فرهنگ و هنر

جواب درس ۴ بخش پنجم فرهنگ و هنر هشتم 😊 احساس و تخیل

گام به گام درس 4 چهارم بخش پنجم کتاب فرهنگ و هنر پایه هشتم متوسطه اول صفحه 135 و 136

جواب درس 4 بخش پنجم فرهنگ و هنر هشتم : در این نوشتار پاسخ سوالات و تمرینات صفحه ۱۳۵ و ۱۳۶ درس ۴ چهارم (احساس و تخیل) بخش پنجم (هنرهای نمایشی) کتاب فرهنگ و هنر هشتم پایه هشتم متوسطه اول را برایتان آماده کرده‌ایم. با بخش آموزش و پرورش ماگرتا همراه شوید.

همچنین بخوانید: گام به گام کتاب فرهنگ و هنر هشتم متوسطه اول

جواب درس ۴ بخش پنجم فرهنگ و هنر هشتم

جواب فکر کنید صفحه ۱۳۵ درس چهارم بخش پنجم فرهنگ و هنر هشتم

آیا به یاد دارید آخرین بار، چه زمانی عصبانی شده اید؟ رفتارتان چگونه بود؟ رفتار طرف مقابل شما چگونه بود؟

پاسخ: آخرین باری که خیلی عصبانی شدم، چند روز پیش بود؛ زمانی که داشتم با دقت تکالیف سخت ریاضی‌ام را حل می‌کردم و یکی از اعضای خانواده بدون اینکه بپرسد، دفترچه‌ام را برداشت و وسایل روی میز را جابه‌جا کرد؛ طوری که تمرکزم کاملاً به هم ریخت و چند خط از نوشته‌هایم خط‌خطی شد.

رفتار من در آن لحظه چگونه بود؟
در لحظهٔ اول، ابروهایم در هم گره خورد، نفس‌هایم تند شد، صدام را بالا بردم و با عصبانیت گفتم: «چرا بدون اجازه به وسایل من دست می‌زنی؟»
ضربان قلبم بالا رفته بود و دست‌هایم را مشت کرده بودم؛ کمی هم با صدای بلند اعتراض کردم و به اتاق خودم رفتم تا از محیط دور شوم.


رفتار طرف مقابل چگونه بود؟
طرف مقابل در ابتدا تعجب کرد، چون فکر نمی‌کرد کارش این‌قدر من را ناراحت کند.
او اولش حالت دفاعی به خود گرفت و گفت: «فقط می‌خواستم دفتر را جابه‌جا کنم تا خلوت شود!» اما وقتی دید من واقعاً ناراحت شده‌ام، بعد از چند دقیقه آرام شد، عذرخواهی کرد و گفت دیگر بدون اجازه وسایلم را برمی‌دارد یا جابه‌جا نمی‌کند.

جواب تجربه کنید صفحه ۱۳۶ درس ۴ بخش پنجم فرهنگ و هنر هشتم

🔹 تجربیات خود را در زندگی روزمره‌تان در خانه، خیابان، مترو، اتوبوس و یا گشت‌وگذارهای دوستانه‌تان در طبیعت بررسی کنید، چگونه از حواس پنجگانه در این مکان‌ها استفاده می‌کنید؟ دیدن، شنیدن، بوییدن، چشیدن و لمس کردن. هریک از این حواس در جایی به کار آمده‌اند و گاه مجموعه‌ای از آنها در یک موقعیت به کار آمده است؛ مثلاً بوی زمین باران خورده و یا عطر شکوفه‌های درخت نارنج و یا بادهای موسمی محیط پیرامون. تجربیات احساسی خود را با دیگران و دوستان در کلاس به اشتراک بگذارید، تلاش کنید این تجربیات را بازسازی کرده و تمرین‌هایی بر مبنای این تجربه‌ها انجام دهید. در این تمرین‌ها ذکر جزئیات از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. به خاطر آوردن‌ها و دوباره بازسازی کردن‌ها ریشه در تخیل دارد.

