سرگرمیموزیک

متن نوحه شب شام غریبان امام حسین (ع) محرم 1401 ☀️ شب یازدهم

متن نوحه مداحی زمینه ، واحد ، سینه زنی ، شور و روضه برای شب یازدهم و شام غریبان امام حسین و حضرت زینب محرم ۱۴۰۱

متن نوحه شب شام غریبان امام حسین محرم 1401 ؛ شب یازدهم محرم به شب شام غریبان امام حسین (ع) و حضرت زینب (س) اختصاص یافته است و به مناسبت این شب سوزناک، در این مقاله از بخش مداحی ماگرتا ، متن نوحه و روضه عزاداری شب یازدهم و شام غریبان محرم ۱۴۰۱ را قرار داده‌ایم. با ماگرتا همراه باشید.

همچنین پیشنهاد می کنیم: دانلود مداحی شب عاشورا محرم
و
متن نوحه شب نهم محرم

متن مداحی سینه زنی شب شام غریبان امام حسین (ع)
متن مداحی سینه زنی شب شام غریبان امام حسین (ع)

متن نوحه و مداحی شب شام غریبان امام حسین (ع) ۱۴۰۱

متن نوحه شب شام غریبان حضرت زهرا

فاطمه جان زائرِ شام غریبان توام
در کنار قبر تو من دیده گریان توام
علی پس از داغت تنها شده زهرا
دیده ی من از اشک دریا شده زهرا
گل علی زهرا ۴

ای گل ریحانه ام جان به فدای صبر تو
فاطمه جان آمدم من در کنار قبر تو
زمن جدا گشتی یار غریب من
رفته ز جان من صبروشکیب من
گل علی زهرا ۴

تا که رفتی فاطمه من بی قرار تو شدم
در کنار قبر تو شمع مزار تو شدم
بعد تو یا زهرا از همه بگسستم
کنار قبر تو به گریه بنشستم
گل علی زهرا ۴

بعد سوز ماتمت شکسته بالم فاطمه
بنما بار دگر نظر بحالم فاطمه
فدای آن صبر و توان و تاب تو
سر میگذارم بر روی تراب تو
گل علی زهرا ۴

ای صفای حرمم بگو کجایی فاطمه
جگرم سوزد از این داغ جدایی فاطمه
ای جان نثار من بودی نگار من
بعد تو کم گشته صبر و قرار من
گل علی زهرا ۴

ای که بودی همه عمر محرمِ اسرارِ علی
بنگر فاطمه جان زردی رخسار علی
کنار قبر تو بنگر که بی تابم
نور دل حیدر کرده غمت آبم
گل علی زهرا ۴

در کنار قبر تو آمده جان بر لب من
روی سجاده ی تو گریه کند زینب من
حسن بگرید آن نور دو عین من
دل مرا سوزاند اشک حسین من
گل علی زهرا ۴

متن نوحه شب شام غریبان امام حسین شب شام غریبان است

بسوز ای دل، بسوز ای دل، شب شام غریبان است
به صحرا بی کفن امشب تن پاک شهیدان است
ای دل بسوز امشب وای از دل زینب

بسوز ای دل، بسوز ای دل، که زهرا، مو پریشان است
دلش دریای خون است و گلش نقش بیابان است
ای دل بسوز امشب وای از دل زینب

بسوز ای دل، بسوز ای دل، زمین از خون گلستان است
شب است اما، تنور مطبخ خولی، چراغان است
ای دل بسوز امشب وای از دل زینب

بسوز ای دل، بسوز ای دل، به یاد غنچه پرپر
بسوز ای دل، که خوابش برده در صحرا علی اصغر
ای دل بسوز امشب وای از دل زینب

بسوز ای دل، که پرپر لاله های باغ یاس است
فرات و علقمه رنگین ز خون سرخ عباس است
ای دل بسوز امشب وای از دل زینب

بسوز ای دل، بسوز ای دل، ز آه آتشین امشب
که قرآن پاره لیلا، شده نقش زمین امشب
ای دل بسوز امشب وای از دل زینب

بسوز ای دل، بسوز ای دل،که می سوزد رباب امشب
دل دریا، به یاد اشک اصغر، شد کباب امشب
ای دل بسوز امشب وای از دل زینب

متن روضه شب شام غریبان

بگذار ناله از جگر خود برآورم
جانم بگیر تا شب غم را سرآورم
وقتی برای گریه ندارم، نگاه کن
باید که کودکان تو را در برآورم
جسمی نمانده تا که سپر بیشتر شود

