهای اجاره تجاری، مالک در ابتدای اجاره مبلغی را با عنوان سرقفلی از مستأجر میگیرد. این مبلغ صرفاً اجارهبها نیست؛ بیشتر شبیه پولی است که مستأجر میپردازد تا بتواند از مزیتهای تجاری آن مکان استفاده کند و در ادامه، این حق را تحت شرایطی به دیگری واگذار کند یا در زمان تخلیه، بسته به وضعیت قرارداد و قانون، درباره ارزش آن مطالبه داشته باشد.
در عرف بازار، سرقفلی معمولاً به «ارزش تجاریِ نشستن در آن نقطه» اشاره دارد؛ مثل موقعیت خاص مغازه، میزان رفتوآمد، دیده شدن، دسترسی، اعتبار محل و ظرفیت درآمدزایی. اما از نظر حقوقی، مهم این است که سرقفلی یک حق مالی قابل نقل و انتقال است که باید ریشه قراردادی و قانونی داشته باشد، نه صرفاً یک احساس بازاری.
قانونیترین تعریف سرقفلی
در قانون روابط موجر و مستاجر مصوب سال ۱۳۵۶، این حق تحت عنوان «حق کسب و پیشه یا تجارت» شناخته میشد که به صورت خودکار برای مستاجر ایجاد میشد و قرارداد را تمدید میکرد. اما در قانون سال ۱۳۷۶ (قانون فعلی)، این مفهوم به «سرقفلی» تغییر نام داد و با تفاوتهایی همراه شد:
- سرقفلی به صورت خودکار ایجاد نمیشود و باید در قرارداجاره ذکر شود.
- قرارداد اجاره را به صورت خودکار تمدید نمیکند و مستاجر در صورت عدم توافق با مالک، ملک را تخلیه میکند.

چرا سرقفلی به وجود آمد و چه مشکلی را حل میکرد
در بازارهای شهری، بعضی موقعیتهای تجاری آنقدر ارزشمندند که صرف اجارهکردنشان با اجارهبهای ماهانه، تصویر واقعی ارزش را نشان نمیدهد. مالک میخواهد بخشی از این ارزش را همان ابتدا دریافت کند و مستأجر هم حاضر است مبلغی بدهد تا در یک نقطه پربازده مستقر شود و سرمایهگذاریاش روی آن محل از بین نرود.
به همین دلیل، سرقفلی به عنوان یک سازوکار شکل گرفت که هم به مالک امکان میدهد ارزش تجاری ملک را در قیمتگذاری لحاظ کند و هم به مستأجر این اطمینان نسبی را بدهد که حق مالیِ پرداختشده، بیاثر و بیسرانجام نیست. البته میزان این اطمینان کاملاً به متن قرارداد، تاریخ قرارداد و قواعد قانونی حاکم بر آن بستگی دارد.
تفاوت سرقفلی با حق کسب و پیشه و تجارت
یکی از مهمترین بخشهای فهم سرقفلی، جدا کردن آن از «حق کسب و پیشه و تجارت» است. در بسیاری از اجارههای تجاری قدیمی، چیزی به نام حق کسب و پیشه مطرح میشود که با گذشت زمان و فعالیت مستأجر ایجاد میشود و فلسفهاش حمایت از کسبوکار مستأجر در محل اجارهای است. این حق معمولاً به عملکرد مستأجر و استمرار فعالیت گره میخورد و ممکن است در بعضی شرایط از بین برود یا کاهش یابد.
اما سرقفلی در معنای رایج حقوقیِ امروز بیشتر به اجارههای تجاریای مربوط است که در چارچوب مقررات جدیدتر تنظیم شدهاند و اساسش پرداخت مبلغی در ابتدای اجاره یا ایجاد حق مالی مشخص در قرارداد است. در سرقفلی، محور اصلی «توافق و دریافت/پرداخت سرقفلی» و شرایط قراردادی انتقال و تخلیه است، نه صرفاً گذشت زمان و ایجاد شهرت کسبوکار.
بنابراین اگر کسی بگوید «این مغازه سرقفلی دارد»، اولین سؤال کلیدی این نیست که چند سال آنجا کار کرده، بلکه این است که قرارداد تحت کدام قانون تنظیم شده، در قرارداد درباره سرقفلی چه نوشته شده و آیا پرداخت سرقفلی یا حق انتقال به غیر پیشبینی شده یا نه.
