بیوگرافی آرمان گرشاسبی و چالشها و حواشی دوران فعالیت هنری
زندگینامه کامل آرمان گرشاسبی؛ از علاقه به موسیقی سنتی تا شهرت با گروه چارتار
آرمان گرشاسبی طی بیش از یک دهه، از صدای پیشبرندهٔ گروه چارتار به خوانندهای مستقل بدل شد که واژهٔ «تلفیق» را برای نسل تازهٔ شنوندگان ملموس و شنیدنی کرد. او در پیوند دادن ترانهٔ امروز با ریشههای آواز ایرانی، ترکیبی ساخته که در عین مردمیبودن، از سادگی و سطحینگری فاصله دارد؛ چه در «باران تویی» و «آشوبم» در قالب چارتار و چه در آلبوم مستقل «از تو گفتم» که مسیر تازهای برای او گشود.
این مقاله از بخش زندگینامه ماگرتا با نگاهی تحلیلی و جزئینگر، زندگی شخصی، روند حرفهای، نقاط عطف، جوایز و میراث هنری او را بازخوانی میکند؛ بهویژه در بزنگاههایی که اختلافنظرها و چالشها، بر آزمونِ پایداری و حرفهایگریاش صحه گذاشتند. 🎤

باکس پروفایل
| عنوان | اطلاعات |
|---|---|
| نام و نام خانوادگی | آرمان گرشاسبی |
| سال تولد | ۱۳۶۷ |
| زادگاه | روایتهای رایج: تهران یا دزفول؛ فعالیت حرفهای عمدتاً در تهران شکل گرفته است. |
| جایگاه/شهرت | خوانندهٔ گروه چارتار (از حدود ۱۳۹۰) و خوانندهٔ مستقل («از تو گفتم») |
| سبک | تلفیقِ آواز ایرانی با تنظیم و بافت مدرن (الکترونیک/پاپ) |
| آثار شاخص گروهی | آلبومهای «باران تویی»، «جاده میرقصد»، «دریا کجاست»؛ قطعات «آشوبم»، «در حسرت ماه» |
| آثار شاخص مستقل | آلبوم «از تو گفتم»؛ تکآهنگهای «شب»، «بگو به باران» |
| جوایز | از جمله جایزهٔ «باربد» جشنوارهٔ موسیقی فجر (در قالب گروهی برای «باران تویی») |
| خانواده | فرزند حمیدرضا گرشاسبی (مدیر ورزشی/مدیرعامل پیشین پرسپولیس) |
| سالهای فعالیت | از اوایل دههٔ ۱۳۹۰ تا امروز |
کودکی و خانواده
در روایت عمومی از پیشینهٔ خانوادگیِ آرمان گرشاسبی، پیوندی جالب میان هنر و مدیریت ورزشی دیده میشود: پدری از متن فوتبال حرفهای و پسری که مسیرش را در موسیقی جستوجو کرده است. این همنشینیِ دور اما آشنا، از همان ابتدا او را در معرض دو جهان متفاوت قرار داد: جهان نظم و رقابتپذیریِ ورزش حرفهای و جهان احساس و خلاقیتِ موسیقی. چنین بستری، در شکلگیری نگاه «منضبط اما احساسی» او به اجرا بیتأثیر نیست.
دربارهٔ زادگاه، اختلاف روایت وجود دارد؛ اما آنچه قطعیتر بهنظر میرسد، رشد و فعلیتیافتنِ مسیر حرفهای او در تهران است؛ جایی که شبکهٔ موسیقی مستقل و تلفیقیِ دههٔ ۱۳۹۰ رونق گرفت و به شکلگیری گروههایی مانند چارتار انجامید. قرارگرفتن در این بستر، امکان تعامل با آهنگسازان و تنظیمکنندگان همنسل را فراهم کرد و مسیر حرفهایاش را تسریع نمود.
محیط خانواده—با رویکردی اخلاقمحور و جدیت در کار—روحیهای پیگیرانه به او منتقل کرد. بعدها در مواجهه با فشارهای رسانهای، همین خصوصیت—پرهیز از شتابزدگی و تکیه بر مسیرِ «کارِ تمیز»—در رفتار رسانهای و انتخابهای هنریاش دیده شد.