چشمی نمانده تا که دو چشمی تر آورم
باید دو طفل بی نفس ِ زخم خورده را
از زیر خارهای بلا پرپر آورم
باید که چند کودک ترسیده ی تو را
از خیمه های مانده در آتش درآورم

گفت: ابی عبدالله هرکسی رو ظهر عاشورا تعقیب می کرد، او رو به هلاکت می رسوند، همه می دونستند که ابی عبدالله دنبال هرکی بره، می کشه، یکی از شامیان نقل میکنه: میگه دیدم حسین با ذوالجناح سمت من حرکت کرد، نفسم بند اومد.
گفتم کارم تمومه، فرار میکردم، دیدم سیدالشهداء به اسم صدام کرد، فرمود: بایست کاریت ندارم، ایستادم دیدم آقا دستش رو جلو آورد، یه خلخال کف دست من گذاشت،گفت: میدونم به بچه ات وعده دادی، براش سوغات ببری، این رو بگیر از پاهای بچه هام درنیار.
چند تا معنی داره، معنی های روضه یه طرف، توی همچین موقعی ابی عبدالله حاجت دشمن رو میده، آی کسانی که یازده شب پرپر زدی برای اربابت، یعنی تو رو دست خالی از این جلسه رد میکنن، ای کاش اینها یه مقدار محبت رو که از ابی عبدالله میدیدند، خجالت زده می شدند.
تو روایت نوشته فاطمه ی صغری، که خیلی ها اون رو سه ساله ی ابی عبدالله معرفی کردند، یعنی رقیّه خانوم، میگه نشسته بودم، همین طور ابدان بی سر، بی جان رو روی خاک میدیدم، یه وقت دیدم یه عده دارن سمت خیمه ها حمله میکنن، رسیدن به عمه ها، دیدم معجرها رو دارن میکشن، فرار کردم.

صدای ناله ام بلند شد، وا محمدا، وا علیا، همین که داشتم می رفتم دیدم یه نفر از این کافرها از این دشمن ها دنبال من، من هم دارم فرار می کنم، با کعب نی به کتف من کوبید، رو خاک افتادم، چنان گوشواره از گوشم کشید، از هوش رفتم، یه لحظه چشمم رو باز کردم دیدم عمه جان من رو بغل کرده.
دختر گلم، عزیز دلم، چشات رو باز کن، چه کشید زینب، ای وای ای وای، بعضی ها که حربه ای ندارن به روضه های روضه خونها گیر میدن، ما که اصل روضه رو هم نمی خونیم، یه روضه ی ساده می خونیم گریه کنی.
یکی از علماء این روضه رو برای مقام معظم رهبری حفظه الله خوندند، بخدا عمق فاجعه خیلی بالاتر از این حرف هاست، هرچی تا حالا شنیدید بالاتره، امروز ملائک اومدند به کمک ابی عبدالله، اجنه اومدند، سرپرست و رئیس گروه اجنّه شیعه، زعفر جنی.
کتاب ها نوشتند زمان مرحوم آیت الله بروجردی، از دنیا رفت، میگن خیلی ها پای منبر میدیدنش، وقتی روضه میخوندن، هرچی می خوندن، میگفت:نه، بالاتر از این حرف ها بود، من با چشم های خودم دیدم چه کردن.

باید که چند کودک ترسیده ی تو را
از خیمه های مانده در آتش درآورم
تا ساربان نیامده انگشت را بلند کن
باید روم ز دست تو انگشتر آورم
گهواره نیست ترس من از پشت خیمه هاست

باید نشان قبر علی را در آورم
باید برای دخترکان یتیم تو
قدری بگردم و دو سه تا معجر آورم
پیراهن امانتی مادرم کجاست
گشتم نبود تا که بر این پیکر آورم

نامحرمی به ناقه ی عریان اشاره کرد
باید روم به علقمه آب آور آورم
گیسوی مادرت زگلوی تو سرخ شد
باید که چادری به سر مادر آورم
تا باز هم نگاه کنم بر حسین خویش

باید باز هزار نیزه شکسته درآورم
ای کشتی نجات بشر قلزم کرم
باور نمی کنم که تو باشی برادرم
برسینه ی شکسته ی تو که نظر کنم
یاد آورم زسینه ی مجروح مادرم

