جواب درس ۲ بخش پنجم فرهنگ و هنر هفتم 👥 گفت و گوی نمایشی
گام به گام درس 2 دوم بخش پنجم کتاب فرهنگ و هنر پایه هفتم متوسطه اول صفحه 121 ، 122 و 123
جواب درس 2 بخش پنجم فرهنگ و هنر هفتم : در این نوشتار پاسخ سوالات و تمرینات صفحه ۱۲۱ ، ۱۲۲ و ۱۲۳ درس ۲ دوم گفت و گوی نمایشی بخش پنجم کتاب فرهنگ و هنر هفتم پایه هفتم متوسطه اول را برایتان آماده کردهایم. با بخش آموزش و پرورش ماگرتا همراه شوید.
همچنین بخوانید: گام به گام کتاب فرهنگ و هنر هفتم متوسطه اول

جواب فکر کنید صفحه ۱۲۱ و ۱۲۲ درس دوم بخش پنجم فرهنگ و هنر هفتم
به نظر شما معمولاً گفتوگوها به چه دلایلی ادامه پیدا میکنند؟
پاسخ: در اغلب موارد، همدلی، همفکری و دوستانه بودن فضا سبب میشود گفتوگوها ادامه پیدا کنند؛ اما گاهی دلایل دیگری باعث شکلگیری و ادامهٔ گفتوگو میشود؛ مانند:
۱. اختلاف نظر و تفاوت در دیدگاهها: وقتی دو نفر دربارهٔ یک موضوع نظرهای متفاوتی دارند و هر کدام میخواهند حرف خود را ثابت کنند (کشمکش).
۲. پیش آمدن سوءتفاهم یا رفتار نامناسب: مثل اعتراض به رفتار نامناسب یک فرد در محیطهای عمومی یا تذکر دادن به کسی که در صف خرید میخواهد خارج از نوبت کار انجام دهد.
۳. حل مسئله و رسیدن به تفاهم: در کلاس درس وقتی دربارهٔ یک موضوع علمی یا هنری بحث میکنیم، نظرات مختلف ارائه میشود تا در نهایت به یک نتیجه و تفاهم مشترک برسیم.
در اغلب موارد، همدلی و همفکری سبب گفتوگوی افراد با یکدیگر میشود، اما گاهی اختلاف نظر آنها بر سر نکته یا موضوعی، عامل آغاز و ادامهٔ گفتوگوست:
🔸 هنگامی که یک گفتوگو مسیری بهغیر از تفاهم را دنبال کند و طرفین گفتوگو دربارهٔ موضوع یا مسئلهای با یکدیگر درگیری لفظی پیدا کنند، کشمکش آغاز میشود و ادامه مییابد.
🔸 در کلاس درس، ضمن گفتوگو دربارهٔ یک موضوع، نظرهای مختلفی ارائه میشود؛
🔸 رفتار نامناسب یک فرد در محیطهای عمومی باعث اعتراض دیگران میشود؛
🔸 در صف خرید، یک نفر قصد دارد خارج از نوبت خرید کند و فرد یا افرادی به او تذکر میدهند.
بیشتر گفتوگوهای روزمره در نهایت به تفاهم ختم میشوند، اما اغلب نمایشنامهنویسان تلاش میکنند با ایجاد اختلاف نظر و کشمکش میان شخصیتهای آثار آثار خود، وضعیتهایی جالبتوجه و جذاب برای مخاطبان بیافرینند و در نهایت، حرفها یا پیامهای خود را به آنها منتقل کنند. در واقع، مهم این است که نمایشنامهنویس بتواند با ایجاد کشمکش بر سر یک موضوع، میان شخصیتهای نمایش، تفاهم ایجاد کند.
گفتوگو در نمایش بنویسید: خاطره یا حادثهای را که میان دو یا چند نفر موجب کشمکش شده است، بهصورت گفتوگو در نمایش بنویسید. سعی کنید در پایان، میان شخصیتهای نمایش تفاهم ایجاد کنید.
به یاد داشته باشید که در هر گفتوگو (دیالوگ)، یکی از دو طرف خواستهای دارد یا اراده کرده است کاری را انجام دهد، اما دیگری با او مخالفت میکند. دقت کنید که گفتوگوها در نمایش به زبان گفتوگوی عادی یا محاوره نزدیکاند. در واقع، شما گفتوگو را همانگونه مینویسید که میشنوید. نویسندهٔ نمایشنامه با دقت در گفتوگوهای روزمره و آمیختن آنها با تخیل خود، موقعیتهای تازهای خلق میکند. در واقع، او از محیط پیرامون خود الهام میگیرد و اشخاص را در موقعیتهای فرضی نمایشی قرار میدهد.
