سرگرمیموزیک

متن نوحه و مداحی شب چهارم محرم 1400 ؛ حر بن یزید ریاحی

متن و شعر مداحی زمینه ، واحد ، سینه زنی ، شور و روضه خوانی شهادت حضرت حر علیه السلام حضرت سال ۱۴۰۰

متن مداحی و نوحه شب چهارم محرم 1400 ؛ شب چهارم دهه ماه محرم به حر بن یزید ریاحی نام گذاری شده است و همچنین این شب به فرزندان حضرت زینب نیز تعلق دارد.، حال در این نوشته از بخش مداحی ماگرتا ، متن و شعر نوحه و مداحی سینه زنی واحد ، شور و روضه خوانی شب چهارم ماه محرم ۱۴۰۰ را قرار داده ایم. در ادامه با ما همراه باشید.

همچنین بخوانید: متن مداحی شب سوم محرم

شعر نوحه و مداحی شب چهارم محرم شهادت حضرت حر (ع)
شعر نوحه و مداحی شب چهارم محرم شهادت حضرت حر (ع)

متن و شعر مداحی سینی زنی شب چهارم محرم ۱۴۰۰

متن مداحی زمینه تویی برام پر پرواز شب چهارم محرم

تویی برام پر پرواز
یه خواهشی دارم من باز
جلوی بچه هام رومو زمین ننداز …
ببین کفن پوشیدن
رو عشق تو حساسن
دوتا جوونای من



شاگردای عباسن
جان زینب
فرزندان زینب
فدای حسین واای
حسین جانم وااای
اگه برای تو اخر

دوتا گلم شدن پر پر
فدای یه تار موی قاسم و اکبر
شریک غم هات بودم
میدونی پنجاه ساله
نمیبینم داییشون
رو خاکای گوداله

وای از دلم
جون ناقابلم
فدای حسین وااای
جان زینب
فرزندان زینب
فدای حسین وااای
حسین جانم وااای

اگه شهیدن و گلگون
اگه رو خاکن و پر خون
خواهر تو نمیاد از حرم بیرون
نمیبینن از فردا اسیری مادر رو
نمیبینن سیلی و سرای بی معجر رو
من با گریه

میگم این دو هدیه
فدای حسین وااای
جان زینب
فرزندان زینب فدای حسین
واای
حسین جانم وااای




متن سینه زنی شب چهارم دهه محرم حاج محمود کریمی

گفتی دنیا بی تو زندونه
مردن واسهء تو آسونه
بعد تو که چیزی نمیمونه
او به تو گفت باشه خواهر
سهم تو این دو دلاور
اجر بابا در

ای قربون تو و پسرات
سربازای کرب و بلات
ای قربون مهر و وفا،بی بی جان
گفتی که جلوی این لشکر
باشی دوتایی مثل حیدر
بگیریم تقاص علی اکبر

به تو گفتن باشه مادر
کرب و بلا میشه خیبر الله اکبر
ای قربون تو و پدرت
سربازای با جگرت
اون دوتا قرص قمرت بی بی جان
ای قربون تو و پسرات

سربازای کرب و بلات
ای قربون مهر و وفا بی بی جان
گفتی ولی خدا تنهاس
هر روز برای ما عاشوراس
تا ابد پرچم حسین بالاس

هر دمو هر روزو هر شب
دل شده از تو لبالب، لبیک یا زینب
ای قربون تو و علمت
قربونی های حرمت



سربازای هم قسمت بی بی جان
ای قربون تو و پسرات
سربازای کرب و بلات
ای قربون مهر و وفا بی بی جان


شعر زیبای جواد حیدری به مناسبت شب چهارم محرم

گفتن از زینب و عشقش به تو کار زهراست
زینبی که همه‌ی دار و ندار زهراست
پرورش یافته‌ی باغ و بهار زهراست
باعث فخر همه ایل و تبار زهراست

عمه نه؛ مادر سادات پس از زهرا اوست
هیچ کس ثانی زهرا نشود، تنها اوست
خواهرت هست و بر این فیض مباهات کند
همه را مست خودش وقت مناجات کند
قبل تکبیر اذان با تو ملاقات کند
بهتر از حضرت عباس مواسات کند

شیرزن نه به خدا خالق غیرت زینب
حافظ خانه‌ی توحید و امامت زینب
نشر این عشق فقط از کرم زینب توست
عاشقی مشق شده با قلم زینب توست
هرچه غم در دل ما هست غم زینب توست
سرّ تربت که شفا از قدم زینب توست

