یکی از سختترین مراحل هر جدایی، اون لحظهایه که میفهمی باید با آدمی که روزی نزدیکترین فرد زندگیت بوده، مثل یه غریبه رفتار کنی! آهنگ strangers از خواننده احساسی ما، Alexander Stewart (الکساندر استوارت)، دقیقاً به همین نقطه تاریک و گیجکننده میپردازه. این قطعه از آلبوم bleeding heart، داستان کسیه که هنوز نتونسته رفتن عشقش رو هضم کنه و درِ قلبش رو برای برگشتن اون باز گذاشته.
اگر به دنبال متن انگلیسی و ترجمه فارسی آهنگ «strangers» به معنای «غریبهها» از «Alexander Stewart» (الکساندر استوارت) هستید، در این بخش از موزیک ماگرتا همراه ما باشید. در ادامه میتوانید متن کامل این قطعه را همراه با ترجمه فارسی آن بخوانید و با صدای احساسی و سبک پاپ دلنشین این هنرمند بیشتر ارتباط برقرار کنید.

متن موزیک پیشنهادی:
اطلاعات موزیک
🎤 خواننده: الکساندر استوارت (Alexander Stewart)
💿 نام آلبوم: قلب خونین (bleeding heart)
🎵 عنوان آهنگ: غریبهها (strangers)
🗓️ تاریخ انتشار: ۱۰ می ۲۰۲۴ میلادی
🎼 سبک: پاپ احساسی
متن و معنی اهنگ strangers از الکساندر استوارت
[Verse 1]
Got so used to calling you “baby”
آنقدر به «عزیزم» صدا کردنت عادت کرده بودم
Calling you by name don’t feel right
که حالا با اسم صدا کردنت اصلا به دلم نمیشینه
Got so used to thinking we’d make it
آنقدر به این فکر عادت کرده بودم که بالاخره با هم درستش میکنیم
The thought of you with him makes me cry
که فکر اینکه با اون یکی هستی اشکم رو درمیاره
All the nights out with you on the Westside
تمام شبهایی که با هم توی سمت غربی شهر بیرون بودیم
Photographs, yeah you always got the best side
عکسها، آره، تو همیشه توی عکسها بهترین زاویهات رو داشتی
Empty space on my bed on the left side
جای خالی روی تختم توی سمت چپ
I’m going out my mind
دارم عقل و هوشم رو از دست میدم
[Chorus]
Don’t know how to be strangers
نمیدونم چطور باید غریبه باشیم
Don’t know how to hate you
نمیدونم چطور ازت متنفر باشم
‘Cause part of you still has a part of me
چون بخشی از وجود تو هنوز هم بخشی از من رو مال خودش کرده
So I’ll leave the door open
پس در رو باز میذارم
If you ever wanna walk back in
اگه یه روزی خواستی برگردی تو
And fall right back to us so easily
و دوباره اینقدر راحت به آغوش ما برگردی
Don’t know how to be strangers (Woah-oh)
نمیدونم چطور غریبه بشیم (وا-اوه)
How to be strangers (Woah-oh)
چطور غریبه باشیم (وا-اوه)
[Verse 2]
I say don’t wanna know what you’re doing (What you do, what you do, what you doing)
میگم دلم نمیخواد بدونم داری چه گُهی میخوری (چکار میکنی، چکار میکنی…)
But I’m out here asking all of our friends
اما اینجا افتادم به جانِ بچهها و دارم از تمام دوستهامون میپرسم
Wherе you been where you go on the weekеnd?
آخر هفته کجا بودی، کجاها رفتی؟
Are you thinking of me when you sleeping?
وقتی میخوابی، به من فکر میکنی؟
In his sheets does it have any meaning?
