۲۶ ایده برای دکوراسیون پذیرایی به سبک رترو که خونه رو خاص و متفاوت میکنه
اگر دلت یه پذیرایی میخواد که وقتی واردش میشی، هم حس نوستالژی بگیری هم انرژی، سبک رترو دقیقاً همونجاست. رترو یعنی بازی با رنگها، طرحها و فرمهایی که یادآور دهههای گذشتهان، اما طوری چیده میشن که هنوز امروزی و مرتب به نظر بیان. نتیجهاش میتونه یک فضای گرم و صمیمی باشه که شخصیت داره و مثل خیلی از دکورهای خنثی، بیروح نیست.
این روزها رترو برگشته اما با یک “پولیش” مدرن: رنگهای میدسنچری، طرحهای هندسی و پرانرژی، مبلمان با پایههای چوبی و فرمهای منحنی، و یک عالمه جزئیات خوشحالکننده. توی این لیست ۲۶ ایده میبینی که کمک میکنه پذیراییات هم حس قدیمیِ دوستداشتنی داشته باشه، هم تمیز و ترند به نظر بیاد. در ادامه با بخش دکوراسیون ماگرتا با ما همراه باشید.

قبل از معرفی ایدهها، این چند نکته رترو رو واقعاً خوشتیپ میکنه
رترو وقتی قشنگ میشه که “کنترلشده” باشه. یعنی لازم نیست همه چیز شلوغ و رنگی باشه تا فضا رترو به نظر بیاد. معمولاً یک یا دو نقطهی اصلی انتخاب میکنی (مثلاً مبل، فرش یا دیوار پشت تلویزیون) و بقیه رو سادهتر نگه میداری تا فضا خفه نشه. اینطوری هم حالوهوای قدیمی میاد، هم پذیرایی هنوز برای زندگی روزمره کاربردی میمونه.
نکته دوم اینه که رترو فقط رنگ نیست، فرم هم هست. میزهای منحنی، آباژورهای گنبدی، صندلیهای زاویهدار، پارچههای چهارخانه یا طرحدار، و حتی یک تابلو یا آینه با شکل خاص میتونه کل فضا رو رترو کنه. اگر هم پذیرایی کوچیک داری، بهتره از رتروهای روشنتر (پاستلی یا رنگهای گرم ملایم) استفاده کنی و طرحهای شلوغ رو فقط در یک بخش کوچیک بیاری.
۱) چهارخانهی گرم و پرشخصیت

این فضا مثل اینه که قدم گذاشتی داخل جلد یک صفحهی موسیقی قدیمی: گرم، بافتدار و کاملاً رترو. روکش چهارخانه، رنگهای کهربایی طلایی و مبلمان با قاب چوبی دقیقاً همون حس میدسنچری و “اتاق نشیمن دهه هفتاد” رو میده.
کل اتاق یک جور جذابیت دنج داره، انگار میتونی با یک لیوان چای توی ماگ قدیمی ساعتها اونجا لم بدی. اون دیوارکوب بافتهی بزرگ هم نقش همون آیتمی رو داره که همه میبینن و میگن “این رو از کجا آوردی؟” بدون اینکه زور بزنه دیده بشه.
۲) پاستلیِ لطیف با لایههای لوکس

یک حس سینمایی توی این پذیرایی هست؛ از اون شیکِ آرامِ دهه هشتادی. ترکیب رنگ زرد کمرنگ و آبی روشن، میز جلو مبلی شفاف و گلآراییای که انگار یواشکی میگه “من باید توی یک فیلم خونهدارهای خوشسلیقه باشم”.
پارتیشن لاکی با طرحهای شرقی و مبل راحتی بزرگ و نرم، فضا رو لطیف و نشیمندار کرده. یک تابلوی آبسترهی بزرگ هم کاری میکنه فضا زیادی رمانتیک و شیرین نشه و یک ضربه مدرن و باحال بزنه. خلاصه لم دادن اینجا خودش یک هنر حساب میشه.
۳) نئون و حالوهوای ممفیس