در روایتهای پراکندهٔ رسانهای، اشارههایی به علاقهٔ شخصی او به فوتبال نیز آمده است؛ نشانی دیگر از همان پیوند میان ورزش و هنر در زیست او که گاه به شوخیهای خانوادگی هم کشیده میشود. این «روحیهٔ تیمی» در کار گروهیِ چارتار نیز بازتاب یافت.

تحصیلات و علاقه به هنر
گزارشِ قطعی از تحصیلات دانشگاهیِ موسیقاییِ او در دست نیست؛ اما آنچه روشن است، تمرین جدیِ آواز ایرانی در سالهای جوانی و پیگیریِ مستمرِ سلفژ و تکنیک بیان است. همین تمرینهای زیربنایی، بنیانی برای کنترل تحریرها و جملهبندیهای دقیق فراهم کرد؛ امضایی که بعدها در کار گروهی و مستقل، وجه تمایز صدایش شد.
گرشاسبی از همان آغاز به شعر فارسی و سنتِ آوازیِ ایرانی نظر داشت؛ اما سلیقهاش بهسمت بافتهای معاصر نیز کشیده میشد. این دوگانهٔ «سنت/مدرن» درکِ شنیداریِ او را بهسویی برد که بعدها در چارتار، با تنظیمهای الکترونیک و خط آوازیِ ایرانی پیوند خورد و به صدایی متمایز انجامید.
او پیش از شهرت، در حلقههای کوچکِ تمرینی با آهنگسازان و تنظیمکنندگان همنسل نشستوبرخاست داشت. همین تجربهها، «تحمل گفتوگوهای فنی» و «پذیرش نقد در استودیو» را در او تقویت کرد؛ مهارتی که در گروههای مؤلفمحور، شرط بقاست. این بسترِ یادگیریِ جمعی، بعدها در کارهای مستقل نیز بهصورت «انتخاب همکارانِ همافزا» بروز کرد؛ نمونهٔ روشنش همکاریهای تنظیمیِ دورهٔ آلبوم «از تو گفتم» است.

شروع فعالیت حرفهای
سالهای آغاز دههٔ ۱۳۹۰ نقطهٔ تأسیس چارتار است؛ گروهی چهار نفره با تقسیمکار روشن: خواننده (آرمان گرشاسبی)، ترانهسرا (احسان حائری)، آهنگساز (آرش فتحی) و تنظیمکننده (آیین احمدیفر). ایدهٔ اصلی، بازآفرینیِ حسوحال آواز ایرانی در بستری مدرن بود؛ ایدهای که در تکآهنگها و آلبوم نخست، خیلی زود با استقبال مواجه شد.
نخستین آلبوم رسمی چارتار «باران تویی» در ۱۳۹۲ منتشر شد و بهسرعت قطعاتی چون «آشوبم»، «در حسرت ماه» و خودِ «باران تویی» را به ترانههای زمزمهپذیرِ عمومی بدل کرد. این آلبوم علاوه بر جذب مخاطب، در سطح حرفهای نیز تحسین شد و جایزهٔ «باربد» جشنوارهٔ موسیقی فجر را برای گروه به همراه آورد.
کنسرتهای پیاپی در تهران و شهرهای دیگر، حضور در جشنوارهٔ موسیقی فجر و تورهای خارج از کشور، شبکهٔ مخاطبان گروه را گسترش داد. چارتار در نیمهٔ دوم دههٔ ۱۳۹۰ یکی از شناختهشدهترین نامها در جریان «تلفیقی» شد و نام آرمان گرشاسبی، بهعنوان صدای گروه، بر سر زبانها افتاد.
مسیر شهرت و محبوبیت
پس از «باران تویی»، آلبوم «جاده میرقصد» (۱۳۹۴) جایگاه چارتار را تثبیت کرد. قطعهٔ همنام آلبوم، با لحن روایی و دینامیکِ صعودیاش، به امضایی تازه در صحنهٔ تلفیقی بدل شد و بافت واژه-ملودی در آن، هم ظرفیتهای بیانِ ایرانی و هم امکانات تنظیمِ مدرن را در معرض شنیدن گذاشت. مخاطب در این قطعه «حرکت» را میشنود؛ حرکتی که با صدای گرمِ گرشاسبی جان میگیرد.
