ادبیاتفرهنگ و هنر

معنی و آرایه های درس پنجم در حقیقت عشق فارسی و نگارش دوازدهم فنی حرفه ای

گام به گام معنی واژگان و آرایه های درس در حقیقت عشق 5 پنجم ادبیات فارسی و نگارش دوازدهم فنی حرفه ای و کاردانش

معنی و آرایه های درس پنجم در حقیقت عشق فارسی و نگارش دوازدهم فنی حرفه ای ؛ در این نوشته با معنی کلمات و آرایه های ادبی درس ۵ پنجم در حقیقت عشق کتاب فارسی و نگارش ۳ دوازدهم متوسطه دوم رشته های فنی حرفه ای و کاردانش آشنا می شوید. در ادامه با بخش آموزش و پرورش ماگرتا همراه ما باشید.

همچنین بخوانید: گام به گام کتاب فارسی و نگارش دوازدهم فنی حرفه‌ای و کاردانش

معنی و آرایه های درس پنجم در حقیقت عشق فارسی و نگارش دوازدهم فنی حرفه ای

معنی و آرایه های درس پنجم در حقیقت عشق فارسی و نگارش دوازدهم فنی حرفه ای

بدان که از جملۀ نام‌های حُسن یکی جمال است و یکی کمال. و هر چه موجودند از روحانی و جسمانی، طالب کمال اند. و هیچ کس نبینی که او را به جمال میلی نباشد؛ پس چون نیک اندیشه کنی، همه طالبِ حُسن اند و در آن می‌کوشند که خود را به حُسن رسانند و به حُسن که مطلوبِ همه است دشوار می‌توان رسیدن؛ زیرا که وصول به حُسن ممکن نشود؛ الّا به واسطۀ عشق، و عشق هر کسی را به خود راه ندهد و به همه جایی مأوا نکند و به هر دیده روی ننماید.

معنی: بدان و آگاه باش که از جمله نام‌های حسن و زیبایی، یکی جمال و دیگری کمال است. هر چیزی که وجود دارد، چه موجودات روحانی غیرمادی و چه موجودات جسمانی و مادی، همه در پی رسیدن به کمال و تعالی هستند. و هیچ‌کس را پیدا نمی‌کنی که به حسن (زیبایی) تمایل نداشته باشد. پس اگر خوب فکر کنی می‌بینی که همه طالب و خواهان حسن هستند و تلاش می‌کنند تا خود را به آن برسانند. و به حسن -که مقصود و هدف همه است- به سختی می‌توان رسید. زیرا رسیدن به حسن جز با وساطت و کمک عشق امکان پذیر نیست. و عشق هر کسی را نزد خود راه نمی‌دهد و در هر جایی ساکن نمی‌شود و به هر کسی توجه نمی‌کند (چون همه لایق او نیستند).

آرایه‌ها: جمال، کمال: جناس
روحانی، جسمانی: تضاد
دیده: مجاز از انسان

محبّت چون به غایت رسد، آن را عشق خوانند. و عشق خاص تر از محبّت است؛ زیرا که همه عشقی محبّت باشد؛ امّا همه محبّتی عشق نباشد. و محبّت خاص تر از معرفت است؛ زیرا که همه محبّتی معرفت باشد؛ امّا همه معرفتی محبّت نباشد. پس اوّل پایه، معرفت است و دوم پایه، محبّت و سیُم پایه، عشق. و به عالم عشق  که بالای همه است نتوان رسیدن تا از معرفت و محبّت دو پایۀ نردبان نسازد.

معنی: وقتی که محبت به نهایت برسد، به آن عشق می­‌گویند و عشق از محبت، خاص ­تر است، زیرا در همه ی انواع عشق، محبت وجود دارد اما هر محبتی به عشق تبدیل نمی­‌شود. و محبت، از شناخت، خاص­ تر است زیرا همه ی انواع محبت، نوعی شناخت است (ناشی از شناخت است) اما هر شناختی، محبت نیست. پس (برای بالارفتن از نردبان عشق و رسیدن به درجه ی علشقی) پایه (پله)ی اول «شناخت» است، پایه ی دوم «محبت» و پایه ی سوم «عشق» است و به دنیای عشق که بالاترین درجه است، کسی نمی­‌توان برسد مگر اینکه از دو مرحله ی شناخت و محبت عبور کند و بالاتر برود.

آرایه‌ها: عالم عشق: اضافه تشبیهی نتوان رسیدن: نمی توانیم برسیم
تا از معرفت … دو پایۀ نردبان نسازد: تشبیه پنهان

سودای عشق

در عشق قدم نهادن کسی را مسلمّ شود که با خود نباشد و ترک خود بکند و خود را ایثار عشق کند. عشق، آتش است، هر جا که باشد، جز او رخت، دیگری ننهد. هر جا که رسد، سوزد و به رنگ خود گرداند.