این یکی خجالتی نیست و اصلاً هم قرار نیست باشه. پررنگ، تیره، گیرنده. مبلهای رنگ جواهری و یک آینه مثلثی (آره، یک مثلث کامل) که با افتخار وسط صحنه است، حس پستمدرنِ براق رو دقیق میسازه.
نور کم، شکلهای گرافیکی، قرمز ساتنی کنار بنفشهای عمیق… انرژیاش دقیقاً مثل کلوپهای شبانه دهه هشتاد میمونه. اگر یک مهمونی کوکتل توی سال ۱۹۸۶ برگزار میشد، احتمالاً همینجا بود.
۴) ترکیب تیره و نوستالژیکِ جمعوجور

اینجا هر جزئیاتش حسابشدهست: کوسنهای چهارخونه، سرامیکهای مدرن، و شومینه آجری تیره که فضا رو جدیتر و “کتابخانهطور” میکنه. حس دهه هفتادی رو دارد، ولی شلوغ و اغراقشده نیست.
قشنگی کار اینه که اتاق هم شخصیت داره، هم زیادی نمایشگاهی نشده. انگار یکی نشسته با حوصله همه چیز رو انتخاب کرده، نه اینکه فقط چند تا وسیله قدیمی کنار هم چپونده باشه.
۵) خطهای ساده، لایههای دنج

این یعنی رترو مدرن با خویشتنداری. کف چوبی گرم، فرمهای ساده، رنگهای خنثی نرم، و یک فرش قدیمی صورتیمایل که مثل یک یادگاری کمرنگِ دوستداشتنی زیر پا نشسته.
این پذیرایی آماده هر جور زندگیه: از صبحهای آروم با قهوه تا شبهای فیلم دیدن با دوستها. هیچ چیز جیغ نیست، ولی حس قدیمیِ خوشایند همیشه حضور داره.
۶) شیک مجسمهای و خاصپسند

اینجا بوی “طراحی سطح بالا” میده. یک میز جلو مبلی مجسمهای با فرم نرم کنار مبل شتریرنگ و قابهای چوبی تیره، ترکیبی ساخته که هم رترو الهام گرفته، هم خیلی گالریطور چیده شده.
اون مجسمه بالرین هم نقطهی ظریف و باکلاس کاره. فضا مینیماله، ولی اصلاً خستهکننده نیست. هر چیزی انگار جای درست خودش رو پیدا کرده، مثل یک موزه که اتفاقاً میشه توش لم داد و نوشیدنی خورد.
۷) ماکسیمالِ دهه هفتادیِ خوشحال

این اتاق با افتخار شلوغه و دقیقاً همین نکتهاش جذابش میکنه. مبل مخمل خردلی نقش اصلی رو میگیره و پشتش یک انفجار از پرترههای قدیمی، گیاههای وحشی و مجسمههای حیوانی میاد که ناخودآگاه لبخندت میندازه.
همه چیز یک “بیپروا بودنِ بانمک” داره. هر تکه خودش یک حرف داره و کنار هم یک اتاق گرم و بامزه میسازه؛ دقیقاً مثل قصههای خالهی باحال خانواده که هر بار یک چیز تازه از توش درمیاد.
۸) گلامور تیره با حس آرتدکو

رویای سبز زمردی تیره که آرتدکو رو با رترو قاطی کرده و نتیجهاش شده یک اتاق پر از درام خوشگل. طرح پلنگی، جزئیات طلایی، مخمل، همه روی دیوارهای سبز تیره لایهلایه شدن تا فضا یک شخصیت جسور بسازه.
کوسنهای شاخص و سقفی که انگار میگه “به من هم نگاه کن”، باعث میشن این پذیرایی هم لوکس باشه، هم بازیگوش. یک فضا با اعتمادبهنفس کامل.
۹) میدسنچریِ بانمک و بازیگوش

این گوشه روشن و شاد، دقیقاً حس یک فیلم با قاببندیهای بامزه رو میده. فرمهای نرم و منحنی، رنگهای اصلی، چوب گرم و نور طبیعی که همه چیز رو نرمتر میکنه.
از صندلی آبی-نعنایی گرفته تا کشوهای زرد قناری، همه چیز یک معصومیت خوشحالکننده داره. رترو هست، ولی سنگین نیست؛ انگار با یک ریتم سبک وارد اتاق میشه.
۱۰) انفجار رنگ با بازی مدرن

