بیوگرافی رضا رویگری: نگاهی به زندگی شخصی، ازدواجها و چالشهای زندگی او
بیوگرافی رضا رویگری ؛ از خوانندگی در انقلاب تا بازی در «مختارنامه» و «کفشهای میرزا نوروز»، روایت زندگی هنرمندی چندبُعدی در سینما و موسیقی ایران.
رضا رویگری، بازیگر، خواننده و نقاش برجسته ایرانی، از چهرههایی است که با دههها فعالیت در عرصههای مختلف هنری، ردپایی ماندگار در فرهنگ و هنر ایران بر جای گذاشته است. او با حضور در فیلمها و سریالهای تاریخی و اجتماعی، و صدای ماندگارش در ترانههای انقلابی، به یکی از چهرههای چندبعدی و محبوب هنر ایران تبدیل شد.
از نقشآفرینیهای بهیادماندنی او در سریالهای مختارنامه، زیر تیغ و دلیران تنگستان گرفته تا اجرای ترانه تاریخی ایران ایران، رضا رویگری همواره هنرمندی بوده که در هنر، احساس و تعهد را در کنار هم معنا کرده است. چهره کاریزماتیک و صدای نافذش، او را به هنرمندی خاص و فراموشنشدنی بدل کرده است. در ادامه در بخش زندگینامه ماگرتا همراه ما باشید.

| نام و نام خانوادگی | رضا رویگری |
| تاریخ تولد | ۶ دی ۱۳۲۵ (۲۷ دسامبر ۱۹۴۶) |
| زادگاه | تهران، شمیران و تجریش |
| حوزه فعالیت | بازیگری در سینما، تلویزیون و تئاتر، خوانندگی و نقاشی |
| سالهای فعالیت | از حدود سال ۱۳۴۸ تا امروز (با فراز و فرود) |
| قد و مشخصات بدنی | اندام لاغر، چهره کاریزماتیک و بیان شمرده با صدای گرم |
| تحصیلات و آموزش | گذر از انجمنهای هنری، مدرسه و کارگاههای نمایشی کلاسیک |
| علاقهمندیها | علاقه جدی به نقاشی از دوران نوجوانی |
| خانواده | یک فرزند به نام کیارش رویگری (متولد دهه پنجاه) |
| وضعیت تأهل | ازدواج در جوانی و ازدواج دوم در دهه نود با حاشیهها و خبر جدایی |
| جوایز و نامزدیها | نامزد بهترین نقش مکمل برای فیلم «بوتیک» در جشن سینمای ایران، همراه با تقدیرهای متعدد تلویزیونی |
| نقشها و آثار شاخص | اجارهنشینها، عقابها، بوتیک، مختارنامه، شاهگوش، به کجا چنین شتابان، خوب بد جلف، زهرمار، شادروان |
کودکی در تجریش و رگههای اولیه هنر
روایتهای خانوادگی از کودکی رضا رویگری از کوچههای قدیمی تجریش شروع میشود؛ از مغازهها و تکایا تا مدرسهای که تئاتر مدرسهاش برای او جدیتر از یک فعالیت فوقبرنامه بود. تنها فرزند خانواده بودن، ترکیبی از توجه و انتظار را به همراه داشت. گفتهاند پدرش مردی منظم و خوشپوش بود و دوست داشت پسرش مسیر مذهبی را ادامه دهد.
رضا نوجوان، مدتی دروس مقدماتی حوزوی را نزد روحانیان محله فرا گرفت، اما ذوق نقاشی و فضای تمرینهای تئاتر کمکم مسیر را عوض کرد. اولین بار روی صحنه مدرسه در اجرای یک نمایش عاشقانه نقش گرفت و همانجا فهمید که از تماشای تماشاگر انرژی میگیرد. علاقه به پرواز و آزمونهای خلبانی که به نتیجه نرسید، نقطه عطف دیگری بود؛ انگار صحنه قرار بود باند پرواز او باشد.