پاسخ: عنوان نمایشنامه کوتاه: ماجرای دوچرخه
(صحنه: حیاط مدرسه. «علی» با عصبانیت ایستاده و «رضا» با دوچرخهاش نزدیک میشود.)
علی: (با صدای بلند) رضا! چرا بدون اجازه دوچرخهٔ من رو برداشتی؟ اصلاً کار درستی نکردی!
رضا: (با شرمندگی و لحن آرام) سلام علی… ببخشید. عجله داشتم و میخواستم زودتر برم دفتر مشقم رو از دوستم بگیرم و برگردم. فکر نمیکردم از دستم ناراحت بشی.
علی: ناراحت شدن داره! اگه اتفاقی واسه دوچرخهام میافتاد چی؟ باید قبلش از من اجازه میگرفتی. دوستی جای خودش، وسایل شخصی هم جای خودش!
رضا: حق با توئه علی جان. کار من اشتباه بود و عذرخواهی میکنم. دیگه هیچوقت بدون اجازه وسایل کسی رو برنمیدارم. من رو ببخش.
علی: (لبخند میزند و چهرهاش نرم میشود) باشه رضا، چون راستش رو گفتی و عذرخواهی کردی بخشیدمت؛ اما قول بده دیگه تکرار نکنی. حالا بیا بریم با هم تمرین ورزشی رو شروع کنیم.
رضا: ممنونم علی! حتماً، قول میدم.
💡 نکتهٔ آموزشی مهم که در ادامهٔ درس آمده است:
در هر نمایشنامه، «گفتوگو یا دیالوگ» ابزاری است که نویسنده از طریق آن کشمکش و اختلاف نظر بین شخصیتها را نشان میدهد تا داستان جذابتر شود و در نهایت به یک پیام یا تفاهم برسد. گفتوگوهای نمایشی شباهت زیادی به حرف زدنهای عادی و محاورهای ما در زندگی روزمره دارند.
جواب تجربه کنید صفحه ۱۲۲ درس ۲ بخش پنجم فرهنگ و هنر هفتم
🔸 در اشعار شاعران بزرگ ایرانزمین مانند فردوسی، حافظ و پروین اعتصامی، بخشهایی به شیوهٔ گفتوگو نوشته شدهاند. این شعرها را بخوانید و بر اساس آنها گفتوگویی نمایشی بنویسید. به اشعار کتابهای فارسی دقت کنید. بعضی از آنها ماجراها و قصههایی را روایت میکنند که میتوان آنها را به شکل گفتوگویی نمایشی درآورد.
پاسخ: برای انجام این فعالیت، بهترین راه این است که:
۱. یک شعرِ داستانی (قصهدار) انتخاب کنیم که در کتاب فارسی پایهٔ خود خواندهایم؛ مثلاً شعرهای داستانیِ پروین اعتصامی یا بخشهایی از شاهنامهٔ فردوسی که دربارهٔ گفتوگوی دو شخصیت است.
۲. شخصیتهای شعر را پیدا کنیم و مشخص کنیم هر کدام چه خواستهای دارند و با چه کسی حرف میزنند.
۳. شعر را به نثر گفتوگویی برگردانیم؛ یعنی همان حرفها را به زبان ساده و محاورهای و در قالب دیالوگ (گفتوگو) بنویسیم، مثل یک نمایشنامهٔ کوتاه.
مثال کاربردی (نمونهٔ گفتوگوی نمایشی بر اساس یک شعر):
عنوان نمایش: گفتگوی مادر و فرزند (براساس شعر «مادر و فرزند» پروین اعتصامی که در کتاب فارسی خواندهایم)
(صحنه: یک اتاق ساده. «مادر» نشسته است و مشغول کار است. «فرزند» با ناراحتی وارد میشود.)
فرزند: مادر جان! چرا ما همهچیزمان کوچک و ساده است؟ خانهٔ ما با خانهٔ همسایه خیلی فرق دارد.
مادر: (با مهربانی و لبخند) فرزندم، خانهٔ ما کوچک است اما پر از محبت و آرامش است. گنج و ثروت همیشه در خانههای بزرگ نیست.
فرزند: اما دوستانم وسایل زیادی دارند و من هم دوست دارم مثل آنها داشته باشم.