کربلا جلوه‌گهِ محترم زینب شد
پیش‌تر از حرم تو حرم زینب شد
آمده تا که دوباره همه را مات کند
اینکه پیش از همه عاشق شده اثبات کند
نذر اولاد تو یک قافله سادات کند
تو دهی اذن و بر این ذهن مباهات کند

نه نگو ورنه قسم بر لب زینب آید
نام زهرا ببرد تا که گره بگشاید
این دو یوسف دو غلام علی اکبر هستند
این دو تا آبروی عترت جعفر هستند
آشنا با همه آیات مطهر هستند
تربیت یافته‌ی ساقی لشگر هستند

این جگرگوشه و آن پاره‌تن زینب توست
این حسین و دگری هم حسن زینب توست
حرمله کو که سه‌شعبه به کمان بگذارد
کو سنان نیزه به جسم دو جوان بگذارد

شمر کو پا به روی سینه‌شان بگذارد
سرشان را ببرد روی سنان بگذارد
تن‌ِشان را به سُم مرکبشان بسپارد
تا که دست از سر تو قوم لعین بردارد


متن روضه خوانی ای یادگار مادرو جد و برادرم شب چهارم محرم حاج سید هاشم وفایی

ای یادگار مادرو جد و برادرم
هم خواهرتو هستم و، هم برتو مادرم
رخصت بده که فرصت دیدار کم شده
مهمان جان زینب تو درد وغم شده

دو دسته گل نثار تو آورده ام حسین
دوجان به کف برای تو پروده ام حسین
این دو ،شکوفه های بهشتی جعفرند
نوباوه گان فاطمه و جان حیدرند

رخصت بده که دین خودم را ادا کنم
پروردگان مکتب خود را فدا کنم
بگذار از محبت برتو اثر دهم
بگذار مثل مادرخود من پسر دهم

مانند مادرم که ولایت مداربود
درغربت پدر همه جا ذوالفقار بود
بگذار روز غربت تو مثل او شوم
تیری مهیب بردل وچشم عدو شوم

گل های گلشنم چو به روی زمین فتد
حاشا که روی چهرۀ من خط وچین فتد
پارا برون نمی نهم ازخیمه گاه خویش
هرگز رها نمی کنم از سینه آه خویش

من افتخار می میکنم آنان فدایی اند
از کشتگان راه تو وکربلایی اند
اکنون اگرفدایی ودرمحضر تواند
هردو به نیزه همسفران سرتواند

یا ایهالعزیز دوگل را قبول کن
ام الشهید می شوم آقا قبول کن
ازبس که ناله کرددلم ازنوا فتاد
خاموش شد«وفایی» ودرپای ما فتاد


شعر شب طفلان حضرت زینب چهارم محرم

روز اول چه خوب يادم هست
سهم من بي تو بيقراري بود
عيد من ديدن نگاه تو
دوري‌ات اوج سوگواري بود

بي تو جنت براي من دوزخ
روز روشن براي من شب بود
تا هميشه کنار تو بودن
همه‌ي آرزوي زينب بود

لحظه لحظه دلم گره مي‌خورد
به ضريح مجعّد مويت
دل من را به باد مي دادي
مي گشودي گره ز گيسويت

ولي اين روزها چه دلگير است
چقدر اين زمانه بد تا کرد
آنقدر بي کسي و غربت داشت
تا که ما را به کربلا آورد

کربلا کربلا پريشاني
غربت از چشم هات مي بارد
ندبه ندبه فراق و دلتنگي
از غروب نگات مي بارد

دست من خالي است اما باز
دو فدايي برايت آوردم
از منا تا منا دو حاجيِّ
کربلايي برايت آوردم

رد مکن هديه هاي خواهر را
گرچه ناقابلند، ناچيزند
سپر کوچکي مقابل تو
در هجوم کبود پائيزند

با ولاي تو پروريدمشان
درس آموز مکتبت هستند
عاشق جانفشاني اند آقا
پيشکش هاي زينبت هستند

هر دو با شور حيدري امروز
از تو إذن قتال مي خواهند
خون جعفر ميان رگ هاشان
اين دو عاشق، دو بال مي خواهند

گره از ابروان خورشيد و
گره از کار ماه وا مي شد
چشم هاي حسين راضي شد
نذر زينب دگر ادا مي شد

بين خيمه نشسته بود اما
در دلش اضطراب و ولوله بود
پرده‌ي خيمه را که بالا زد
دو گل و يک سپاه حرمله بود

دو فدايي، دو تا ذبيح الله
که به سوي مناي خون رفتند
در طواف سنان و سر نيزه
تا دل کربلاي خون رفتند