| ویژگی | سرقفلی (قانون ۱۳۷۶) | حق کسب و پیشه (قانون ۱۳۵۶) |
|---|---|---|
| نحوه ایجاد | با توافق در قرارداجاره ایجاد میشود | به صورت خودکار با عقد قرارداجاره ایجاد میشود |
| تمدید قرارداد | قرارداد به صورت خودکار تمدید نمیشود | قرارداد به صورت خودکار تمدید میشود |
| ماهیت حق | مالی و قابل معامله (قابل ضمانت و توقیف) | حقی ناشی از فعالیت مستاجر (غیرقابل ضمانت) |
| ارزشگذاری | مبلغ مشخص در قرارداد و بهروزرسانی هنگام تخلیه | بر اساس شهرت و مشتریان کسبوکار محاسبه میشود |
چه کسانی در معامله سرقفلی ذینفع هستند
در یک ملک تجاری، معمولاً سه نقش اصلی داریم: مالکِ عین (صاحب ملک)، مستأجرِ فعلی (دارنده حق بهرهبرداری) و مستأجرِ بعدی یا خریدارِ سرقفلی (کسی که میخواهد وارد محل شود). گاهی هم وراث مستأجر یا مالک، شریکهای تجاری، یا اشخاصی که به واسطه قراردادهای جانبی وارد شدهاند در ماجرا نقش پیدا میکنند.
ذینفع بودن در سرقفلی یعنی هر کسی که تصمیمها و توافقهای مربوط به واگذاری، تمدید، تخلیه یا قیمتگذاری سرقفلی روی حق و داراییاش اثر میگذارد. به همین دلیل، قبل از هر معامله، باید مشخص شود «مالک سرقفلی» دقیقاً کیست، چه مدرکی دارد و چه محدودیتهایی برای انتقال وجود دارد.
سرقفلی چگونه ایجاد میشود
در عمل چند حالت رایج وجود دارد. حالت اول این است که مالک در ابتدای اجاره، مبلغی به عنوان سرقفلی دریافت میکند و این موضوع در قرارداد و رسیدها ثبت میشود. حالت دوم این است که مستأجر در طول مدت اجاره، حق خود را به مستأجر دیگری واگذار میکند و مبلغی به عنوان سرقفلی از او میگیرد، البته به شرط اینکه قرارداد و قانون اجازه چنین انتقالی را داده باشد یا محدودیت انتقال وجود نداشته باشد.
حالت سوم زمانی است که مالک با توافق، حق سرقفلی را به شکل معتبر به مستأجر میدهد یا آن را به رسمیت میشناسد، بهگونهای که مستأجر هنگام تخلیه بتواند درباره ارزش آن مطالبه داشته باشد. در همه این حالتها، سندیت و متن قرارداد تعیینکننده است و بدون مدرک روشن، اثبات حق بسیار سخت میشود.
نحوه محاسبه و پرداخت سرقفلی
مبلغ سرقفلی توافقی بین مالک و مستاجر است و معمولاً در ابتدای اجاره پرداخت میشود. هنگام تخلیه ملک، مالک موظف است این مبلغ را بر اساس نرخ روز به مستاجر بازپرداخت کند، مگر اینکه مستاجر از حقوق خود صرفنظر کند.
نکات مهم در مورد سرقفلی
- تنها برای اماکن تجاری: سرقفلی فقط برای املاکی کاربرد دارد که برای کسب و کار استفاده میشوند، نه املاک مسکونی.
- لزوم ذکر در قرارداد: اگر در قرارداجاره به سرقفلی اشارهای نشده باشد، مستاجر نمیتواند ادعایی در این مورد داشته باشد.
- حق واگذاری: مستاجر میتواند سرقفلی را به شخص دیگری منتقل کند، اما معمولاً نیاز به موافقت مالک دارد.
- پرداخت عوارض: اگر سرقفلی به مستاجر تعلق داشته باشد، پرداخت عوارض کسب و پیشه نیز بر عهده او خواهد بود، مگر اینکه توافق دیگری صورت گرفته باشد.
انتقال سرقفلی یعنی چه و چه شرطهایی دارد
انتقال سرقفلی یعنی دارنده این حق، آن را به دیگری واگذار کند؛ معمولاً در قالب قراردادهای حقوقی مثل صلح، واگذاری حق، یا توافق سهجانبه بین مالک، مستأجر و منتقلالیه. در عرف بازار هم به آن «فروش سرقفلی» میگویند.
اما یک نکته حساس وجود دارد: در بسیاری از موارد، انتقال سرقفلی بدون توجه به شرطهای قرارداد، میتواند دردسرساز شود. اگر در قرارداد اجاره، حق انتقال به غیر از مستأجر سلب شده باشد، مستأجر حق ندارد آن را به دیگری منتقل کند، مگر اینکه مالک رضایت بدهد. حتی اگر سلب نشده باشد، باز هم انتقال باید به شکل درست و قابل اثبات انجام شود تا در آینده اختلاف ایجاد نشود.
به همین دلیل، معامله سرقفلی صرفاً یک معامله مالی نیست؛ یک معامله حقوقی است که باید وضعیت اجاره، مدت باقیمانده، شغل مورد توافق، بدهیهای احتمالی، وضعیت مالیاتی و مجوزها و همچنین رضایت یا عدم رضایت مالک را روشن کند.

