بیوگرافی عادل فردوسی پور: مسیر شهرت از گزارشگری تا اجرای برنامه نود و ۳۶۰
زندگینامه کامل عادل فردوسیپور؛ از علاقهمندیهای کودکی تا مجریگری و محبوبیت در برنامه نود
عادل فردوسیپور برای چند نسل از ایرانیها فقط یک گزارشگر یا مجری تلویزیونی نیست؛ او مترجم، روزنامهنگار، تهیهکننده، مدرس دانشگاه و به تعبیری «صدای جمعی» هیجان فوتبال در ایران است. پدیدۀ «نود» را خلق کرد، در گزارشگری استانداردهای تازهای وارد رسانه ملی نمود، ترجمههایی پرفروش عرضه کرد و پس از توقف فعالیتهای تلویزیونیاش، مسیرهای جدیدی در فضای دیجیتال گشود.
محبوبیت کمنظیر، نگاه تحلیلی، وسواس بر دقت و زبان صریح و البته فراز و فرودهایی که با چالشهای نهادی گره خورده زندگی حرفهای او را به موضوعی جذاب برای بررسی عمیق بدل میکند. در این مقاله از بخش زندگینامه ماگرتا، با اتکا بر دادههای مستند، ضمن روایت زندگی شخصی و حرفهای فردوسیپور، نقش او در تغییر سلیقۀ مخاطب، ارتقای زبان تحلیل فوتبال و میراث فرهنگیاش را واکاوی میکنیم. ⚽️

باکس پروفایل (مشخصات فردی و حرفهای)
| عنوان | شرح |
|---|---|
| نام و نام خانوادگی | عادل فردوسیپور |
| تاریخ تولد | ۱۱ مهر ۱۳۵۳ (۳ اکتبر ۱۹۷۴) |
| زادگاه | به گفتۀ خودش یزد؛ با اصالت خانوادگی از رفسنجان |
| تحصیلات | کارشناسی و کارشناسیارشد مهندسی صنایع (دانشگاه صنعتی شریف)؛ دکتری مدیریت رسانه (دانشکدگان فارابیِ دانشگاه تهران) |
| شغلها | گزارشگر و مجری ورزشی، تهیهکننده، مترجم، روزنامهنگار، مدرس دانشگاه |
| مهمترین برنامهها | «۹۰» (مجری/تهیهکننده)، «بیستچهارده»، «فوتبال ۱۲۰»، پروژههای آنلاین و لایوهای فوتبالی |
| فعالیت دانشگاهی | مدرس «زبان تخصصی مهندسی صنایع» در دانشگاه صنعتی شریف |
| ترجمههای شاخص | «فوتبال علیه دشمن»، «هنر شفاف اندیشیدن»، «هنر خوب زندگی کردن»، «پیگیر اخبار نباشید» |
| پروژههای دیجیتال | پلتفرم و برنامۀ «فوتبال ۳۶۰» (ویدیوکست، لایوکست، گزارش اختصاصی) |
| جوایز و عناوین | تندیس «چهرۀ تلویزیونی» جشن حافظ؛ منتخب مردمی جشنواره جامجم (برای «نود»)؛ قرار گرفتن در فهرست ۲۰ چهرۀ اثرگذار ایران از نگاه یک نشریۀ بینالمللی |
| وضعیت تأهل | مجرد |
| علایق | فوتبال، ادبیات و ترجمه، آموزش و کار دانشگاهی |
کودکی و خانواده
عادل در خانوادهای فرهنگی و بهدور از هیاهوی فوتبال بزرگ شد اما از همان خردسالی، جاذبۀ بازی و صداهای ورزشگاه برایش دنیایی دیگر بود. فضای خانوادگی اگرچه فوتبالی نبود، اما نظم و انضباط و توجه به درس و مطالعه را در او نهادینه کرد؛ ویژگیای که بعدها در نحوۀ آمادهسازیاش برای برنامهها و گزارشها بهچشم میآمد.
او بخشهایی از دوران تحصیل را در مدارس نامآشنا گذراند و از همان نوجوانی نشانههای «وسواس دقت» را بروز داد: از تلفظ درست نامها تا یادداشتبرداریهای مرتب از آمار و سوابق تیمها. اینها رفتهرفته تبدیل به سرمایههای اصلیاش در ورود به دنیای رسانه شدند.
اصالت خانوادگیِ رفسنجانی و تعلق خاطرش به زیستجهان شهرهای ایران، در نگاه او به فوتبال نیز تأثیر گذاشت: روایتهای محلی، اهمیت تیمهای شهرستانی و احترام به هواداریهای «غیرمرکز-محور» بعدها در «نود» نمود روشن یافت. این ریشهها در کنار زندگی در پایتخت، به او تصویری متوازن بخشید؛ گویی میان شورِ شهرستانی و نظمِ شهری پلی زد که مخاطب گستردهای را با خود همراه کرد.

