۲۸ ایده برای پنجرههای پذیرایی خانه که هم استایل میده هم آرامش و امنیت
ایده های خاص برای پنجرههای سالن پذیرایی؛ وقتی هم شیک بودن میخوای، هم حریم خصوصیِ واقعی لازم داری
نور طبیعی میتونه قلب خونه رو با چندتا انتخاب ساده و درست، کاملاً زیر و رو کنه. این ۲۸ ایده برای پنجرههای پذیرایی، روشن، خوشاستایل و انرژیبخشان و کمک میکنن فضا بازتر، دلبازتر و دوستداشتنیتر دیده بشه.
این روزها پنجرهها فقط «جای ورود نور» نیستن؛ خودشون تبدیل شدن به یکی از مهمترین عناصر طراحی پذیرایی. از شیشههای قدی تا پنجرههای قوسی و پردههای نمایشی، اگر درست انتخابشون کنی میتونن هم منظره رو قاب بگیرن، هم دکور رو چند پله شیکتر کنن. در ادامه با بخش دکوراسیون ماگرتا با ما همراه باشید.

قبل از معرفی ایدهها: چطور پنجرهی پذیرایی رو خوشفرمتر و کاربردیتر کنیم؟
قبل از اینکه بری سراغ مدلها، این چند نکته کمک میکنه هر پنجرهای تو پذیرایی بهتر دیده بشه و بیشتر به کار بیاد:
- نور رو چندلایه کن: اگر نور مستقیم اذیت میکنه، از پردهی نازک برای فیلتر کردن و از پردهی ضخیم برای کنترل استفاده کن.
- قاب پنجره رو جدی بگیر: قاب مشکی، چوبی یا سفیدِ تمیز میتونه پنجره رو تبدیل به «نقطهی توجه» کنه.
- پنجره رو قاب منظره ببین: اگر منظرهات خوبه، سادهتر بچین تا پنجره خودش بدرخشه.
- ارتفاع پرده رو درست انتخاب کن: پردههای بلند تا کف، سقف رو بلندتر نشون میدن و فضا لوکستر میشه.
- اگر پنجره بزرگه، دکور رو سبکتر کن: مبلمان حجیم جلوی پنجرههای بزرگ، نور و دلبازی رو میکشه پایین.
۱) لاکچریِ رنگی و بازیگوش

این اتاق خیلی بامزه و پرانرژیه؛ انگار یک سبک هنری مدرن با یک فضای شیک شهری دست به یکی کردن و گفتن «بیاید مهمونی!» پنجرهی شبکهای بزرگ باعث میشه نور حسابی بریزه روی مبل مخملیِ راهراهدوخت، و اون لوستر حبابی شیشهای با رنگهای پاستلی آبی، یاسی و صورتی هم رنگ رو مثل جواهر پخش میکنه. حتی کوسنها هم با دایرههای گلدوزیشده، بیشتر شبیه آیتمهای مد هستند تا صرفاً وسیلهی راحتی.
جسارتش معلومه، ولی همچنان باکلاس مونده: میز جلو مبلی برنجی فضا رو لوکستر میکنه و دیوارهای یاسی هم تیزیِ رنگها رو نرم میکنن. بازیگوشه، بیپرواست و کاملاً بهروز.
۲) دنجِ کوهستانی با حس کلبهی مدرن

این فضا همون حس کلبهی مدرن و مرتب رو میده؛ یک ترکیب از روستاییِ شیک با یک روحیهی ملایم زمستونی. درهای شیشهای بزرگ، تراس و جنگل پشتش رو قاب گرفتن و سقف بلند هم نگاه رو میبره بالا و اتاق رو بازتر نشون میده.
یک مبل الشکل خاکستریِ راحت، کوسنهای چهارخونهی کلاسیک، و چندتا جزئیات زمستونی مثل درخت روشن و سبدهای حصیری، فضا رو گرم و دوستداشتنی کرده. از اون پذیراییها که دلت میخواد کاکائو دستت باشه و بیرون رو نگاه کنی، حتی اگر فقط تصویرِ پسزمینهی زمستونی باشه!
۳) مینیمالِ تکرنگ و خیلی آرام