رابطه سرقفلی با شغل و نوع فعالیت در مغازه
در بسیاری از قراردادهای تجاری، کاربری و شغل مستأجر در قرارداد قید میشود. این موضوع فقط یک جمله تشریفاتی نیست. اگر شغل مشخص شده باشد، تغییر آن یا واگذاری به شغلی کاملاً متفاوت ممکن است از نظر حقوقی مشکل ایجاد کند و زمینه اختلاف با مالک را بالا ببرد.
از طرف دیگر، برخی کسبوکارها ارزش سرقفلی را تغییر میدهند. مغازهای که برای یک فعالیت خاص بسیار مناسب است ممکن است در همان فعالیت، ارزش سرقفلی بالاتری داشته باشد. بنابراین در انتقال سرقفلی، هم باید «محدودیتهای شغلی قرارداد» را در نظر گرفت و هم «اثر شغل بر ارزش تجاری» را.
سرقفلی و تخلیه مغازه
یکی از نگرانیهای اصلی مستأجران این است که اگر روزی مالک بخواهد مغازه را تخلیه کند، تکلیف سرقفلی چه میشود. پاسخ یک جملهای ندارد و به چند عامل بستگی دارد: اینکه سرقفلی در ابتدا پرداخت شده یا نه، در قرارداد چه آمده، قرارداد تحت کدام قانون است، و سبب تخلیه چیست.
در برخی حالتها، اگر سرقفلی به شکل معتبر ایجاد شده باشد، هنگام تخلیه ممکن است حق مطالبه ارزش روزِ آن مطرح شود. اما اگر مالک از ابتدا سرقفلی نگرفته باشد و شرایط قرارداد و قانون چنین حقی ایجاد نکرده باشد، ممکن است مستأجر نتواند در پایان مدت اجاره، سرقفلی از مالک مطالبه کند. به همین دلیل است که «قبل از امضا» مهمتر از «بعد از اختلاف» است؛ چون متن قرارداد آینده مالی طرفین را میسازد.
عوامل مؤثر بر قیمت سرقفلی مغازه
قیمت سرقفلی معمولاً به یک فرمول ثابت و عمومی کاهش پیدا نمیکند، چون بازار، شهر، محله و حتی تغییرات شهری روی آن اثر میگذارد. با این حال، چند عامل تقریباً همیشه نقش پررنگ دارند.
موقعیت مکانی و میزان رفتوآمد، اولین عامل است. مغازه در یک خیابان تجاری پر تردد معمولاً سرقفلی بالاتری دارد. عرض برِ مغازه، دیده شدن، امکان نصب تابلو، دسترسی به پارکینگ یا حملونقل عمومی و نزدیکی به مراکز پرمراجعه هم اثر مستقیم دارد.
مساحت مفید، ارتفاع، امکان دکور و چیدمان، انبار یا زیرزمین، وضعیت تأسیسات و کیفیت بنا هم مهم است. همچنین نوع کاربری و محدودیتهای صنفی میتواند ارزش را بالا یا پایین ببرد. مدت باقیمانده اجاره و شرایط تمدید هم روی قیمت اثر دارد، چون خریدار سرقفلی میخواهد بداند تا چه حد از استمرار حضور در آن محل مطمئن است.
در اختلافهای رسمی، معمولاً تعیین ارزش با نظر کارشناس انجام میشود و کارشناس با توجه به عرف منطقه، ویژگیهای ملک، سابقه بهرهبرداری و اسناد و شرایط قرارداد، عدد نهایی را اعلام میکند.
اشتباههای رایج در خرید و فروش سرقفلی
یکی از اشتباههای پرتکرار این است که خریدار فقط به حرفهای شفاهی یا یک رسید ساده تکیه کند و قرارداد اجاره و شروط آن را دقیق نبیند. اشتباه دیگر این است که وضعیت «حق انتقال به غیر» روشن نباشد یا رضایت مالک به شکل قابل استناد اخذ نشود.
اشتباه مهم دیگر، نادیده گرفتن بدهیهای پنهان است؛ مثل بدهی شارژ، مالیات، عوارض، یا اختلافهای قبلی با مالک یا همسایهها. همچنین برخی افراد تفاوت سرقفلی و حق کسب و پیشه را نمیدانند و تصور میکنند هر مغازهای که سالها در آن کار شده «حتماً سرقفلیدار» است، در حالی که نوع قرارداد و قانون حاکم میتواند نتیجه را کاملاً تغییر دهد.
