جواب فعالیت های درس ۲۳ مطالعات اجتماعی هفتم 🧐 عقاید و سبک زندگی مردم در ایران باستان
گام به گام درس بیست و سوم (23) مطالعات اجتماعی هفتم - پاسخ فعالیتهای صفحه 145 و 146 و 147 و 149 درس عقاید و سبک زندگی مردم در ایران باستان
پاسخ فعالیت های درس بیست و سوم مطالعات اجتماعی هفتم؛ در این نوشته پاسخ سوالات صفحه ۱۴۵، ۱۴۶، ۱۴۷ و ۱۴۹ درس ۲۳ «عقاید و سبک زندگی مردم در ایران باستان» کتاب مطالعات اجتماعی پایه هفتم دوره اول متوسطه را برای شما دانش آموز عزیز فراهم کردهایم. با آموزش و پرورش ماگرتا همراه باشید.
پاسخ درس بعدی: جواب فعالیت های درس ۲۴ مطالعات هفتم

جواب فعالیت صفحه ۱۴۵ مطالعات هفتم
۱- آیا میتوانید چند نوع خوراک که با استفاده از مواد اولیه بالا تهیه میشود، نام ببرید؟
✅ جواب: نان از آرد گندم یا جو، کباب از گوشت دام یا پرندگان، پنیر از شیر بز، آش یا سوپ ساده از آرد و سبزی، تخممرغ پخته یا سرخشده، میوه تازه یا خشکشده، شربت میوهای مثل انگور یا انار
۲- چند ماده غذایی نام ببرید که امروزه مصرف می کنید و در زمان ایران باستان نبوده است. بگویید چرا این مواد نمی توانستند در آن دوره وجود داشته باشند.
✅ جواب: ماکارانی، غذاهای فست فودی مانند پیتزا و ساندویچ، انواع کنسروها، چیپس و پفک. در گذشته مردم از مواد غذایی که اطراف آن ها بود برای تغذیه استفاده می کردند و مانند امروز صنعت انقدر پیشرفت نکرده بود.
جواب فعالیت صفحه ۱۴۶ مطالعات هفتم
۳- همفکری کنید و با توجه به تصاویر اجزای لباس در هر یک توضیح دهید.
✅ جواب:
لباس زن اشکانی : زیور آلات – عمامه – چادر و پیراهن گشاد.
لباس مردان پارسی و مادی : کلاه، کفش و کمربند، دو نوع پیراهن مختلف که یکی آستین های تنگ دارد و دیگری آستین های گشاد.
۴- با توجه به این که شغل بیشتر مردم در ایران باستان کشاورزی بوده، پوشیدن چه لباسهایی برایشان مناسب بوده است؟
✅ جواب: لباسهای مناسب برای کشاورزان در ایران باستان باید ساده، راحت، مقاوم و مناسب کار در هوای گرم یا سرد باشد. معمولاً شامل پیراهن بلند یا تونیک نخی یا کتانی، شلوار گشاد یا لنگ ساده، کمربند پارچهای و گاهی کلاه یا سربند برای محافظت در برابر آفتاب بوده است. این لباسها باید آزادی حرکت داشته باشند و جلوی کار را نگیرند.
جواب فعالیت صفحه ۱۴۷ مطالعات هفتم
۵- کدام یک از ورزش های ایران باستان در جهان امروز مرسوم است؟ چند مورد نام ببرید.
✅ جواب: چوگان – تیر اندازی – شنا – کشتی – سوارکاری.
۶- ـ چرا ایرانیان داشتن روحیه اخلاق مداری و پهلوانی را برای ورزشکاران خود لازم میدانستند؟
✅ جواب: زیرا ایرانیان باستان معتقد بودند که ورزش فقط برای نیرومند شدن بدن نیست، بلکه باید انسان را از نظر اخلاقی و رفتاری هم رشد دهد. ورزشکار باید راستگو، باادب، شجاع، کمککار و فروتن باشد تا الگوی خوبی برای دیگران باشد و از قدرتش درست استفاده کند. بدون اخلاق، قدرت بدنی میتوانست خطرناک باشد.
جواب فعالیت صفحه ۱۴۹ مطالعات هفتم
۷- دعای تحویل سال چیست؟ ترجمه آن را در کلاس بیان کنید.