توی بغلِ اون، این کارها اصلاً برات معنیای داره؟
I’m going out my mind
دارم دیوونه میشم
[Chorus]
Don’t know how to be strangers
بلد نیستم باهات غریبه باشم
Don’t know how to hate you
راه و رسمِ کینه به دل گرفتن رو بلد نیستم
‘Cause part of you still has a part of me
چون تکهای از وجودم هنوز اسیرِ توئه
So I’ll leave the door open
برای همین درِ خونم بهوت بازه
If you ever wanna walk back in
اگه هوس کردی دوباره برگردی داخل
And fall right back to us so easily
و مثل آب خوردن به همون روزای خوبمون برگردیم
Don’t know how to be strangers (Woah-oh)
نمیدونم چطور باید باهات غریبه باشم (وا-اوه)
How to be strangers (Woah-oh, oh)
چطور غریبه بشیم (وا-اوه، اوه)
Strangers (Woah-oh)
غریبهها (وا-اوه)
I don’t know how to be strangers (Woah-oh)
اصلاً بلد نیستم غریبه باشم (وا-اوه)
[Outro]
Don’t know how to be strangers
سختمه باهات غریبه بشم
Don’t know how to hate you
نمیتونم ازت نفرت به دل بگیرم
‘Cause part of you still has a part of me
چون یه تیکه از وجودت هنوز تو وجودِ منه
حس و حال این ترانه چطوریه؟ 🎧
گوش دادن به این قطعه چه احساساتی رو در درون ما بیدار میکنه و چه فضایی رو برامون میسازه؟
🌧️ فضایی پر از دلتنگی، استیصال و ناتوانی در پذیرش پایان رابطه
🛏️ تداعیکننده حسِ زل زدن به جای خالیِ یه نفر روی تخت و مرور خاطرات
🎶 ترکیب ملودیهای ملایم با صدایی که از شدت بغض، به دنبال راهی برای برگشتنه
✨ حسِ سردرگمی؛ وقتی حتی صدا زدن اسم کوچیک اون آدم هم برات غریب و عجیبه
تفسیر و مفهوم ترانه (گپ خودمونی) 💬
حالا وقتشه که لایههای پنهان متن این ترانه رو باز کنیم و ببینیم پشت این کلمات پر از دلتنگی چه داستانی روایت میشه.
داستان این آهنگ درباره گیر افتادن تو برزخِ بعد از جداییه. الکساندر تو شروع آهنگ میگه اونقدر عادت کرده بوده بهش بگه «عزیزم»، که الان صدا زدنش با اسم کوچیک اصلاً حس درستی بهش نمیده! 🥀 اون از جای خالی عشقش سمت چپ تخت میگه و اینکه چطور فکر کردن به بودن اون آدم با یه نفر دیگه، دیوونهاش میکنه.
اوج استیصال آهنگ تو ترجیعبند و بخش دوم مشخص میشه. 🛑 الکساندر اعتراف میکنه با اینکه وانمود میکنه نمیخواد بدونه عشقش کجاست، اما مدام از دوستاشون آمارش رو میگیره! اون با یه حسرت عمیق میگه: «من بلد نیستم چطور باهات غریبه باشم یا ازت متنفر بشم»، چون هنوز بخشی از وجودش پیش اون آدم جا مونده.
پیام اصلی قطعه اینه که تبدیل کردن نزدیکترین آدم زندگیت به یه غریبه، گاهی از توان قلب انسان خارجه و آدم ترجیح میده همیشه در رو برای برگشتنش باز بذاره. 🤍
متن موزیک پیشنهادی:
حالا نوبت شماست! 👇
آیا شما هم تا حالا تو زندگیتون به نقطهای رسیدید که حس کنید اصلاً بلد نیستید با کسی که روزی عاشقش بودید، مثل یه غریبه رفتار کنید؟ 🚪 به نظرتون چرا پاک کردن خاطرات و قطع کردن تمام امیدها برای برگشتن یه نفر، انقدر دردناک و سخته؟ دیدگاهها و حسوحالتون رو تو بخش نظرات پایین همین نوشته ثبت کنید تا با هم گفتگو کنیم. منتظر پیامهای گرم شما هستیم! 💌


