حسین
ای تشنه لب حسین
حسین
عشق زینب حسین

حسین
ای بی کفن حسین
حسین
صدپاره تن حسین

میون این همه وحشی، یه نفر هم بود دلش یه خورده، به رحم اومد، میگه وقتی خیمه ها رو آتیش زدند، مقاتل رو وقتی می خونی، صرف این نبود بخوان خیمه ها رو به غارت ببرند، حروم زاده دستور داد، گفت: خیمه هارو بسوزونید، هرکی تو خیمه هاست آتیش بزنید.
تعجب نکن، گفت: دیدم دختر بچه ای دامنش آتیش گفته بود، از خیمه ها بیرون دوید، پای برهنه روی این خارها داره میدوه؛ با اسب دنبالش رفتم، دیدم بچه ترسید، دستاش رو روی سرش گذاشت، گفت: آی مرد ما یتیم شدیم، ما دیگه صاحب نداریم.
گفتم: کاری باهات ندارم، اومدم آتیش دامنت رو خاموش کنم، تو این یکی دو روزه این ها فقط کسانی رو دیدن که فقط آتیش میزنن، کسی که بخواد آتیش دامنی خاموش کنه ندیده، بچه با تعجب نگاه کرد، وقتی آتیش دامنش رو خاموش کردم، دیدم انگار یه چیزی می خواد بگه، خواسته ای داره.
گفتم: چی می خوای، حرفی داری بگو، گفت: بگو ببینم تو خورجین اسبت، یه مقدار آب پیدا میشه ؟ سه روزه این ها آب رو به خیمه ها بستن، میگه اومدم یه مقدار آب آوردم براش، دستش دادم، دیدم هی نگاه به آب میکنه، هی اشک میریزه.
گفتم: مگه آب نمی خواستی بخوری، دو جور گفتن، یه جورش اینه، گفت: به من بگو علقمه راهش از کدوم طرفه، می خوام برم به عموم بگم: دیگه خجالت نکشه، آب آزاد شد، یه جوری دیگه هم اینجوری نقل کردن، گفت: چرا آب نمی خوری، گفت: برا اینکه هنوز صدای بابام تو گوشمه، هی میگفت: آخ جیگرم داره میسوزه، حسین…………..

متن نوحه شام غریبان امام حسین ترکی

پریشان حال اولان ، حالین بیان ایلر پریشانه
پریشان حال ، حال اهلین آرار آخر ، نه بیگانه
طبیبِ عشقه تفسیر ایلدیم اوز حالِ زاریمدن
علاج ، دردیمه یازدی فقط بیر لفظِ دیوانه

بشر صِنفین آیردی اوز ایلیندن خانمانیندن
قضا ویرانه ده مسکن ویروب ارواحِ انسانه
ئولن هر قدر اولسا ، خوش عمل گیتسه بو دنیادن
گینه چوخ مستحقدور خانهء مدفنده احسانه

قویوبدور بو قراری حضرتِ پیغمبرِ اکرم
نمازِ وحشت آلسونلار ئولن گون هر مسلمانه
یغالّا بیر یره اهل و عیالین ، قوم و قارداشین
گلوللّر تسلیت ویرماقلیقا شامِ غریبانه

ندن کرب و بلاده اولمادی بو قاعده جاری؟
پوزولدی خانمانلار ، هم تالاندی یاندی کاشانه
ویروبله اهلِ بیته پاره پاره خیمده منزل
اوشاقلار آج سوسوز یورقون ، گلوبلر نی تک افغانه

هره بیر گوشه ده ، باش غم دیزینده فکره پیچیده
آخوب گوز یاشلاری یر اوزره بنزر آبِ نیسانه
کشیکچی عصمتِ کبری’ قیزی بی خانمان زینب
کیمه دردین دیسون کیم تسلیت ویرسون او نالانه؟

ئولنلر فکرین ایتسون؟ یا قالانلار دردینه یتسون؟
و یا ایتسون تحمّل جور و ظلمِ آلِ سفیانه
گجه بیر وقت گچدی گوردی زینب بیر بالا یوخدی
سراسیمه چخوبدور خیمه دن یوز قویدی میدانه

گیدردی گه دیردی هارداسان عمَّن سنه قربان
سسیمه ویرمَسَن سس ، ایلرم دنیانی ویرانه
سنی آخر وداعینده بابان چوخ تاپشوروب گیتدی
هنوز اوّل گجه ، سن هاراداسان؟ ای نازلی دُردانه

نه گوردی سس گلور آهسته عمّه بوردیَم گَل گور
بابامون مصرعینده ایتموشم برپا عزاخانه
بابامی عمّه چوخ ایستدی گوگلوم ، دوروب گلدیم
یتشدیم بو دلِ شبده حضورِ شاهِ عطشانه