تحصیلات و علاقه به هنرِ روایت
انتخاب مهندسی صنایع در دانشگاه صنعتی شریف، تصمیمی صرفاً «آکادمیک» نبود؛ بهنوعی، سازوکارهای تحلیلی، مدلسازی و رگرسیون، بعدها در روایت فوتبالیِ فردوسیپور نقشآفرین شدند. پایاننامهٔ کارشناسیارشد او که بر پیشبینی نتایج فوتبال با تکیه بر تحلیلهای رگرسیونی استوار بود، نشان میداد که میخواهد بازی را همچون «سیستمی قابل مطالعه» بفهمد؛ نه فقط رویدادی هیجانی.
دلبستگی او به «هنر روایت» اما از مسیر زبان و ترجمه تقویت شد. ترجمهٔ مطالب ورزشی در نشریات، سپس ورود به ترجمۀ کتابهای جدی—از فوتبالنویسی تا تفکر نقاد و سبک زندگی—ذائقۀ زبانی و بیانیاش را غنی کرد. به همین دلیل، بیان او در تلویزیون «تحلیلی» اما «روان» است: جملاتی کوتاه، با یافتۀ دقیق، استعارههایی محدود و سنجیده، و پرهیز از اغراق.
در امتداد این مسیر، دکتری مدیریت رسانه، درکی سیستمی از سازمان رسانه، مخاطب، سیاستگذاری محتوا و اقتصاد توجه به او داد. حاصل، مجری/تهیهکنندهای شد که هم «هوش تحریریه» دارد، هم «چشم دوربین»، هم «رگ خواب مخاطب» و هم درک پیچیدگیهای نهادیِ رسانه را.

شروع فعالیت حرفهای
نقطۀ آغاز، روزنامهنگاری ورزشی بود؛ ورود به تحریریۀ یک روزنامۀ ورزشی در اوایل دهۀ هفتاد، تمرینی فشرده برای «شنیدن، نوشتن و ترجمه کردن» محسوب میشد. او از همان ابتدا روی فوتبال خارجی تمرکز کرد و با ترجمههای دقیق و بهروز، جای خود را در صفحات ورزشی باز کرد.
در سالهای میانی دهۀ هفتاد، در آزمونهای صداوسیما پذیرفته شد و با گزارشهای کوتاه از رشتههای کمترپرنگ آغاز کرد؛ سپس فوتبالهای چنددقیقهای، و سرانجام گزارش کامل. جهش بزرگ، جام جهانی ۱۹۹۸ بود: صدایی متفاوت، اطلاعاتِ بهروز، تلفظ درست نامها و روایت سرزنده از بازی، او را به چهرهای مطرح بدل کرد.
در همان سالها، ایدهٔ برنامهای تحلیلی و مسئلهمحور برای فوتبال ایران شکل گرفت: «نود». طرحی که از ابتدا بر شفافیت، گفتوگو، پروندهکاوی منصفانه و رجوع به سند و آمار تکیه داشت. کمکم، «نود» به مدرسهای برای روزنامهنگاری ورزشیِ تلویزیونی بدل شد.

مسیر شهرت و محبوبیت
شهرت فردوسیپور صرفاً محصول اجرا یا شوخطبعی نبود؛ او معیارهایی تازه وارد رسانه کرد: پروندههای مستند، گزارشهای میدانی، میزگردهای چالشی و نظرسنجیهای سراسری. این نظرسنجیها مشارکت میلیونی به همراه داشتند و در نوع خود «اولین تجربهٔ مشارکت جمعیِ مخاطب با تلویزیون» به مقیاس ملی بودند. وقتی مخاطب دید صدایش شنیده میشود، اعتمادش به برنامه و مجری افزایش یافت.
از سوی دیگر، «نود» بهتدریج مرجعیت فرهنگی یافت: اگر داوری اشتباه بود، تصاویر و کارشناسی داوری روی آنتن میآمد؛ اگر مدیری پاسخگو نبود، فکتها پیگیری میشد؛ اگر شایعهای میچرخید، سند میخواست. این پافشاری بر دقت و مستندات، چهرۀ فردوسیپور را به عنوان «مجری استانداردگرا» تثبیت کرد.
در کنار تلویزیون، روایتهای مستندِ ورزشی (برای مثال دربارۀ بارسلونا، لیورپول یا تورین ۱۹۹۰) و پروژههای خاص نمایش خانگی، وجه دیگری از محبوبیت او را ساخت: صدایی گرم، دانستههایی دقیق و نریشنهایی که تاریخ فوتبال را با زبان فارسی آشتی میداد.

