سرگرمیموزیک

متن نوحه و مداحی شب و روز پنجم دهه ماه محرم 1400 🩸

متن و شعر نوحه زمینه ، واحد ، سینه زنی ، شور و روضه پنجمین شب و روز از دهه ماه محرم و شهادت حضرت عبدالله بن حسن (ع)

متن نوحه و مداحی شب و روز پنجم محرم ؛ پنجمین شب و روز ار دهه ماه محرم به چندین نفر به نام های حبیب بن مظاهر ، حضرت عبدالله بن حسن کودک هشت ساله امام مجتبی (ع) و زهیر اختصاص یافته است. از این رو در این نوشته برای شما دوستان عزیز، شعر و متن نوحه و مداحی سینه زنی ، شور ، واحد سنگین ، زمینه و روضه خوانی شب و روز پنجم ماه محرم ۱۴۰۰ را قرار داده ایم. در ادامه با بخش مداحی ماگرتا همراه ما باشید.

همچنین بخوانید: متن نوحه و مداحی شب چهارم محرم
و
متن نوحه شب ششم محرم

متن نوحه و مداحی شب و روز پنجم دهه ماه محرم
متن نوحه و مداحی شب و روز پنجم دهه ماه محرم

متن و شعر مداحی سینه زنی و روضه خوانی شب پنجم محرم

متن سینه زنی شور شب پنجم محرم حضرت عبدالله بن حسن (ع)

تو قرارِ دل بی قرار منی
یا حسن تو همه کس و کار منی
توی تنهایی هام تو شب بی کسی
تو گرفتاریام دیگه غم ندارم تو کنار منی



ای جان
یه این دست پر لطفت چقدر آقا گدا داری
ای جان
به این عشق پر شورت خدایی تو صفا داری

می‌دونی به تو من بدهکارم
باور کن که خیلی دوست دارم
بارونم برای تو می‌بارم
می‌میرم برات یا حسن مولا

مثل حیدری و یل بی بدلی
تو که صف شکن و فاتح جملی
هیبت نبوی صبر مرتضوی
توی معرکه ها رجز رو لبت تو اَنَابْنُ علی

ای جان
بزن به دل میدون تویی تو وارث حیدر
ای جان
شدی الگوی رزم ابالفضل و علی اکبر

صبر تو خودش تیغ برانه
ذکر هر شب تو حسین جانه
میخونم حسن اصل ایمانه
می‌میرم برات یا حسن مولا



خواب دیدم که تموم شد غم و محن و
ایوونت شده بود نقل هر سخن و
روی گنبد تو دیدنی شده بود
موج پرچمی که روش نوشته بودن ذکر یا حسن و

ای جان
تو خوابم دیدم داشتی ضریخی مثل شش گوشه
ای جان
گوونم محرم بود دیدم صحنا سیاه پوشه

تو صحنت شبا روضه بر پا بود
از گریه چشام مثل دریا بود
اما حیف همش خواب و رویا بود
می‌میرم برات یا حسن مولا


متن و شعر روضه علی اکبر لطیفیان شب پنجم محرم

طفلی اگر بزرگ شود با کریم ها
یک روز می شود خودش از کریم ها
عبدلله حسین شدم از قدیم ها
دل می دهند دست عمو ها یتیم ها

طفل حسن شدم بغلت جا کنی مرا
تو هم عمو شدی گره ای وا کنی مرا



آهی که می کِشد جگر من، مرا بس است
شوقی که سر زده به سر من، مرا بس است
وقتی تو می شوی پدر من، مرا بس است
یک بار گفتن پسر من، مرا بس است

از هیچ کس کنار تو بیمی نداشتم
از عمر خویش، حس یتیمی نداشتم

دستی كریم هست كه نذر خدا شود
وقتی نیاز بود، به وقتش جدا شود
از عمه ام بخواه كه دستم رها شود
هركس كه كوچك است، نباید فدا شود؟

باید برای خود جگری دست و پا كنم
با دست كوچكم سپری دست و پا كنم

دیگر بس است گرم دلِ خویشتن شدن
آماده ام كنید برای كفن شدن
حالا رسیده است زمان حسن شدن
آماده ی مبارزه ی تن به تن شدن

یك نیزه ای نماند دفاع از عمو كنم؟
یورش بیاورم، همه را زیر و رو كنم؟

آماده ام كه دست دهم پای حنجرت
تیر سه شعبه ای بخورم جای حنجرت
شاید كه نیزه ای نرود لای حنجرت
دشمن نشسته مستِ تماشای حنجرت