گزوب میدانی بی پروا ، چوخ آختاردوم بابام نعشین
بو یردن گلدی سس آختارما گَل ای شمعه پروانه
گَل اگلش بیر زمان منله اولاخ همدرد و هم ناله
نجه گور ایتمیشم چیده بیر اوضاعِ مُلوکانه

چراغیم شعلهء آهیمدی ، فرشیم قانلی توپراقدور
یارالی سینه جُزوَم ، آغلارام بو روحِ قرآنه
عزاخانه بساطی جمع اولوب ، اوخشا حزین آغلا
توکوب گوز یاشی عمرینجه بیله بیر بزمِ جانانه

حسینین بو قیزیندان (روفه گر) محکم یاپوش چوخ ، آل
ازل دنیا مالی نقدا” ، دالینجا ایسته ماهانه.

متن نوحه شام غریبان حضرت زهرا محرم

گريه نكن اول قصه ي من
تموم حرفامو به تو نميگم
اشكاتو پاك كن تو چشام زل بزن
گريه كني بقيه شو نمي گم

سلام كه ميكنم جواب سكوته
تو جمعشون علي رو را نمي دن
شونه ها رو مي چسبونن به هم آه
نماز جماعت منو جا نمي دن

مني كه خيبر رو يه دستي كندم
ببين چي آورده غمت به روزم
بعد نماز ديدم مي لرزه دستام
نعلينمم نمي تونم بدوزم

قراره قصه اينجوري پيش بره
نمي تونم هميشه دوري كنم
دسمال زردم توي گنجه س ولي
حيف بابات گفته صبوري كنم

وقت زياده واسه كار خونه
اين روزا بايد استراحت كني
موهاي زينبت رو گل ببندي
با پسرات بخندي صحبت كني

تموم فكر و ذكرم اينه خانوم
بدجوري زير دين تو اسيرم
من يه زره فقط دادم برات و
تو داري جون مي دي برام بميرم

ديشب حسين داشت به زينب ميگف :
ميشه يه داداش ديگه بياره
جواب زينب دلمو كباب كرد:
پهلوي زخميش اگه خوب شه آره …

دل علي رو قرص كن با موندن
حرف جدايي رو نزن دوباره
بمون تا دنيا رو به پات بريزم
دود در و ديوار كاري نداره …

فدا سرت خونه نشيني من
اينجا به بعدش ديگه اوج درده
بقيه حرفا تو سينه يخ زد
وقتي كه ديد دستاي زهرا سرده …

متن نوحه شام غریبان است زینب پریشان است

امشب به صحرا بی کفن جسم شهیدان است
شام غریبان است
امشب نوای کودکان بر بام کیوان است
شام غریبان است

امشب به دشت کربلا نالان یتیم انند
تا صبح گریانند
امشب به روی کشته ها در ناله مرغانند
چون نی در افغانند
بر خاک بی غسل و کفن رعنا جوانانند

خوابیده عریانند
بر غربت اجسادشان عالم پریشان است
شام غریبان است
امشب به صحرا بی کفن جسم شهیدان است
شام غریبان است

امشب عیال مصطفی در گوشهء صحرا
بی منزل و ماوا
اموالشان تاراج کین از فرقهء اعدا
ای آه و واویلا
خون می رود امشب ز چشم دختر زهرا

اف بر تو ای دنیا
آل علی ویران نشین اندر بیابان است
شام غریبان است
امشب یتیمان جهان در گوشهء هامون
غلطان به بحر خون

اندر هوای خاتم او بزدل ملعون
دیوانه و مجنون
سازد جدا انگشت او آن بی حیای دون
ای چرخ شو ویران
کی خاتم محبوب حق در خورد دیران است

شام غریبان است
امشب به بالین حسین زینب عزادار است
بر غم گرفتار است
امشب سکینه بر سر نعش پدر زار است
از دیده گریانست

زهرا به دور کشته ها با خیل حوران است
از دیده خونبار است
امشب فلک گریان به حال آل اطهار است
شام غریبان است
امشب تن پاک حسین در قتلگاه بی سر

در بحر خون اند
خوابیده بی غسل و کفن با اکبر و اصغر
با یاوران یکسر
آثار ظلم خولی مردود سگ کمتر
در کنج خاکستر

گاهی به حال دختران اندر پرستاری
از راه غمخواری
گاهی کند در مطبخ خولی
آن عصمت باری
از ماتمش خائف نواخوانست و گریان است
شام غریبان است زینب پریشان است