آغاز حرفهای در تئاتر و ورود به سینما
پای ثابت انجمنهای نمایشی شد و بعد از چند اجرای دانشآموزی، به کارگاههای حرفهای راه یافت. تئاتر برای او فقط تمرین گفتن دیالوگ نبود؛ آموزش انضباط و احترام به متن بود. همین ویژگیها بعدتر در قاب کوچک و بزرگ به کارش آمد.
نخستین تجربههای سینماییاش در فضای پرشور دهه شصت شکل گرفت؛ وقتی ملودرامهای شهری و فیلمهای حادثهای مخاطب زیادی داشتند. بازی در «عقابها» نامش را به سالنهای شلوغ کشاند و «اجارهنشینها» او را به عنوان چهرهای آشنا به خاطره جمعی سپرد. از همان سالها معلوم بود که میتواند هم نقشهای جدی را نگه دارد و هم در کارهای طنز حضوری شیرین داشته باشد.

تلویزیون؛ خانه دوم یک چهره مردمی
برای نسلی از مخاطبان تلویزیون، نام رضا رویگری با برنامههای کودکی و نوجوانی هم گره خورده است؛ «محله برو بیا» و «محله بهداشت» دو عنوان محبوب از دهه شصت بودند که چهره او را وارد خانهها کردند. با گسترش سریالهای قصهگو در دهه هفتاد، حضورش پررنگتر شد.
در «به کجا چنین شتابان» نقش فریدون احتشام را بازی کرد؛ شخصیتی با دوگانه عقل و جاهطلبی که بهمرور به آینهای از اخلاق و بیاخلاقی شهری بدل شد.
این نقش برای بسیاری به استاندارد بازی کنترلشده رویگری تبدیل شد. در دهه هشتاد هم با «مختارنامه» به چهرهای تاریخی تبدیل شد؛ نقش کیسان ابوعمره، ترکیبی از وقار و صلابت بود که اجرای آن نیاز به اقتصاد حرکت و لحن میخواست؛ همان چیزی که از تئاتر آموخته بود.

جهش سینمایی با بوتیک و نقشهای مکمل اثرگذار
اگر بخواهیم نقطه اوج سینماییاش را نام ببریم، «بوتیک» انتخاب روشنی است. در این فیلم، نقش مکملی را ایفا کرد که بهسختی از ذهن مخاطب بیرون میرود؛ مردی زخمی از زندگی که نه قهرمان است و نه ضدقهرمان، اما هر صحنه را واقعی میکند.
نامزدی جایزه برای این نقش، بیشتر از آنکه یک عنوان باشد، سندی بود برای نشان دادن ظرفیتهای او بیرون از محبوبیت تلویزیونی. بعدها در آثار متنوعی حضور یافت؛ از طنز موقعیت در «خوب بد جلف» تا نقشهای تلختر در «زهرمار» و «شادروان» و کارهای دیگری که هر کدام بخش دیگری از طیف بازیگریاش را نشان میدادند.

صدایی که به یک دوره تاریخی پیوند خورد
رضا رویگری فقط بازیگر نیست. صدای او برای نسلهای قدیمیتر، یادآور سرود «ایران ایران» است؛ سرودی که در تغییرات بزرگ اجتماعی ضبط و پخش شد و با او ماندگار شد. بعدتر چند آلبوم موسیقی منتشر کرد؛ «کازابلانکا» و مجموعههایی از ترانههای عاشقانه با صدایی که میان پاپ و موسیقی نمایشی حرکت میکرد.
حتی وقتی مشغله بازیگری بیشتر شد، صدایش در تیتراژها و اجراهای مناسبتی شنیده میشد. او از آن دست خوانندههاییست که کلمه را با تئاتر ادا میکند؛ برای همین واژهها در دهانش جان میگیرند.