تصور کن یک رنگینکمان داخل یک کپسول زمان مدرن منفجر شده. فرش نقاشیطور، دیوارهای آبنباتی، و چراغ آویز گنبدی زرد که عملاً میگه “منو ببین”.
این فضا برای آدمهای محافظهکار نیست. برای کسیه که با رنگ حال میکنه و از جسارت نمیترسه. این اتاق بهت جرئت میده خارج از خطها رنگ بزنی و بعد هم انگار برای تشویق، یک نوشیدنی دستت میده.
۱۱) بوهوِ غروبطور و گرم

این اتاق انگار از گرما صدا میده. مبل خاکی-آجری، کوسنهای اخرایی، دیوارکوبهای مکرومه و کلی جزئیات که همگی در طیفهای تندِ غروب جمع شدن.
همه چیز حس دستساز و شخصی داره؛ بافته، دوخته، جمعآوری شده. بوهو اینجا در دنجترین حالتشه؛ مناسب شبهای شمع روشن و پلیلیست آروم که توی پسزمینه میچرخه.
۱۲) نوستالژی توگو، اما مرتب و شیک

مبل ماژولار نارنجی سوخته، کاری میکنه اتاق یکهو کاریزماتیک بشه. اما نکته مهمتر اینه که لایهگذاریها چقدر درست انجام شده: شیشه، خز، مخمل… بازی با بافتها کامل و حسابشدهست.
تقارن پنجرهها و تابلوها یک چارچوب آروم به فضا میده و کوسنهای شرابی و اخرایی هم یک حس پاییزیِ خوشگل اضافه میکنن. رترو هست، ولی کاملاً قابل زندگی و خیلی شیک.
۱۳) هندسیِ بامزه با حس “خالهخانم شیک”

مبل سبز اینجا یک رترو بامزه دارد؛ دکمهدوزی شده و زاویهدار، انگار از یک فیلم عاشقانه رنگی دهه شصت بیرون آمده. کوسنهای مکعبی و جزئیات صورتی هم کاری میکنن فضا بهروزتر و بازیگوشتر بشه.
این اتاق یک صداقت شیرین دارد؛ خودش را زیادی جدی نمیگیرد، ولی همچنان مرتب و خوشعکس است. از آن فضاهایی که هم راحتی میخواهد، هم خوشسلیقگی.
۱۴) جزِ کلاسیک با یک چرخش آیندهنگر

این اتاق احتمالاً یکی از خاصترینهاست. دیوار سنگی، پیانوی قرمز گیلاسی و معماری موجدار، همه با هم یک فضای بسیار دراماتیک ساختهاند و عجیب اینجاست که کاملاً هم جواب داده.
مبل منحنیاش آدم را یاد گفتوگوهای نیمهشب و نوشیدنیهای دودآلود میاندازد، و قرمزها مثل رژ لب دقیق، نور را میگیرند. فضا پر از حس و جادوست.
۱۵) نشیمن گودِ کرمی با حال بیابونی

این نشیمن گود، یک رویای کرمی است. انرژی خانههای کویری با یک آرامش ساحلی قاطی شده. نشیمن توکار دور تا دور مثل بغل کردن است و کوسنهای گلدوزیشده، آن را نرمتر میکنند.
درخت مجسمهای و شومینه خاص هم داستان به فضا میدهند. این اتاق برای ساعت طلایی ساخته شده، وقتی نور عصر همه چیز را زیباتر میکند.
۱۶) خنکیِ کنار استخر با تهرنگ آبی-سبز

یک گودی نشیمن، مخمل آبی-سبز مثل شیشه دریا، و چیدمانی که نصفش سالن مهمانی است نصفش آمفیتئاتر. دقیقاً همان پذیرایی مهمانیهای پالماسپرینگز در اواخر دهه هفتاد، با نوشیدنی کنار دست و یک سگ که گوشهای خوابش برده.
رترو کاملاً حضور دارد، ولی کمی نظم مدرن هم دارد که کار را شیکتر کرده. ورودی پلهای هم رسماً یک “آیکون” است.
۱۷) غار بتنیِ شیک و هنری