ديد از بين خيمه، جان هايش
دلشان را به آسمان دادند
سر سپردند در هواي حسين
چقَدَر عاشقانه جان دادند

دلش از درد و غم لبالب بود
شاهدش ديده هاي پر ابرش
بر دلش داغ دو جگر گوشه
عقل مبهوت مانده از صبرش

ديد پرپر شدند، اما باز
جز تب بندگي عشق نداشت
پاي از خيمه ها برون ننهاد
تاب شرمندگي عشق نداشت

اين همه جانفشاني و ايثار
خط اول ز شرح مطلب بود
کربلا کوفه ، شام تا يثرب
سِرّي از معجزات زينب بود


متن نوحه سینه زنی ربلا خواهی اگر از زینب کبری بگیر شب چهارم محرم

ساکنان نُه فلک حیران ز کار زینب است
در سما فوج ملائک با شعار زینب است
ای سلیمان از چه مینازی به جاه و حشمتت
صد هزاران چون سلیمان ریزه خوار زینب است

نهضت سرخ حسینی پایدار از نام اوست
سکه ی صبر و متانت با عیار زینب است
عزت دخت علی بین، همت زینب نگر
سیّد سجاد در هر جا کنار زینب است
داد قربانی دو کودک در منای کربلا
احسن احسن فاطمه آموزگار زینب است

زن بدین لحن و بلاغت زن بدان شرم و حیا
فتح شام و کوفه هر دو شاهکار زینب است
لحظه ای در شام بر غاصبگران فرصت نداد
انهدام کاخ ظلم از اقتدار زینب است

زن بدان عزم و صلابت زن بدان قلب قوی
بر ستمکاران شدن تسلیم عار زینب است
گرچه دور افتاده از قبر برادر قبر او
در عوض روح حسین شمع مزار زینب است

کربلا خواهی اگر از زینب کبری بگیر
چون کلید کربلا در اختیار زینب است
نوحه خوانی گر کنی (خوشزاد) تقوی پیشه کن
نوحه خوانی در حقیقت یادگار زینب است


متن مداحی سینه زنی واحد سید مهدی میرداماد شب چهارم محرم

منت به من نهادی
دست مرا گرفتی
بایک اشاره از من
هست مرا گرفتی
بار گنه به دوشم

می گویم و خموشم
آید صدای اصغر
از خیمه ها بگوشم
خجلت کشم هماره
از بلبل مدینه

گر تو کنی نگاهم
می بخشدم سکینه
من قلب زینبت را
در این سفر شکستم
رو در رویت ستادم

ره بر روی تو بستم
من حر بی پناهم
محتاج یک نگاهم
ای مظهر الهی
بر حر خود نگاهی

اشک دودیده ام را
آورده ام گواهی
ریزد سرشت خجلت
پیوسته از دو عینم
عالم همه بدانند
من کشته ی حسینم


متن و سبک مداحی سید مهدی میرداماد شب چهارم دهه محرم

دستم و بگیر نذار اشتباه برم
تو نذار دیگه طرف گناه برم
چی جوری تو چشمات کنم من نگاه
که این راه و رفتم خودم اشتباه
چقدر دور شدم از تو و خیمه گاه

حالا دیگه اقا
دست من و بگیر تو رو جون مادرت
دست من و بگیر به علی اصغرت
دست من و بگیر به رقیه دخترت
امیری حسین و نعم الامیر

دستم و بگیر نذار از تو دور بشم
روی دامنت وصله ناجور بشم
روم سیاه که بودم رفیق بد نیمه راه
نبودی و دنیام و کردم تباه
اگه رفتم اقا به سمت گناه

حالا دیگه اقا
دست من و بگیر که بلند شم از زمین
دست من و بگیر اخه خالیه ببین
دست من و بگیر به یل ام البنین

دستم و بگیر تو که هستی دست به خیر
ایشا الله من بشم اخرش مثل زهیر
حالا این من و این همه سوز و اه
بذار رو سفید شم بشم سر به راه

حالا دیگه اقا
دست من و بگیر تو رو حق خواهرت
دست من و بگیر به علی اکبرت
دست من و بگیر کی و داره نوکرت


متن نوحه زمینه السلام و علی ساکن کربلا شب چهارم محرم

السلام و علی
ساکن کربلا
ای شه سرجدا
حسین

دوباره وقت ماتم شده
دوباره موسم غم شده
بازم رخت عزا تن کنید
عزای شه عالم شده

حسین حسین
ابناالزینب س
دیده گریان تو
مات و حیران تو
دل پریشان تو
منم

حسین جان زغم غربتت
ز سینه می کشم هر دم آه
نمانده بهر تو یاوری
بمیرم که شدی بی سپاه

