سبک زندگی

جواب درس ۴ جریان شناسی اندیشه های معاصر ایران دوازدهم معارف 🔗 حضور علماى شیعه در حکومت صفویه

پاسخ سوالات صفحه 29 و 30 و 34 درس 4 کتاب جریان شناسی اندیشه‌ های معاصر ایران پایه دوازدهم رشته علوم و معارف اسلامی

پاسخ درس چهارم جریان‌شناسی اندیشه‌های معاصر ایران پایه دوازدهم رشته علوم و معارف اسلامی ؛ در این نوشته پاسخ سوالات صفحه ۲۹، ۳۰ و ۳۴ از درس ۴ «حضور علماى شیعه در حکومت صفویه» کتاب جریان‌شناسی اندیشه‌های معاصر ایران دوازدهم را در اختیار شما دانش آموزان عزیز قرار داده‌ایم. در ادامه با آموزش و پرورش ماگرتا همراه باشید.

پاسخ درس بعدی: جواب درس پنجم جریان شناسی دوازدهم معارف

جواب درس چهارم جریان‌شناسی اندیشه‌های معاصر ایران دوازدهم علوم و معارف اسلامی
جواب درس چهارم جریان‌شناسی اندیشه‌های معاصر ایران دوازدهم علوم و معارف اسلامی

جواب تحقیق صفحه ۲۹ جریان شناسی دوازدهم معارف

با استفاده از کتاب درسی تاریخ، گزارشی از حکومت‌هایی که نام ایل‌های خود را بر سلسلهٔ حکومتی خود گذاشته‌اند، تهیه و در کلاس ارائه کنید.
جواب: در بخش عمده‌ای از تاریخ پس از اسلام و به‌ویژه از دوران میانه تا اوایل قرن چهاردهم هجری شمسی، بخش اعظم قدرت سیاسی و نظامی در ایران در انحصار سازمان‌های ایلی و عشایری قرار داشت. در این ساختار، یک ایل قدرتمند با تکیه بر نیروی سلحشوری و همبستگی خویشاوندی (عصبیت ایلی) حکومت مستقر را ساقط می‌کرد و رئیس آن ایل بر تخت پادشاهی می‌نشست. به همین جهت، نام آن سلسله به طور مستقیم از نام همان ایل یا طایفه خاستگاه گرفته می‌شد که برجسته‌ترین نمونه‌های آن در کتاب‌های تاریخ عبارت‌اند از:

سلسله قاجاریه (ایل قاجار):
ایل قاجار یکی از ایلات بزرگ ترک‌تبار و از شاخه‌های اصلی سپاه قزلباش در عصر صفوی بود که به دو شاخه عمده «قوانلو» (اشاقه‌باش) و «دَوَلو» (یوخاری‌باش) تقسیم می‌شد. با مرگ کریم‌خان زند و فروپاشی نظم پیشین، آقامحمدخان قاجار با متحد ساختن طوایف مختلف ایل خود و غلبه بر رقبای مدعی، سلسله قاجار را پایه‌گذاری کرد. این سلسله نام ایل خود را بیش از یک قرن بر جغرافیای سیاسی ایران حفظ کرد و در ساختار دیوانی و نظامی خویش همواره نخبگان و سران ایل قاجار را بر مناصب حیاتی می‌گمارد.
سلسله افشاریه (ایل افشار):
ایل افشار از ایلات قدیمی ترک‌تبار بود که در مناطق مختلفی از جمله خراسان، آذربایجان و فارس سکونت داشتند و آنان نیز جزو ارکان تشکیل‌دهنده قزلباش‌ها به شمار می‌رفتند. نادرشاه با تکیه بر نیروی سلحشور و چابک ایل افشار در خراسان توانست متجاوزان افغان، عثمانی و روس را از مرزهای ایران بیرون براند و با تاج‌گذاری در دشت مغان، سلسله افشاریه را بر پایه نام ایل خود بنیاد نهد؛ هرچند این حکومت به دلیل تمرکز بیش از حد بر شخص نادر و تنش‌های مداوم با سایر ایلات، دوام چندانی نیافت.
سلسله زندیه (ایل زند):
ایل زند طایفه‌ای از مردمان لر (لک) بودند که در دامنه‌های زاگرس، ملایر و مناطق اطراف سکونت داشتند. پس از آشفتگی‌های ناشی از قتل نادرشاه، کریم‌خان زند توانست با تکیه بر یاران و سواران ایل خود آرامش و ثبات را به بیشتر مناطق ایران بازگرداند و سلسله زندیه را با مرکزیت شیراز تأسیس کند. کریم‌خان برخلاف سنت شاهی، خود را «وکیل‌الرعایا» نامید، اما ماهیت قدرت او نیز عمیقاً به وفاداری و قدرت نظامی بزرگان ایل زند متکی بود.