متن مداحی شب شام غریبان محرم سحر ندارد سکینه امشب پدر ندارد

شب غریبان سحر ندارد (2)
سکینه امشب پدر ندارد
غریب حسین جان، غریب حسین جان (2)
بهار زینب خزان ز آه است (2)
گهى دو چشمش به نور ماه است

گهى نگاهش به قتلگاه است
غریب حسین جان، غریب حسین جان (2)
نسیم صحرا شده معطر (2)
ز عطر روى على اکبر
کجاست عمه، کجاست مادر

غریب حسین جان، غریب حسین جان (2)
بگو خلایق ز غم خروشند (2)
بگو به اطفال لبن ننوشند
بگو به سادات کفن نپوشند(2)

غریب حسین جان، غریب حسین جان (2)
کبوتران را ز لانه بردند
زوادى خون نشانه بردند
رباب دلخون پسر ندارد
غریب حسین جان، غریب حسین جان

در میان دشمن
اى خدا شب شده و من چه کنم؟
یکتن و این همه دشمن چه کنم؟
اهل کوفه همه پیمان شکنند

خوب نمک خوار و نمک دان شکنند
صبح با من همگى پیوستند
شب در خانه برویم بستند
صبح من شمع و همه پروانه
شب بیگانه تر از بیگانه

صبح بر دامن من چنگ زدند
شام از بام مرا سنگ زدند
طوعه امشب تو مرا خانه بده
مرغ بر بسته ام و لانه بده


متن نوحه شام غریبان محرم

شام غریبان (سحر ندارد)
آه یتیمان (اثر ندارد)
زینب تنها مانده و یاور ندارد

دگر در کربلا یک گل باقی نمانده
همه مستان به خاک اند و ساقی نمانده
عزیز زهرا (از زین نگون شد)
تمام صحرا (دریای خون شد)
جسمش عریان روی خاک و سر ندارد

کشد از خیمه ها امشب آتش زبانه
به گرد کودکان دشمن با تازیانه
هر سو کودکی (افتاده از پا)
با گریه گوید (عمه کو بابا)
به غیر از لب خشک و چشم تر ندارد

یکی از کودکان پیراهنش می سوزد
ز سوز تازیانه ها تنش می سوزد
می لرزد از غم (بس ناله کرده)
پای کوچکش (آبله کرده)
به گوش زخمی اش دیگر زیور ندارد

فقط یک خیمه باقی مانده بهر طفلان
همه زانو بغل کرده غریب و نالان
آن سو روانه (دریای آب است)
آهسته ریزان (اشک رباب است)
که امشب دیگر در بغل اصغر ندارد


متن مداحی شام غریبان محرم

عجب صحرای خاموشی،عجب شام غریبانی (۲)
عجـب گـل‌هـای خـونینی، عجـب بـاغ و گلستانی
فلـک سـر در گــریبان است
شب شام غریبان است (۲)

صــدای واحسینــایی، در این شام سیاه آید (۲)
گـمـــانــم حضــــرت زهـــــرا، کـنـــار قتلگـــاه آیـد
فلـک سـر در گــریبان است
شب شام غریبان است (۲)

رباب از گریه بی‌تاب است، کجایی ای علی اصغر (۲)
شـــب آزادی آب است، کــجـــــایی ای علــی اصغـر
فلـک سـر در گــریبان است
شب شام غریبان است (۲)

پیمبــر این دل شب رو، در آن گودال، خون کرده (۲)
ز خـــونِ یــــوسـفِ زهـــرا، محـاسن لاله‌گـون کــرده
فلـک سـر در گــریبان است
شب شام غریبان است (۲)


متن نوحه شب یازدهم محرم امان حسین (ع)

بنی اسد! لاله گون دامن صحراست
روی زمین پیکر عزیز زهراست
گل های زهرا گردیده پرپر
هنگام یاری است الله اکبر

بنی اسد! این تن پاک حسین است
زمین کرب و بلا خاک حسین است
کفن ندارد، سبط پیمبر
هنگام یاری است الله اکبر

بنی اسد! اشک غم زدیده بارید
یک بوریا به جای کفن بیارید
اجر شما با زهرای اطهر
هنگام یاری است الله اکبر

دو قرص آفتابند در خون شناور
این دو پسر عمویند قاسم و اکبر
این دو برادر عونند و جعفر
هنگام یاری است الله اکبر

قرص مه فاطمه به خون نشسته
در زیر تیغ و تیر و نیزه شکسته
زخم از ستاره دارد فزون تر
هنگام یاری است الله اکبر

بنی اسد! حق پیغمبر ادا شد
سر حسین مظلوم از تن جدا شد
در پیش چشم ساقی کوثر
هنگام یاری است الله اکبر