«دریا کجاست» (۱۳۹۶) امتداد این مسیر بود؛ با پرداختی که بیش از پیش بر کیفیتِ تلفیق تکیه میکرد. تا اینجا، چارتار بهعنوان یکی از گروههای شاخصِ جریانِ تلفیقی تثبیت شده بود؛ جریانی که هم در لایهٔ شنوندهٔ عام سُکنی داشت و هم در میان مخاطبان جدیتر موسیقی ایران قابلاعتنا بود.
همزمان، تکآهنگهایی مانند «ایران»، «بگو که زندهایم»، «گله کن» و «برمیگردم» نشان میدادند که گروه و خواننده، حساسیتهای اجتماعی/عاطفیِ روز را رها نکردهاند و میکوشند در مرز باریک احساس و وقار حرکت کنند؛ بدون آنکه به شعار یا سطحینگری بلغزند.

آثار هنری شاخص
باران تویی (آلبوم/قطعه)
«باران تویی» نقطهٔ تلاقیِ زیباشناسیِ شعر فارسی و بیانِ کنترلشدهٔ آوازی است. کششِ «باران» در هجاهای کشیده و پاسخِ هارمونیکِ تنظیم، فضایی حسی میسازد که نه صرفاً ترانهمحور است و نه صرفاً تکنیکمحور؛ بلکه «ترانه-اجرا»ست. جایزهٔ حرفهایِ این آلبوم، مهر تأییدی بر همین ترکیب بود.
جاده میرقصد (آلبوم/قطعه)
ریتم درونی و موتیفهای ملودیکِ پیشرونده در این قطعه، با آوازِ شفاف و میانیِ گرشاسبی پیوندی طبیعی دارند. آنجا که او جملههای کشیده را بر فرازِ آکوردهای مینیمال مینشاند، حسِ «پیشروی» را به رانهٔ موسیقایی بدل میکند؛ بهویژه در ترجیعبند که جمعبندی عاطفیِ قطعه است.
در حسرت ماه / آشوبم
در هر دو قطعه، شیوهٔ استفاده از تحریرها «اقتصادی» و هدفمند است؛ نه نمایشِ تکنیک برای تکنیک. گرشاسبی بهجای زنجیرهای از تحریرهای پرزرقوبرق، با انتخابهای حسابشده، لحظهٔ عاطفی را تقویت میکند؛ امضایی که بعدها هم در آثار مستقل ادامه یافت.
از تو گفتم (آلبوم مستقل)
آلبومِ مستقلِ او، ضمن حفظ شاکلهٔ زیباییشناسیِ پیشین، میدانِ تجربهٔ شخصیتری است: از «بوسه» و «بنشین تماشایت کنم» تا «بیقرار» و «زیبا». چینش قطعات و یکپارچگیِ صدادهی نشان میدهد خواننده میکوشد هویت خود را بیرون از برندِ گروهی نیز سامان دهد؛ آزمونی برای سنجش سرمایهٔ هنریِ شخصی.
شب / بگو به باران (تکآهنگ)
«شب» بهعنوان تکآهنگی قدیمیتر، و «بگو به باران» در آستانهٔ دورهٔ مستقل، هر دو بر کنترلِ دینامیک و بازیِ نرم با تکرار استوارند؛ قطعاتی که در اجراهای زنده نیز بهواسطهٔ قابلیت همخوانی، ارتباط مستقیم با تماشاچی برقرار میکنند. 🎵

تحلیل نقشهای ماندگار
(منظور از «نقش» در اینجا، نقش آوایی/اجراییِ او در قطعات و صحنه است)
نخست، «نقش روایتگر» در «باران تویی» و «در حسرت ماه»: در این قطعات خواننده صرفاً حاملِ ملودی نیست؛ او روایت را با «زماندهی» دقیقِ کلمات و مکثها میسازد. مکثهای کوتاه پیش از تحریر و تأخیرِ سنجیده در فرود، قطعات را از حالت ترانهٔ ساده بیرون میکشد.
دوم، «نقش محرّک ریتمیک» در «جاده میرقصد»: گرشاسبی با جملهبندیِ واکنشی نسبت به سازها، عملاً به بخشی از سازبندی بدل میشود. در ترجیعبند، وقتی خط آوازی روی ضرب تأکید میگذارد، حسِ حرکتِ جمعی در سالن شکل میگیرد—پدیدهای که در کنسرتها بهوضوح دیده میشود.