پاسخ: ۱. نمونه‌هایی از به کار افتادن حواس پنج‌گانه در مکان‌های مختلف:

  • در خانه (آشپزخانه هنگام عصر):
    • بوییدن: عطر دل‌نشین چای تازه‌دم، زعفران یا غذایی که روی گاز قل‌قل می‌کند.
    • شنیدن: صدای جلزولز روغن در تابه، صدای جوشیدن کتری و گفت‌وگوی آرام اعضای خانواده.
    • لمس کردن: گرمای فنجان چای در دست وقتی خسته از مدرسه به خانه برگشته‌ام.
    • دیدن: بخار سفیدی که از روی غذا بلند می‌شود و نور زرد و گرم چراغ آشپزخانه.
  • در اتوبوس / مترو (ساعت شلوغی ظهر یا غروب):
    • شنیدن: صدای باز و بسته شدن درهای قطار، صدای گوینده که نام ایستگاه‌ها را می‌گوید و پچ‌پچ شلوغ مردم.
    • لمس کردن: لرزش کف واگن قطار و میله‌های فلزی خنک و محکمی که برای حفظ تعادل در دست گرفته‌ایم.
    • دیدن: چهره‌های خسته، مسافرانی که سرشان در گوشی است و چراغ‌های ایستگاه که با سرعت از پشت پنجره می‌گذرند.
  • در طبیعت (یک روز بهاری یا پاییزی):
    • دیدن: رقص برگ‌های رنگارنگ زرد و نارنجی در باد یا شکوفه‌های صورتی روی درختان.
    • شنیدن: صدای خش‌خش خرد شدن برگ‌های خشک زیر کفش و چهچههٔ پرندگان.
    • بوییدن: بوی شگفت‌انگیز و خنک خاک باران‌خورده یا عطر شکوفه‌های بهارنارنج در کوچه و باغ.
    • لمس کردن: وزش نسیم خنک پاییزی روی پوست صورت و حس زبری پوست تنهٔ درختان.
    • چشیدن: طعم ملس و خنک یک میوهٔ وحشی، سیب ترش یا جرعه‌ای آب گوارا از چشمه.

۲. بازسازی نمایشی یک موقعیت حسی در کلاس (تمرین پانتومیم و تخیل):

موقعیت انتخابی: «پیاده‌روی زیر باران شدید پاییزی و نوشیدن یک فنجان نوشیدنی داغ»

  • مرحلهٔ اول (باران و سرما):
    • (بدن و سرما): دست‌هایم را داخل جیب کاپشن فرضی جمع می‌کنم، شانه‌هایم را بالا می‌کشم و خودم را کمی جمع می‌کنم تا لرزش بدن از سرما را نشان دهم.
    • (صورت و نگاه): سرم را پایین می‌گیرم، پلک‌هایم را نیمه‌باز می‌کنم تا قطره‌های باران خیالی در چشمم نرود و طوری راه می‌روم که انگار پایم را در چاله‌های آب کوچه نمی‌گذارم.
    • (بو و هوا): با یک نفس عمیق، بوی خاک باران‌خورده را بو می‌کشم و لبخند ملایمی از حس خنکی هوا به چهره می‌آورم.
  • مرحلهٔ دوم (ورود به یک محیط گرم و خوردن چای داغ):
    • دست‌های یخ‌زده را به هم می‌مالم و برای گرم شدن روی آن‌ها «ها» می‌کنم.
    • یک فنجان فرضی را با هر دو دست می‌گیرم، سنگینی و گرمای آن را در کف دستانم حس می‌کنم.
    • اول بخار خیالی آن را با یک فوت آرام کنار می‌زنم و بعد یک جرعهٔ بسیار کوچک می‌چشم و گرم شدن گلویم را با آرامش در چشم‌ها و بدنم نشان می‌دهم.

پاسخ خودارزیابی صفحه ۱۳۶ درس چهارم بخش پنجم فرهنگ و هنر هشتم

🔹 با دوستان و هم‌کلاسی‌های خود درباره موقعیت‌هایی صحبت کنید که هیچ‌گاه آنها را تجربه نکرده‌اید. با کمک قوه تخیل خود آنها را بازسازی کنید. به عنوان نمونه می‌توان به موقعیت‌های زیر اشاره کرد:

ورزشکار برگزیده یک رشته ورزشی شده‌اید و برای حضور در مسابقات المپیک انتخاب شده‌اید؛
در قرعه‌کشی بانک برنده یک اتومبیل گران قیمت شده‌اید؛
برای سفری یک ماهه به جزیره‌ای خارج از کشور، انتخاب شده‌اید و می‌توانید خانواده خود را نیز همراهتان ببرید؛ و…

سعی کنید موقعیت‌های دیگری را با کمک دوستان خود خلق کنید.

