معنی درس چهاردهم خنده تو فارسی دوازدهم فارسی و نگارش دوازدهم فنی حرفه ای
گام به گام معنای کلمات و آرایه های شعر خنده تو درس 14 چهاردهم فارسی دوازدهم فارسی و نگارش دوازدهم فنی حرفه ای و کاردانش
معنی درس چهاردهم خنده تو فارسی دوازدهم فارسی و نگارش دوازدهم فنی حرفه ای ؛ در این نوشته با معنی کلمات و آرایه های ادبی درس ۱۴ چهاردهم شعر خنده تو کتاب فارسی و نگارش ۳ دوازدهم متوسطه دوم رشته های فنی حرفه ای و کاردانش آشنا می شوید. در ادامه با بخش آموزش و پرورش ماگرتا همراه ما باشید.
همچنین بخوانید: گام به گام کتاب فارسی و نگارش دوازدهم فنی حرفهای و کاردانش

معنی و ارایه های شعر خنده تو درس ۱۴ فارسی و نگارش دوازدهم فنی حرفه ای
نان را از من بگیر، اگر میخواهی،
هوا را از من بگیر، اما
خندهات را نه.
معنی: اگر میخواهی خوراک و نفس کشیدن را از من بگیر ولی خندهات را دریغ نکن.
آرایهها: نان، هوا: مجاز از نیازهای مادی و ضروری، اغراق
نان: مجاز از غذا
هوا: مجاز از تنفّس
از من بگیر: واژه آرایی، اغراق
خنده: نماد شادمانی
گل سرخ را از من مگیر
سوسنی را که میکاری…
معنی: خندهات را که به زیبایی گل سرخ است از من نگیر، خندهای که مانند گل سوسن آن را میکاری.
آرایهها: گل سرخ، سوسن: نماد عشق
تناسب
سوسن: استعاره از لبخند
از پس نبردی سخت باز میگردم
با چشمانی خسته
که دنیا را دیده است
بی هیچ دگرگونی،
معنی: پس از رویارویی با سختیها برمیگردم و با وجودی خسته که دنیا را بدون هیچ تغییری دیده است.
آرایهها: با چشمانی خسته: کنایه از رنج کشیده
که دنیا را دیده است: کنایه از باتجربه امّا خنده ات که رها می شود
چشمان: مجاز از وجود
دنیا را دیده است: کنایه از باتجربه بودن
اما خندهات که رها میشود
و پرواز کنان در آسمان مرا میجوید
تمامی درهای زندگی را
به رویم میگشاید.
معنی: اما وقتی میخندی و خندهات به سراغ من میآید، زندگی واقعی را به من نشان میدهد.
آرایهها: خنده ات پرواز کنان: استعاره مکنیه
خنده ات می جوید: جانبخشی
درهای زندگی: استعاره مکنیه
خنده ات رها میشود و پرواز میکند و مرا میجوید: تشخیص و استعاره
در گشودن: کنایه از امیدوار کردن
عشق من، خنده تو
در تاریکترین لحظهها میشکفد
و اگر دیدی، به ناگاه
خون من بر سنگفرش خیابان جاریست،
بخند؛ زیرا خنده تو
برای دستان من،
شمشیری است آخته.
معنی: معشوق من، خنده تو در غم انگیزترین لحظهها شکار میشود. و اگر ناگهان دیدی که خون من بر سنگفرش خیابان ریخته است، بخند؛ زیرا خنده تو برای دستهای من مثل شمشیری بیرون کشیده، نیروبخش است.
آرایهها: تاریک ترین لحظه ها: نماد فضای ناامیدی و خستگی
خنده تو می شکفد: استعاره مکنیه
جاری بودن خون: کنایه از کشته شدن
خون من بر سنگفرش خیابان جاری ست: کنایه از اینکه زخمی شدن یا جان سپردن
آخته: بیرون کشیده، برکشیده
شمشیر: نماد مبارزه
خنده تو شمشیری است آخته: تشبیه
خنده: آرایه تکرار
خنده تو در پاییز،
در کناره دریا
موج کف آلودهاش را
باید برفرازد
معنی: خنده تو در پاییز، در کنار دریا باید امواج آن را پر از جوش و خروش سازد.
آرایهها: موج کف آلوده: استعاره از گل خنده
خندۀ تو… باید برفرازد: جانبخشی
تناسب: کناره، دریا، موج، کف
دریا: نماد عظمت و بزرگی
برافراشتن موج کف آلوده: کنایه از دور کردن سختی ها و به شادی رسیدن
و در بهاران، عشق من!
