سرگرمیموزیک

متن و ترجمه آهنگ Nasimi (Between Two Seas) از Sami Yusuf

تکست ، متن و معنی موزیک سامی یوسف به نام نسیمی (بیتوین تو سی) - Nasimi (Between Two Seas) به معنای نسیمی (میان دو دریا)

متن و ترجمه آهنگ Nasimi (Between Two Seas) اثری روحانی و عمیق از Sami Yusuf است که بر پایهٔ اشعار عمادالدین نسیمی، شاعر صوفی قرن هشتم هجری، ساخته شده است. این قطعه به زبان ترکی آذری اجرا شده و مضامین آن به وحدت وجود، عظمت روح انسان و بی‌کرانگی نفس اشاره دارد. در این اثر، موسیقی عرفانی شرق با تنظیم مدرن و مینیمال سامی یوسف درهم آمیخته و فضایی معنوی و تأمل‌برانگیز می‌آفریند. با بخش موزیک ماگرتا همراه باشید.

Lyrics and Translation Music Sami Yusuf Nasimi (Between Two Seas)

متن و ترجمه آهنگ Nasimi (Between Two Seas) از Sami Yusuf
متن و ترجمه آهنگ Nasimi (Between Two Seas) از Sami Yusuf

متن موزیک پیشنهادی: متن و ترجمه آهنگ The Creator از Sami Yusuf

اطلاعات موزیک

اول از همه، بیا یه نگاه سریع به اطلاعات این موزیک بندازیم:

🎤 خواننده: Sami Yusuf
🎵 عنوان: Nasimi (Between Two Seas)
🌍 زبان: ترکی آذربایجانی (شعر از عمادالدین نسیمی)
🎼 ژانر: صوفی / عرفانی / کلاسیک مدرن
🗓️ تاریخ انتشار: ۲۶ اکتبر ۲۰۲۵

متن و معنی اهنگ Nasimi (Between Two Seas) از Sami Yusuf

Məndə sığar iki cahan, mən bu cahana sığmazam
در من دو جهان جای می‌گیرد، اما من در این جهان نمی‌گنجم.

Gövhəri-laməkan mənəm, kövnü məkana sığmazam
من گوهرِ بی‌مکانم، در عالمِ مکان و زمان نمی‌گنجم.

Məndə sığar iki cahan, mən bu cahana sığmazam
در من دو جهان جای می‌گیرد، اما من در این جهان نمی‌گنجم.

Gövhəri-laməkan mənəm, kövnü məkana sığmazam
من گوهرِ بی‌مکانم، در عالمِ مکان و زمان نمی‌گنجم.

Tir mənəm, kaman mənəm, pir mənəm, cavan mənəm
من تیرم، من کمانم، من پیرم، من جوانم.

Məndə sığar iki cahan, mən bu cahana sığmazam
در من دو جهان جای دارد، اما من در این جهان نمی‌گنجم.

Gövhəri-laməkan mənəm, kövnü məkana sığmazam
من گوهرِ بی‌مکانم، در جهانِ محدود مکان نمی‌گنجم.

Zərrə mənəm, günəş mənəm, çar ilə pəncü şeş mənəm
من هم ذره‌ام، هم خورشیدم، هم چهار و پنج و شش‌ام (رمز عناصر آفرینش).

Surəti gör bəyan ilə, çünki bəyana sığmazam
اگرچه صورتم را در بیان می‌بینی، اما در گفتار نمی‌گنجم.

Məndə sığar iki cahan, mən bu cahana sığmazam
در من دو جهان جای دارد، اما من در این جهان نمی‌گنجم.

Gövhəri-laməkan mənəm, kövnü məkana sığmazam
من گوهرِ بی‌مکانم، در جهانِ محدود مکان نمی‌گنجم.

Nara yanan şəcər mənəm, çərxə çıxan həcər mənəm
من آن درختم که در آتش می‌سوزد، من آن سنگم که بر آسمان می‌گردد.

Məndə sığar iki cahan, mən bu cahana sığmazam
در من دو جهان می‌گنجد، اما من در این جهان نمی‌گنجم.