معنی: فردی می‌تواند در راه عشق قدم بگذارد که به خودش توجه نکند و خودش را ترک کند و خودش را در راه عشق ایثار کند. عشق، مانند آتش است، هر جا که عشق باشد، جز عشق چیز دیگری نمی تواند آنجا مقیم گردد. عشق به هر جا که برسد، آن جا را نابود می‌کند و آن جا را به رنگ خودش می‌گرداند.

آرایه‌ها: قدم نهادن: کنایه از وارد شدن
عشق آتش است: تشبیه فشرده، رسا، بلیغ
رخت نهادن: کنایه از مقیم شدن
سوختن: کنایه از نابود کردن
به رنگ خود گرداند: حس آمیزی؛ کنایه

در عشق کسی قدم نهد کِش جان نیست  / با جان بودن به عشق در سامان نیست

معنی: کسی می‌تواند در راه عشق گام بنهد که بمیرد و جانش را از دست بدهد. امکان ندارد که عشق و جان در یک قلمرو پادشاهی کنند.

آرایه‌ها: در چیزی قدم نهادن: کنایه از وارد شدن
واژه آرایی: جان
عشق: آرایه تکرار

ای عزیز، به خدا رسیدن فرض است، و لابد هر چه به واسطۀ آن به خدا رسند، فرض باشد به نزدیک طالبان. عشق، بنده را به خدا برساند؛ پس عشق از بهر این معنی، فرضِ راه آمد. کار طالب آن است که در خود جز عشق نطلبد. وجود عاشق از عشق است؛ بی عشق چگونه زندگانی کند؟! حیات از عشق می‌شناس و مَمات بی عشق می‌یاب.

معنی: ای خواننده گرامی، به خدا رسیدن واجب است، و البته در نظر رهروان هر چیزی که به واسطۀ آن به خدا می‌توان رسید، واجب خواهد گردید. عشق، بنده را به خدا می‌رساند؛ به همین خاطر عشق، واجب خواهد شد. کار رهرو باید آن باشد که در خودش فقط عشق را بجوید. وجود عاشق از عشق است؛ بی عشق عاشق نمی تواند زندگانی کند؟! زندگی را از عشق بشناس و مرگ را نیز در دوری از عشق بدان.

آرایه‌ها: حیات، ممات: تضاد

سودای عشق از زیرکی جهان بهتر ارزد و دیوانگی عشق بر همه عقل‌ها افزون آید. هر که عاشق نیست، خودبین و پرکین باشد، و خودرای بود. عاشقی بی خودی و بی رایی باشد.

معنی: دیوانگی عشق از زیرکی جهان ارزشمندتر است و دیوانگی عشق بر همه عقل‌ها برتری دارد. هر که عاشق نیست، خودبین و پرکینه و خودرای است. عاشقی بی خویشتنی و بدون رایی است.

آرایه‌ها: عشق، عقل: تضاد

در عالم پیر هر کجا برنایی است / عاشق بادا که عشق خوش سودایی است

معنی: در این جهان فرتوت هر کجا جوانی وجود دارد، امیدوارم که عاشق باشد؛ زیرا عشق خوش خیالی است.

آرایه‌ها: برنا و پیر: تضاد
عالم پیر: جانبخشی
عاشق، عشق: اشتقاق، همریشگی
واج آرایی «ش»
سودا: ایهام: ۱ .خیال و دیوانگی ۲ .داد و ستد و معامله

ای عزیز، پروانه، قوت از عشق آتش خورد، بی آتش قرار ندارد و در آتش وجود ندارد تا آنگاه که آتش عشق او را چنان گرداند که همه جهان آتش بیند؛ چون به آتش رسد، خود را بر میان زند. خود نداند فرقی کردن میان آتش و غیر آتش، چرا؟ زیرا که عشق، همه خود آتش است.

معنی: ای رهرو گرامی، خوراک پروانه، از آتش عشق است، پروانه بدون آتش آرامش ندارد. زمانی که پروانه در آتش می‌رود وجود ندارد تا آنگاه که آتش عشق او را آنچنان تغییر می‌دهد که همه جهان را مانند آتش می‌بیند؛ هنگامی که به آتش می‌رسد، خودش را به آتش می‌زند. و نمی داند که آتش و غیر آتش چه فرقی دارند، چرا؟ زیرا می‌داند عشق، مانند آتش فروزان است.