آثار رسانهای شاخص (با نگاه تحلیلی)
«نود»؛ از برنامه تا نهاد
«نود» صرفاً یک آیتم تلویزیونی نبود؛ «رویهای» بود برای مواجهه با فوتبال. این برنامه بهواسطۀ پرسشگری ساختاریاش، از خطاهای داوری تا مدیریت باشگاهی، نظم تازهای در گفتوگوهای ورزشی ایران ایجاد کرد. بیشترین اثر «نود» نه در افشای یک خطا، که در جا انداختن «الزام پاسخگویی» بود. مخاطب یاد گرفت میتواند از مدیر و مربی سؤال کند، و مدیر یاد گرفت باید سند بیاورد.
«بیستچهارده» و استانداردسازی پوشش تورنمنتها
تیم فردوسیپور در جام جهانی ۲۰۱۴، با «بیستچهارده»، شکل تازهای از پوشش تورنمنت ارائه کرد: ترکیب استودیوهای چابک، گفتگو با ستارگان، آنالیزهای سادهفهم و تنوع آیتمها. این الگو بعدها در دیگر ویژهبرنامهها تکرار شد و بهنوعی استاندارد پوشش تورنمنتها را بالا برد.

«فوتبال ۱۲۰»؛ دریچۀ جذاب به فوتبال جهان
برنامهای که با روایتهای داستانمحور، آیتمهای نوستالژیک و موسیقی و تدوین خوشریتم، مخاطب را با میراث و لحظات «فراموششده» فوتبال جهان آشتی داد. امتیاز «۱۲۰» این بود که از هیجان روزمره فاصله میگرفت و به جای «فقط نتیجه»، «حکایتها» را میدید.
روایتهای مستند و نمایش خانگی
نریشنهای دقیق و پرکشش او برای مستندهایی دربارهٔ بارسلونا، لیورپول و تاریخچههای خاص فوتبال اروپا، کیفیت روایت مستند ورزشی به زبان فارسی را ارتقا داد. در این بخش، «وسواس تلفظ»، «ریتم گفتار» و «دادههای پسزمینه» سه ضلع کیفیت روایتهایش بودند.
زیست دیجیتال؛ لایوهای پرتماشاگر و «فوتبال ۳۶۰»
وقتی محدودیتهای تلویزیونی فراگیر شد، مسیر دیجیتال به میدان اصلی تبدیل شد: لایوهایی با رکوردهای کمسابقه، و سپس پلتفرمی چندرسانهای که ترکیب تازهای از پخش زنده، ویدیوکست، گفتوگو و گزارش اختصاصی را عرضه کرد. بدینترتیب، رابطۀ او با «نسل پلتفرم» گسسته نشد، بلکه شکل تازهای یافت.

تحلیل نقشهای ماندگار
مجری-پژوهشگر
فردوسیپور در قامت مجری، «کار پژوهشی» انجام میداد: هر آیتم با فکت، هر ادعا با ارجاع. همین عادت پژوهشی باعث شد برنامههایش—حتی وقتی هیجانی میشدند—قابلیت ارجاع و استناد پیدا کنند. او سرِ صحنه، کمتر گزارهٔ بیپشتوانه میگوید.
گزارشگرِ «اسمارت»
در گزارشگری، ویژگی او «هوشمندی در انتخاب لحظه» است: آنجا که باید سکوت کند، میکند؛ وقتی باید فریاد بزند، بهاندازه هیجان میدهد؛ و هنگام رخدادهای تاکتیکی، توضیحی کوتاه اما روشن به مخاطب ارائه میکند. در تلفظ نامها و اشاره به تاریخچهٔ تقابلها، دقتی مثالزدنی دارد.
تولیدکنندسازیِ معنا
در مقام تهیهکننده، «معنا» تولید میکند: از یک اشتباه داوری، بحثی دربارهٔ عدالت رقابت استخراج میکند؛ از یک مصاحبهٔ چالشی، گفتوگویی دربارهٔ فرهنگ باشگاهی میسازد. بهعبارت دیگر، رویداد را به مفهوم پیوند میزند.
چهرهٔ فرهنگیِ فوتبال
نقش او در ترویج «خواندن دربارهٔ فوتبال»—چه از طریق ترجمهٔ کتابها، چه معرفی متون معتبر—کماهمیت نیست. این نقش فرهنگی، فوتبال را از «مصرف صرفِ مسابقه» فراتر برد و آن را به «موضوعی برای فکرکردن» بدل کرد.