نقاشی؛ خلوت یک هنرمند
در کنار صحنه و صدا، یک خلوت همیشگی دارد: نقاشی. سالهاست تابلو میکشد و نمایشگاههایی در ایران و خارج از کشور داشته است. خودش گفته اگر روزی امکان کار تصویری نداشته باشد، نقاشی را ادامه میدهد؛ چون تنها جایی است که میتواند بدون متن و کارگردان و ناظر بیرونی با خودش حرف بزند. پرترهها و رنگهای گرم در آثارش زیاد تکرار میشوند؛ گویی میخواهد همان گرمای صدا را روی بوم نگه دارد.
زندگی شخصی و مسیر پرخبر در سالهای اخیر
زندگی شخصی رضا رویگری در دهه نود و اوایل دهه جدید خبرساز شد. ازدواج دومش در رسانهها بازتاب فراوان پیدا کرد و اختلافها و جدایی احتمالی، سوژه گمانهزنیهای مکرر شد. در همان سالها، بیماری هم به سراغش آمد و چند بار خبر سکته و بستری شدن منتشر شد.
دورهای سخت را در آسایشگاه کهریزک گذراند که موجی از همدلی و البته پرسشهای اجتماعی درباره حمایت از هنرمندان پیشکسوت را برانگیخت.
پیگیریهای هنرمندان و نهادهای فرهنگی، سرانجام به انتقال او به خانه و فراهم شدن مراقبت پرستاری انجامید. در گفتوگوهای کوتاه تصویری که از او منتشر شد، تأکید میکرد که از نظر روحی خود را بازیگری میداند که هنوز اگر توان بدنی اجازه دهد، دوست دارد جلوی دوربین بایستد.

فراز و فرودهای سلامت
در سالهای ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ بار دیگر نامش با خبرهای سلامت گره خورد. یک بار خبر سکته و بستری شدنش منتشر شد و بار دیگر گزارشهایی درباره ترخیص و بهبود نسبی آمد.
آنچه از مجموع گزارشهای رسمی و تصاویر دیدار هنرمندان برمیآید، این است که وضعیت جسمانی او نیازمند مراقبت مستمر است، اما روحیهاش برای پیگیری درمان و حفظ ارتباط با مخاطبان خوب است. همین فراز و فرودها سبب شد بارها موجی از حمایت عمومی شکل بگیرد و امکان تازهای برای مراقبت در خانه فراهم شود.

حضور در فضای مجازی و موجهای وایرال
در سالهای اخیر، کلیپهایی از سکانسهای قدیمیاش در «مختارنامه» و سریالهای دهه هفتاد با کیفیت تازه بازنشر شد و هر بار با واکنش گسترده مخاطبان همراه بود. ویدئوهای کوتاهی که از دیدار هنرمندان با او یا از اجرای دوباره سرود قدیمی منتشر میشد، نیز وایرال میشد و انبوهی از یادداشتهای احساسی به دنبال داشت.
گاهی هم خبرهای زندگی شخصی با تیترهای تند در شبکههای زرد بازنشر میشد، اما روایتهای نزدیکان و تصاویر رسمیتر تلاش میکردند تصویر دقیقتری از حال او نشان دهند تا کرامت شخصیاش حفظ شود.

سبک بازی؛ اقتصاد حرکت و عمق صدا
بازی رضا رویگری به اقتصاد حرکت تکیه دارد. او با کمترین ژست و بیشترین قدرت بیان، صحنه را میگیرد. نگاه مستقیم، مکثهای کوتاه و لحن شمرده، امضای بازی اوست. در نقشهای تاریخی، وقار را با زبان بدن ایجاد میکند و در نقشهای شهری از رئالیسم کلامی بهره میگیرد.
ترکیب این دو باعث شده در یک نما بتواند خشونت و مهربانی را همزمان نشان دهد. کارگردانها دربارهاش گفتهاند که با متن صمیمی است و جمله را همانطور که نوشته شده اجرا میکند، اما با موسیقی جمله بازی میکند تا معنای پنهان نقش بیرون بیاید.

