ادبیاتفرهنگ و هنر

جواب نگارش هفتم درس پنجم صفحه ۶۲ ، ۶۳ ، ۶۵ و ۶۶ 🕵️

پاسخ و حل تمرین های درس پنجم نگارش هفتم صفحه 91 ، 92 ، 94 و 95 - گام به گام نگارش هفتم درس پنجم با جواب

جواب صفحه ۶۲ ، ۶۳ ، ۶۵ و ۶۶ درس پنجم بندهای بخش میانی نگارش هفتم ؛ در این مقاله به جواب و پاسخ سوالات فعالیت های نگارشی و انشا صفحه 62 و 63 ، درست نویسی و ویرایش صفحه 65 و حکایت نگاری بازنویسی به نثر ساده امروزی صفحه 66 درس 5 پنجم درس بندهای بخش میانی (بدنه) کتاب نگارش هفتم متوسطه اول پرداخته ایم. در ادامه با بخش آموزش و پرورش ماگرتا همراه ما باشید.

همچنین بخوانید: جواب درس ششم نگارش هفتم

جواب صفحه 62 ، 63 ، 65 و 66 درس پنجم بندهای بخش میانی نگارش هفتم
جواب صفحه 62 ، 63 ، 65 و 66 درس پنجم بندهای بخش میانی نگارش هفتم

جواب فعالیت صفحه 62 درس پنجم نگارش هفتم

در فعالیت های نگارشی صفحه ۶۲ نگارش هفتم درس ۵ پنجم گفته شده ” پس از خواندن بند زیر، جمله موضوع و جمله های کامل کننده را مشخص کنید. ” که در زیر به پاسخ آن پرداخته ایم.



متن بند گفته شده:

سخن گفتن در برابر جمع ، برای خیلی ها با هیجان و هراس، همراه است. ریشه این هیجان و هراس در دوران کودکی این افراد، نهفته است. این هیجان و هراس، با آنها به دنیا نیامده است. این گونه، یاد گرفته اند یا از دیگران به آنها منتقل شده است. روانشناسان می گویند: « بیشتر مشکلات در بزرگسالی، به دوران کودکی بر می گردد ». اگر این سخن روانشناسان درست باشد، پس هیجان و هراس، از سخن گفتن در برابر جمع هم، به تربیت و آموزش دوران کودکی ما بر می گردد.

پاسخ: سطر اول جمله موضوع است و باقی مطالب جمله کامل کننده می باشند:

جمله موضوع: سخن گفتن در برابر جمع ، برای خیلی ها با هیجان و هراس، همراه است.

جمله های کامل کننده: ریشه این هیجان و هراس در دوران کودکی این افراد، نهفته است. این هیجان و هراس، با آنها به دنیا نیامده است. این گونه، یاد گرفته اند یا از دیگران به آنها منتقل شده است. روانشناسان می گویند: « بیشتر مشکلات در بزرگسالی، به دوران کودکی بر می گردد ». اگر این سخن روانشناسان درست باشد، پس هیجان و هراس، از سخن گفتن در برابر جمع هم، به تربیت و آموزش دوران کودکی ما بر می گردد.



جواب انشا صفحه ۶۳ درس پنجم نگارش هفتم

در صفحه 63 درس 5 پنجم نگارش هفتم گفته شده ” درباره یکی از موضوع های زیر، یک بند (با رعایت ساختمان بند)، بنویسید: ” که در زیر به پاسخ آنها پرداخته ایم.

موضوع ها: کفش ، ناخن ، درد دندان

انشا درباره کفش با رعایت ساختمان بند صفحه ۶۳ نگارش هفتم :

مقدمه : ما وقتی که بچه بودیم و کفش بزرگترهایمان را می پوشیدیم و آرزو می کردیم بزرگ شویم، ولی بچه بودیم و فکرمان به اندازه پاهایمان کوچک بود و بزرگ شدیم و آن کفش ها اندازه پای ما شد، اما خیلی چیز ها برایمان کوچک شد.

