سبک زندگی

ترجمه درس ۴ عربی نهم 🧐 الدرس الرّابع اَلصَّبْرُ مِفتاحُ الْفَرَجِ

معنی متن درس 4 صفحه 51 و 52 عربی نهم ؛ ترجمه درس چهارم عربی نهم متوسطه به همراه کلمات سخت درس اَلصَّبْرُ مِفتاحُ الْفَرَجِ

ترجمه متن درس چهارم (۴) «اَلصَّبْرُ مِفتاحُ الْفَرَجِ» صفحه ۵۱ و ۵۲ کتاب عربی پایه نهم را به همراه معنی کلمات سخت و مهم آن را در ادامه در بخش آموزش و پرورش ماگرتا برای شما دانش آموز عزیز فراهم کرده ایم.

ترجمه درس بعدی: ترجمه درس پنجم عربی نهم

ترجمه درس چهارم عربی نهم
ترجمه درس چهارم عربی نهم

ترجمه متن درس چهارم عربی نهم به فارسی

اَلصَّبْرُ مِفتاحُ الْفَرَجِ
ترجمه: صبر کلید گشایش است.

وَقَعَتْ هٰذِہِ الْحِکایَةُ قَبْلَ سَنَواتٍ بَعیدَةٍ فی أَحَدِ الْبِلادِ.
ترجمه: این داستان سال ها پیش در کشوری اتفاق افتاده است.

ذَهَبَ اثْناعَشَرَ طالِباً مِنْ طُلّابِ الْجامِعَةِ مَعَ أُستاذِهِم إلَی سَفْرَةٍ عِلْمیَّةٍ لِتَهیِئَةِ أَبْحاثٍ عَنِ الْأَسْماکِ؛
ترجمه: دوازده دانشجوی دانشگاه با استاد خود به یک سفر علمی رفتند تا در مورد ماهی ها تحقیق کنند.

کانَتْ میاهُ الْبَحرِ هادِئَةً؛ فَجأَةً ظَهَرَ سَحابٌ فِی السَّماءِ؛ ثُمَّ عَصَفَتْ ریاحٌ شَدیدَةٌ وَ صارَ الْبَحرُ مَوّاجاً.
ترجمه: آب های دریا آرام بود، ناگهان ابری در آسمان ظاهر شد، باد شدیدی وزید و دریا مواج شد.

فَأَصابَتْ سَفینَتُهُم صَخْرَةً؛ فَخافوا؛ السَّفینَةُ انْکَسَرَتْ قَلیلاً وَلکِنَّها ما غَرِقَتْ؛ عِندَما وَصَلوا إِلَی جَزیرَةٍ مَجهولَةٍ، فَرِحوا کَثیراً وَ شَکَروا رَبَّهُم وَ نَزَلوا فیها؛
ترجمه: بنابراین کشتی آن ها به صخره ای برخورد کرد؛ آن ها ترسیدند؛ کشتی کمی ترک برداشت ولی غرق نشد. هنگامی که به جزیره ای ناشناخته رسیدند، بسیار خوشحال شدند و پروردگار خود را شکر کردند و در آنجا پیاده شدند.

مَضَی یَومانِ؛ فَما وَجَدوا أَحَداً فِی الْجَزیرَةِ و ما جاءَ أَحَدٌ لِنَجاتِهِم؛ قالَ لَهُمُ الْسُتاذُ:
ترجمه: دو روز گذشت و آن ها کسی را در جزیره پیدا نکردند و کسی برای نجات آنها نیامد. معلم به آن ها گفت:

«یا شَبابُ، عَلَیکُم بِالْمُحاوَلَةِ. اِسْمَعوا کَلامی وَ اعْمَلوا بِهِ کَأَنَّهُ ما حَدَثَ شَیءٌ. عَلَیْکُم بِمُواصَلَةِ أَبْحاثِکُم.»
ترجمه: ای جوان ها، شما باید تلاش کنید، به حرف من گوش کنید و به آن عمل کنید؛ «انگار هیچ اتفاقی نیفتاده، باید به تحقیق خود ادامه دهید».

ثُمَّ قَسَّمَهُم إلَی أَربَعَةِ أَفْرِقَةٍ وَ قالَ لِلْفَریقِ الْأَوَّلِ: «یا طُلّابُ، اِبْحَثوا عَنْ صَیْدٍ وَ اجْمَعوا الْحَطَبَ.»
ترجمه: سپس آن ها را به چهار گروه تقسیم کرد و به گروه اول گفت: «ای دانشجویان، به دنبال شکار باشید و هیزم جمع کنید.»