بنی اسد! صدای فاطمه آید
به دیدن شهید علقمه آید
گرید بر عباس به جای مادر
هنگام یاری است الله اکبر


متن نوحه برای شب شام غریبان محرم

آب می گوید حسین ، بی تاب می گوید حسین
از سر شب تا سحر مهتاب می گوید حسین
دیده می گوید حسین ، نادیده می گوید حسین
هر کجا باشد دلی غمدیده می گوید حسین

یار می گوید حسین ، دلدار می گوید حسین
روز و شب هر دیده بیدار می گوید حسین
ناس می گوید حسین ، احساس می گوید حسین
تا قیامت حضرت عباس می گوید حسین

نار می گوید حسین، بسیار می گوید حسین
این زبان تا لحظه دیدار می گوید حسین
نوح می گوید حسین، ذی روح می گوید حسین
زنده باشد هر دلی با روح می گوید حسین

شاد می گوید حسین ، ناشاد می گوید حسین
هر نسیم باد با فریاد می گوید حسین
کام می گوید حسین، ناکام می گوید حسین
فاطمه گریان به هر ایام می گوید حسین

کوه می گوید حسین بشکوه می گوید حسین
دم به دم هر شیعه نستوه می گوید حسین
جان جان گوید حسین ، هفت آسمان گوید حسین
ماه و خورشید و ستاره هر زمان گوید حسین


متن نوحه شام غریبان حسین امشب است

فلک سر در گریبان حسین است
شب شام غریبان حسین است
حسین جانم حسین جانم حسین جان
زمین و آسمان را غم گرفته
به مقتل فاطمه ماتم گرفته

حسین جانم حسین جانم حسین جان
همه امشب نماز شب بخوانید
ولی پشت سر زینب بخوانید
حسین جانم حسین جانم حسین جان
بگرد ای آسمان با آه و ناله

به صحرا گم شده طفل سه ساله
حسین جانم حسین جانم حسین جان
زاشک دیده صحرا را بشویید
گل خونین زهرا را بجویید
حسین جانم حسین جانم حسین جان
همه گل های زهرا گشته پرپر

زتیر ونیزه و شمشیر و خنجر
حسین جانم حسین جانم حسین جان
زند مرغ دلم امشب پر و بال
گهی در علقمه، گاهی به گودال

حسین جانم حسین جانم حسین جان
شب فریاد و سوز و اشک و آه است
محمّد در کنار قتلگاه است
حسین جانم حسین جانم حسین جان


متن مداحی شب شام غریبان محرم حاج علی انسانی

طعمه آتش، خانمان یکسو
مادران یکسو، کودکان یکسو
چه کنم من و گلشن بی گل
ز غمِ گلُ و غنچه و بلبل
خدا خدا خدا خدا حسینم رفت (2)

پیکر بیمار، بی رمق مانده
از کتاب ما، یک ورق مانده
چه کنم من و گلشن بی گل
ز غم گل و غنچه و بلبل
خدا خدا خدا خدا حسینم رفت (2)

کس نمی نوشد، می ز پیمانه
خفته در مقتل، پیر میخانه
نه خُمی و نه میکده باقی
نه سَبو و نه مست و نه ساقی
خدا خدا خدا خدا حسینم رفت (2)

عصمت اللهم، دانَدی عالم
مانده ام تنها، بین نامحرم
نه خُمی و نه میکده باقی
نه سبو و نه مست و نه ساقی
خدا خدا خدا خدا حسینم رفت (2)

هر چه در خیمه، بوده غارت شد
از عدو بر ما، بس جسارت شد
نه خُمی و نه میکده باقی
نه سَبو و نه مست و نه ساقی
خدا خدا خدا خدا حسینم رفت (2


متن شعر و نوحه برای شب یازدهم شهادت امام حسین (ع)

در دلش گم شده آهی و نگاهی باقی است
همه رفتند غمی نیست که شاهی باقی است
تا به زینب نگهش رفت دلش قرص شدو
زیر لب زمزمه میکرد سپاهی باقی است

از همانجا وعده سوغات و خلعت دادند
از همانجا به سنان بن انس خط دادند
که زمین خورد سواری و النگوها ریخت
پدری را جلوی خیمه خجالت دادند

آنکه آورد برای سرش آن خنجر را
به شفاعت برد عمامه پیغمبر را
اگر آن مرد فقط لحظه ای فرصت میداد
بخدا هدیه خودش میداد انگشتر را