بند اول تنه : ما خردسال بودیم و از مشکلات چیزی نمی فهمیدیم. کم کم فهمیدیم که چقدر اشتباه می کردیم. وقتی که بزرگ می شویم ، آرزو می کنم کاش بچه بودیم و به فکر پوشیدن کفش های بزرگترها و احساس بزرگ بودن می کردیم.

بند دوم تنه : ما با گذشت زمان بزرگ شدیم و اکنون در حسرت همان کودکی و کفش های روی پای خود هستیم که هیچ غم و اندوه دنیا را نمی شناختیم و گویی دنیای بهشتی بود که ما با همان افکار بچگانه خود غرق در شادمانی آن دوران بودیم.



نتیجه گیری : ما بزرگ شدیم و تنها چیزی که با ما بزرگ شد کفش هایمان هستند، اگر قدر عمرمان را می دانستیم هرگز از کفش بند دار استفاده نمی کردیم.

انشا درباره ناخن با رعایت ساختمان بند صفحه 63 نگارش هفتم :

مقدمه : خداوند بعد از آفرینش انسان ها و زمین، هنگامی که انسان را آفرید فرمود : فتبارک الله احسن الخالقین! بهترین آفرینندگان! موجودی با تمام جزئیات!

بند اول تنه : در نگاه اول ممکن است ناخن عضوی بی ارزش باشد، اما تنها در غیاب آن قادر به انجام بسیاری از کارها مانند یافتن سرچسب نواری و … نخواهیم بود.

بند دوم تنه : ناخن ها بعضی اوقات استفاده در هنگام دفاع شخصی کاربرد خود را نشان می دهند، مثلاً برای کور شدن چشم حسودان! البته بعضی ها آنقدر بخیل و خسیس هستند که نمی توانند هر کسی را بخاراند و اصطلاحاً ناخن خشک هستند.

بند سوم تنه : داشتن ناخن فقط برای انسان نیست. خداوند متعال حیوانات را فراموش نکرده و ناخن هایی را به آنها داده است که برای دفاع از خود و یا حفاری زمین و برای یا بالا رفتن از ارتفاع و غیره از آنها استفاده می کنند.

نتیجه گیری : ناخن یکی از عضوهای ارزشمند بدن انسان، امروزه ارزشمند تر هم شده است، مدل های مختلف ناخن مصنوعی، کاشت ناخن و … منبع درآمد خوبی برای برخی از انسان ها شده است. به هر حال باید به خوبی از این عضو گران بها مراقبت کرد، چون کس نخوارد پشت من جز ناخن انگشت من.

انشا درباره درد دندان با رعایت ساختمان بند صفحه ۶۳ نگارش هفتم :

مقدمه : دندان درد یکی از بدترین دردهایی است که هر انسانی می تواند تجربه کند. وقتی دندان درد داریم ، حتی دندان های اطراف دندان بد، گلو، سر و قسمتی از صورتمان درد می کند و در این مواقع خوب می‌فهمیم که منظور سعدی چه بود وقتی می‌گفت: چو عضوی به درد آورد روزگار / دگر عضوها را نماند قرار … آن وقت انقدر بی قرار می‌شویم که دیگر نمی‌دانیم چه باید کرد.

بند تنه : وقتی دندان هایمان درد می کند، تازه به فکر راه چاره می‌گردیم اما کار از کار گذشته است. وقتی دندانی پوسیده شده و آسیب آن به عصب رسیده است، مسواک زدن و نخ دندان کشیدن باعث بهبود آن نمی شود و درد را تسکین نمی دهد. اکنون فقط باید به دکتر بروید تا با عصب کشی و پر کردن، درد دندان ما را از بین ببرید و تازه بعدش دیگر آن دندان هیچوقت یک دندان سالم نیست و مثل یک آدم معلول است که با عصا راه می‌رود، کارایی چندانی ندارد و باید مراقب آن بود.

نتیجه گیری : پوسیدگی دندان می تواند برای ما مثل یک درس عبرت باشد. ما تازه می فهمیم که دندان های ما چقدر مهم هستند و چقدر پوسیدگی آنها به سلامتی و زیبایی ما آسیب می رساند و جبران ناپذیر است. ما درک می کنیم که دندان ها نیاز به مراقبت و تمیز کردن مداوم دارند. باید آنها را به طور مرتب بشوییم و از تجزیه غذاهای سفت مانند پوست پسته یا هر چیزی که برای دندان مضر است جلوگیری کنیم.