اگر بروتالیسم و بوهو بچهدار میشدن، احتمالاً این اتاق میشد. بتن خام با نشیمنهای راهراه و نرم، و تِمهای سفالی گرم، یک تضاد جذاب ساخته. خطهای منحنی هم همان موج دهه هفتادی را میآورند.
این فضا مثل یک سالن خصوصی برای قصههای طولانی و اسپرسوی قوی است. راهپلهی بزرگ و هنر تیره هم آن حس “شعر معماری” را کامل میکند.
۱۸) جنگل شلوغِ خوشسلیقه

این کاغذدیواری قرار نیست نجوا کند، قرار است بخواند. آناناسهای بزرگ، موزهای طلایی و گلهای استوایی، همه دیوار را تبدیل به کالیدوسکوپ رنگ کردهاند. عجیب اینجاست که شلوغی هم “کنترل” شده.
مبل مخمل قهوهای نقش لنگر را بازی میکند تا فضا از دست در نرود و میز جلو مبلی کرمی با فرم هندسی هم ساختار میدهد. بازیگوش، فکرشده و با روح میدسنچری.
۱۹) بازیگوشیِ طراحانه با مبل سبز فسفری

مبل سبز لیموییِ نرم و پفکی، ستارهی اتاق است و حق هم دارد. کنار یک صندلی قرمز مجسمهای موجدار و میز جلو مبلی چشمگیر، کل فضا شبیه هنر قابل لم دادن شده.
پردههای چیندار، قابهای قوسی و بافتهای نرم یک لطافت اضافه میکنند، اما یک چشمک هم در کار هست: این اتاق آمده که خوش بگذراند. دقیقاً فضای یک مهمانی خوابِ باحالِ سال ۱۹۷۹.
۲۰) کپسول زمان با نقاشی ببر مخملی

یک مبل نارنجی تویید زیر نقاشی ببر مخملی… این دیگر از آن صحنههای “وینتیجِ واقعی” است. چراغ گدازهای، چراغ آویز کروی، فرش پرزبلند… همه چیز همان حس شکار گنج در سمساری را دارد.
هر آیتم انگار پیدا شده، نه تحمیلشده. نوستالژیک، کمی کیچ و پر از شخصیت. احتمال زیاد بعد دیدن این، دلت ببر نقاشی میخواهد.
۲۱) اکلتیکِ خاکی و آرام

این اتاق همان آرامش دهه هفتادی را دارد؛ انگار نور آفتاب روی همه چیز نشسته و کمی رنگها را نرم کرده. چرم کاراملی، پوست نرم روی مبل، کوسنهای لایهلایه روی زمین… یک ریتم آهسته و دنج میسازد که دعوتت میکند بنشینی و کتاب بخوانی.
یک لحظه مجسمهای هم دارد: صندلی بافتهی گرد کنار خطوط محکم شومینه و چوبکاری. رترو اینجا طبیعی و بیزور است؛ گرم، لمسی و با روح.
۲۲) قرمزهای کلبهای با درخشش مس

این زیرشیروانی انگار یک کپسول گرم زمستانی است. دیوارهای قرمز تیره، پارچه چهارخانه و شومینه مسی براق، یک پیلهی گرما میسازند که واقعاً حسش میکنی.
همه چیز قوی و جسور است، ولی هنوز خانهطور و دوستداشتنی میماند. فرش گرد هم مثل یک خورشید وسط اتاق میدرخشد و همه چیز را سمت شومینه میکشد.
۲۳) اتاق بازی میدسنچریِ رنگی

این اتاق از “تفریح” نمیترسد. صندلیهای زرد کرهای، جزئیات نارنجی مرکباتی و پردههای چندرنگ بامزه، کل فضا را شاد و قصهای میکند. رترو اینجا در خوشبینترین حالتش است.
چراغهای آویز هم نقطه اوجاند: نرم و مجسمهای، انگار آبنباتهای شناورند. تقریباً صدای برخورد یخ داخل لیوان را هم میشنوی.
۲۴) گودی دنج با فرش پرزبلند آفتابی