Zərrə mənəm, günəş mənəm, çar ilə pəncü şeş mənəm
من هم ذره‌ام، هم خورشیدم، هم چهار و پنج و شش‌ام (رمز عناصر آفرینش).

Surəti gör bəyan ilə, çünki bəyana sığmazam
اگرچه صورتم را در بیان می‌بینی، اما در گفتار نمی‌گنجم.

Tir mənəm, kaman mənəm, pir mənəm, cavan mənəm
من تیرم، من کمانم، من پیرم، من جوانم.

Dövləti-cavidan mənəm, ayinədana sığmazam
من دولت جاودانه‌ام، در هیچ آیینه‌ای نمی‌گنجم.

Gərçi bu gün Nəsimiyəm, haşimiyəm, qureyşiyəm
گرچه امروز نسیمی‌ام، هاشمی‌ام، قریشی‌ام،

Tir mənəm, kaman mənəm, pir mənəm, cavan mənəm
من تیرم، من کمانم، من پیرم، من جوانم.

Dövləti-cavidan mənəm
من دولت جاودانه‌ام

Gərçi bu gün Nəsimiyəm, haşimiyəm, qureyşiyəm
گرچه امروز نسیمی‌ام، هاشمی‌ام، قریشی‌ام،

Məndən uludur ayətim, ayətə, şana sığmazam
آیه‌ام از من برتر است، در آیه و شأن نمی‌گنجم.

Sığmazam, sığmazam, sığmazam, sığmazam
نمی‌گنجم، نمی‌گنجم، نمی‌گنجم، نمی‌گنجم.

Tir mənəm, kaman mənəm, pir mənəm, cavan mənəm
من تیرم، من کمانم، من پیرم، من جوانم.

Dövləti-cavidan mənəm, ayinədana sığmazam
من دولت جاودانه‌ام، در هیچ آیینه‌ای نمی‌گنجم.

Sığmazam, sığmazam, sığmazam, sığmazam
نمی‌گنجم، نمی‌گنجم، نمی‌گنجم، نمی‌گنجم.

Sığmazam, sığmazam, sığmazam
نمی‌گنجم، نمی‌گنجم، نمی‌گنجم

Sığmazam, sığmazam, sığmazam
نمی‌گنجم، نمی‌گنجم، نمی‌گنجم

Məndə sığar iki cahan, mən bu cahana sığmazam
در من دو جهان جای دارد، اما من در این جهان نمی‌گنجم.

Gövhəri-laməkan mənəm, kövnü məkana sığmazam
من گوهرِ بی‌مکانم، در جهانِ محدود مکان نمی‌گنجم.

Zərrə mənəm, günəş mənəm, çar ilə pəncü şeş mənəm
من هم ذره‌ام، هم خورشیدم، هم چهار و پنج و شش‌ام (رمز عناصر آفرینش).

Surəti gör bəyan ilə, çünki bəyana sığmazam
اگرچه صورتم را در بیان می‌بینی، اما در گفتار نمی‌گنجم.

Məndə sığar iki cahan, mən bu cahana sığmazam
در من دو جهان جای دارد، اما من در این جهان نمی‌گنجم.

Tir mənəm, kaman mənəm, pir mənəm, cavan mənəm
من تیرم، من کمانم، من پیرم، من جوانم.

Dövləti-cavidan mənəm, ayinədana sığmazam
من دولت جاودانه‌ام، در هیچ آیینه‌ای نمی‌گنجم.

Gərçi bu gün Nəsimiyəm, haşimiyəm, qureyşiyəm
گرچه امروز نسیمی‌ام، هاشمی‌ام، قریشی‌ام،

Məndən uludur ayətim, ayətə, şana sığmazam
آیه‌ام از من برتر است، در آیه و شأن نمی‌گنجم.

Sığmazam, sığmazam, sığmazam, sığmazam
نمی‌گنجم، نمی‌گنجم، نمی‌گنجم، نمی‌گنجم.

Həm sədəfəm, həm inciyəm, həşrü sirat əsinciyəm
من هم صدفم، هم مرواریدم، هم گذرنده از حشر و صراط.