سوم، «نقش همآوای جمع» در اجراهای زنده: بسیاری از قطعات او ساختار «همخوانیپذیر» دارند. این ویژگی، نقش خواننده را از «مجریِ تکنفره» به «رهبرِ انرژیِ جمعی» ارتقا میدهد—نقشی که در تورهای داخلی و خارجی بارها تجربه شده است.

سبک اجرا و خوانندگی
در ساحتِ صدادهی، گرشاسبی به طیفِ میانی-زیرِ مردانه متمایل است و با تحریرهای کنترلشده، از افراط میپرهیزد. تحریر برای او ابزارِ معناست، نه نمایش؛ لذا اغلب در پایانِ جملهها یا نقاطِ عطفِ عاطفی میآید تا «گسستِ حسّی» بسازد و دوباره وصل کند.
در بیان، شمردهخوانی و دقتِ دیکسیون از ویژگیهای اوست. این دقت باعث میشود کلماتِ شعر در ازدحامِ بافتِ الکترونیک گم نشوند و شنونده روایت را گامبهگام دنبال کند—یکی از تفاوتهای مهم با برخی خوانندگان پاپِ پرزرقوبرق.
در شخصیتِ صحنه، «اقتصادِ حرکت» و «کنترلِ بدن» به چشم میآید؛ کمتر از ژستهای اغراقآمیز استفاده میکند و بیشتر بر «تماسِ چشمی»، «ایماهای کوچک دست» و «پاسخگویی به ساز» تکیه دارد. همین سبک، با شاکلهٔ موسیقی تلفیقی—که بیش از نمایش، بر کیفیتِ شنیدن تأکید دارد—هماهنگ است.
و در نهایت، حساسیتِ میانمتنی به شعر فارسی: انتخاب شاعر و نحوۀ نشستنِ واژهها بر ملودی، در کار او همیشه محل وسواس بوده است؛ چه در همکاریهای گروهی و چه در انتخابهای مستقل. 🌱

زندگی شخصی
پدر او، حمیدرضا گرشاسبی، از مدیران شناختهشدهٔ ورزش ایران و مدیرعامل پیشین پرسپولیس است؛ نسبتی که گهگاه بازتاب رسانهای داشته است. با اینهمه، مسیر حرفهای آرمان عمدتاً با معیارهای موسیقایی سنجیده شده و بهای اصلی را صدای او و کیفیت آثارش پرداختهاند.
علاقهٔ شخصی به فوتبال، حضورهایی در برنامههای گفتوگومحور و یادکرد از خانواده، بخشهای پراکندهٔ زندگی خصوصی او در رسانهها را شکل دادهاند؛ روایتی کمحاشیه که بر کار و اجرا تمرکز دارد.
در آیینهای صحنهای، او چندبار قطعاتی را به همراهان و نزدیکانش تقدیم کرده و بر نسبتِ عاطفیِ موسیقی و زندگی روزمره تأکید داشته است—خصلتی که در اجرای زنده نیز پیگیرانه دیده میشود.
حواشی و چالشها
نخستین چالشِ بزرگ رسانهایِ مرتبط با او، اختلافات درونی چارتار و مناقشههای حقوقی/رسانهایِ سالهای اخیر بود؛ از ادعاها دربارهٔ حقوق آثار تا پاسخهای متقابل. برخی رسانهها از «انقطاع» در تداوم گروه نوشتند و برخی، موضوع را به «ادامۀ مسیر مستقل» تقلیل دادند. بههرروی، آلبوم مستقل «از تو گفتم» و اجراهای پس از آن، مسیر تازه را تثبیت کرد.
نسبت خانوادگی با یک مدیر ورزشیِ مطرح نیز گاه به نگاههای منتقدانه دامن زده است؛ با اینحال، شواهد صحنهای و کارنامهٔ آلبوم/کنسرت نشان میدهد که «کیفیت اجرا» و «وفاداری به تمرین و گروه» عامل اصلیِ مخاطبسازیِ او بوده است.
در سطح هنری، فشارِ همیشگیِ جریان تلفیقی برای «نوآوریِ صادقانه»—نه صرفاً امتزاجِ ظاهری—چالشی است که او نیز با آن روبهروست: چگونه میتوان در چارچوبِ پاپ-ایرانی، به زبان صوتیِ تازه دست یافت، بیآنکه هویت آوازیِ ایرانی مخدوش شود؟ مسیر مستقل، پاسخهایی مقدماتی به این پرسش داده است.