سوگند ای عمو به دلِ خونِ خواهرت
تا زنده ام جدا نشود سر ز پیكرت

این حفره روی سینه ی تو ای عمو ز چیست؟
این زخمِ روی سینه ی تو ارثِ مادریست؟
این جای زخم نیزه و شمشیرها كه نیست؟
بر روی سینه ی تو عمو جان جای پای كیست؟

عبداللهت نمُرده ذبیح از قفا شوی
بر روی نیزه های شكسته فدا شوی


متن مداحی سینه زنی شب پنجم محرم سید مجید بنی فاطمه

میدون پر از غباره بذار برم عمه جان
نمونده راه چاره بذار برم عمه جان
دست من و رها کن بذار برم عمه جان
عموم رمق نداره بذار برم عمه جان

تو موندی برا حرم من موندم برا عمو
تو برگرد به خیمه ها من میشم فدا عمو
تو گودال افتاده تن عمو تو حرم ماتمه
من رفتم ای عمه زیارت مادرم فاطمه

تنت تو قتلگاهه پاشو بریم عمو جون
خواهر تو تو راهه پاشو بریم عمو جون
اینا حیا ندارن پاشو بریم عمو جون
خیمه ها بی پناهه پاشو بریم عمو جان

سنگایی که میزنن به روی تو میخوره
از نیزه شکسته ها کل پیکرت پره
به سینت با تیری عمو جونم دوخته شد جسم من

تو بین خاکی و خون دارن میرن تا حرم
یه کاری کن عمو جون دارن میرن تا حرم
هنوز تو زنده ای و دارن میرن تا حرم
اتیشه تو دستشون دارن میرن تا حرم

پاشو ای عمو جونم میترسم که دیر بشه
میترسم جلو چشام عمه جون اسیر بشه
پیچیده ای عمو تو قتلگاه ناله مادرت


متن نوحه سینه زنی زمینه شب پنجم محرم عبدالله بن الحسن (ع)

درسته که عمو بی پناهه
درسته بی کس و بی سپاهه
ولی روبرو میدون نیست، قتلگاهه
نمیتونی دستمو بگیری
نمیمونی از غصه بمیری

دیگه عمو جون برنمیگرده
کجا داری میری
زینب میگه نرو عمه
حسین میگه نیا بابا
زهرا میگه برو مادر
حسن میگه بیا بابا

آخه تو بال و پری نداری
تو مرکب و سپری نداری
چرا برا رفتن انقد بیقراری
اونیکه دل تورو سوزونده
عموت و تو قتلگاه کشونده
یه ذره آروم باش عمه

دیگه چیزی نمونده
زینب کنار میدونه
حسین رو زمین افتاده
زهرا کنار گوداله
حسن کنارش ایستاده
زینب میگه نرو عمه

حسین میگه نیا بابا
زهرا میگه برو مادر
حسن میگه بیا بابا
چه اشکایی چه دل زلالی
عجب عقاب بی پر و بالی
داره میره بسمت لشگر

دست خالی
روی سری که سپری نداره
از آسمون و زمین میباره
بدن کوچیکش زخما رو دووم نداره
زینب میگه کجا رفتی
حسین به زیر دست و پا

زهرا نوه شو میبوسه
حسن میگه سلام بابا
زینب میگه نرو عمه
حسین میگه نیا بابا
زهرا میگه برو مادر
حسن میگه بیا بابا


متن مداحی شب و روز پنجم دهه محرم از میثم مطیعی

مگه میشه، تو این حرم
بشینمو، نگاه کنم
آخه مگه میشه ببینم
چشات سیاهی میره اون بالای زین
می خوای نگه داری خودت رو نمیشه

می افتی رو زمین
هی پا میشی و سه چار قدم
راه میری اما دوباره هم
می افتی روی خاک غم عموجونم
دیگه نمی تونم

به تو خودم رو میرسونم
خودم برات سپر میشم عموجونم
مگه میشه، تو این حرم
بشینمو، نگا کنم
آخه مگه میشه ببینم

که هرکی میرسه یجوری میزنه
آهای برید عقب که زیر دست و پا
عموجون منه
نفس نمی خوام بدون تو
تاریکه دنیام بدون تو

بزار عجین شه خون من با خون تو
عموی خوب من
به تو خودم رو میرسونم
خودم برات سپر میشم عموجونم
حسین حسین قرارمه

همه دار و ندارمه
سرباز نوجوونتم من
ممنونتم که خواستی هیاتی باشم
مثه شهیدای تو از نوجوونی
غیرتی باشم

حسینی بودن آبرومه
کربلا رفتن آرزومه
همیشه عکسی از حرم روبرومه
حسین فاطمه
زندگی من تویی حسین
دلخوشیه من به خدا تویی حسین


شعر زیبای محمود ژولیده برای شب پنجم محرم

به گَرد پای من امروز لشگری نرسد
به اوج بال و پرم هیچ شهپری نرسد
سوار مرکب عشقم، رکاب یعنی چه؟
به این سواره، پیاده تکاوری نرسد