Bunca qumaşü rəxt ilə mən bu dükana sığmazam
با این‌همه پارچه و لباس (ظاهر و جسم)، در این دکان دنیا نمی‌گنجم.

Şəhd ilə həm şəkər mənəm, şəms mənəm, qəmər mənəm
من هم شهد و شکر هستم، هم خورشید و هم ماه.

Ruhi-rəvan bağışlaram, ruhi-rəvana sığmazam
جان روان می‌بخشم، اما در جانِ روان نمی‌گنجم.

Məndə sığar iki cahan, mən bu cahana sığmazam
در من دو جهان می‌گنجد، اما من در این جهان نمی‌گنجم.

Gövhəri-laməkan mənəm, kövnü məkana sığmazam
من گوهر بی‌مکانم، در جهان مکان و زمان نمی‌گنجم.

Məndə sığar iki cahan, mən bu cahana sığmazam
در من دو جهان جای دارد، اما من در این جهان نمی‌گنجم.

Gövhəri-laməkan mənəm, kövnü məkana sığmazam
من گوهرِ بی‌مکانم، در جهانِ محدود مکان نمی‌گنجم.

Mən bu cahana sığmazam
من در این جهان نمی‌گنجم

Mən bu cahana sığmazam
من در این جهان نمی‌گنجم

Mən bu cahana sığmazam
من در این جهان نمی‌گنجم

حس و حال آهنگ 🎧

این قطعه از آن دست آثار سامی یوسف است که در مرز میان موسیقی و دعا قرار دارد. ریتم آرام، سازهای کوبه‌ای نرم و آوای عمیق و روحانی خواننده، فضایی می‌سازد که شنونده را میان دو دریا، دو جهان و دو بُعد از وجود خود قرار می‌دهد: جسم و روح، خاک و آسمان.

شنیدن این اثر، تجربه‌ای شبیه مراقبه است؛ در آن غرور انسانی در برابر بی‌نهایت فرو می‌ریزد و «من» به سوی «او» محو می‌شود.

تفسیر و مفهوم 💡

شعر «من در جهان نمی‌گنجم» از عمادالدین نسیمی یکی از برجسته‌ترین بیان‌های فلسفه‌ی وحدت وجود است.
در این جهان‌بینی، انسان آینه‌ای از خداوند است و روح او آن‌قدر وسیع است که حتی آسمان‌ها و زمین در او می‌گنجند، اما خود او در هیچ چیز نمی‌گنجد.

هر مصرع در این شعر نمادی از یکی شدن انسان و حقیقت است:

  • «ذره‌ام و خورشیدم» یعنی هم خردترینم، هم بزرگ‌ترین.
  • «پیرم و جوانم» یعنی زمان بر من اثر ندارد.
  • «نمی‌گنجم» یعنی حقیقت وجود من فراتر از حدود مادی است.

سامی یوسف با موسیقی آرام و روحانی خود، این پیام را از سده‌های عرفان به گوش نسل امروز می‌رساند:
روح انسان محدود به مکان، زمان، یا مذهب نیست؛ او بی‌نهایت است و تنها در حق می‌گنجد.

متن موزیک پیشنهادی: متن و ترجمه آهنگ The Boy Who Played the Harp از Dave

نظر شما چیه؟ 💬

وقتی می‌شنوی «من در جهان نمی‌گنجم»، چه حسی در تو ایجاد می‌شود؟
آیا فکر می‌کنی این شعر به اتحاد انسان با خدا اشاره دارد یا به آزادی روح از قید ماده؟
موسیقی سامی یوسف را بیشتر دعاگونه می‌دانی یا هنری و فلسفی؟
به نظرت چرا سامی یوسف به سراغ اشعار نسیمی رفته؟

زنجیران

هم‌بنیانگذار ماگرتا ، عاشق دنیای وب و ۷ سالی ست که فعالیت جدی در حوزه اینترنت دارم. تخصص من تولید محتوایی‌ست که مورد نیاز مخاطبان است. مدیر ارشد تیم شبکه های اجتماعی سایت هستم. به قول ماگرتایی‌ها وقت بروز شدنه !

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک × دو =

نوشته‌های پیشین