ادبیاتفرهنگ و هنر

بازنویسی حکایت نگاری صفحه ۶۸ نگارش یازدهم ☑️ طاووسی و زاغی

ساده نویسی و بازگردانی حکایت نگاری طاووس و زاغ صفحه 68 درس سوم نگارش پایه یازدهم

بازنویسی حکایت نگاری صفحه ۶۸ نگارش یازدهم ؛ در این مقاله به پاسخ و جواب ساده نویسی و بازگردانی حکایت طاووسی و زاغی از صفحه 68 درس 3 سوم کتاب نگارش یازدهم متوسطه دوم پرداخته ایم. در ادامه با بخش آموزش و پرورش ماگرتا همراه ما باشید.

همچنین بخوانید: جواب فعالیت های درس سوم نگارش یازدهم

بازنویسی حکایت نگاری صفحه ۶۸ نگارش یازدهم
بازنویسی حکایت نگاری صفحه ۶۸ نگارش یازدهم

جواب ساده نویسی حکایت نگاری طاووس و زاغ صفحه 68 نگارش یازدهم

حکایت زیر را بخوانید و آن را به زبان ساده بازنویسی کنید.

متن حکایت:

طاووس و زاغی، در صحن باغی به هم رسیدند و عیب و هنر یکدیگر را دیدند. طاووس با زاغ گفت: این موزه سرخ که در پای توست لایق دیبای نگارین من است. همان وقت که به وجود می آمده ایم در پوشیدن موزه اشتباه کرده ایم. من موزه سیاه تو را پوشیده ام و تو موزه سرخ مرا. زاغ گفت: برخلاف این است. خطایی رفته است در پوشش های دیگر رفته است. باقی پوشش های زیای تو مناسب موزه من است. در آن خواب آلودگی، تو سر از گریبان من در آورده ای و من سر از گریبان تو! در آن نزدیکی سنگ پشتی بود و آن مجادله را می شنید؛ سر برآورد که ای یاران عزیز! از این گفت و گوی باطل دست بردارید. خدای تعالی همه چیز را بر یک کس نداده است. هر کس را به داده خود، خرسند باید بود و خشنود.

بازنویسی حکایت:

روزی طاووس و کلاغی در باغی به هم رسیدند و هم دیگر را ملاقات کردند. در این دیدار طاووس و کلاغ عیب ها و زیبایی و هنر یکدیگر را از نزدیک دیدند. در همین حال طاووس به کلاغ گفت: این پای قرمز زیبا که برای کلاغ مثل کفش بود لیاقت تو را ندارد اما این کفش زیبا شایسته آن چهره رنگارنگ و زیبای من است، همان موقع که به وجود می آمدیم هنگام پوشیدن کفش اشتباه کردیم. من کفش های مشکی تو را می پوشم و تو کفش های قرمز مرا !

کلاغ گفت: موضوع بر عکس این ماجرا است. اگر چیزی اشتباه بوده باشد، اشتباه در پوشش و لباس یکدیگر رخ داده است. پوشش و لباس زیبای تو شایسته کفش‌های من است، در لحظه بیداری و چشم باز کردن به این دنیا، در آن خواب آلودگی اشتباهی تو لباس های من را پوشیدی و من لباس های تو را پوشیده ام. لاک پشتی در آن نزدیکی بود و صدای جدل و گفتگوی طاووس و کلاغ را شنید.

لاک پشت سرش را از لاک بیرون آورد و گفت: دوستان عزیز دست از این گفتگوی بیهوده بردارید. خداوند همه چیز را به یک نفر نداده است. هر کدام زیبایی خاص خود را دارند. هرکس باید به داشته هایش راضی و خشنود باشد. و خدا را بخاطر آن شکر کند چرا که عیب و ایراد ها در هر کس دیده شده و نباید منکر آن ها شد، چرا که خداوند با آگاهی بالایی آن ها را به ارمغان آورده و با عشق در مزرعه وجود ما کاشته است.

همچنین بخوانید: جواب شعر گردانی صفحه ۵۱ نگارش یازدهم

✅ به پایان مقاله جواب بازنویسی حکایت نگاری طاووس و زاغ صفحه ۶۸ کتاب نگارش یازدهم متوسطه دوم رسیدیم، اگر پیشنهاد یا سوالی در این رابطه داشتید حتما آن را از بخش نظرات بپرسید تا کارشناسان ما پاسخگوی شما باشند.

زنجیران

هم‌بنیانگذار ماگرتا ، عاشق دنیای وب و ۷ سالی ست که فعالیت جدی در حوزه اینترنت دارم. تخصص من تولید محتوایی‌ست که مورد نیاز مخاطبان است. مدیر ارشد تیم شبکه های اجتماعی سایت هستم. به قول ماگرتایی‌ها وقت بروز شدنه !

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.