پیوند ماهیت ایلی با مباحث کتاب:
نکته مشترک در تمامی این حکومت‌ها این بود که ساختار قدرت بر پایه «استبداد ایلی» شکل می‌گرفت؛ یعنی قدرت سیاسی اساساً وابسته به شمشیر و اقتدار نظامی طایفه حاکم بود و ایل حاکم خود را صاحب‌حق انحصاری حکومت می‌دید. با این حال، همان‌طور که در متن درس نیز آمده است، قدرت ایلی برای اداره کشور و یافتن مقبولیت در میان توده‌های مردم ناچار به تعامل با نهاد دین و فقه شیعه بود، اما جریان اصیل مذهبی هیچ‌گاه استبداد ایلی و موروثی را از نظر مبانی شرعی توجیه یا مشروع قلمداد نکرد.

جواب اندیشه صفحه ۳۰ جریان شناسی دوازدهم معارف

چرا برخی از پادشاهان صفوی به دنبال محدود کردن حضور و اختیارات علمای شیعه بودند؟
جواب:
ماهیت حکومت صفویه بر دو پایه ناهمگون بنا شده بود: از یک سو «استبداد ایلی و قدرت نظامی ایل قزلباش» قرار داشت و از سوی دیگر «نیروی مذهبی و فقهای شیعه». دلیل اصلی تلاش برخی از شاهان برای کاستن از قدرت علما، در تقابل ذاتی این دو نیرو ریشه داشت:
علمای شیعه به پشتوانه باورهای دینی توده‌های مردم از پایگاه قدرتی کاملاً مستقل از دربار برخوردار بودند و پادشاهان را مقید می‌کردند تا از هواخواهی‌های ایلی، ستمگری‌ها و رفتارهای خلاف شریعت دست بردارند و از موازین فقه سیاسی تشیع پیروی کنند. در واقع، حضور علمای قدرتمند سدی در برابر اختیارات نامحدود و استبداد شاهان ایجاد می‌کرد.
به همین جهت، پادشاهانی مانند شاه اسماعیل دوم و حتی شاه عباس اول، نگران گسترش نفوذ اجتماعی فقها و تشکیل قطب قدرتی موازی با دربار بودند؛ چراکه علما هیچ‌گاه حق الهی یا ذاتی برای پادشاهی قائل نبودند و تنها تا زمانی با دربار مدارا می‌کردند که پادشاه در مسیر منافع مذهب و جامعه مسلمین قدم بردارد. پادشاهان برای رهایی از نظارت‌های شرعی، تثبیت حاکمیت مطلقه خود و بازگشت به سنت‌های دل‌بخواهیِ درباری و ایلی، همواره تلاش می‌کردند اختیارات علما (نظیر نهاد شیخ‌الاسلامی) را محدود سازند.

جواب اندیشه و تحقیق صفحه ۳۴ جریان شناسی دوازدهم معارف

۱. چرا علمای شیعه حضور در دربار صفویه را پذیرفتند؟
جواب: پذیرش همکاری با پادشاهان صفوی از سوی فقیهان بزرگی چون محقق کرکی، شیخ بهایی و علامه مجلسی، به معنای تأیید ماهیت استبدادی دربار نبود، بلکه بر اساس منطق «فقه سیاسی تشیع» و با اهداف راهبردی مشخصی صورت گرفت:
۱. صیانت از کیان تشیع و ترویج معارف اهل‌بیت(ع): پس از قرن‌ها انزوا و تقیه شیعیان در برابر حکومت‌های اهل سنت، تشکیل یک حکومت رسمی شیعی فرصتی بی‌نظیر برای نشر عقاید، تأسیس حوزه‌های علمیه، تألیف کتاب‌های جامع دینی و نجات جامعه از انحرافات صوفیانه فراهم کرد.
۲. اداره امور حسبیه و ساماندهی احکام شرعی: علما با پذیرش مناصبی مانند «شیخ‌الاسلامی»، موقوفات، قضاوت، امور مالیاتی شرعی، مساجد و مدارس را مستقیماً تحت نظارت فقهی قرار دادند تا حقوق مردم و احکام اسلام تا حد امکان در جامعه پیاده شود.
۳. مهار استبداد پادشاهان و کاستن از ظلم: حضور فعال علما در کنار کانون‌های تصمیم‌گیری باعث شد شاهان صفوی نتوانند به شیوه‌های خودسرانه و قبیله‌ای گذشته حکمرانی کنند؛ بدین ترتیب نفوذ معنوی فقها مرزهای استبداد را محدود کرده و مانع از ظلم‌های سنگین علیه توده‌های مردم می‌شد.