وَ قالَ لِلْفَریقِ الثّانی: «یا طالِبانِ، اِجْلِبا بَعْضَ الْأَشیاءِ الضَّروریَّةِ مِنَ السَّفینَةِ.»
ترجمه: و به گروه دوم گفت: دو دانشجو (پسر)، برخی چیزهای ضروری را از کشتی بیاورید.

وَ قالَ لِلْفَریقِ الثّالِثِ: «یا طالِباتُ، اُطْبُخْنَ طَعاماً.»
ترجمه: و به گروه سوم گفت: «ای دانشجویان (دختر) برای ما غذایی بپزید.»

وَ قالَ لِلْفَریقِ الرّابِعِ: «یا طالِبَتانِ، اِبْحَثا عَنْ مَوادَّ غِذائیَّةٍ.»
ترجمه: و به گروه چهارم گفت: «شما دو دانشجوی دختر، به دنبال مواد غذا باشید.»

ثُمَّ قالَ لِلْجَمیعِ: ﴿اِصْبرِوا إِنَّ اللهَ مَعَ الصّابِرینَ﴾ مَضَی أُسْبوعٌ. فی یوَمٍ مِنَ الْأَیّامِ نَزَلَ مَطَرٌ شَدیدٌ وَ أَصابَتْ صاعِقَةٌ سَفینَتَهُم فَاحْتَرَقَت.
ترجمه: سپس به همه گفت: «صبر کنید که خدا با صابران است.» یک هفته گذشت. یک روز باران شدیدی بارید و صاعقه به کشتی آنها برخورد کرد و کشتی سوخت.

قالَ الطُّلّابُ: «لا رَجاءَ لِنَجاتِنا». فَقَرَأَ الْأُستاذُ هذِەِ الْآیةَ ﴿یا أَیُّهَا الّذینََ آمَنوا اصْبِروا﴾.
ترجمه: دانشجویان گفتند: «امیدی به نجات ما نیست. پس استاد این آیه را تلاوت فرمود: «ای کسانی که ایمان آوردید صبر پیشه کنید.»

حَزِنَ الطُّلّابُ وَ قالوا: «فَقَدْنا سَفینَتَنا.»
ترجمه: دانشجویان ناراحت شدند و گفتند: «کشتیمان را از دست دادیم.»

وَ بَعْدَ أَداءِ الصَّلاةِ وَ الدُّعاءِ صَرَخَ أَحَدُهُم بَغْتَةً: «اُنظُروا یا زُمَلائی. اُنظُرْنَ یا زَمیلاتی. تِلْکَ سَفینَةٌ حَربیةٌَّ تَقتَرِبُ مِنّا.»
ترجمه: و بعد از نماز و دعا ناگهان یکی از آنها فریاد زد: “ای همکلاسی های من (پسر) نگاه کنید. ای همکلاسی های (دختر) من نگاه کنید «آن کشتی جنگی به ما نزدیک می شود.»

السَّفینَةُ الْحَربیَّةُ اقتَرَبَتْ مِنْهُم وَ نَزَلَ مِنها جُنودٌ. فَرِحَ الطُّلّابُ وَ سَأَلوا الْجُنودَ:
ترجمه: کشتی جنگی به آن ها نزدیک شد و سربازان از کشتی پیاده شدند. دانش آموزان خوشحال شدند و از سربازان پرسیدند:

«کَیفَ وَجَدْتُم مَکانَنا؟»
ترجمه: «چگونه جای ما را پیدا کردید؟»

أَجابَ الْجُنودُ: «رَأَیْنا دُخاناً مِنْ بَعیدٍ. فَأَتَیْنا وَ شاهَدْناکُم.»
ترجمه: سربازان جواب دادند: «دودی را از دور دیدیم. پس آمدیم و شما را مشاهده کردیم.»

ترجمه درس قبلی: ترجمه درس سوم عربی نهم
پاسخ تمرینات درس: جواب تمرین های درس چهارم عربی نهم

🔔 در این نوشته ترجمه درس ۴ عربی نهم؛ اَلصَّبْرُ مِفتاحُ الْفَرَجِ را مرور کردیم، اگر سوالی دارید از قسمت نظرات بپرسید. همچنین جهت مشاهده گام به گام سایر بخش های کتاب عربی شماره صفحه آن را به همراه عبارت ماگرتا در گوگل جست و جو کنید.

طهرانی

بنیانگذار مجله اینترنتی ماگرتا و متخصص سئو ، کارشناس تولید محتوا ، هم‌چنین ۱۰ سال تجربه سئو ، تحلیل و آنالیز سایت ها را دارم و رشته من فناوری اطلاعات (IT) است . حدود ۵ سال است که بازاریابی دیجیتال را شروع کردم. هدف من بالا بردن سرانه مطالعه کشور است و اون هدف الان ماگرتا ست.

‫۱۱ دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک × 3 =