✅ جواب:
یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ
ای دگرگون کننده قلب ها و دیده ها
یَا مُدَبِّرَ اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ
ای مدبر شب و روز
یَا مُحَوِّلَ الْحَوْلِ وَ الْأَحْوَالِ
ای گرداننده سال و حالت ها
حَوِّلْ حَالَنَا إِلَی أَحْسَنِ الْحَالِ
حال ما را به بهترین حال ها متحول ساز
۸- درباره یکی از موارد زیر از بزرگ ترها پرس و جو کنید و نتیجه را در کلاس بگویید.
الف) هر یک از اجزای سفره هفت سین نماد چه چیزی است؟
✅ جواب:
سیب: سلامتی و تندرستی و عشق
سبزه: حیات و شادابی
سمنو: خیر و برکت
سرکه: جاودانگی و صبر
سیر: دوری از شر و درمان
سکه: رزق و روزی و برکت
سماق: مزه زندگی
سنجد: دانایی
ب) سمنو از چه چیز و چگونه تهیه می شود؟
✅ جواب: از جوانه گندم کوبیده شده و له شده که آن را با آرد سبوس دار می جوشانند. در هنگام پخت سمنو باید دائما آن را هم زد تا ته نگیرد.
۹- فرض کنید یک نوجوان ۱۳ – ۱۲ ساله هستید که در ایران باستان زندگی می کنید. با توجّه به اطلاعاتی که از این درس و درس های قبل به دست آوردید، یک روز زندگی خود را از صبح تا شب مجسم کنید و بنویسید. در نوشته خودتان آنچه خوردید، پوشیدید و کارها و فعالیت هایتان را شرح دهید. متن را به معلم بدهید یا در کلاس بخوانید.
✅ جواب:
یک روز زندگی من در ایران باستان
من یک نوجوان ۱۳ ساله در دوران هخامنشیان هستم. خانوادهام در نزدیکی تخت جمشید زندگی میکنند و پدرم یکی از کشاورزان روستا است. امروز مثل همیشه روز پرکاری خواهد بود.
صبح
صبح زود با طلوع خورشید بیدار شدم. مادرم برایمان نان تازهای که شب گذشته پخته بود همراه با کمی پنیر و خرما آماده کرده بود. این صبحانه ساده ولی مقوی بود و انرژی لازم برای شروع کار روزانه را به من میداد. بعد از صبحانه، لباس سنتیام را که از جنس پشم نرم بود پوشیدم؛ یک شلوار ساده و بلند، پیراهنی گشاد و کفشهایی چرمی که مادرم برایم دوخته بود.
پیش از ظهر
بعد از آماده شدن، همراه پدرم به مزرعه رفتیم. در این فصل، زمینهای گندم آماده برداشت هستند. من و پدر مشغول درو کردن گندم شدیم و سعی کردم تا جایی که میتوانم کمک کنم. پدرم همیشه به من میگوید: «کشاورزی پایه زندگی ماست و زحمتی که میکشیم، نانی که میخوریم را ارزشمند میکند.»
ظهر
نزدیک ظهر، مادرم برایمان غذا آورد. او با مقداری گندم و عدس آش خوشمزهای درست کرده بود. غذا را در سایه درختان خوردیم. صحبتهای پدرم درباره فصل بعدی کشت و برنامهریزی برای آبیاری بسیار جالب بود. همچنین از مردانی که برای ساخت کاخهای تخت جمشید کار میکنند، داستانهایی شنیدم.
عصر
بعد از استراحت کوتاه، به خانه برگشتیم. من و برادرم تصمیم گرفتیم به معبد نزدیک روستا برویم. در معبد، موبدان مشغول دعا و نیایش به اهورامزدا بودند. فضایی پر از آرامش و سکوت در آنجا حاکم بود. من از موبدان درباره اهمیت راستی و درستی شنیدم و این حرفها مرا به فکر فرو برد.
شب
هنگامی که به خانه برگشتیم، مادرم غذایی گرم شامل گوشت کبابی و نان تازه آماده کرده بود. بعد از شام، همه در کنار آتش نشستیم. پدرم از گذشتههای دور و دلاوریهای شاهان بزرگ مانند کوروش و داریوش صحبت کرد. مادرم هم درباره مهارتهای خانهداری و نحوه دوختن لباسها به من نکاتی آموخت.