چقدر بر سر نعلین و سپر دعوا شد
سر شمشیر پیمبر چقدر دعوا شد
پیش چشمان جگر گوشه او ، دختر او
سر این پیکر بی جان پدر دعوا شد

میبرند از او ولی با روی ننگین میبرند
چکمه و عمامه و انگشتر و زین میبرند
در ازای آن دو خورجین نامه ای که داده اند
از میان قتلگه خورجین به خورجین میبرند

نگاه کن پدر بزرگ! به عمق چشم‌های من
که با تو حرف می‌زند نگاهِ من به جای من
بیا و از مدینه ات کبوترانه پر بزن
به سالهای سال بعد: عراق، کربلای من

من ایستاده‌ام، ببین چه غرق در نیایشم
که تیر هم نمی‌رسد به قلب ربنای من
چه دید در دلم خدا ، چه چشمه‌ای؟ که این چنین
کبوتران تشنه را پرانده در هوای من


اشعار شب شام غریبان محرم امام حسین (ع)

خیمه خیمه خیمه آتیش خیمه خیمه خیمه غربت
نیزه نیزه سر می آرن کوفیای لامروت
سر خورشید و بریدن با تموم کهکشونش

ماه آسمونی ریخته رو زمین تشنه خونش
رد خون آسمونه روی مشک پاره پاره
انگار از تو دامن شب ریخته روی زمین ستاره

خیمه خیمه خیمه آتیش خیمه خیمه خیمه درده
بچه ها منتظرن باز کی عموشون برمی گرده
همه ماهیا تشنن اینو دریا خوب می دونه

دریا هر جور شده باید به اونا آب برسونه
از زمین عطش می جوشه آسمون آتیش می باره
روی خاک دارن می دن جون ماهیای تکیه پاره

خیمه خیمه خیمه آتیش خیمه خیمه خیمه غربت
نیزه نیزه سر می آرن کوفیای لا مروت


شعر شب شام غریبان مصطفی متولی

زينب تو را به جان من آرام گريه كن
مثل برادرت حسن آرام گريه كن

می دانم آب می شوی از داغ مادرت
مانند شمع انجمن آرام گريه کن

كمتر به اين شمایل نیلی نگاه کن
سیلی مزن به صورتت آرام گريه کن

اينقدر خاک بر سر و روی خودت مريز
قدری كنار اين بدن آرام گريه كن

دستم رسيده است به زخمي عميق وای
زينب بيا بگو به من آرام گريه كن

حالا بيا به ياد حسين غريبمان
بنشين و پای اين كفن آرام گريه كن


متن مداحی شام غریبان یک ماه خون گرفته حاج مهدی خرازی

مــادر بیــا در کــربلا
پرپر شـده گلهای ما
آتش گرفته خیمه ها

مادر بیا، مادر بیا
جانم از سوز غم رسیده بر لب
برس ای مادرم به داد زینب (۲)
حسین جان، حسین جان، جانم حسین جان( ۲)

خـونین بدنهـا را ببین
افتـاده بــر روی زمین
سرها شده ازتن جدا

مادر بیا، مادر بیا
جانم از سوز غم رسیده بر لب
برس ای مادرم به داد زینب (۲)
حسین جان، حسین جان، جانم حسین جان (۲)

مادر ببین گلهای من
افتاده بی غسل وکفن
در سـرزمین کـــربلا

مادر بیا، مادر بیا
جانم از سوز غم رسیده بر لب
برس ای مادرم به داد زینب (۲)
حسین جان، حسین جان، جانم حسین جان (۲)


متن نوحه شب شام غریبان محرم امام حسین (ع)

شب است و صحرا پر آتش و خون به باغ آتش گرفته ماند
به هر کناره یکی نشسته چو بلبلی نغمه خواند
حسین مظلوم (2)

شام غریبان رسیده اما شب غریبان سحر ندارد
تمام عالم بگرید امشب به طفلکی که پدر ندارد
حسین مظلوم (2)

یکی به پایش نشسته خار و یکی لباسش شده است پاره
یکی رخش گشته ارغوانی نمانده گوشی و گوشواره
حسین مظلوم (2)

به دشت آتش گرفته بنگر نه ساغری و نه جام و ساقی
نه باغبان مانده است و نه گل نه لاله نه یاس و نه اقاقی
حسین مظلوم (2)


متن مداحی شب شام غریبان محرم امام حسین (ع)

جانم شرار آه و دلم دشت کربلاست
گوشم هر آنچه می شنود شور نینواست
ایمان نشان خنجر و شمشیر و تیر و سنگ
قرآن به نیزه، دین خدا زیر دست و پاست