جوایز و افتخارات
- جایزهٔ «باربد» جشنوارهٔ موسیقی فجر برای آلبوم «باران تویی» (در قالب گروهی).
- استقبال گسترده از آلبومهای گروه و تکآهنگهای کنسرتی که به همخوانیهای جمعی بدل شدند.
- تورها و اجراهای بینالمللی که دامنهٔ مخاطبان فرامرزی را گسترش داد و صدای فارسی را در صحنههای بیرون از ایران تثبیت کرد.
تأثیرگذاری و میراث
۱) تعریفِ تازهای از «تلفیقِ شنیدنی»
صدای گرشاسبی بههمراه تیم مؤلف، الگویی از تلفیق ساخت که نه به «تزئیناتِ شرقی» فروکاسته شد و نه به پاپِ بیریشه بدل. این الگو برای گروهها و خوانندگان بعدی، به معیار «جدی گرفتن شعر/آهنگ/تنظیم» و پرهیز از سطحینگری تبدیل شد.
۲) پل میان سالن و پلتفرم
او و چارتار نشان دادند که میتوان هم در سالنهای مملو از تماشاگر شنیده شد و هم در پلتفرمها پُرشنونده ماند؛ بیآنکه کیفیت قربانی سرعت شود. این «دوگانهٔ موفق»، سهم مهمی در تثبیت مخاطبِ موسیقی تلفیقی داشت.
۳) استقلال بهمثابهٔ آزمونِ سلیقه
آلبوم «از تو گفتم» نه فقط یک اثر، که آزمونی برای سنجش سرمایهٔ هنریِ شخصی اوست: آیا صدای او بیرون از برند گروهی نیز میتواند قصه بگوید؟ استقبال اجراها و تداوم انتشار قطعات نشان میدهد پاسخ—دستکم تا امروز—مثبت بوده است.
۴) حرفهایگری در سایهٔ حاشیه
عبور از چالشهای حقوقی/رسانهای و تمرکز بر تمرین و صحنه، تصویری از «حرفهایگری» برجا گذاشت؛ تصویری که برای نسل جوان موزیسینها الهامبخش است: کیفیت و استمرار، راهی مطمئنتر از جنجال است.

جدول کامل آثار
آلبومهای گروهی (چارتار)
| سال انتشار | عنوان آلبوم | توضیحات |
|---|---|---|
| ۱۳۹۲ | باران تویی | آلبوم نخست؛ شامل «آشوبم»، «در حسرت ماه»، «باران تویی»؛ نقطهٔ جهش گروه. |
| ۱۳۹۴ | جاده میرقصد | آلبوم دوم؛ قطعهٔ همنام آلبوم از شاخصترین آثار صحنهای گروه. |
| ۱۳۹۶ | دریا کجاست | آلبوم سوم؛ ادامهٔ زبان تلفیقی و تثبیت مخاطب عام/جدی. |
آلبوم مستقل
| سال انتشار | عنوان آلبوم | قطعات شاخص |
|---|---|---|
| ۱۴۰۲ | از تو گفتم | «بوسه»، «بنشین تماشایت کنم»، «از تو گفتم»، «شب»، «به تو سوگند»، «غزل غزل»، «بیقرار»، «زیبا»، «در هوای سحر»، «بیپروا»، «مستم از»، «کابوس»، «برمیگردم»، «زمستان»، «بگو به باران»، «ای نوای من» |
تکآهنگهای مهم (گزیده)
| سال | عنوان | توضیح |
|---|---|---|
| ۱۳۹۶ | شب | تکآهنگ مستقل؛ بازنشر و بازاجرا در سالهای بعد. |
| ۱۳۹۹–۱۴۰۰ | بگو به باران | تکآهنگ مستقل؛ از قطعاتی که در اجراهای زنده همخوانیپذیر است. |
| ۱۳۹۲–۱۳۹۸ | آشوبم، در حسرت ماه، ایران، بگو که زندهایم، گله کن، برمیگردم، شقایق… | دورهٔ گروهی؛ از پربازنشرترین قطعات کنسرتی. |
اجراها و تورهای برگزیده (گزیدهٔ زمانی)
| دوره | رویداد/شهر | نکته |
|---|---|---|
| ۱۳۹۴–۱۳۹۵ | جشنوارهٔ موسیقی فجر / تهران | حضور پرمخاطب و اجرای قطعات شاخص چارتار. |
| نیمهٔ دوم دههٔ ۲۰۱۰ | تورهای آمریکای شمالی و اروپا | نخستین تورهای برونمرزی گروه؛ جذب مخاطب فارسیزبان خارج از ایران. |
| ۱۴۰۲ به بعد | اجراهای مستقل | معرفی آثار آلبوم «از تو گفتم» و تعامل مستقیم با مخاطبان. |
سؤالات متداول
آرمان گرشاسبی متولد کجاست؟
روایتهای رایج دو گزینه را مطرح میکنند: تهران یا دزفول. مسیر حرفهای او عمدتاً در تهران شکل گرفته است.