سبک اجرا و گزارشگری
زبان و لحن
لحن فردوسیپور «صریح اما نجیب» است؛ نه عامیانهٔ بیمحابا، نه رسمیِ سنگین. واژهها گزیده و کوتاهاند، استعارهها محدود و دقیق. در گزارش، بهندرت به شعار پناه میبرد و معمولاً «جملهٔ تصویرساز» میسازد: جملهای که وضعیت بازی را روشن کند.
زمانبندی هیجان
او هنر «زمانبندی» دارد: آنجا که بازی کند میشود، با داده و روایت گرم میکند؛ وقتی بازی به اوج میرسد، از توضیح اضافی میکاهد. این تعادل، گزارش را هم شنیدنی میکند و هم آموزنده.
وسواس دقت
تلفظ درست نامها، اشارهٔ بههنگام به سوابق تقابلها، اطلاع از تغییرات تاکتیکی تیمها و دقیقههای کلیدی، همگی محصول وسواس دقت است. همین وسواس، معیار تازهای برای گزارشگری بهوجود آورد.
تعاملمحوری
سبک او ذاتاً «تعاملمحور» است: از نظرسنجیهای فراگیر تا دعوت از مخالفان به گفتوگو. این رویکرد، تلویزیون یکسویه را به رسانهای مشارکتی نزدیک کرد و سطح مطالبهگری مخاطب را بالا برد. 🙂

زندگی شخصی
دربارۀ زندگی شخصی فردوسیپور اطلاعات فراوانی در دسترسِ همگانی نیست—و این انتخاب اوست. او ترجیح داده «حریم خصوصی» را حفظ کند و بهجای آن، در عرصهٔ عمومی بر کار حرفهای و دانشگاهی تمرکز داشته باشد. همین تفکیک، به ماندگاری چهرهٔ حرفهایاش کمک کرده است.
وجه شخصیتیِ «سختکوش و پیگیر» در زندگی دانشگاهیاش نیز دیده میشود: کلاسهای منظم، آمادگی دقیق و ارتباط محترمانه با دانشجویان. این تصویر، همان «معلمی» است که بسیاری از مخاطبان، در پسِ «مجری محبوب» میشناختند.
ترکیبِ علاقه به فوتبال و ادبیات، در زندگی روزمرهاش هم نمود دارد: خواندن، ترجمه کردن و پیگیری خلاقانهٔ پروژههایی که «روایت» را با «تحلیل» جمع میزنند.
حواشی و چالشها

سرنوشت «نود» و توقف پخشِ آن، یکی از جنجالیترین پروندههای رسانهای سالهای اخیر بود. اختلاف دیدگاههای حرفهای و مدیریتی، حساسیتهای بیرونی نسبت به شیوۀ برنامه، و محبوبیت کمسابقۀ مجری/تهیهکننده، همه دستبهدست هم داد تا این پرونده پیچیده شود. اثر اجتماعی «نود» آنقدر گسترده بود که واکنشهای فرهنگی و حتی سیاسی برانگیخت.
پس از این چالشها، فردوسیپور مسیر تازهای برگزید: روایت مستندها، کار روی پروژههای غیرخطی و مهاجرت به زیستجهان دیجیتال. این «بازتعریف خود»—بدون درافتادن به جنجالهای بیحاصل—الگویی از «تابآوری حرفهای» ارائه کرد.
بازگشتهای مقطعی او به گزارشگری در بسترهای نو (از لایوهای پرمخاطب تا پلتفرمهای اختصاصی)، در عین استمرار برخی محدودیتها، نشان داد سرمایهٔ اجتماعیاش حفظ شده و مخاطب همچنان صدای او را میخواهد.

