سبک زندگی

چگونه با خدا حرف بزنیم؟ احساسی‌ترین رابطه‌ای که می‌تونی تجربه کنی

ارتباطی که قلبت رو از نو می‌سازه 🌈 روشی برای پیدا کردن امید در تاریکی 🕯️

حرف زدن با خدا برای بسیاری از ما هم بدیهی است و هم رازآلود. بدیهی از این جهت که در لحظه‌های شاد و غم، بی‌اختیار دل‌مان رو به سوی او می‌رود و کلمات درونی‌مان رنگ توکل و امید می‌گیرد. رازآلود از این جهت که نمی‌دانیم این گفت‌وگو را چگونه آغاز کنیم، چگونه ادامه بدهیم، از چه بگوییم، چه بشنویم و چه نشانه‌هایی را به عنوان پاسخ ببینیم. گاهی احساس می‌کنیم زبانمان بند آمده، گاهی خیال می‌کنیم باید جمله‌های خاصی بلد باشیم، و گاهی هم همه چیز را به «فرصت بهتر» موکول می‌کنیم. این سرگشتگی طبیعی است، اما خبر خوب این است که گفت‌وگو با خدا هم مثل هر رابطه دیگری، با چند اصل ساده و تمرین‌های کوچک اما پیوسته، طبیعی و روان می‌شود.

این مقاله از بخش سبک زندگی ماگرتا، نقشه راهی عملی و رفیقانه برای شماست تا گفت‌وگو با خدا را از حالت مقطعی و اضطراری به بخشی زنده از زیست روزانه تبدیل کنید. از آماده‌سازی دل و نیت، کیفیت خلوت، زبان دعا و مناجات، شکرگزاری، تلاوت و تأمل، ذکر و سکوت، تا کارهای بیرونی مانند خدمت و مهربانی و صدقه؛ همه را با گام‌های روشن و قابل اجرا توضیح می‌دهیم. در پایان هم یک برنامه ۳۰ روزه، عیب‌یابی خطاهای رایج، پرسش‌های متداول و جمع‌بندی خواهید دید تا مسیرتان روشن و پایدار بماند.

چگونه با خدا حرف بزنیم

معنای حرف زدن با خدا در زندگی روزمره

حرف زدن با خدا یعنی پیوند دادن لحظه‌های معمولی با خاطره حضور او. این گفت‌وگو فقط در قالب یک آیین رسمی نیست. سه لایه دارد که هر کدام به دیگری نیرو می‌دهد.

گفت‌وگوی زبانی
زمزمه، دعا، مناجات، خواندن فرازهایی که حال دل را ترجمه می‌کنند، تشکر و درخواست و اعتراف به ضعف‌ها و امیدها. این لایه، مستقیم و صریح است.

گفت‌وگوی رفتاری
کارهای کوچک اما منظم که به زبان عمل می‌گویند «من به تو تکیه کرده‌ام». مثل راستگویی در معامله، بخشش در تنگنا، یا شریک کردن دیگران در نعمتی که دوستش داریم. این لایه، صداقت نیت را امضا می‌کند.

گفت‌وگوی سکوتی
سکوتی که برای شنیدن و فهمیدن می‌گذاریم. جایی که از شلوغی ذهن فاصله می‌گیریم تا به اشارت‌ها حساس‌تر شویم. این لایه، فضای شنیدن را فراهم می‌کند.

هر سه لایه به هم نیاز دارند. دعا بدون عمل، از شدت می‌افتد. عمل بدون خلوت، از معنا تهی می‌شود. و خلوت بدون زبان و رفتار، در ذهن محدود می‌ماند. هنر ما این است که این سه را به تناسب توان و حال خودمان در یک ریتم روزانه قرار دهیم.

آماده‌سازی دل و نیت

قبل از هر گفت‌وگویی، نیت نقش کلیدی دارد. نیت یعنی معلوم کنیم چرا می‌خواهیم حرف بزنیم و از چه کیفیتی دنبال می‌کنیم.

نیت نزدیک شدن
بگویید می‌خواهم به تو نزدیک‌تر شوم، نه فقط برای حل مسئله‌ها، بلکه برای اینکه اشک و لبخندم کنار تو باشد.