همکاری با کارگردانها و تنوع نقشها
او با طیف وسیعی از کارگردانها کار کرده است؛ از مسعود جعفریجوزانی و داریوش مهرجویی تا فریدون جیرانی و داود میرباقری. در تلویزیون نیز با سعید سلطانی و دیگران همکاری داشته است. این تنوع به او آموخت تا میان جهانهای روایت مختلف رفتوآمد کند؛ گاهی مردی پرشور و گاهی مردی فرسوده، گاهی صدایی طغیانگر و گاهی سکوتی که از همه بلندتر است.
آثار سینمایی
سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۹: «عقابها»، «اجارهنشینها»، «الو الو من جوجوام» و چند اثر پرمخاطب دیگر با نقشهای مکمل و حضوری خاطرهانگیز.
سال ۱۳۷۰ تا ۱۳۷۹: «مردی برای تمام فصول ایرانی» و چند درام شهری که او را در نقشهای متفاوتی نشان داد.
سال ۱۳۸۰: «بوتیک»، «جایی در میان ابرها»، «دل شکسته»، «مجنون لیلی» و تجربه نقشهای تلختر و انسانیتر.
سال ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۰: «خوب بد جلف»، «زهرمار» و حضورهای کوتاه اما اثرگذار در آثار کمدی و تلخ اجتماعی.
توضیح: این جدول بر اساس فهرست کارنامه رسمی و آرشیوهای سینمایی تنظیم شده و میتوان آن را با افزودن سال و نقش دقیقتر تکمیل کرد.

آثار تلویزیونی و سریالها
سالهای آغازین: «محله برو بیا» و «محله بهداشت» به عنوان چهرهای مردمی در قاب کوچک.
دهه هفتاد: «به کجا چنین شتابان» (نقش فریدون احتشام) و چند مجموعه خانوادگی و اجتماعی.
دهه هشتاد: «مختارنامه» در نقش کیسان ابوعمره و مجموعههای مناسبتی دیگری که نام او را تثبیت کرد.
دهه نود: نقشآفرینی در سریالهای طنز و اجتماعی و حضورهای کوتاه اما بهیادماندنی در تولیدات پربیننده.
این جدول نیز با توجه به تنوع پروژهها، در بازبینیهای بعدی به تفکیک فصل و شبکه تکمیل خواهد شد.

پروژههای موسیقایی و تیتراژها
سرود «ایران ایران» یا «اللهالله» که در آغاز انقلاب ضبط شد و به نشانی از یک دوره بدل شد.
آلبوم «کازابلانکا» در اوایل دهه نود با قطعاتی عاشقانه.
چند تکآهنگ و اجرای تیتراژ برای برنامههای تلویزیونی.
نقاشی و نمایشگاهها
نمایشهای مستقل از تابلوها در تهران و چند گالری خارج از کشور.
تمرکز بر پرتره و رنگهای گرم.
یادداشتهای کوتاه شخصی درباره نسبت رنگ و خاطره.
مواجهه با دشواریها و درسهای مسیر
صحنه و زندگی هر دو افتوخیز دارند. بیماری و ناتوانی جسمی، برای بازیگری که سالها با بدن و صدا کار کرده، یک آزمون بزرگ است. مواجهه رضا رویگری با این سالها برای بسیاری از مخاطبان الهامبخش بوده است.
او در گفتارهای کوتاه تصویری بارها گفته: تنها چیزی که میخواهد، احترام است و فرصتی برای ادامه درمان. همین درخواست ساده، موجی از همدلی ساخت که نشان داد رابطه هنرمند و مردم، چیزی فراتر از شهرت است.