یه حس شاعرانهی عجیب تو این فضا هست؛ همهچیز سفیده، ساکته، آرومه. لوستر مشکی مات فقط یک ذره لبه و کنتراست به این پالت فرشتهوار داده، و پنجرههای بلند هم اجازه میدن طبیعت خودش نقش اول باشه.
با اون قاببندی تمیز و بازی سایه روی کف، اتاق مثل یک بوم سفیده، ولی بومی که زمزمه میکنه، نه اینکه داد بزنه. انگار حتی صدای فکرهات هم توش مرتبتر میشه.
۴) نور نرمِ اسکاندیناوی با حس دنج

این پذیرایی نهایتِ نرمیه؛ فرمهای ملایم، چوب طبیعی و بافتهای ابری که آدم رو وادار میکنه مکث کنه. پنجرههای بزرگ منظرهی شهر رو قاب گرفتن، و نور هم از پشت پردههای نازک و خنثیهای پشمی، ملایم و پخش میاد تو.
صندلی بوکله و صندلیهای رنگ خاکی، مینیمالیسم رو گرمتر کرده و یک حس «اسکاندیناویِ طبیعی و مدرن» ساخته. همهچیز انگار بیزحمت قشنگه، مثل یک صبح آروم.
۵) زمستونیِ مدرن و مرتب

نور از بین کرکرههای افقیِ ساده میتابه و روی کف چوبی روشن، خطهای نرم درست میکنه. فضا تیز و مدرن به نظر میاد، ولی رنگهای بژ و چندتا جزئیات زمستونی مثل ستارهی روشن تو پنجره، یک آرامش جشنطور بهش میده.
ترکیب خوبی از مینیمال بودن و حس تعطیلاته؛ خطوط مدرن، پارچههای گرم، و آفتاب کمجون زمستونی که اتاق رو دلنشینتر میکنه.
۶) آرامش آبیِ سبک و راحت

این اتاق حس یک کلبهی قصهای داره، ولی با رنگبندی شیکتر. دیوارهای آبی خاکی فضا رو آروم میکنه، پردههای سفید کتانی و خنثیهای نرم هم باعث میشن هوا سبک و دلباز بمونه. یک قالیچهی قدیمیطور هم حس زندگیکرده و گرم به فضا داده.
راحت میشه تصور کرد اینجا با یک چای و کتاب لم بدی و صبحِ تعطیل کش بیاد و کش بیاد.
۷) پنجرههای قوسی و لوکسِ بیسروصدا

اگر «لوکسِ آروم» یک اتاق بود، همین میشد. پنجرههای قوسی بلند نور رو میپاشن تو فضا و یک حس باشکوه و نزدیک به معنوی ایجاد میکنن. مبلمان خنثی و فرمدار هم مینیماله، ولی خالی نیست؛ هر تکه حضور داره.
فضاییه که توش مکالمهها آرامتر میشن و قهوه را هم انگار باید تو فنجون چینی بخوری. شیک، آرام و همیشهمد.
۸) منظرهی طلاییِ عصرونه

نحوهی پخش شدن نور آفتاب روی کف، یک حس لطیف میده. پنجرههای قدی منظرهی حیاط رو قاب گرفتن، و کف با تختههای چوب خام، فضا رو تو یک حالوهوای گرم و روستایی نگه داشته.
جادوی اصلی همون نور عصره که روی اتاق میلغزه و همزمان سایه و گرما میسازه. یک جور درمان رایگان با نور طلایی.
۹) آرامشِ آفتابخورده و دلباز

این گوشه مثل یک نفس تازه است. شیشههای قدی تا سقف فضا رو پر از نور میکنن، کف چوبی جناقی روشن و مبل الشکل تاپی هم همهچیز رو تو حالت آرام و متعادل نگه میدارن. مبل مدرن سادهست، ولی خوشآمدگو.
کاملاً معلومه این فضا برای کند شدن ساخته شده: نور صبحگاهی، پارچههای نرم و ریتم طبیعت پشت پنجره.
۱۰) منظرهی قابشدهی ساده و تمیز

گاهی سادگی برنده میشه. این سه پنجرهی با فاصلهی درست، مثل قاب عکس برای منظرهی بیرون عمل میکنن و قاب سفید تمیز هم کنار دیوار خنثی خیلی کلاسیک و خوشفرمه. فرش حصیری و مبلمان خاکستری روشن فضا رو راحت نگه میدارن و پنکهی سقفی مشکی مات هم یک لبهی مدرن اضافه میکنه.
نمایشی نیست و دقیقاً همین باعث میشه جواب بده. طراحی آرومی که اجازه میده منظره حرف بزنه.
۱۱) درامِ کتابخانهی انگلیسی