نیت راستگویی
وعده بدهید که صادق باشید. لازم نیست جمله‌های پیچیده بسازید. «خدایا نمی‌دانم چه بگویم، همین که اینجا هستم برای این است که می‌خواهم با تو باشم» نیت را روشن می‌کند.

نیت استمرار
تصمیم بگیرید به جای انفجارهای کوتاه و پراکنده، هر روز ولو کوتاه، رشته گفت‌وگو را نگه دارید. استمرار است که رابطه را زنده می‌کند.

نشستن در طبیعت و تفکر آرام به نشانه ارتباط درونی با پروردگار

مکان، زمان و آداب خلوت

جایی و وقتی که انتخاب می‌کنیم، به ذهن و دل‌مان علامت می‌دهد که «الان وقت حضور است».

  • مکان
    یک گوشه ثابت در خانه، کنار پنجره، سجاده‌ای که بو و بافت آشنا دارد، یا حتی صندلی ساده‌ای که رو به آرامش می‌نشیند. ثبات مکان، تمرکز را آسان می‌کند.
  • زمان
    یا صبح زود که ذهن هنوز از اخبار و کارها شلوغ نشده، یا شب هنگام که حساب روز را مرور می‌کنیم. اگر روز شلوغی دارید، خلوت‌های کوتاه ۳ تا ۵ دقیقه‌ای میان کارها نیز مؤثرند.
  • آداب ساده
    پاکیزگی، بوی خوش ملایم، خاموش کردن مزاحمت‌های دیجیتال، و چند دم و بازدم آرام پیش از آغاز. این آداب نه تشریفات، بلکه تمرین حضورند.

زبان گفت‌وگو؛ از دعاهای آشنا تا جمله‌های خودمانی

خیلی‌ها در آغاز نمی‌دانند چه بگویند. دو راه موازی کمک می‌کند.

  • تکیه بر فرازهای آزموده
    متون دعایی و مناجات‌های آشنا، مثل راهنمایی‌اند که زبان دل را وا می‌کنند. خواندن فرازهایی که مضمون ستایش، طلب بخشش، امید، توکل و سپاس دارند، دل را باز و مسیر کلام خودمانی را هموار می‌کند.
  • گفتن به زبان خود
    بعد از آن، کلمات خودتان را رها کنید. ساده و بی‌تکلّف. از شادی‌های کوچک بگویید، از نگران‌ها، از گره‌ها و از نعمتی که دیده‌اید. هیچ جمله‌ای «کم‌قدر» نیست اگر راست باشد.

شکرگزاری روزانه؛ کوتاه اما پیوسته

شکر، موتور تداوم گفت‌وگو است. شکر که می‌کنید، ذهن از کمبودمحوری فاصله می‌گیرد و دل برای دریافت‌های تازه گشوده می‌شود.

  • روش سه‌خطی
    هر روز سه چیز را که بابتشان سپاسگزارید نام ببرید؛ حتی اگر کوچک‌اند. جرعه آب خنک، لبخند یک رهگذر، یا فرصت یک استراحت کوتاه. این تمرین، کیفیت نگاه را تغییر می‌دهد.
  • شکر در لحظه
    کلمات سپاس را با نفس‌هایتان گره بزنید. در راه رفتن، ظرف شستن، رانندگی. این زمزمه‌های کوتاه، مانند نخ نامرئی گفت‌وگو را در طول روز نگه می‌دارند.

درخواست‌ها؛ چگونه بخواهیم

خواستن، طبیعی و زیباست. اما «چگونه خواستن» مهم است.

  • مشخص و روشن
    به جای «خدایا همه چیز را درست کن»، بگویید «به من صبری بده که حرف نپخته نزنم، راهی نشانم بده که بدهی‌ام را شریفانه کم کنم، دلی بده که در تنگنا هم مهربان بماند».
  • همراه با مسئولیت
    کنار هر درخواست، سهم خودتان را هم بگذارید. «من تلاش می‌کنم، تو گشایش بده»، «من زبانم را نگه می‌دارم، تو آرامش بده».
  • پذیرش نتیجه
    یادآوری کنید که دانایی شما محدود است. «اگر این خواسته به صلاح من و اطرافیان است برسان، اگر نه بهترش را عطا کن». این جمله دل را از لجاجت می‌رهاند.