حسین
ای قرار دلم
ای همه حاصلم
غم تو قاتلم
حسین

ندارم غیر از این توشه ای
مکن رد نوجوانان من
بیا و روسپیدم نما
نظر کن چشم گریان من
حسین


متن مداحی سینه زنی مجید بنی فاطمه شب چهارم محرم

خالی شد خیمه گاهت، غربت توی نگاهت
جانا بمیرم الهی برای آهت
سهمم رو آوردم برا سپاهت
تنهای این صحرایی، مگه من مردم تنهایی

آوردم این دو فدایی
منم عالمه ی ثقلین، منم آینه ی حسنین
سر من به فدای حسین
این زخم زخم فراقه، مردن یه اشتیاقه
آقا حالا که فصل خزون باغه

دست بگذار رو قلبم ببین چه داغه
آهت مثل شمشیره جون ما رو میگیره
واسه ی موندن دیگه دیره
من اسیر نگاه تو ام تا ابد تو سپاه تو ام
که فدایی راه تو ام

منم عالمه ی ثقلین، منم آینه ی حسین
سر من به فدای حسین
ببین این قوم قتال دارم میرم من از حال
مثل یه کوه تنها یه مرغ بی بال
با لب های تشنه میرم به گودال

دریا گودال سر تا سر، خون میجوشه از پیکر
میمیرم من پیش مادر
به فدای نفس زدنت تن بی سر و بی کفنت
پره زخمه همه بدنت
منم عالمه ی ثقلین، منم آینه ی حسنین
سر من به فدای حسین


اشعار زیبای سید محمد میر هاشمی به مناسبت شب چهارم محرم

زینبم، عقل، پریشان من است
عشق، سر گشته و حیران من است
رو کنم برگه ی دیگر در عشق
وقت جانبازی طفلان من است

روز عشق است کنون این دو غزل
بهترین گفته ی دیوان من است
دو غزاله به منای تو حسین
در ره عشق تو قربان من است

دو ثمر یا دو پسر یا دو قمر
شاهد یکدلی جان من است
یکدلم با تو که داغ دو گلت
مانده بر این دل سوزان من است

این دو گل را به تو من هدیه کنم
این دو گل کل گلستان من است
خون گرمی که به راه تو دهند
خنکی دل عطشان من است

گفته ام با پسرانم هر شب
که حسین، اول و پایان من است
داده ام در س بر آنان توحید
که حسین مذهب و ایمان من است

شیرشان دادم و می گرییدم
که بدانید حسین جان من است
درس تفسیر بر آنان دادم
که حسین معنی قرآن من است

دو غلامند نه خواهرزاده
این همان درس دبستان من است
اذن قربان شدن طفلانم
خواهش این دل سوزان من است


متن سینه زنی حاج سید هاشم وفایی شب چهارم محرم

عموببین که دردلم غوغا شد
دوچشم من زغربتت،دریا شد
نامه ی جانبازی من امضا شد 2
اجازه ، بده سر،نهم به پایت
ازحرم ،رسیدم، شوم فدایت
وای وای وای ازاین غریبی

برای عاشقی که آدابی نیست
زعشق تو به دل مرا تابی نیست
چه غم اگر به خیمه ها آبی نیست
ندارم ،تحمل،که غم نصیبی
چگونه، ببینم، عموغریبی
وای وای وای ازاین غریبی

اسیرتوشده یکی آزاده
که از ازل به مهرتو دل داده
چه غم اگر که دست من افتاده
به عشقت،غبار،غمی زدودم
فدای ، سرتو ،همه وجودم
وای وای وای ازاین غریبی

فدایی تو هستم ومی دانم
اگربه خون خود چنین غلتانم
رسیده تیر حرمله برجانم
خزان ،ستم ها، به باغت آمد
دوباره غریبی سراغت آمد
وای وای وای ازاین غریبی

همچنین بخوانید: متن نوحه شب دوم محرم

در انتها امیدواریم که از مقاله متن نوحه سینه زنی و مداحی شب چهارم دهه ماه محرم شهادت حضرت حر علیه السلام ، استفاده کرده باشید.

زنجیران

هم‌بنیانگذار ماگرتا ، عاشق دنیای وب و ۷ سالی ست که فعالیت جدی در حوزه اینترنت دارم. تخصص من تولید محتوایی‌ست که مورد نیاز مخاطبان است. مدیر ارشد تیم شبکه های اجتماعی سایت هستم. به قول ماگرتایی‌ها وقت بروز شدنه !

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.