جوایز و افتخارات
قرار گرفتن در فهرست چهرههای اثرگذار کشور از سوی یک نشریۀ بینالمللی، دریافت تندیس «چهرۀ تلویزیونی» در جشنهای معتبر داخلی، و کسب انتخابهای مردمی برای «نود»، نشان میدهد محبوبیت او صرفاً تلویزیونی نیست؛ «پدیدهای فرهنگی» است. افزون بر این، جامعهٔ دانشگاهی نیز در قالب تقدیرنامهها و عناوین افتخاری، نقش او را بهعنوان «دانشآموختهٔ اثرگذار» به رسمیت شناخته است.
ترجمههای پرفروش و پرمخاطب او—بهویژه آثار مربوط به تفکر نقاد و سبک زندگی—در فضای نشر ایران بازتاب گسترده داشتهاند و در برخی موارد به چاپهای متعدد رسیدهاند.

تأثیرگذاری و میراث
استانداردسازی گفتوگوی فوتبالی
میراث اصلی فردوسیپور، «نهادینهکردن گفتوگوی استاندارد» در فوتبال ایران است: گفتوگویی مستند، برابر و مسئولانه. او پذیرفت و جا انداخت که قدرت رسانه نه در جاروجنجال، که در سند و منطق است.
ارتقای سلیقۀ دیدن بازی
از طریق روایتهای مستند، آنالیزهای فهمپذیر و اشارههای تاریخی، به ارتقای «سواد فوتبالی» کمک کرد؛ مخاطب «فوتبالفهمتر» شد، از تاکتیکها حرف زد و از نوستالژی به تاریخ رسید.
پیوند رسانهٔ کلاسیک و دیجیتال
با عبور از تلویزیون و ورود حرفهای به پلتفرمها، نشان داد میتوان «سرمایهٔ اجتماعی» را بدون پشتوانۀ آنتنِ سراسری حفظ کرد؛ کافی است «کیفیت» و «اعتماد» را از دست ندهی. این پیوند، مسیرهای تازهای پیش پای نسل جوانِ رسانه گذاشته است.
ترویج خواندن
ترجمههایی که انتخاب کرد، پیام روشنی داشت: «برای بهتر دیدنِ بازی و زندگی، باید بیشتر و بهتر بخوانیم.» این پیام، در دورۀ ازدحام محتوا، خودْ کنشی فرهنگی و میراثی ماندگار است. 📚