اگر این تصویر تو را هوس یک گفتوگوی طولانی کنار شومینه نیندازد، احتمالاً هیچ چیز نمیاندازد. گودی کاشیکاریشده، کوسنهای زعفرانی دکمهدوزیشده و فرش پرزبلند وسط، یک لانهی بزرگ از راحتی رترو میسازد.
گرم، دراماتیک و کمی سینمایی است. از آن فضاها که انگار نور همیشه درست میافتد و همه چیز خوشحال دیده میشود.
۲۵) شب بازی کنار شومینه

اینجا میدسنچریِ کلاسیک و دنج را کامل میبینی: دیوارکوبهای چوبی، کتابخانههای توکار با نور گرم، و یک صندلی سبز لیمویی که فقط به اندازه کافی “پاپ” دارد.
این اتاق هم جدی است هم راحت؛ مناسب شطرنج، بازی ورق، و شبهایی که کنار آتش طول میکشند. حسش مثل یک خاطره قدیمی است که یکهو دقیق یادت میآید.
۲۶) مینیمالِ گودِ مدرن با حال جنگلی

این یعنی الهام رترو با فیلتر مدرن. نشیمن گود، پالت زغالی تیره، سقف شیشهای بزرگ که جنگل را مستقیم وارد اتاق میکند. جسور است، ولی کنترلشده و مرتب.
با اینکه معماری خطهای تیز دارد، کوسنهای نرم و بافتهای لایهلایه باعث میشوند فضا هنوز پیلهوار و دنج بماند. پذیراییای برای روزهای بارانی، لوکسِ آرام، و ساعتهایی که بدون فهمیدن میگذرند.
سوالات متداول
سبک رترو دقیقاً یعنی چی؟
رترو یعنی الهام گرفتن از طراحی دهههای گذشته (مثل ۵۰ تا ۸۰ میلادی) با رنگها، فرمها و طرحهای خاص همان دورهها؛ اما در چیدمان امروز، تمیزتر و کاربردیتر اجرا میشود.
برای شروع رترو کردن پذیرایی، از کجا شروع کنم؟
بهترین شروع یک آیتم شاخص است: مثلاً مبل رنگی، فرش طرحدار، یک چراغ آویز خاص یا یک تابلو بزرگ. لازم نیست از اول همه چیز را عوض کنی.
پذیرایی کوچک هم میتونه رترو بشه؟
کاملاً. فقط بهتره رنگها روشنتر باشند و طرح شلوغ را محدود به یک بخش کنی (مثلاً فقط فرش یا فقط یک دیوار) تا فضا دلگیر و شلوغ نشود.
چه رنگهایی بیشتر حس رترو میدهند؟
رنگهای گرم میدسنچری مثل خردلی، نارنجی سوخته، سبز زیتونی، قهوهای کاراملی، و همچنین پاستلیهای دهه هشتادی مثل زرد روشن، آبی کمرنگ و صورتی ملایم.
چطور رترو رو شیک نگه دارم که کیچ نشه؟
با قانون “یک یا دو نقطه اصلی”: یک عنصر پررنگ انتخاب کن و بقیه را سادهتر نگه دار. همچنین بافتهای طبیعی مثل چوب و پارچههای باکیفیت کمک میکنند فضا شیکتر دیده شود.
جمعبندی
سبک رترو در ۲۰۲۵ فقط “قدیمی کردن” فضا نیست؛ بیشتر یک جور زنده کردن حسوحالهای دوستداشتنی گذشتهست، اما با نظم و سلیقهی امروز. اگر دنبال پذیرایی گرم و صمیمی هستی، سراغ رنگهای غروبطور، چوبهای طبیعی و بافتهای لایهلایه برو. اگر انرژی و جسارت میخوای، نئونها، طرحهای هندسی و ترکیبهای تند هم میتونن فضا رو تبدیل به یک اتاق خاص و فراموشنشدنی کنن. مهم اینه که رترو رو نقطهای و کنترلشده وارد کنی تا هم شخصیت بگیری، هم شلوغ و خستهکننده نشه.


