چشم همه فرات و نفس هاست یا حسین
دل ها زموج خون همه گودال قتلگاست
فواره می زند زگلوی حسین خون
خونی که خونبهاش همان ذات کبریاست

نیزه به سینه، تیر به دل، داغ بر جگر
در حنجرش شرار عطش، بر لبش دعاست
خونی که ریخت از گلوی تشنه ی حسین
خون خدای عزوجل، خون انبیاست

هفتاد و دو ذبیح که دیده به یک منا؟
اندام، قطعه قطعه و سرهایشان جداست
این دود خیمه های حسین است بر فلک
یا آسمان، سیه شده یا دودِ آه ماست

آتش گرفته دامن یک دختر یتیم
فریاد می زند که عموجان من کجاست؟
از ترس تازیانه و از بیم کعب نی
اشکش روان به دیده ولی، گریه بی صداست

بر سینه ای که نیزه فرو رفته بارها
باللَّه قسم فشار سُم اسب، نارواست
خورشید خون گرفته ی صحرای کربلا
گه روی دست شمر و گهی روی نیزه هاست

رگ های پاره پاره نشان می دهد درست
رو بوده روی خاک زمین، ذبح از قفاست
میثم! قسم به اشک شفق، سرخی شفق
از خون سرخِ قافله سالارِ کربلاست


متن نوحه شب شام غریبان رضا رسول زاده

در قتلگاهت آمدم و سر نداشتی
یک جای سالمی تو به پیکر نداشتی
دیدم تو را چه دیدنی ای پاره ی دلم

حتی لباس کهنه ای در بر نداشتی
جز روی حنجری که همه بوسه اش زدند
جایی برای بوسه ی خنجر نداشتی ؟

زینب بمیرد این همه خونی نبیندت
خواهر شود فدای تو یاور نداشتی ؟
ته مانده های پیرهنت هم ربوده شد
چیزی برای غارت لشکر نداشتی

ای وای سینه ی تو پر از جای پا شده
یکی دو تا که ارث ز مادر نداشتی
بی کس شدی ز پشت سرت نیزه خورده ای
حق می دهم حسین ، برادر نداشتی


متن مداحی شام غریبان فانوسهای اشک سید هاشم وفایی

مـه محفـل زینب، ببیـن مشکــل زینب
محیـط غـم و انـدوه، شـده منزل زینب
ز هجر تو به جز غم، نشد حاصل زینب
کنـــار بــدنت شـــد، زبــــــان دل زینب
حسین جان کفنت کو؟ لباس بدنت کو؟

به سوی تو دویدم، به مقتل چو رسیدم
ز بـالای بلنـدی چــه گـویم که چـه دیدم
خــودم نالــۀ زهــرا در آن لحظــه شنیدم
کـه مـی‌گفـت در آنجـــا: الا نخــل امیدم
حسین جان کفنت کو؟ لباس بدنت کو؟

سراپا همه دردم، نظـر کن رخ زردم
ز هجـر گــل رویـت قرین غم و دردم
میـان همـه گل‌ها به دنبال تو گردم
تنت را چو بدیدم، چنین زمزمه کردم
حسین جان کفنت کو؟ لباس بدنت کو؟

ز حالی که تو داری سرشکم شده جاری
ز جــا خیــز کـه گشته کنـون، گاهِ سواری
پــرستــوی مهـــاجـر چــرا بـــــال نــداری؟
نوشتـه بـه خـط خـون بـه گــل‌های بهاری
حسین جان کفنت کو؟ لباس بدنت کو؟

به هـرجـا کـه برفتم، سـراغ تو گرفتم
پس از داغ تو دیگر، من آسوده نخفتم
عجب نیست ز داغت گر از پای بیفتم
عدوی تو مرا زد در آن لحظه که گفتم:
حسین جان کفنت کو؟ لباس بدنت کو؟

همچنین بخوانید: متن نوحه شب دهم و عاشورا محرم

در انتها امیدواریم که از مقاله متن نوحه و مداحی سینه زنی و روضه خوانی شب شام غریبان امام حسین و حضرت زینب ماه محرم بهره برده باشید.

زنجیران

هم‌بنیانگذار ماگرتا ، عاشق دنیای وب و ۷ سالی ست که فعالیت جدی در حوزه اینترنت دارم. تخصص من تولید محتوایی‌ست که مورد نیاز مخاطبان است. مدیر ارشد تیم شبکه های اجتماعی سایت هستم. به قول ماگرتایی‌ها وقت بروز شدنه !