شنیدن پاسخ؛ از سکوت تا نشانه‌ها

پاسخ همیشه با کلمات نمی‌آید. گاهی آرامشی ناگهانی، گاهی جرقه فهمی ساده، گاهی گشایش از جایی که حسابش را نکرده بودیم، و گاهی هم «تاخیر»ی که ما را پخته‌تر می‌کند.

  • تمرین سکوت
    پس از گفتن، دو سه دقیقه سکوت کنید. توجه را به تنفس بسپارید و بگذارید ذهن از آشفتگی فاصله بگیرد. همین سکوت کوتاه، شنیدن را ممکن‌تر می‌کند.
  • توجه به نشانه‌های روز
    وقتی دل بیدار باشد، نشانه‌ها را می‌فهمد. کلمه‌ای از دهان دوستی، جمله‌ای در کتاب، فرصتی کوچک، یا حتی بستن دری که گمان می‌کردید خیر شما در آن است.
  • ثبت جرقه‌ها
    هر الهام کوچک یا آرامشی که سر زد یادداشت کنید. مرور این یادداشت‌ها بعد از چند هفته، رشته پاسخ‌ها را جلوی چشمتان می‌آورد.

ذکر و یاد؛ آرام‌سازی و حضور

ذکر یعنی به ریتمی از یاد برگردیم که در طول روز ما را به حضور پیوند دهد.

  • ذکرهای کوتاه
    جملات کوتاه ستایش و سپاس را زیر لب تکرار کنید. آن‌ها را با قدم‌ها یا دم و بازدم هماهنگ کنید تا در تن بنشیند.
  • تنفس معنوی
    چهار دم آرام، مکث کوتاه، شش بازدم. در بازدم‌ها زمزمه کوتاهی بگویید. این تمرین، بدن را آرام و دل را آماده می‌کند.

تلاوت و تأمل

خواندن آیات و دعاها، اگر با تأمل و توقف همراه باشد، زبان دل را تربیت می‌کند.

  • تدریج
    به جای حجم زیاد، اندک اما حضوری بخوانید. معنی را دنبال کنید و از کنار کلماتی که به دل‌تان نزدیک‌ترند به سادگی نگذرید.
  • پیوند با عمل
    هر روز یک نکته کوچک را از خوانده‌های خود به عمل روزانه پیوند دهید؛ مثلا یادآوری ایمان در معامله، مهربانی در رانندگی، یا بخشش در خانه.
فردی با دستان بلندشده به آسمان در حالت دعا و امید به خدا

نوشتن معنوی؛ گفت‌وگوی روی کاغذ

نوشتن، شفاف‌کننده است. وقتی نمی‌دانید چه بگویید، خودکار را به حرکت درآورید.

  • نامه‌های کوتاه
    هر روز چند خط خطاب به خدا بنویسید. از امروزتان، از شکر، از دل‌مشغولی‌ها. این نوشته‌ها قرار نیست ادبی یا منظم باشند. قرار است راست باشند.
  • مرور هفتگی
    آخر هفته، نوشته‌ها را بخوانید و ببینید رشته خواسته‌ها، ترس‌ها و سپاس‌ها چگونه تغییر کرده است. این مرور، کیفیت گفت‌وگو را عمیق‌تر می‌کند.

طبیعت، هنر و حرکت؛ گفت‌وگوی بی‌کلام

گره زدن دل به طبیعت و هنر، حجاب‌های ذهنی را کنار می‌زند و گفت‌وگو را بی‌واسطه می‌کند.

  • طبیعت
    نور صبح، آسمان شب، صدای آب یا باد. این‌ها زبان بی‌واسطه حضورند. لابه‌لای قدم زدن، زمزمه کوتاهی بگویید و بگذارید نگاه‌تان هم دعا باشد.
  • هنر
    موسیقی آرام، خوشنویسی یک جمله الهام‌بخش، یا نقاشی ساده. این‌ها تمرین‌های لطافت‌اند که دل را برای شنیدن آماده‌تر می‌کنند.
  • حرکت ملایم
    پیاده‌روی آرام، چند حرکت کششی. بدن آرام، گوش دل را تیزتر می‌کند.

خدمت و مهربانی؛ دعا با دست و پا

یکی از شفاف‌ترین زبان‌ها برای حرف زدن با خدا، خدمت به خلق و مهربانی بی‌منت است.