مادر: فرزند عزیزم، خوشحالی در زیادیِ وسایل نیست؛ بلکه در دلِ پر از قناعت و رضایت است. کسی که قانع باشد، ثروتمند است؛ هرچند داراییاش کم باشد.
فرزند: (با فکر کردن) راست میگویی مادرجان؛ من از امروز سعی میکنم به چیزهایی که دارم شکرگزار باشم و قناعت پیشه کنم.
مادر: (مادر را در آغوش میگیرد) آفرین فرزندم! همین رفتار تو، من را خوشحالتر از هر گنجی میکند.
💡 نکتهٔ آموزشی مهم:
در این تمرین باید در نظر داشته باشیم که:
گفتوگوها ساده و نزدیک به زبان روزمره و محاوره باشند، همانطور که در درس اشاره شده است.
یک کشمکش (اختلافنظر یا خواستهٔ مخالف) در ابتدای گفتوگو وجود داشته باشد (مثل ناراحتیِ فرزند از ساده بودن خانه).
در پایان، گفتوگو به تفاهم و یک پیام خوب ختم شود (مثل پذیرفتن حرف مادر دربارهٔ قناعت).
پاسخ خودارزیابی صفحه ۱۲۳ درس دوم بخش پنجم فرهنگ و هنر هفتم
🔸 ادامهٔ گفتوگوهای زیر را بنویسید تا به یک پایان مشخص برسند.
اولی: برام تعریف کن!
دومی: الان نمیتونم!
و …
پاسخ: اولی: برام تعریف کن!
دومی: الان نمیتونم! کار مهمی دارم که باید زودتر تمامش کنم.
اولی: مگه چه کار داری؟ کارهایی از این مهمتر هم مگه هست؟ زود باش تعریف کن بفهمم دیشب توی اردو چی شد!
دومی: باشه، باشه! دست نزن، الان برات تعریف میکنم؛ ولی به شرطی که وسط حرفم نپری تا همهچیز رو مو به مو بگم.
اولی: باشه، قول میدهم ساکت بشم. حالا تعریف کن زود باش!
اولی: کتابی رو که بهت دادم برگردون.
دومی: هنوز نخوندمش.
و …
پاسخ: اولی: کتابی رو که بهت دادم برگردون.
دومی: هنوز نخوندمش.
اولی: یعنی چی؟ دو هفته پیش بهت دادمش! امشب بهش نیاز دارم، فردا باید تحویل کتابخونه بدمش.
دومی: شرمندهام علی جان؛ این روزها امتحان داشتم و اصلاً وقت نکردم بازش کنم. خیلی تلاش کردم، اما نشد.
اولی: آخه من بهت اعتماد کرده بودم. باشه، امشب تا دیروقت بیدار بمون و تمومش کن؛ فردا صبح حتماً بیارش مدرسه.
دومی: چشم، حتماً! امشب تمامش میکنم و فردا صبح اول وقت روی میزت میگذارم. ممنون که درکم کردی.
اولی: بلند شو بریم.
دومی: نمیتونم … خستهام …
و …
پاسخ: اولی: بلند شو بریم.
دومی: نمیتونم… خستهام… از صبح توی این زمین چمن دویدهام و پاهáم درد میکنند.
اولی: پاشو پاشو تنبلی نکن! اگر الان دیر برسیم، مسابقه شروع میشه و تیم ما بدون کاپیتان بازی رو میبازه. همهی بچهها منتظر تو هستند.
دومی: راست میگی؟ یعنی همهی بچهها منتظرم هستند؟
اولی: معلومه که بله! تو ستارهی تیم مایی، بدون تو کارمون لنگ میمونه. پاشو به خاطر بچهها هم که شده کمی تحمل کن.
دومی: (با بیحوصلگی بلند میشود و لبخند میزند) باشه، تسلیم! به خاطر بچهها میام، اما شرطش اینه که توی مسیر برام یه آبمیوه بخری تا انرژی بگیرم!
اولی: چشم، حتماً! بدو که دیر شد.
پاسخ درس بعدی:
پاسخ درس قبلی: جواب درس ۱ بخش پنجم فرهنگ و هنر هفتم
✅ در این مطلب گام به گام درس ۲ دوم بخش پنجم فرهنگ و هنر پایه هفتم متوسطه اول را مرور کردیم. جهت مشاهده گام به گام سایر دروس کافیست نام آن را به همراه عبارت ماگرتا در گوگل جست و جو نمایید. همچنین اگر سوالی دارید آن را از قسمت دیدگاه با سایر دانش آموزان به اشتراک بگذارید.