جدول کامل آثار (برنامهها/پلتفرمها/نمایش خانگی)
توجه: در مورد یک چهرۀ رسانهای، «آثار» عمدتاً برنامهها، روایتها و پروژههای چندرسانهایاند.
| عنوان اثر | نقش | رسانه/پلتفرم | سالهای فعالیت | توضیحات |
|---|---|---|---|---|
| ۹۰ | مجری، تهیهکننده | تلویزیون (شبکه ۳) | ۱۳۷۸–۱۳۹۷ | برنامهٔ مرجع پروندهکاوی فوتبال ایران؛ نظرسنجیهای سراسری و مشارکت میلیونی |
| بیستچهارده | مجری، تهیهکننده | تلویزیون (ویژهبرنامه جامجهانی) | ۱۳۹۳ | استاندارد تازه در پوشش تورنمنتها |
| فوتبال ۱۲۰ | تهیه/نریشن | تلویزیون (شبکه ورزش) | حدود ۱۳۹۳–۱۳۹۹ | آیتمهای روایتمحور از فوتبال جهان |
| روایتهای مستند (بارسلونا از درون، وعدهٔ کلوپ، یک شب در تورین، فیلم رسمی جامجهانی ۲۰۱۸) | راوی/گوینده | نمایش خانگی/سرویسهای ویدیویی | ۱۳۹۸–۱۴۰۰ | روایت مستندهای معتبر فوتبال اروپا |
| لایوهای فوتبالی | گزارش/میزبان | اینستاگرامِ پلتفرمهای رسمی | ۱۳۹۹ | رکورد مخاطب همزمان و مجموع بازدید |
| فوتبال ۳۶۰ | مجری/سردبیر/تهیه | وبسایت، اپ و کانالهای ویدیویی | ۱۴۰۱ تا امروز | گفتوگو، لایوکست، گزارش اختصاصی و پخشهای منتخب |
| گفتوگوهای اختصاصی (ستارههای فوتبال و فرهنگ) | میزبان | فوتبال ۳۶۰ | ۱۴۰۱ تا امروز | گفتوگوهای بلند و آرشیوی با چهرهها |
ترجمهها و نشر (گزیدهٔ مهم)
| عنوان | نویسنده | نقش | ناشر/قالب | توضیح |
|---|---|---|---|---|
| فوتبال علیه دشمن | سایمون کوپر | مترجم | نشر چشمه / چاپی و صوتی | کلاسیک فوتبالنویسی با درونمایۀ اجتماعی-سیاسی |
| هنر شفاف اندیشیدن | رولف دوبلی | مترجم | نشر چشمه / چاپی و صوتی | تفکر نقاد؛ پرفروش در بازار ایران |
| هنر خوب زندگی کردن | رولف دوبلی | مترجم | نشر چشمه / چاپی و صوتی | تداوم دغدغههای فلسفۀ عملی |
| پیگیر اخبار نباشید | رولف دوبلی | مترجم | نشر چشمه / چاپی و صوتی | نقد «اعتیاد خبری» در عصر هیاهو |
| کتاب جامع فوتبال | گردآوری مرجع | مترجم | — | دانشنامهٔ مصورِ آشنایی با تاریخ و قواعد فوتبال |
سؤالات متداول
۱) چرا «نود» اینقدر اثرگذار شد؟
زیرا فراتر از نتایج هفتگی، به «مسئله» میپرداخت: داوری، مدیریت، ساختار لیگ، شفافیت و پاسخگویی. برنامه «مسئلهمحور» بود نه صرفاً «نتیجهمحور».
۲) آیا عادل فردوسیپور فقط یک مجری تلویزیونی است؟
خیر؛ او روزنامهنگار، مترجم، تهیهکننده و مدرس دانشگاه است. این چندوجهیبودن، کیفیت کارش را در هر نقش بالا برده است.
۳) چرا ترجمۀ کتابهای غیرفوتبالی در کارنامهاش مهم است؟
زیرا نشان میدهد فوتبال را پدیدهای فرهنگی/فکری میبیند. ترجمههایش ابزار ارتقای «سواد عمومی» مخاطباند.
۴) بعد از توقف «نود»، مسیر حرفهای او چه شد؟
با روایت مستندها و سپس پلتفرم «فوتبال ۳۶۰» مسیر تازهای تعریف کرد؛ مخاطبِ پلتفرمی همچنان او را دنبال میکند.
۵) سبک گزارشگری او چه تفاوتی با دیگران دارد؟
زمانبندی هیجان، دقت زبانی، دادهمحوری و پرهیز از شعار. گزارش برای او «آموزشِ موجز» است نه صرفاً شورِ لحظه.
سخن پایانی
فردوسیپور با ترکیب «تحلیل» و «روایت»، «هیجان» و «دقت»، و «رسانهٔ کلاسیک» و «پلتفرمهای نو»، از یک مجری محبوب فراتر رفت: او «نهاد» ساخت. نهادِ گفتوگوی مستند، نهادِ پاسخگویی و نهادِ احترام به مخاطب. اگر میراثی ماندگار از او بخواهیم، همین است: اینکه میتوان هم محبوب بود و هم دقیق؛ هم هیجان آفرید و هم سواد افزود.
در دورانی که محتوا از هر سو هجوم میآورد، انتخاب او برای ترجمه و ترویج خواندن، یادآوری مهمی است: کیفیت از مسیر «فکر» میگذرد. این پیام، بهویژه برای نسلی که فوتبال را فقط در شبکههای اجتماعی تجربه میکند، حیاتی است.
در نهایت، مسیر حرفهای او نشان میدهد کنشگر رسانه میتواند در برابر محدودیتها، «بازتعریف» شود: با خلق پلتفرمهای مستقل، با حفظ اعتماد مخاطب و با وفاداری به استانداردها. این همان امیدی است که مخاطب از او به یاد میسپارد. 🌟
نظر شما چیه؟
- «نود» برای شما چه تغییری در تماشای فوتبال ایجاد کرد؟
- کدامیک از ترجمههای فردوسیپور بیشترین اثر را بر نگاه شما گذاشت و چرا؟
- آیا پلتفرمهای مستقل میتوانند جای خالی برنامههای مرجع تلویزیونی را پر کنند؟
- سبک گزارشگری تحلیلی بهتر است یا روایت هیجانی؟ تجربۀ شما چیست؟


