این اتاق یک حالوهوای کامل داره؛ بین کتابخانهی اشرافی انگلیسی و سالنِ یک کلکسیونر هنر. اون سبز زمردی براق، غلیظ و لوکس مثل بدنهی یک ماشین کلاسیکه. قفسههای توکار با کتابهای قدیمی و گلدانهای چینی با دقت چیده شدن، و مبل آبی روشن هم یک تضاد ملایم ساخته. ریشههای پایین مبل هم یک شیطنت کلاسیک اضافه کرده.
پر درامه، ولی هنوز کاملاً قابل زندگیه؛ از اون فضاها که انگار باید چای عصرونه بخوری و نامه بنویسی… یا حداقل وانمود کنی!
۱۲) مرتب، متقارن، همیشه مد

این یکی لوکسِ آرومه با رنگهای کرم و کاراملی. تقارنش خیلی رضایتبخشه: دو تا صندلی، دو تا کوسن، دو تا پرده… ولی خشک و رسمی نشده. چراغ سقفی کروی یک حس مدرن میده و رنگهای نارنجی گرم هم نمیذارن فضا زیادی خنثی و بیحال بشه.
یک جور شیکیِ مرتب با یک ذره شخصیت؛ مثل پذیراییهایی که همیشه نورش خوبه و همهچیز خوشفرم میافته تو عکس.
۱۳) خانهدرختیِ نوردیک با نور سینمایی

این فضا انگار توی یک قاب فیلم از خواب بیدار شدن داخل جنگله؛ چوب گرم، نور سینمایی، و منظرهای که کاملاً فانتزیه. سقف مثلثی و پنجرههای قدی باعث میشن بیرون تبدیل بشه به بخشی از دکور. کف بتنی و مبلمان کوتاه هم تعادل میده که فضا زیادی رویایی و بیکارکرد نشه.
آرامه، بازیگوشه و کاملاً خودش است. اینجا زمان کندتر میگذره و قهوه واقعاً تبدیل به مراسم میشه.
۱۴) پنجرهی باکسدارِ بانمک و گرم

یک پنجرهی باکسدار با منظرهی خیابون شاید اولش رمانتیک به نظر نیاد، ولی این چیدمان تبدیلش کرده به یک لحظهی خیلی دلنشین. پردههای مخملی، کوسنهای نرم، و اون کوتولهی کوچولو؟ بامزهتر از چیزی که فکر میکنی! یک سینی با یک گل مصنوعی و شمع هم اضافه کن و تمام.
یادآوری خوبیه که حتی منظرهی محلهات هم اگر درست قاب بشه، تبدیل به صحنه میشه.
۱۵) شیکِ غروبخورده و طلایی

این اتاق واقعاً طلاییه. پردههای نازک، نور عصر رو فیلتر میکنن و تبدیلش میکنن به یک نور نرم و درخشان که روی مبل مدرن لمیده و میز جلو مبلی مشکی گرافیکی میافته. شیکه، ولی صمیمی هم هست. نورپردازی مجسمهطور هم یک پیچ مدرن به فضا میده.
از اون اتاقهایی که بعد از یک روز شلوغ، دلت میخواد برگردی خونه، یک لیوان بریزی و تو همون نور صورتیِ نرم آب بشی.
۱۶) منظرهی جنگل با حس سبک و روشن

پنجرههای قدی و مبلهای روشنِ برفی، فضا رو خیلی سبک و رویایی کرده؛ انگار وسط درختها شناوری. همهچیز نرم و حسابشده است: کوسنهای بوکلهی درشت، میز جلو مبلی گرد و مینیمال، و یک گیاه گلدانی که فقط به اندازهی لازم سبزی میپاشه تو فضا.
این یعنی ظرافتِ بیادعا. تمیز، آرام و فوقالعاده ریلکسکننده.
۱۷) نشیمن خاکستریِ راحت و باحال

همهچیز مخملی، بدون حتی یک ذره پشیمونی. این مبل الشکل برای ماراتن فیلم و یکشنبههای تنبل ساخته شده، و پنجرهی بزرگ هم نور کافی میده که خاکستری تیره تبدیل به یک فضای بیش از حد گرفته نشه.
حسش اینه: «فیلم و چُرت» ولی شیک. کی گفته خنثیها نمیتونن شخصیت داشته باشن؟
۱۸) قابِ شکوفهها و حس اشرافیِ باغ