به خویش گفتم: از این پس تو را نمی بخشم
اگر ارادت تو داد دلبری نرسد
منم که رهبر میدان نوجوانانم
به این حضور حکیمانه رهبری نرسد

میان مقتل مظلوم، یاری اش کردم
به این مقام شریفم پیمبری نرسد
به هیبت غضب مجتبایی ام سوگند
سپاه کوفه به این رزم حیدری نرسد

مرا بلندی شمشیر «خصم» مانع نیست
به ضربه گیری دستم دلاوری نرسد
مرا ز هول قیامت دگر نترسانید
به این قیامت دشوار، محشری نرسد

کمان حرمله با گودی گلویم گفت:
به جز تو و علی اصغر به حنجری نرسد
سر مرا به روی سینه ی عمو کندند
مقام ذبح مرا در منا، سری نرسد

تمام صورت من زیر دست و پا له شد
به این کتاب زبان بسته دفتری نرسد
منم که با تنم اندازه کرده ام لطفت
به وسعت بدنم هیچ پیکری نرسد

به جان عمّه دعای عمو به گوشم گفت:
که دست غارت دشمن به معجری نرسد
منم که غوطه به دریای خون زدم، سر مست
چنین به گودی مقتل شناوری نرسد

شوند اهل یفین در بهشت مهمانم
به سفره خانه ی من طول کشوری نرسد
چراغ باغ جنان گوهر جمال من است
به پرتو افکنی ام هیچ اختری نرسد
ز عشق، سلطنت دهر، می رسد امّا
به طعم ملک ری ما، ستمگری نرسد


شعر مرثیه شب پنجم محرم از حسن لطفی

این هم از جنس آسمانی هاست
حیدری از عشیره ی زهراست
یاکریم است و با کریمان است
رود نه برکه نه خودش دریاست
خون خیبر گشا به رگ هایش

او که هست؟ از نژاد شیر خداست
با جوانان هاشمی بوده
آخرین درس خوانده ی سقاست
می نویسد عمو و بر لب او
وقت خواندن فقط فقط باباست

مجتبی زاده ای شبیه حسن
شرف الشمس سید الشهداست
عطری از کوی فاطمه دارد
نفسش بوی فاطمه دارد
کوه آرامشی اگر دارد

آتشی هم به زیر سر دارد
موج سر میزند به صخره چه باک
دل به دریا زدن خطر دارد
پسر مجتبی است می دانم
بچه ی شیر هم جگر دارد

همه رفتند او فقط مانده
حال تنهاست و یک نفر دارد
آن هم آن سو میان گودالی
لشگری را به دور و بر دارد
آرزو داشت بال و پر بشود

دست خود را رها کند بدود
جگرش بی شکیب میسوزد
نفسش با لحیب میسوزد
می وزد باد گرم صحرا و
روی خشکش عجیب میسوزد

بین جمع سپاه سیرابی
یک نفر یک غریب میسوزد
دست بردار از دلم عمه
که تنم عنقریب میسوزد
روی آن شیب گرم میبینی؟

روی شیب الخضیب میسوزد
سینه اش را ندیدی از زخمِ
نوک تیری مهیب میسوزد
چشم بلبل که خیره بر گل شد
ناگهان دست عمه اش شل شد


متن نوحه سینه زنی شور شب پنجم محرم

چه به هم ریختنت عموجون
زیر پا موند تنت عمو جون
شده دعوا میونه این قوم
سر پیرو هنت عمو جون

تنه تو زخمیه نیزه هاس
روی پهلوت جای چکمه هاس
زینت دوش مصطفایی
جای تو کی زیر دست و پاس

برای حنجرت
به پای حنجرت
می دم سرم عمو عمو عمو عمو
به خاطر گلوت
برای تار موت
می دم سرم عمو عمو عمو عمو

سیدنا المظلوم سیدنا العطشان
سیدنا الغریب غریب غریب

بنددوم
زخمی از تیر و نیزه هایی
بمیرم زیر دست و پایی
یکی روی تنت راه می ره
پر از رده چکمه هایی

عقده از سینه خود وا کرد
نیزه شو تو تن تو جا کرد
پیشه چشمای عمه زینب
تن تو پشت رو با پا کرد

ببین چشه ترم
منت بزار سرم
عمه بزار برم برم برم برم
می بینی مضطرم
ای همه باورم

عمه بزار برم برم برم برم
سیدنا المظلوم سیدنا العطشان
سیدنا الغریب غریب غریب


متن مداحی واحد سنگین شب پنجم محرم حاج محمود کریمی

رها کن دستم عمه جانم
ببوسم پایت مهربانم
از آن می‌ترسم وا بمانم، واویلا
یتیمم قلبم را مسوزان
علی اصغر هم رفته میدان