روایتهایی از نگاه نزدیکان و همکاران
بسیاری از همکارانش از خوشقولی و نظم او گفتهاند؛ از اینکه سر صحنه زودتر حاضر میشود و با گریمور و دستیار صحنه همانقدر محترمانه صحبت میکند که با کارگردان. این خلقوخوی حرفهای باعث شده حتی در سالهایی که کمتر کار میکرد، همچنان به عنوان چهرهای قابل احترام در پشت صحنه شناخته شود.
چند نقش بهیادماندنی با توضیح کوتاه
کیسان ابوعمره در «مختارنامه»؛ نقشی با وقار تاریخی که به اندازه درونی بازی شد.
فریدون احتشام در «به کجا چنین شتابان»؛ شخصیتی شهری با تعارض اخلاقی که با بازی کنترلشده جان گرفت.
نقش مکمل در «بوتیک»؛ مردی زخمی و واقعی که نشانهای از ظرفیت سینمایی او بود.
سوالات متداول
رضا رویگری کجا و چه سالی به دنیا آمد؟
در شمیران تهران و در ششم دی ۱۳۲۵ برابر با ۲۷ دسامبر ۱۹۴۶.
چرا صدای او مهم است؟
به خاطر اجرای سرود «ایران ایران» که به یکی از نشانههای صوتی تاریخ معاصر ایران تبدیل شد و بعدها انتشار آلبومهایی مانند «کازابلانکا».
محبوبترین نقشهای تلویزیونی او کدام است؟
نقش کیسان ابوعمره در «مختارنامه» و فریدون احتشام در «به کجا چنین شتابان»، و حضورهای پررنگ در مجموعههای اجتماعی دهه هفتاد و هشتاد.
چه جوایزی گرفته است؟
برای نقش مکمل در «بوتیک» نامزد تندیس جشن سینمای ایران شد و تقدیرهای متعدد تلویزیونی نیز دارد.
در سالهای اخیر چه خبرهایی درباره او منتشر شد؟
گزارشهای مکرر از سکته و بستری شدن، انتقال موقت به آسایشگاه و سپس بازگشت به خانه با مراقبت پرستاری، ویدئوهای دیدار هنرمندان و بازنشر نقشها و سرودهایش در شبکههای اجتماعی.
آیا هنوز کار میکند؟
به دلیل وضعیت جسمانی، امکان حضور مستمر مقابل دوربین ندارد، اما همچنان ارتباطش با مخاطبان و هنرمندان حفظ شده و علاقهاش به نقاشی ادامه دارد.
جمعبندی
رضا رویگری برای ما فقط یک نام در تیتراژ نیست؛ صدایی است که یک دوران را روایت کرده و چهرهای که در قابهای مختلف، نقشهای انسانی ساخته است. اگر کارنامهاش را ورق بزنیم، چیزهایی دستگیرمان میشود؛ از تداوم و انضباط، از احترام به متن و مخاطب و از میل به تجربه در هنرهای مختلف.
سالهای اخیر، هرچند دشوار و پرخبر بوده، اما همین خبرها نشان دادند که در حافظه جمعی مردم جایگاه او محکم است. چه در روزهای پرشور جوانی و چه در سالهایی که باید آرامتر رفت، این هنرمند همچنان برای مخاطبانش عزیز است.
نظر شما چیه؟
رضا رویگری برای بسیاری از ما نماد هنرمندی است که از نسل طلایی سینما و تلویزیون ایران برخاسته است. شاید شما هم بازی تأثیرگذار او در نقش «کعببنزبیر» در مختارنامه یا صدای ماندگارش در ترانه ایران ایران را به یاد داشته باشید.
به نظر شما برجستهترین نقش رضا رویگری در کدام اثر بوده است؟ آیا او را بیشتر بهعنوان بازیگر دوست دارید یا خواننده؟ لطفاً دیدگاهها و خاطرات خود را در بخش کامنتها با ما به اشتراک بگذارید تا این مقاله با حضور شما زندهتر و پر احساستر شود. 🎬🎶


