خندهات را میخواهم
چون گلی که در انتظارش بودم،
معنی: ای معشوق من، خندهات را در هنگام بهار میخواهم، مانند گلی که منتظرش بودم.
آرایهها: چون گلی … بودم: تشبیه
خنده تو مانند گل: تشبیه
دریا و موج و کف – گل و بهاران – پاییز و بهاران: مراعات نظیر (با بخش قبلی)
گل آبی، گل سرخ کشورم که مرا میخواند.
معنی: خنده تو که در پرچم کشورم با دو گل آبی و سرخ نقش بسته است، من را صدا میزند. (وجود من با کشور معنی مییابد.)
آرایهها: گل آبی، گل سرخ کشورم که مرا می خواند: جانبخشی ، تشبیه
گل آبی و گل سرخ: نماد عشق و وطن
پیام: خنده تو مانند گل آبی و گل سرخ کشورم است که مرا صدا می زند.
بخند بر شب
بر روز، بر ماه،
بخند بر پیچاپیچ خیابانهای جزیره،
معنی: بر شب و روز و ماه بخند و بر خیابانهای پرپیچ و خم جزیره بخند.
آرایهها: بر شب، بر روز، بر ماه: مجاز به معنای همیشه و بر همه کس
شب، روز: تضاد
واژه آرایی: بر
شب و روز و ماه: مراعات نظیر
بخند: آرایه تکرار
اما آنگاه که چشم میگشایم و میبندم،
آنگاه که پاهایم میروند و باز میگردند،
معنی: ولی زمانی که زندهام و میتوانم ببینم و راه بروم،
آرایهها: می گشایم و می بندم؛ می روند و باز می گردند: تضاد
چشم و پا: مراعات نظیر
نان را، هوا را،
روشنی را، بهار را،
از من بگیر
اما خندهات را هرگز
تا چشم از دنیا نبندم.
معنی: غذا و خوراک، نفس کشیدن، نور و بهار را از من بگیر؛ اما هیچ وقت خندهات را از من دریغ نکن تا زنده بمانم.
آرایهها: چشم از دنیا بستن: کنایه از مردن
نان: مجاز از غذا
هوا: مجاز از تنفّس
نان و هوا: مجاز از زندگی
روشنی: مجاز از آگاهی
بهار: مجاز از شادابی و تازگی
خنده: مجاز از شادمانی
پا: مجاز از خودِ شاعر
معنی لغات و کلمه درس چهاردهم فارسی و نگارش دوازدهم فنی حرفه ای
آخته: بیرون کشیده، برکشیده
آسا: مانند
افلاک: آسمانها
اکتفا کردن: بسنده کردن، کافی دانستن
برفراختن: بلند کردن
بهاران: هنگام بهار
پیچاپیچ: راه پیچدرپیچ
پیمودن: طی کردن
حد: اندازه
خلقت: آفرینش
ذیحیات: دارای حیات، جاندار، زنده، زیستمند
سرحد: مرز، کرانه
سخت: دشوار
سرمنزل: منزلگاه، مقصد
غایی: منسوب به غایت، پایانی
کران: کناره، ساحل
مگر: آیا
میخواند: صدا میزند
توجه: شما دانش آموزان عزیز و کوشا می توانید برای دسترسی سریع تر و بهتر به مطالب کمک درسی کتاب فارسی و نگارش پایه دوازدهم فنی حرفه ای و کاردانش متوسطه دوم ، کلمه و عبارت « ماگرتا » را به همراه مطلب مورد نظر خود جستجو کنید.
بعدی:
قبلی: معنی گنج حکمت کلان تر و اولی تر فارسی دوازدهم فارسی و نگارش دوازدهم فنی حرفه ای
جواب کارگاه متن پژوهی درس سیزدهم فارسی و نگارش دوازدهم فنی حرفه ای
معنی کلمات و آرایه های درس سیزدهم کباب غاز فارسی و نگارش دوازدهم فنی حرفه ای
✏️ در انتها امیدواریم که مقاله معنی و آرایه های درس ۱۴ چهاردهم خنده تو کتاب فارسی و نگارش دوازدهم فنی حرفه ای و کاردانش متوسطه دوم ، برای شما دانش آموزان عزیز مفید بوده باشد. نظرات خود را در بخش دیدگاه به اشتراک بگذارید.














