آهنگ Seeing Things از Charli xcx یه ترک احساسی و تصویرسازه که با فضای گاتیک و ملودیهای سرد و مهآلودش، دقیقاً همون حسِ گیر افتادن تو خاطرهی یه آدم رو میده؛ همون وقتی که همهجا فکر میکنی “شبیهش” رو دیدی. از اون آهنگاست که آروم شروع میکنه ولی هی میره توی مغزت و ولت نمیکنه.
متن و ترجمه آهنگ Seeing Things از Charli xcx ، تکست و معنی اهنگ سیینگ تینگز به معنای چیزهایی دیدن از چارلی ایکس سی ایکس
Lyrics and Translation Music Charli xcx Seeing Things
در ادامه برای خواندن متن انگلیسی و ترجمه فارسی موزیک خارجی Seeing Things از Charli xcx ، با بخش موزیک ماگرتا همراه باشید.

متن موزیک پیشنهادی:
اطلاعات موزیک
اول از همه، بیا یه نگاه سریع به اطلاعات این موزیک بندازیم:
🎤 خوانندگان: Charli xcx
🎵 عنوان: Seeing Things
🌍 زبان: انگلیسی
🎼 ژانر: پاپ / گاتیک پاپ (Pop)
💿 آلبوم: Wuthering Heights
🗓️ تاریخ انتشار: ۱۳ فوریهٔ ۲۰۲۶
متن و معنی اهنگ Seeing Things از Charli xcx
[Verse 1]
It was in the winter on a busy crossroads
زمستون بود، سرِ یه چهارراه شلوغ.
Saw a man about your height just walking
یه مرد دیدم قد و قوارهش تقریباً مثل تو بود، همینجوری داشت راه میرفت.
Same kind of shoulders, same kind of new clothes
همون مدل شونهها، همون تیپ لباسای نو و مرتب.
Couldn’t believe it so I chased you down fast and I caught up
باورم نمیشد، واسه همین تند دنبالت دویدم و بهت رسیدم.
[Pre-Chorus]
And I stopped
وایسادم،
And tapped your arm
آرومت بازوتو زدم
And waved and said, “Hello”
«دست تکون دادم و گفتم: «سلام
But it was just a stranger
ولی اون فقط یه غریبه بود
[Chorus]
I think I’m seeing things that are not there (See—, not there)
فکر کنم دارم چیزایی رو میبینم که اصلاً وجود ندارن (میبینم… نیستن)
I think I’m seeing things
فکر کنم دارم توهم میزنم…
I think I’m seeing shadows of your hair (See—, not there)
فکر کنم سایهی موهات رو میبینم (میبینم… نیستن)
I think I’m seeing things, I think I’m seeing things, I think I’m seeing things
فکر کنم دارم چیزای الکی میبینم، فکر کنم دارم میبینم، فکر کنم دارم میبینم…
Keep staring through the glass to find you
هی از پشت شیشه زل میزنم که پیدات کنم.
[Verse 2]
You’re a ghost now, maybe a reflection
الان تو برام شبیه یه روحی… شاید فقط یه بازتابی.
In fact, I’m certain I just saw you in the window
راستش مطمئنم همین الان توی پنجره دیدمت.
I was just browsing when I met your eye
فقط داشتم نگاه میکردم که یهو چشمم به چشمت افتاد.
Couldn’t believe it so I reached my fingers out to touch your face
باورم نشد، دستمو دراز کردم که صورتتو لمس کنم…
[Pre-Chorus]
In the pane
روی همون شیشه،
And turned around to speak and say your name
برگشتم که حرف بزنم و اسمتو صدا کنم،
You vanished into thin air
ولی مثل دود غیب شدی…
[Chorus]
I think I’m seeing things that are not there (See—, not there)
فکر کنم دارم چیزایی رو میبینم که اصلاً وجود ندارن (میبینم… نیستن)
I think I’m seeing things
فکر کنم دارم توهم میزنم…
I think I’m seeing shadows of your hair (See—, not there)
فکر کنم سایهی موهات رو میبینم (میبینم… نیستن)
I think I’m seeing things, I think I’m seeing things, I think I’m seeing things
فکر کنم دارم چیزای الکی میبینم، فکر کنم دارم میبینم، فکر کنم دارم میبینم…
Keep staring through the glass to find you
هی از پشت شیشه زل میزنم که پیدات کنم.
[Outro]
To find you
که پیدات کنم
To find you
که پیدات کنم
To find you
که پیدات کنم
To find you
که پیدات کنم
Find you
پیدات کنم
Find you
پیدات کنم
Find you
پیدات کنم
حس و حال آهنگ 🎧
این آهنگ یه حالِ سرد و مهآلود داره؛ انگار توی شهر قدم میزنی و هر سایه و هر شیشه میتونه “اون آدمه” باشه. ریتمش آرومه ولی اضطراب توش موج میزنه، همون حسِ دلتنگیِ بیدرمان.
از اون ترکهاست که بیشتر از اینکه داد بزنه، آروم زخم میزنه. تصویرسازیهای زمستونی و شیشه و پنجره، حسِ گیر کردن تو خاطره رو خیلی طبیعی منتقل میکنه.
تفسیر و مفهوم 💡
مفهوم اصلیش دربارهی سوگواریِ یه رابطهست؛ نه لزوماً مرگ، بیشتر اون “رفتنی” که طرف رو تبدیل به روح میکنه. وقتی ذهن نمیپذیره تموم شده و مدام دنبال نشونه میگرده تا یه ذره امید تزریق کنه.
اون تکرارِ “دارم چیزایی میبینم که نیست” دقیقاً نقطهی دردناکه: مغز داره خودش رو گول میزنه تا نبودنِ طرف رو قابل تحمل کنه. شیشه هم نماد فاصلهست؛ میبینی، ولی نمیتونی لمس کنی.
متن موزیک پیشنهادی:
نظر شما چیه؟ 💬
تو این آهنگ بیشتر حسِ دلتنگی گرفتی یا اضطراب؟
به نظرت “دیدن چیزهایی که نیست” توی عشق بیشتر از امید میاد یا از انکار؟
اگه جای راوی بودی، دنبال اون آدم میگشتی یا سعی میکردی ولش کنی؟
این فضای زمستونی و شیشهای برات یادآور چی بود؟


