جواب درست نویسی صفحه 65 نگارش هفتم درس پنجم

در صفحه ۶۵ درس ۵ پنجم نگارش هفتم گفته شده ” جمله های زیر را ویرایش کنید. ” که در زیر به پاسخ آنها پرداخته ایم.

جمله اول) مادرم خانه را تر تمیز کرد و فرش ها را انداخت و وسایل را چید.

جمله ویرایش شده: مادرم خانه را تر تمیز کرد. فرش ها را انداخت و وسایل را چید.

جمله دوم) بازیکن در نوک حمله پا به پای توپ دوید و بازیکن های تیم حریف را جا گذاشت زد و به دروازه نزدیک شد و گل زد.

جمله ویرایش شده: بازیکن در نوک حمله پا به پای توپ دوید. بازیکن های تیم حریف را جا گذاشت به دروازه نزدیک شد و گل زد.

جواب حکایت نگاری صفحه ۶۶ درس پنجم نگارش هفتم

در حکایت نگاری و بازنویسی صفحه 66 درس 5 پنجم نگارش هفتم گفته شده ” حکایت زیر را به نثر ساده امروزی ، بازنویسی کنید. ” که در زیر به پاسخ آنها پرداخته ایم.

حکایت عبید زاکانی :

شخصی خانه به کرایه گرفته بود. چوب های سقف بسیار صدا می داد. به خداوندِ خانه از بهر مرمّت آن سخن بگشاد. پاسخ داد: چوب های سقف، ذکر خدا می کنند. گفت: «نیک است؛ امّا می ترسم این ذکر، به سجد بینجامد».

بازنویسی حکایت عبید زاکانی صفحه ۶۶ نگارش هفتم :

در یکی از روزها شخصی خانه ی کوچک و قدیمی را کرایه کرده بود تا در آنجا ساکن شود. چوب های کهنه و پوسیده ی سقف بسیار صدا می دادند و باعث آزردگی و عصبانیت شخص شده بود .آن شخص فردای آن روز نزد صاحب خانه رفت و به او گفت: چوب های سقف خانه ات کهنه شده است و صدا می دهند و من در آن ارامش ندارم. صاحب خانه گفت: آن چوب ها مشغول راز و نیاز با خداوند متعال هستند. شخص گفت: « درست است اما من میترسم که در هنگام شب ذکر این چوب های خانه به سجده برسد و آنجاست که سقف بر روی سر من فرود می آید. »

نتیجه گیری این حکایت این است که اگر کارهایمان را با بهانه و پشت گوش انداختن به پیش ببریم در آخر آن کارها نابود می شوند و با ریزش سقف بر روی زمین به پایان خواهد رسید.

همچنین بخوانید: جواب نگارش هفتم درس هفتم

توجه: شما دانش آموزان عزیز اگر می خواهید به راحتی به جواب های نگارش هفتم دسترسی داشته باشید، تنها کافیه جواب درس مورد نظرتان را به همراه عبارت « ماگرتا » در گوگل جست و جو کنید.

در این مقاله جواب مطالب و تمرین های ۶۲ ، ۶۳ ، ۶۵ و ۶۶ درس 5 پنجم درس بندهای بخش میانی (بدنه) نگارش هفتم را به صورت کامل بررسی کردیم، شما دانش آموزان عزیز می توانید از قسمت دیدگاه، نظرات خود را با دیگران به اشتراک بگذارید.

زنجیران

هم‌بنیانگذار ماگرتا ، عاشق دنیای وب و ۷ سالی ست که فعالیت جدی در حوزه اینترنت دارم. تخصص من تولید محتوایی‌ست که مورد نیاز مخاطبان است. مدیر ارشد تیم شبکه های اجتماعی سایت هستم. به قول ماگرتایی‌ها وقت بروز شدنه !

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.