آیا چارتار منحل شد؟
دربارهٔ آیندهٔ گروه اختلافنظرهایی مطرح شد و چالشهای حقوقی/رسانهای در سالهای اخیر خبرساز بود. در هر حال، مسیر مستقل آرمان گرشاسبی با انتشار آلبوم و اجراها ادامه یافته است.
مهمترین جایزهٔ او چیست؟
در قالب گروهی، دریافت جایزهٔ «باربد» جشنوارهٔ موسیقی فجر برای آلبوم «باران تویی» از افتخارات شاخص کارنامه بهشمار میرود.
سبک او چیست و چرا «تلفیقی» خوانده میشود؟
ترکیب ساز و تنظیم مدرن با بیان و تحریرهای ایرانی؛ آمیزهای که هم زمزمهپذیر است و هم واجد ظرافتهای تکنیکی، بیآنکه به نمایش صرفِ تکنیک فروکاسته شود.
آلبوم مستقل «از تو گفتم» چه اهمیتی دارد؟
نخستین گامِ مستقلِ اوست؛ آزمونی برای سنجش توان روایتِ شخصی بیرون از برند گروهی. استقبال اجراها نشان میدهد این مسیر مخاطب جدی خود را یافته است.
سخن پایانی
مسیر آرمان گرشاسبی در یک جمله خلاصه میشود: پایداری در کیفیت. اگر چارتار برای بسیاری از ما یادآورِ سالهایی است که «تلفیق» از شعار به موسیقیِ شنیدنی بدل شد، سهم گرشاسبی در این یادآوری، همان صدایی است که روایت میکند و «حس» را منظم بر کلمات مینشاند. 🎶
دورهٔ مستقل—با همهٔ موافقتها و مخالفتها—پیشنهادی تازه است به شنوندگان. اگر موسیقی تلفیقی همچنان زبانی زنده است، بهخاطر همین تلاشهای پیگیرانه برای بازآفرینیِ معنا در قالبهای نو است؛ تلاشی که او در «از تو گفتم» به محک گذاشته است.
چالشهای حقوقی/رسانهای، بهجای مقصد، باید «درس» باشند: درسِ شفافیت، حقوقِ مؤلف و اهمیت گفتوگو. در این قاب، آنچه میماند، همان چیزی است که روی صحنه اتفاق میافتد—تعهد به اجرا، احترام به مخاطب و دقت در جزئیات.
برای نسلی که با «باران تویی» و «جاده میرقصد» بزرگ شده، کنجکاوی دربارهٔ فصل تازهٔ این صدا طبیعی است. آیندهٔ مستقلِ آرمان گرشاسبی، اگر بر همین مسیرِ وسواس و صداقت بماند، میتواند نهفقط ادامه، که «جهتی تازه» باشد. 📀
نظر شما چیه؟
- «باران تویی» و «جاده میرقصد» را از منظر اجرا و شعر مقایسه کنید: کدام برای شما ماندگارتر است و چرا؟
- آلبوم «از تو گفتم» را نسبت به دورهٔ گروهی چگونه میبینید: نزدیکتر به سلیقهٔ پیشین یا تجربهای متفاوت؟
- در موسیقی تلفیقی امروز، همکاریِ احتمالی با کدام آهنگساز/تنظیمکننده میتواند برای صدای او الهامبخش باشد؟
- بهنظر شما، مرز میان «تلفیقِ نو» و «تکرارِ الگو» کجاست و او برای عبور از این مرز چه باید بکند؟


