  • نیکی‌های کوچک
    یک لبخند، کنار گذاشتن حق تقدم، کمک ناگهانی به کسی که انتظار ندارد. اینها تمرین‌های بی‌صدای گفت‌وگو هستند.
  • صدقه و دستگیری
    بخشش از آنچه دوستش دارید، حتی اندک، و پنهان نگه داشتن آن. این عمل، نیت را پالایش می‌کند و دل را سبک می‌سازد.

توبه و بازگشت؛ پاک کردن گردوغبار دل

دل هر روز گردی می‌گیرد. گفت‌وگو وقتی روان می‌شود که دل سبک باشد.

  • اعتراف صادقانه
    بی‌بهانه بگویید کجا خطا کرده‌اید. برچسب‌های «همه همین‌اند» را کنار بگذارید. راستگویی، راه برگشت را کوتاه می‌کند.
  • تصمیم‌های کوچک
    برای تکرار نکردن، تصمیم‌های کوچک و عملی بگیرید. شفاف و قابل اندازه‌گیری. تغییرهای بزرگ، از همین دانه‌ها روییده می‌شوند.

صبر و امید؛ وقتی پاسخ دیر می‌رسد

گاه دعا می‌کنیم و جهان ساکت می‌ماند. صبر در اینجا یعنی اعتماد به حکمتی که از آن بی‌خبریم و امید یعنی ادامه دادن گفت‌وگو حتی در تاریکی.

  • تبدیل انتظار به آمادگی
    به جای شمردن لحظه‌ها، خود را آماده نگه دارید. مهارت بیاموزید، دل را پاکیزه کنید و حد امکان، کار درست را انجام دهید.
  • یادآوری‌های قدرت‌بخش
    داستان‌های شخصی از گشایش‌های گذشته را مرور کنید. این یادآوری‌ها، چراغ امید را روشن نگه می‌دارند.

برنامه ۳۰ روزه تمرین گفت‌وگو

این برنامه کوتاه، راه را روشن و مسیر را عادت‌ساز می‌کند. زمان‌های پیشنهادی را با زندگی خودتان هماهنگ کنید.

هفته اول: آغاز نرم

  • هر روز ۵ دقیقه خلوت ثابت و دو دقیقه سکوت بعد از آن.
  • تمرین سه‌خط شکرگزاری در پایان روز.
  • یک نیکی کوچک پنهانی در طول هفته.

هفته دوم: عمق بیشتر

  • افزودن ۵ تا ۱۰ دقیقه تلاوت یا خواندن فرازهای دعا همراه با تأمل.
  • نوشتن روزانه چند خط خطاب به خدا.
  • پیاده‌روی ۱۵ دقیقه‌ای با زمزمه‌های کوتاه.

هفته سوم: گفت‌وگوی عملی

  • برنامه‌ریزی برای یک خدمت داوطلبانه کوچک یا صدقه پنهانی.
  • تمرین «درخواست مشخص همراه مسئولیت» در دعا.
  • خاموشی دیجیتال ۳۰ دقیقه قبل از خواب و خلوت شبانه.

هفته چهارم: تثبیت و مرور

  • جمع‌بندی نوشته‌ها و شکرها.
  • انتخاب دو عادت که می‌خواهید دائم بمانند و حذف یک مانع کوچک.
  • یک گفت‌وگوی صادقانه با خود درباره جایی که هنوز مقاومت دارید.

اشتباهات رایج و راه‌حل‌ها

  • کمال‌گرایی
    فکر می‌کنیم باید حال معنوی خاصی داشته باشیم تا «قابل» گفت‌وگو باشیم. راه‌حل این است که از همان حال فعلی شروع کنیم. خدا شنونده راستگویی است نه نمایش.
  • پراکندگی
    چند روز پرشور، چند هفته سکوت. راه‌حل، کوتاه و پیوسته کردن تمرین‌هاست. بهتر است هر روز ۵ دقیقه باشد تا گاهی یک ساعت.
  • تبدیل گفت‌وگو به فهرست خواسته‌ها
    وقتی فقط می‌خواهیم و فاصله می‌گیریم، رشته دل سست می‌شود. راه‌حل، ترکیب ستایش، سپاس، اعتراف، درخواست و سکوت در هر خلوت است.
  • فروبستن در سختی
    وقتی گره‌ها می‌رسند، برخی از گفت‌وگو دست می‌کشند. راه‌حل، ساده‌تر کردن زبان و بیشتر کردن خدمت و شکر در تنگناست.