این یکی واقعاً لحظهی پنجره است. نمای شبکهایِ شکوفههای گیلاس مثل تابلو نقاشیه، و ترکیبش با شمعدانهای برنجی و چراغ مشکی؟ حرکت خیلی هوشمندانهایه. مبل راهراه و ریزهکاریهای طلایی، فضا رو لایهدار و کلاسیک میکنه بدون اینکه شلوغ و سختگیر بشه.
از اون اتاقهایی که ناخودآگاه مکث میکنی، نفس میکشی و یک ثانیه بیشتر از معمول بیرون رو نگاه میکنی.
۱۹) نور پاییزی و گرمای چرم

این ترکیب چرم کاراملی، پردهی سفید تمیز، و برگهای پاییزی پشت پنجره واقعاً دنج و خواستنیه. کوسنها و پتوهای بافتدار و شمعها باعث میشن فضا گرم و واقعی باشه، نه مثل دکورِ نمایشی.
این اتاق مثل یک نوشیدنی پاییزیِ محبوبه، ولی برای چشمها. کلاسیک، راحت و پر از بافت.
۲۰) روشنِ سفید روی سفید، اما گرم

این گوشه ثابت میکنه سفید روی سفید هم میتونه گرم و عاشقانه باشه. کوسنهای قلبی یک ذره شیرینی به فضا میدن و پردههای نرم هم منظرهی باغ رو قاب میگیرن بدون اینکه ازش بدزدن.
یک جای نرم برای خیالبافی یا لم دادن زیر پتو. دنج، بیزحمت و بدون ادا.
۲۱) قاببندی کلاسیک با کنتراست خوشتیپ

گاهی همین جزئیات ریز حرف اصلی رو میزنن. این فضا با کنتراستِ کلاسیک بازی کرده: شبکههای مشکی پنجره داخل قاب سفید تمیز، و دیوارهای تاپیِ نرم که فضا رو زمینگیر و گرم نگه میدن.
تقارن، صندلی روشنِ پفدار، و حتی سه تا شمع روی میز کوچولو، همهچیز رو مثل یک اتاق مرتبشده (نه زیادی استایلشده) کنار هم آورده. شیکیای که آهسته خودش رو نشون میده.
۲۲) گرما داخل سفیدی

این اتاق پر از نور صبحه و با سفیدهای نرم و رنگهای شنی پیچیده شده؛ یک جور بغلِ گرم در قالب پذیرایی. تیرهای رنگشده و پنجرههای خیلی بلند هم حس روستاییِ لوکس و دلباز میدن، اما کاملاً حسابشده.
در عین شیکی، واقعی هم هست: یک پتوی کمی بههمریخته، یک گیاه گوشه، و بافت چوبی که به نور عمق میده. یعنی «پاها رو دراز کن» ولی خیلی خوشگل.
۲۳) منظرهای که خودش دکوره

با چنین منظرهی روستاییای، اصلاً شاید دکور هم لازم نباشه، ولی این چیدمان باز هم عالیه. پنجرهی سهتکه، دید یکدست و بدون مزاحمت میده و یک گلدان سفید با اکالیپتوس، فقط یک نفس تازه به فضا اضافه کرده.
همهچیز خطی و مرتب، ولی آرام و طبیعی. واقعاً گاهی یک گلدان، بیشتر از یک دیوار پر قاب حرف میزنه.
۲۴) نوستالژیک و دوستداشتنی

اگر مادربزرگت سلیقهی بینقص داشت و عاشق گلگلی بود، احتمالاً یک چیزی شبیه این میشد. از صندلی قدیمی تا پتوی بافتنی، همهچیز پر از شخصیت و داستانه. پنجرههای شیشهکاریشده هم یک حس قصهای اضافه میکنن و نوری که ازشون رد میشه، همهچیز رو کمی جادوییتر نشون میده.
ترندی نیست، ولی دقیقاً همین باعث میشه جذابتر باشه. گرم، خاطرهانگیز و دلنشین.
۲۵) درخشش پاییزی

نور عصر تو این گوشه واقعاً خوشمزه است. کرکرههای سفید نور رو میشکنن و سایههای نرم میندازن روی مبل زغالی، و همین تضاد گرم و سرد خیلی خوب جواب میده.
جزئیات کوچیک مثل مجسمههای زرافه، یک اشارهی کدویی، و کوسن گلدوزیشده، فضا رو خانگی و زندگیکرده میکنن. انگار پاییز اینجا هیچوقت کامل نمیره، و راستش مشکلی هم نیست.
۲۶) کرکرههای شیک و سایههای نرم