قبل از خواب
پیش از خواب، به آسمان پرستاره نگاه کردم. احساس کردم که چقدر خوششانس هستم که در این سرزمین زندگی میکنم؛ جایی که عدالت، کشاورزی و احترام به طبیعت از ارزشهای مهم زندگی ماست. با این فکرها به رختخواب رفتم و به آیندهای که در پیش دارم اندیشیدم.
زندگی من در ایران باستان، ساده اما پر از ارزشها و لحظات آموزنده است. هر روز فرصتی برای یادگیری، تلاش و قدردانی از خانواده و طبیعت است. این روز هم یکی از آن روزهای بهیادماندنی بود.
پاسخ درس قبلی: جواب فعالیت های درس ۲۲ مطالعات هفتم
🔔 به پایان گام به گام فعالیتهای درس ۲۳ مطالعات اجتماعی پایه هفتم رسیدیم. برای دیدن جواب سایر بخشهای کتاب، کافیست شماره صفحه یا نام درس را به همراه کلمه «ماگرتا» در گوگل سرچ کنید. همچنین اگر سوالی دارید آن را از قسمت دیدگاه از ما و یا سایر دانش آموزان بپرسید.



















عالیه
عالی
عالی بود
عالییی
عالی
سلام این درسش جواباش عالی بود مرسی
عالی بود
عاشق ماگرتا هستم
جواب هفتمششششش 😶😶
خوب بود خیلی ممنون👍
جواب فعالیت ۷ صفحه ی ۱۴۹ : «به نام خدا»
صبح شده بود . بیدار شدم و لباس زیبایم را به تن کرده و به پیش خانواده ی خویش رفتم . سلام کردم و سپس رفتم و به دست و صورتم آب زدم تا بر سر سفره بنشینم . پدرم دعا را خواند و شروع کردیم به خوردن غذا ( می توانم بگویم که لحظه ای که در خانه مان بیشتر از هر لحظه ای دوست دارم هنگام غذا خوردن است زیرا در سر سفره همه ساکت می شویم)
بعد از خوردن غذا دست هایم را شستم و از پدرم اجازه گرفتم تا به دیدار دوستانم بروم . پدرم اجازه داد و گفت که او مرا به خانه ی دوستانم میبرد . با اسب زیبایش مرا به خانه دوستانم رساند و خود نیز به زمین کشاورزی رفت تا به برادرانش کمک کند تا کارشان هرچه زودتر تمام شود .
در خانه ی دوستانم بازی های متفاوتی مثل تاپ تاپ خمیر/دستمال پشتی و /شاه، دزد، وزیر کردیم . اما در حین بازی کردن گوشواره ام را گم کرده بودم پدرم آن را برایم خریده بود .گوشواره ای طلایی و زیبا بود . بعد از ساعت ها جست و جو گوشواره را در دست برادر کوچک دوستم حلیمه پیدا کردیم .
نزدیک های ناهار به خانه برگشتم . مهمان داشتیم . عموهایم آمده بودند و مادرم از آنها پذیرایی می کرد . من هم سریع رفتم و سلامی بر عموهایم کردم و به کمک مادرم رفتم .
کمی بعد عمو هستیم برخاستند و خندان به خانه هایشان برگشتند .
من هم بعد از کمک کردن به مادرم کنار پدر رفته و منتظر شام ماندم . وقتی شام آماده شد دستانم را شستم و سر سفره نشستم . بعد از غذا نیز دستانم را شستم و خدا را شکر کرده و به گوشه ای از خانه رفتم و خوابیدم .😴😴
عالی بود
زیبا بود
عالیه
عالی مرسی
عالی
مرسی
خیلی ممنون عالی بود محدثه جان
عالی
خیلی ممنون محدثه خانوم
فعالیت ۷ رو یکی راهنمایی کنه😪
تو را خدا یکی کمک کنه اگه مطلبی نوشتین لطف کنید ارائه بدین
من دنبال فعالیت هفت میگشتم کاش یکم اطلاعات برا نوشتنش میزاشتین
اره دقیقا. شانس نداریم که😐
اره منم همینطور
به جای این حرفا یکم کمک کنین من گیر کردم 😔😔