الگوهای کوتاه برای آغاز گفت‌وگو

گاهی فقط یک کلید لازم است تا در باز شود. این جمله‌های کوتاه را می‌توانید در آغاز خلوت به کار ببرید:

  • نمی‌دانم از کجا شروع کنم، اما اینجا هستم و می‌خواهم با تو باشم
  • امروز برای سه چیز سپاسگزارم
  • از این کارم پشیمانم و کمک می‌خواهم که دوباره تکرار نکنم
  • اگر این خواسته به صلاح من و عزیزانم است، نزدیکش کن و اگر نه بهترش را عطا کن
  • چند دقیقه ساکت می‌مانم تا بشنوم

گفت‌وگو در متن روابط و کار

ما فقط در اتاق خلوت حرف نمی‌زنیم. محل کار، خانه، خیابان هم صحنه‌های گفت‌وگو هستند.

  • کار با نیت
    پیش از آغاز کار بگویید «این تلاش برای روزی حلال و آرامش خانه‌ام». نیت، کار عادی را عبادت می‌کند.
  • رابطه با مهربانی
    هر بار که عجله باعث تندی می‌شود، یک مکث و یک نفس به یاد بیاورید. ملایمت در خانواده، زبان بی‌کلام گفت‌وگوست.
  • عدالت و امانت
    کم‌فروشی نکردن، حق را به وقت دادن، و وفای به عهد. این‌ها امضاهای روشن رابطه‌اند.

مواجهه با شک و پرسش

شک، دشمن گفت‌وگو نیست اگر صادقانه و با ادب مطرح شود.

  • طرح پرسش در خلوت
    سؤال‌هایتان را با همۀ صراحت بنویسید و به زبان بیاورید. صداقت، مسیر روشنی می‌سازد.
  • جست‌وجوی فهم
    به سخن دانایان و کتاب‌های معتبر سر بزنید و با دل باز، نور بیشتر طلب کنید. گفت‌وگو با خدا، جست‌وجو را برکت می‌دهد.

بازسازی پس از لغزش

لغزش‌ها طبیعی‌اند. مهم این است که دیر بازنگردیم.

  • بازگشت سریع
    همان روز یا همان لحظه بگویید «خطا کردم». آبروی دل با اعتراف و پشیمانی زنده می‌شود.
  • جبران عملی
    اگر حقی ضایع شده، حتی اندک، جبران کنید. جبران، دعا را پرتوان می‌کند.

وقتی نمی‌دانیم چه می‌خواهیم

گاهی گنگ هستیم. در این مواقع، دعاهای راه‌گشا مفیدند.

  • طلب روشنایی
    بخواهید که «دل بینا» و «فکر معتدل» عطا شود و «راه درست» نمایان گردد. وقتی چراغ درونی روشن شود، جمله‌ها خودشان می‌آیند.
  • طلب آرامش
    آرامشی بخواهید که در دل طوفان هم بماند. این آرامش، ظرف شنیدن و فهمیدن است.

پرسش‌های متداول

اگر هنگام گفت‌وگو با خدا کلمات کم می‌آورم چه کنم؟
از فرازهای آشنا کمک بگیرید و سپس با زبان خودتان ادامه دهید. جمله‌های بسیار ساده و حتی سکوت چند دقیقه‌ای، آغازهای بسیار خوبی هستند. مهم استمرار و صداقت است، نه ادبیات پیچیده.

چطور بفهمم که پاسخی دریافت کرده‌ام؟
پاسخ همیشه کلامی نیست. آرامش ناگهانی، فهمی ساده، گشایش در کار، یا حتی تاخیر پخته‌کننده می‌تواند پاسخ باشد. نشانه‌ها را ثبت کنید تا رشته پاسخ‌ها را در زمان ببینید.

آیا می‌توانم در طول کار و رفت‌وآمد هم حرف بزنم؟
بله. زمزمه‌های کوتاه و شکرهای لحظه‌ای، رشته گفت‌وگو را در زندگی روزمره زنده نگه می‌دارند. خلوت‌های رسمی را کوتاه ولی ثابت حفظ کنید تا پشتوانه باقی بماند.

