در این مطلب به سراغ متن و ترجمه آهنگ A Cautionary Tale از هنرمند بینظیر ایسلندی، لوفی (Laufey) میپردازیم. این قطعه که از آلبوم جدید او با نام “A Matter of Time” است، همانطور که از نامش پیداست، «یک داستان هشدارآمیز» درباره یک رابطه سمی است؛ داستانی از فداکاری بیش از حد، از دست دادن هویت و در نهایت، یاد گرفتن یک درس تلخ در عشق. در ادامه برای خواندن تکست و معنی اهنگ زیبای A Cautionary Tale، با بخش موزیک ماگرتا همراه باشید.
Lyrics and Translation Music Laufey A Cautionary Tale

متن موزیک پیشنهادی: متن و ترجمه آهنگ Forget-Me-Not از Laufey
اطلاعات موزیک
اول از همه، بیا یه نگاه سریع به اطلاعات این موزیک بندازیم:
🎤 خواننده: لوفی (Laufey)
🎵 عنوان: A Cautionary Tale (یک داستان هشدارآمیز)
💿 آلبوم: A Matter of Time
🌍 زبان: انگلیسی
🎼 ژانر: جاز پاپ، بالاد، سینگر-سانگرایتر
🗓️ تاریخ انتشار: ۲۲ آگوست ۲۰۲۵
متن و معنی اهنگ A Cautionary Tale از Laufey
بریم سراغ متن این آهنگ پر از پند و احساس!
(Verse 1)
Oh, heavens, hear my story, a cautionary tale
اوه، ای آسمانها، داستان منو بشنوید، یه داستان هشدارآمیز
Of how I came to be loved, and how it came to fail
از اینکه چطور عاشق شدم و چطور شکست خورد
A first time for lovers, a first time in agony
اولین بار برای عاشقان، اولین بار در رنج و عذاب
The truths you will uncover will knock you on your knees
حقایقی که کشف خواهی کرد، تو رو به زانو درمیاره
(Chorus)
I gave it too much, I gave myself up
من زیادی مایه گذاشتم، از خودم گذشتم
I lost sight of all my dignity
تمام عزت نفسم رو از یاد بردم
I’ve always been smart, my chameleon heart
من همیشه باهوش بودم، اما قلب آفتابپرستوار من
Took your draining personality and gave it to me
شخصیت تحلیلبرنده تو رو گرفت و به من داد
I wanted to please you, this performance of a lifetime
میخواستم تو رو راضی کنم، با این اجرای تمام عمر
My heart to you handed, you took it for granted
قلبم رو به تو تقدیم کردم، تو قدرشو ندونستی
And made me the villain, all alone
و منو تبدیل به آدم بده کردی، در حالی که کاملاً تنها بودم
(Verse 2)
I struggled through the winter
من زمستان را به سختی پشت سر گذاشتم
Found cheat codes to your soul
کدهای تقلب روحت رو پیدا کردم
Was born to be a giver
به دنیا اومده بودم که بخشنده باشم
Destined to pay the toll
و سرنوشتم این بود که تاوانش رو بدم
(Chorus)
I gave it too much, I gave myself up
من زیادی مایه گذاشتم، از خودم گذشتم
I lost sight of all my dignity
تمام عزت نفسم رو از یاد بردم
I’ve always been smart, my chameleon heart
من همیشه باهوش بودم، اما قلب آفتابپرستوار من
Took your draining personality and gave it to me
شخصیت تحلیلبرنده تو رو گرفت و به من داد
I wanted to please you, this performance of a lifetime
میخواستم تو رو راضی کنم، با این اجرای تمام عمر
My heart to you handed, you took it for granted
قلبم رو به تو تقدیم کردم، تو قدرشو ندونستی
And made me the villain
و منو تبدیل به آدم بده کردی
(Bridge)
Oh, inside you, there’s a guiltless child who never saw his mother smile
اوه، درون تو، یه بچه بیگناه هست که هرگز لبخند مادرش رو ندیده
A boy who had no sense of home, believes he’s better off alone
پسری که هیچ حسی از «خانه» نداشته، و باور داره که تنها باشه حالش بهتره
Who coils up in jealousy to mask his insecurities
کسی که تو حسادت مچاله میشه تا عدم امنیتهاشو پنهان کنه
And I can’t fix you, God, I tried, the hourglass I shattered just in time
و من نمیتونم تو رو درست کنم، خدایا، من تلاشمو کردم، ساعت شنی رو درست به موقع شکستم
(Outro)
I gave it too much, I gave myself up
من زیادی مایه گذاشتم، از خودم گذشتم
I lost sight of all my dignity
تمام عزت نفسم رو از یاد بردم
One more lover fails, cautionary tales
یه عاشق دیگه هم شکست میخوره، داستانهای هشدارآمیز
Continue to happen to me
به اتفاق افتادن برای من ادامه میدن
حس آهنگ 🎧
اگر بخواهیم حال و هوای این موزیک را در چند کلمه خلاصه کنیم، اینها بهترین توصیفها هستند:
- 🤔 بازتابی، غمانگیز و پر از پند
- 💔 روایتی از گم شدن در یک رابطه سمی و فداکاری بیجا
- ✨ صادقانه، آسیبپذیر و به شدت احساسی
- 🎶 با حال و هوای موسیقی جاز پاپ و داستانسرایی
تفسیر و مفهوم آهنگ (گپ خودمونی)
آهنگ “A Cautionary Tale” (یک داستان هشدارآمیز) یه درس خیلی تلخ درباره یه رابطه سمیه. لوفی داره داستانش رو برای بقیه تعریف میکنه تا اونها اشتباهاتش رو تکرار نکنن.
اون از یه عشقی میگه که توش، کاملاً خودش رو فدا کرده (“از خودم گذشتم”) و برای راضی کردن طرف مقابلش، هویت خودش رو از دست داده. “قلب آفتابپرستوار” یه استعاره خیلی قشنگه؛ یعنی اونقدر رنگ طرف مقابلش رو به خودش گرفته که شخصیت خودش رو فراموش کرده.
نکته جالب آهنگ اینه که با وجود تمام بدیها، لوفی سعی میکنه طرف مقابلش رو درک کنه. اون به گذشته سخت و کودکی اون شخص اشاره میکنه و میفهمه که رفتارهای اشتباه اون، از زخمهای قدیمیش نشأت میگیره.
اما در نهایت به این نتیجه مهم میرسه که “من نمیتونم تو رو درست کنم”. اون با “شکستن ساعت شنی”، به این رابطه سمی پایان میده تا خودش رو نجات بده. با این حال، پایان آهنگ کمی تلخه. اون حس میکنه که این “داستانهای هشدارآمیز” مدام براش تکرار میشن و این نشوندهنده یه ترس عمیق از تکرار اشتباهات گذشته است.
متن موزیک پیشنهادی: متن و ترجمه آهنگ Too Little Too Late از Laufey
حالا نوبت توئه! 👇
خب، اینم از این آهنگ داستانی و پر از پند. نظرت چیه؟
- تا حالا شده تو یه رابطهای خودتو فراموش کنی؟
- به نظرت ما میتونیم آدمای دیگه رو “درست کنیم” یا تغییر بدیم؟
برام تو کامنتها بنویس! 💬 اگه آهنگی هست که ازش درس بزرگی گرفتی، حتماً به ما و بقیه معرفی کن!


