آرایه‌ها: پروانه:‌ نماد دلشده راستین 
زیرا که عشق، … آتش است: تشبیه
همه جهان آتش بیند:‌ تشبیه

این حدیث را گوش دار که مصطفی علیه السّلام  گفت: «اذِا أحبَّ اللهُ عَبدا عَشِقَهُ و عَشِقَ عَلَیهِ فَیَقولُ عَبدی أنَتَ عاشِقی و مُحِبّی، وَ أنا عاشِقٌ لکَ و مُحِبُّ لکَ انِ أرَدتَ أوَ لمَ تُرِد» گفت: «او بندۀ خود را عاشق خود کند، آنگاه بر بنده عاشق باشد و بنده را گوید: تو عاشق و محبِّ مایی، و ما معشوق و حبیب توایم [چه بخواهی و چه نخواهی]».

معنی: این حدیث را گوش کن که حضرت محمد گفته است: «اذِا أحبَّ اللهُ عَبدا عَشِقَهُ و عَشِقَ عَلَیهِ فَیَقولُ عَبدی أنَتَ عاشِقی و مُحِبّی، وَ أنا عاشِقٌ لکَ و مُحِبُّ لکَ انِ أرَدتَ أوَ لمَ تُرِد» ایشان گفتند: « زمانی که خدا عاشق بنده خودش باشد او را عاشق خودش می‌گرداند، و به بنده اش می‌گوید: تو عاشق و دوستدار مایی، و ما معشوق و دلبر توایم [چه بخواهی و چه نخواهی]».

آرایه‌ها: محبّ، حبیب: همریشگی

معنی کلمات درس هفتم فارسی دوازدهم

حُسن: نیکویی، زیبایی
جمال: زیبایی، زیبایی ازلی خداوند
کمال: کامل بودن، کامل ترین و بهترین صورت و حالت هر چیز، سرآمد بودن در داشتن صفت های خوب
روحانی: منسوب به روح، معنوی، ملکوتی، آنچه از مقوله روح و جان باشد
جسمانی: منسوب به جسم، مقابل روحانی
طالب: خواستار، خواهان
میل: علاقه
نیک اندیشه کنی: خوب فکر کنی
مطلوب: خواسته
وصول: رسیدن
مأوا: جای ماندن، مسکن، خانه
روی ننماید: چهره نشان نمی‌دهد
سیُم: سوم
کسی را: برای کسی
با خود: به فکر خود
ایثار: فدا، از خود گذشتن
سوزد: می سوزاند
قدم نهادن: وارد شدن
کِش جان نیست: که جانش نیست
باجان بودن: به فکر جانبودن
سامان: درخور، میسّر، امکان
فرض: لازم، ضروری، آنچه خداوند بر بندگانش واجب کرده است
لابد:
 ناچار، ناگزیر
طالبان: طلب کنندگان، خواستاران
از بهرِ: برای
حیات: زندگی
می شناس: بشناس
مییاب: بیاب
مَمات: مرگ، مُردن
سودا: خیال، دیوانگی
بیخودی: بی هوشی، حالت ازخود رَستگی و به معشوق پیوستن
بُرنا: جوان
سودا: خیال، دیوانگی
بادا: فعل دعایی به معنای الهی بشود
قوت: خوراک، رمق، نیرو
حدیث: سخن، کلام
مُحِب: دوست دار، یار، عاشق
حبیب: دوست، دوست دار
بنده را گوید: به بنده گوید

توجه: شما دانش آموزان عزیز و کوشا می توانید برای دسترسی سریع تر و بهتر به مطالب کمک درسی کتاب فارسی و نگارش پایه دوازدهم فنی حرفه ای و کاردانش متوسطه دوم ، کلمه و عبارت « ماگرتا » را به همراه مطلب مورد نظر خود جستجو کنید.

بعدی:

قبلی: جواب درس چهارم نگارش ادبی (۱) نثر ادبی فارسی و نگارش دوازدهم فنی حرفه ای
معنی گنج حکمت خاکریز فارسی دوازدهم فارسی و نگارش دوازدهم فنی حرفه ای
جواب کارگاه متن پژوهی درس سوم فارسی و نگارش دوازدهم فنی حرفه ای
معنی و آرایه های درس سوم دماوندیه فارسی و نگارش دوازدهم فنی حرفه ای

✏️ در انتها امیدواریم که مقاله معنی و آرایه های درس ۵ پنجم در حقیقت عشق کتاب فارسی و نگارش دوازدهم فنی حرفه ای و کاردانش متوسطه دوم ، برای شما دانش آموزان عزیز مفید بوده باشد. نظرات خود را در بخش دیدگاه به اشتراک بگذارید.

زنجیران

هم‌بنیانگذار ماگرتا ، عاشق دنیای وب و ۷ سالی ست که فعالیت جدی در حوزه اینترنت دارم. تخصص من تولید محتوایی‌ست که مورد نیاز مخاطبان است. مدیر ارشد تیم شبکه های اجتماعی سایت هستم. به قول ماگرتایی‌ها وقت بروز شدنه !

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوزده − 18 =