اگر مدتی رها کردم و احساس دوری می‌کنم چه کنم؟
بدون سرزنش، از امروز با پنج دقیقه شروع کنید. یک شکر، یک درخواست مشخص، و دو دقیقه سکوت. تداوم کوتاه، فاصله‌ها را سریع‌تر از تلاش‌های مقطعی پر می‌کند.

در تنگنای مالی یا عاطفی چه دعایی مؤثرتر است؟
درخواست مشخص همراه مسئولیت شخصی. مثلا «به من دانایی و راهی بده که روزی حلالم زیاد شود و من هم بخشنده‌تر شوم». در کنار دعا، خدمت کوچک و صدقه پنهانی را هم اضافه کنید.

چگونه با حواس‌پرتی در خلوت کنار بیایم؟
دم و بازدم را بشمارید، چشم‌ها را ببندید و هر بار که فکر پرت شد، با مهربانی برگردید. چند دقیقه سکوت بعد از دعا، ذهن را جمع‌تر می‌کند.

آیا لازم است هر روز متن خاصی بخوانم؟
نه، لازم نیست. ترکیب اندکی تلاوت یا فراز دعا، چند جمله خودمانی و سکوت کافی است. کیفیت و حضور مهم‌تر از کمیت است.

چطور شکرگزاری را جدی و زنده نگه دارم؟
هر شب سه‌خط بنویسید. از کوچک‌ترین نعمات. این تمرین ساده، نگاه شما را از کمبودمحوری به نعمت‌محوری تغییر می‌دهد و گفت‌وگو را شیرین می‌کند.

وقتی پاسخ دیر می‌رسد ناامید می‌شوم، چه کار کنم؟
یادآوری گشایش‌های گذشته، تبدیل انتظار به آمادگی و ادامه دادن خدمت و شکر، امید را زنده نگه می‌دارد. تاخیر می‌تواند بخشی از تربیت دل باشد.

آیا نوشتن خطاب به خدا مؤثر است؟
بله. نوشتن ذهن را شفاف و دل را آرام می‌کند. چند خط در روز کافی است. مرور هفتگی نوشته‌ها، رشته گفت‌وگو و پاسخ‌ها را آشکارتر نشان می‌دهد.

نتیجه‌گیری

حرف زدن با خدا، مهارتی پیچیده و دست‌نیافتنی نیست. جمعی از انتخاب‌های ساده و پیوسته است که دل را نرم، ذهن را روشن و زندگی را معنادار می‌کند. از نیت و خلوت آغاز کنید، زبان دعا و شکر را کوتاه و راست نگه دارید، سکوت را تمرین کنید، عمل‌های کوچک مهربانی و صدقه را به زبان گفت‌وگو پیوند دهید، و به نشانه‌ها و آرامش‌های کوچک حساس باشید. با برنامه ۳۰ روزه‌ای که دیدید، این رابطه از حالت مقطعی به ریتمی زنده تبدیل می‌شود. اگر لغزشی رخ داد، زود برگردید و اگر پاسخی دیر رسید، امید را با شکر و خدمت زنده نگه دارید. مقصد، پیوندی پایدار و آرام است که در آن شادی و اندوه، کار و استراحت، همه طعم حضور می‌گیرند.

به‌اشتراک‌گذاری نظرات شما

شما چگونه با خدا حرف می‌زنید و چه تمرین‌هایی برایتان کارآمدتر بوده است. آیا زمزمه‌های کوتاه در طول روز اثر بیشتری داشته یا خلوت‌های شبانه. از تجربه‌های کوچک و صادقانه‌تان بنویسید تا دیگران هم از راه‌های واقعی و قابل اجرا الهام بگیرند.

طهرانی

بنیانگذار مجله اینترنتی ماگرتا و متخصص سئو ، کارشناس تولید محتوا ، هم‌چنین ۱۰ سال تجربه سئو ، تحلیل و آنالیز سایت ها را دارم و رشته من فناوری اطلاعات (IT) است . حدود ۵ سال است که بازاریابی دیجیتال را شروع کردم. هدف من بالا بردن سرانه مطالعه کشور است و اون هدف الان ماگرتا ست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هجده − 17 =