۲. در خصوص تفاوت عملکرد سیاسی ـ اجتماعی علمای اصولی و اخباری در دورهٔ صفویه تحقیق کنید.
جواب: جریان «اخباری‌گری» (با پیشگامی محمدامین استرآبادی) و جریان «اصولی/اجتهادی» دو رویکرد متفاوت در مواجهه با عقل، فقه و مسائل جامعه داشتند که آثار آن در حوزه‌های سیاسی و اجتماعی به شرح زیر نمایان شد:
۱. در حوزه اجتهاد و مواجهه با مسائل نوپدید (مستحدثه):
علمای اخباری: تنها منبع معتبر شناخت احکام را احادیث و ظواهر روایات می‌دانستند و عقل و اصول فقه را انکار می‌کردند. این نگرش باعث می‌شد فقه در برابر مسائل جدید سیاسی و اجتماعی انفعالی عمل کند و فاقد انعطاف لازم برای هدایت ساختارهای نوین باشد.
علمای اصولی: اجتهاد زنده و استفاده از روش‌های برهانی و عقلانی در استنباط احکام را ضروری می‌دانستند. این رویکرد به فقها پویایی می‌بخشید تا بتوانند در هر زمان متناسب با مقتضیات جامعه، برای امور جدید سیاسی و حکومتی راه‌حل‌های فقهی ارائه کنند.
۲. در حوزه ولایت فقیه و ورود به مناصب سیاسی:
علمای اصولی (مانند محقق کرکی): با تکیه بر «نیابت عامه فقیه از سوی امام معصوم(ع)»، حوزه اختیارات شرعی فقیه را گسترده می‌دانستند. بر همین اساس، محقق کرکی توانست مشروعیت تصدی امور را به دست گرفته و شاه طهماسب را در جایگاه مجری و نایب سیاسی خود برای تحقق احکام شریعت قرار دهد؛ امری که سنگ‌بنای شکل‌گیری مرجعیت سیاسی و اجتماعی شیعه در قرون بعدی شد.
علمای اخباری: تقلید را صرفاً محدود به کلام معصوم دانسته و اختیارات فقیه جامع‌الشرایط را بسیار محدود می‌دیدند؛ از این‌رو انگیزه کمتری برای پذیرش مسئولیت‌های کلان اجتماعی یا ورود به معادلات قدرت داشتند.

⚠️ دانش آموز عزیز به این نکته نیز توجه داشته باشید که مطالب درسی قرار گرفته شده در این صفحه فقط جنبه کمک آموزشی دارد لذا قبل از استفاده کردن از آن ها حتما خودتان نیز به سوالات پاسخ دهید تا مفهوم درس را به خوبی متوجه شوید.

پاسخ درس قبلی: جواب درس سوم جریان شناسی دوازدهم معارف

🔔 در این نوشته سوالات درس چهار جریان‌شناسی اندیشه‌های معاصر ایران پایه دوازدهم رشته علوم و معارف اسلامی را مرور کردیم، اگر سوالی دارید از قسمت نظرات بپرسید. همچنین جهت مشاهده گام به گام سایر بخش‌ها شماره صفحه آن را به همراه عبارت «ماگرتا» در گوگل جست و جو کنید.

طهرانی

بنیانگذار مجله اینترنتی ماگرتا و متخصص سئو ، کارشناس تولید محتوا ، هم‌چنین ۱۰ سال تجربه سئو ، تحلیل و آنالیز سایت ها را دارم و رشته من فناوری اطلاعات (IT) است . حدود ۵ سال است که بازاریابی دیجیتال را شروع کردم. هدف من بالا بردن سرانه مطالعه کشور است و اون هدف الان ماگرتا ست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پنج × دو =