فقط من ماندم دیده گریان، واویلا
رها کن دستم عمه جانم
ببوسم پایت مهربانم
از آن می‌ترسم وا بمانم، واویلا
یتیمم قلبم را مسوزان

علی اصغر هم رفته میدان
فقط من ماندم دیده گریان، واویلا
واویلا، عمویم شده بی کس و بی یاور
زده حلقه گرد عمویم لشکر
مزن عمه بر سر
من از تبار، شاه مدینه ام

عقده کوچه مانده به سینه ام
به خیمه آیم‌ای بی قرینه ام
یابن زهرا مظلوم کربلا…
به بالای تل قد کشیدن
صدای آهت را شنیدن
ز. خیمه تا مقتل دویدن، واویلا

مسیر گودالت شلوغ است
دگر چشمانم بی فروغ است
که گفته این روضه دروغ است، واویلا
واویلا، چرا گیسویت دست این و آن است
به زیر لگد آیه قرآن است

ز. تن خون روان است
ز. سینه آه، هل من معین مکش
میان قتل، آهی حزین مکش
محاسنت را روی زمین مکش
یابن زهرا مظلوم کربلا…


متن سینه زنی شور شب و روز پنجم محرم

و الله لا افارق عمی
الا یا اهل العالم
قال عابس فی یوم العاشورا
فی عرض کرب بلا
حب الحسین اجنننی

به نام نامی سر بسمی تعالی سر
بلند مرتبه پبکر بلند بالا سر
فقط به تربت اعلات سجده خواهم کرد
که بنده تو نخواهد گذاشت هر جا سر
حب الحسین اجنننی

قسم به معنی لایومکن الفرار از عشق
که پر شدست دهان از حسین سر تا سر
زهیر گفت حسینا بخواه از ما جان
حبیب گفت حبیبا بگیر از ما سر
حب الحسین اجنننی

سپس به معرکه عابس اجنننی گویان
درید پیروهن از شوق و زد به صحرا سر
بنازم ام وهب را به پاره تن گفت
برو به معرکه با سر ولی میا با سر

خوشا به حال غلامش به ارزوش رسید
گذاشت لحظه اخر به پای مولا سر
دلم هوای حرم کرده است می دانی
دلم هوای دو رکعت نماز بالا سر


متن نوحه زمینه شب پنجم محرم سید مجید بنی فاطمه

دل بی تاب اومده چشم پر از اب اومده
اومده ماه عزا لشکر ارباب اومده
لشکر مشکی پوشا سینه زنای ارباب
شب همه شب میخونن نوحه برای ارباب
جان اقام سن قربان اقام سید العطشان اقام

دل من در به دره درمون دردش سفره
یه نفر نیست که یه شب ما رو زیارت ببره
دست ادب رو سینه سینه زنای ارباب
با یه سلامم میرن پایین پای ارباب
جان اقام سن قربان اقام سید العطشان اقام

اه حسرت میکشم بار مصیبت میکشم
وقتی که گریم نمیاد خیلی خجالت میکشم
پای علم می مونم پای علم میمیرم
خواب دیدم اخر توی راه حرم میمیرم
جان اقام سن قربان اقام سید العطشان اقام


متن مداحی زمینه شب پنجم محرم

من یتیم حسنم
مثل عقیق یمنم
اهل مدینه هستم و
کرببلا شد وطنم
من فدایی عمو شدم
در مقتل زیر و رو شدم ۲

دستم تا جدا شد
سرم را بریدند
از آغوش عمو
مرا میکشیدند
عموی غریبم عموی غریبم ۲

بنددوم
از خیمه گه دویدم
به قتلگه رسیدم
به زیر تیغ و نیزه ها
عموی خود را دیدم
من سپر شدم به پیکرش

من گردیده ام بال و پرش ۲
تا که من رسیدم
اشک عمو رو دیدم
بهمره مادرم
نعره میکشیدم
عموی غریبم عموی غریبم ۲

همچنین بخوانید: متن مداحی شب سوم محرم

در انتها امیدواریم که از مقاله متن نوحه و مداحی سینه زنی شب و روز پنجم دهه ماه محرم ، بهره برده باشید.

زنجیران

هم‌بنیانگذار ماگرتا ، عاشق دنیای وب و ۷ سالی ست که فعالیت جدی در حوزه اینترنت دارم. تخصص من تولید محتوایی‌ست که مورد نیاز مخاطبان است. مدیر ارشد تیم شبکه های اجتماعی سایت هستم. به قول ماگرتایی‌ها وقت بروز شدنه !

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.