یک پنجرهی باکسدار همیشه جذابه و این یکی واقعاً درست ازش استفاده کرده. کرکرههای یکدست و مرتب، هم حریم میدن هم ظاهر رو تمیز و باکلاس نگه میدارن و اجازه میدن نور با کنترل وارد بشه.
اون آفتاب نرم صبحگاهی هم که روی فرش حصیری و مبل کرمی مینشیند، کل فضا رو گرم میکنه بدون اینکه کلیشهای بشه. سنتیِ درست و خوشفرم.
۲۷) دنجِ جواهری در فضای کوچیک

کوچیک بودنش گولت نزنه؛ این اتاق سبک زیادی داره. مبل سبز زمردی یک ستارهی واقعی است و کنار کوسنهای نارنجی و صورتی ملایم، یک پالت جسور ولی جمعوجور ساخته.
پنجره شاید منظرهی خاصی نداشته باشه، ولی وقتی خود اتاق اینقدر دنج و خوشرنگه، اصلاً مهم نیست. ثابت میکنه تو خونههای کوچیک هم میشه حس لوکس و لایهدار ساخت.
۲۸) درامِ نور عصر و سایههای گیاه

این یکی تماماً دربارهی کنتراسته. نور خورشید از پنجرههای چوبیقاب میریزه تو و روی کنسول سبزآبی تیره میخوره، و سایهی گیاهها مثل یک طبیعت بیجانِ نقاشیشده میافته روی دیوار و زمین.
کمد قدیمی با دستگیرههای برنجیِ پرکار، یک ذره درام اضافه میکنه و فرش پشمی هم همهچیز رو نرمتر میکنه. حسش سنگینه، ولی به شکل خوبش؛ مثل یک لحظهی ساکت وسط فکر.
سوالات متداول
۱) برای پذیراییهای کمنور چه مدل پنجره یا پوششی بهتره؟
پردههای نازک و روشن، کرکرههای قابل تنظیم، و قابهای روشن کمک میکنن نور بیشتر پخش بشه و فضا بازتر دیده بشه.
۲) پنجرهی قدی بهتره یا پنجرهی باکسدار؟
پنجرهی قدی برای نورگیری و حس مدرن عالیه. پنجرهی باکسدار هم برای ساختن یک گوشهی دنج و قاب گرفتن فضا فوقالعاده است. انتخابش بیشتر به سبک خانه و نیازت برمیگرده.
۳) قاب مشکی پنجره باعث تاریک شدن فضا نمیشه؟
اگر نور کافی داشته باشی، قاب مشکی اتفاقاً فضا رو شیکتر و قاببندی منظره رو قویتر میکنه. در فضاهای خیلی کمنور، قابهای روشنتر امنترند.
۴) برای اینکه پنجره نقطهی کانونی پذیرایی بشه چی کار کنیم؟
پردههای بلند تا کف، قاببندی تمیز، و چیدمان سبک جلوی پنجره باعث میشه پنجره خودش بدرخشه. اگر منظره خوبه، سادهسازی دکور اطرافش معجزه میکنه.
۵) پنجرههای بزرگ با پرده بهترن یا کرکره؟
اگر دنبال حس نرم و لوکس هستی، پردههای لایهای (نازک + ضخیم) بهترن. اگر کنترل نور و حریم برات اولویت داره، کرکرههای باکیفیت خیلی کاربردیان.
۶) چطور پنجرهی معمولی رو شیکتر نشون بدیم؟
با اضافه کردن پردهی بلند، انتخاب میلهی پردهی خوشفرم، یا حتی یک قاببندی ساده دور پنجره. همین جزئیات کوچک، پنجره رو از «عادی» به «خاص» میبره.
جمعبندی
پنجرهها در ۲۰۲۵ فقط نورگیر نیستن؛ عملاً میتونن «امضای طراحی» پذیرایی باشن. اگر پنجرهات بزرگه، با پردهی سبک یا قاببندی درست میتونی فضا رو چند برابر دلبازتر نشون بدی. اگر پنجرهات کوچیکتره، با انتخاب رنگ درست، بافتهای گرم و نورپردازی، همون گوشه میتونه تبدیل به جذابترین نقطهی خانه بشه.
این ایدهها یک چیز رو خوب یادآوری میکنن: وقتی نور طبیعی درست قاب بشه، نصفِ دکور خودش انجام میشه.


