نکتههای قراردادی که قبل از امضا باید روشن شود
در معاملههای سرقفلی، چند موضوع باید شفاف و مکتوب باشد. اینکه مبلغ دقیق سرقفلی چقدر است و بابت چه حقی پرداخت میشود، مدت اجاره و شرایط تمدید چگونه است، آیا حق انتقال به غیر وجود دارد یا سلب شده، کاربری و شغل مجاز چیست، تکلیف تغییر شغل چگونه است، و در صورت تخلیه یا اختلاف، چه سازوکاری برای حل اختلاف و ارزیابی قیمت پیشبینی میشود.
همچنین بهتر است وضعیت مالکیت ملک، هویت مالک، وضعیت وراثت یا شریک بودن، و هر گونه محدودیت ثبتی روشن شود. معامله سرقفلی چون معمولاً رقمهای بالا دارد، یک سهلانگاری کوچک میتواند تبدیل به دعوای سنگین و طولانی شود.
جمعبندی
سرقفلی یک حق مالی برای مستاجرین اماکن تجاری است که به آنها اجازه میدهد از ارزشی که برای ملک ایجاد کردهاند، محافظت کنند. این حق در قانون سال ۱۳۷۶ جایگزین «حق کسب و پیشه» شده و تفاوتهای مهمی با آن دارد، از جمله اینکه ایجاد آن نیازمند توافق در قرارداد است و قرارداد را به صورت خودکار تمدید نمیکند.
توصیه نهایی: اگر قصد اجاره یا واگذاری مغازه را دارید، حتماً در قرارداجاره به طور شفاف در مورد سرقفلی توافق کنید و جزئیات مربوط به مبلغ، نحوه بازپرداخت و شرایط واگذاری را ذکر کنید تا از بروز مشکلات احتمالی جلوگیری شود.

پرسشهای متداول
سرقفلی مغازه دقیقاً یعنی چه؟
سرقفلی حق مالیِ مرتبط با بهرهبرداری تجاری از یک محل است که معمولاً با پرداخت مبلغی در ابتدای اجاره یا با واگذاری حق مستأجر به دیگری ایجاد و منتقل میشود.
سرقفلی با حق کسب و پیشه چه فرقی دارد؟
سرقفلی بیشتر مبتنی بر توافق و پرداخت مشخص در قراردادهای جدیدتر است، اما حق کسب و پیشه معمولاً در اجارههای قدیمیتر و با گذشت زمان و فعالیت مستأجر شکل میگیرد.
آیا مستأجر میتواند سرقفلی را بدون رضایت مالک منتقل کند؟
این موضوع به شرطهای قرارداد و حق انتقال به غیر بستگی دارد و اگر انتقال در قرارداد محدود شده باشد، معمولاً بدون رضایت مالک ریسک اختلاف و پیامد حقوقی بالا میرود.
قیمت سرقفلی چگونه تعیین میشود؟
قیمت به عواملی مثل موقعیت، رفتوآمد، برِ مغازه، مساحت، شرایط بنا، کاربری، مدت اجاره و عرف منطقه وابسته است و در اختلافها معمولاً با نظر کارشناس تعیین میشود.
اگر مالک در ابتدای اجاره سرقفلی نگرفته باشد، مستأجر میتواند آخر کار سرقفلی بگیرد؟
در بسیاری از قراردادهای تجاری، اگر سرقفلی از ابتدا به شکل معتبر ایجاد نشده باشد، مطالبه آن در پایان اجاره از مالک ممکن است با محدودیت جدی روبهرو شود و باید متن قرارداد و قانون حاکم بررسی شود.
نتیجهگیری
سرقفلی مغازه یک حق مالی است که حول ارزش تجاریِ حضور در یک موقعیت شکل میگیرد و در چارچوب قرارداد و قانون معنا پیدا میکند. تفاوت آن با حق کسب و پیشه، در مبنای ایجاد و آثار حقوقیاش است؛ بنابراین برای تصمیمگیری درست، باید به تاریخ و متن قرارداد، شرط انتقال به غیر، شغل مورد توافق و وضعیت پرداخت سرقفلی توجه کرد.
اگر سرقفلی را فقط یک «پول اضافی» یا یک «عرف بازار» ببینیم، احتمال خطا بالا میرود. اما اگر آن را یک حق مالی قابل انتقال با شروط مشخص بدانیم و قبل از معامله همه جزئیات را شفاف کنیم، هم ریسک اختلاف کمتر میشود و هم ارزش واقعی معامله بهتر حفظ میشود.
به اشتراک گذاری نظرات شما
شما در معامله سرقفلی بیشتر با مشکل ابهام در قرارداد روبهرو شدهاید یا با اختلاف بر سر قیمتگذاری؟
اگر تجربهای از خرید، فروش یا تخلیه مغازه سرقفلیدار دارید، تجربهتان را بنویسید و بگویید کدام نکته برایتان تعیینکنندهتر بوده است.


