پاسخ: ۱. انتخاب موقعیت خیالی اول: «برنده شدن در مسابقات المپیک و رفتن روی سکوی قهرمانی»

  • شرح صحنه و حس‌وحال:فرض کنید من قهرمان رشتهٔ کاراته یا دوومیدانی شده‌ام و در مسابقات المپیک مدال طلا گرفته‌ام. حالا روی سکوی قهرمانی ایستاده‌ام.
  • بازسازی با جزئیات و تخیل:
    • (دیدن و بدن): صاف می‌ایستم، شانه‌هایم را مغرورانه بالا می‌دهم، لبخندی از روی افتخار روی لبم می‌آید و چشمم به پرچم کشورم است که دارد بالا می‌رود.
    • (شنیدن): صدای تشویق و هلهلهٔ هزاران نفر تماشاگر در سالن می‌پیچد و سرود ملی در حال پخش شدن است.
    • (احساس درون): بغض شیرینی از شوق در گلویم جمع شده و حس می‌کنم تمام سختی‌ها و تمرین‌های سخت ورزشی‌ام نتیجه داده است.

۲. انتخاب موقعیت خیالی دوم (خلاقانه و جدید): «کشف یک سیارهٔ ناشناخته توسط سفینهٔ فضایی»

  • شرح صحنه و حس‌وحال:من به عنوان اولین نوجوان فضانورد ایرانی با سفینه به یک سیارهٔ دوردست رسیده‌ام و در حال پیاده شدن روی آن هستم.
  • بازسازی با جزئیات و تخیل:
    • (بدن و راه رفتن): چون جاذبه در آن سیاره کم است، طوری راه می‌روم که انگار سبک شده‌ام و پاهایم کمی با فاصله از زمین بلند می‌شود (مثل حرکت در آب یا ماه).
    • (دیدن): چشمانم را از تعجب گشاد می‌کنم، به آسمان نگاه می‌کنم که به جای یک خورشید، دو خورشید رنگی دارد و سنگ‌های عجیبی که به رنگ بنفش و نقره‌ای می‌درخشند.
    • (احساس درون): ترکیبی از هیجان، ترس و کنجکاوی در وجودم موج می‌زند؛ دستکش فضانوردی‌ام را بالا می‌آورم تا از این منظره عکس بگیرم.

۳. انتخاب موقعیت خیالی سوم (خلاقانه و جدید): «پیدا کردن یک دالان مخفی و قدیمی در زیرزمین خانهٔ قدیمی پدربزرگ»

  • شرح صحنه و حس‌وحال:هنگام تمیز کردن انبار خانهٔ قدیمی، متوجه می‌شوم پشت یک قفسهٔ چوبی بزرگ، درِ چوبی کوچکی وجود دارد که قفل است و کلیدی قدیمی به آن وصل است.
  • بازسازی با جزئیات و تخیل:
    • (لمس کردن و صدا): با دست‌های لرزان کلید را در قفل می‌چرخانم؛ صدای «قژژژ» بلند و ترسناکی می‌آید. در را هل می‌دهم و باز می‌کنم.
    • (بوییدن و دیدن): بوی خاک کهنه، کتاب‌های قدیمی و چوبِ نم‌گرفته به مشامم می‌رسد. چراغ‌قوه را روشن می‌کنم و نور آن روی صندوقچه‌ای قدیمی و صندوقی از نقاشی‌های گم‌شده می‌افتد.
    • (احساس درون): ضربان قلبم تند می‌زند، آب دهانم را قورت می‌دهم و با احتیاط قدم به داخل دالان تاریک می‌گذارم.

نتیجه‌گیری درسی (نقش تخیل در هنر نمایش): یک بازیگر خوب لزوماً نباید در زندگی واقعی قهرمان المپیک، فضانورد یا کاشف گنج شده باشد؛ اما هنر بازیگری یعنی اینکه با کمک «قوهٔ تخیل قوی»، تمام این موقعیت‌های نادیده و ناشناخته را در ذهن خودش تصویرسازی کند و جوری آن‌ها را با بدن و صدایش اجرا کند که هر کسی در تماشاخانه نشسته، باور کند که او واقعاً آن لحظه را زندگی کرده است!

پاسخ درس قبلی: جواب درس ۳ بخش پنجم فرهنگ و هنر هشتم

✅ در این مطلب گام به گام درس ۴ چهارم بخش پنجم فرهنگ و هنر پایه هشتم متوسطه اول را مرور کردیم. جهت مشاهده گام به گام سایر دروس کافیست نام آن را به همراه عبارت ماگرتا در گوگل جست و جو نمایید. همچنین اگر سوالی دارید آن را از قسمت دیدگاه با سایر دانش آموزان به اشتراک بگذارید.

زنجیران

هم‌بنیانگذار ماگرتا ، عاشق دنیای وب و ۷ سالی ست که فعالیت جدی در حوزه اینترنت دارم. تخصص من تولید محتوایی‌ست که مورد نیاز مخاطبان است. مدیر ارشد تیم شبکه های اجتماعی سایت هستم. به قول ماگرتایی‌ها وقت بروز شدنه !

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ده + 13 =