معنی شعر ستایش ملکا ذکر تو گویم فارسی و نگارش دوازدهم فنی حرفه ای و کاردانش
گام به گام معنی واژگان و آرایه های ادبی شعر ستایش ملکا ذکر تو گویم حکیم سنایی غزنوی صفحه 9 کتاب ادبیات فارسی و نگارش دوازدهم فنی حرفه ای و کاردانش
معنی شعر ستایش ملکا ذکر تو گویم فارسی دوازدهم ؛ در این نوشته با معنی کلمات و آرایه های ادبی شعر ستایش ملکا ذکر تو گویم حکیم سنایی غزنوی صفحه ۹ کتاب ادبیات فارسی و نگارش دوازدهم متوسطه دوم رشته های فنی حرفه ای و کاردانش آشنا می شوید. در ادامه با بخش آموزش و پرورش ماگرتا همراه ما باشید.
همچنین بخوانید: گام به گام کتاب فارسی و نگارش دوازدهم فنی حرفهای و کاردانش

معنی و ارایه های شعر ستایش ملکا ذکر تو گویم فارسی و نگارش دوازدهم فنی حرفه ای
۱- ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدایی / نروم جز به همان ره که توأم راهنمایی
معنی: خداوندا، تو را ستایش میکنم که پاک و منزه هستی و بارالهایی. جز راهی که تو به من نشان میدهی، راه دیگری نمیروم.
لغات:
مَلِک: پادشاه، صاحب هستی (خداوند)
ذکر: یاد، ورد، ستایش
توام راه نمایی: به من راه را نشان دهی («ـَم» در توام مفعول یا متمم است: راه را به من بنمایی).
آرایهها:
ردیف و قافیه: «خدایی» و «راه نمایی» کلمات قافیه هستند.
۲- همه درگاه تو جویم همه از فضل تو پویم / همه توحید تو گویم که به توحید سزایی
معنی: تنها از درگاه تو کمک می خواهم و فقط در پی فضل بخشش تو هستم ،فقط به یگانگی و ستایش تو میپزدارم زیرا شایسته یگانگی هستی.
لغات:
پویم: پوییدن (میدوم، حرکت میکنم، جستوجو میکنم)
فضل: بخشش، احسان
سزایی: سزاوار و لایق هستی.
آرایهها:
تکرار: تکرار واژههای «همه» و «توحید».
جناس: جویم و پویم
۳- تو حکیمی تو عظیمی تو کریمی تو رحیمی / تو نماینده فضلی تو سزاوار ثنایی
معنی: خدایا تو همه ی کارهایت بر اساس حکمت است، بزرگ و بلندمرتبه ای، تو بسیار بخشنده ای و مهربانی – تو در فضل و بخشش، سرآمد دیگرانی و تنها تو لایق ستایش هستی.
لغات:
حکیم: دانا
عظیم: بزرگ
کریم: بخشنده
رحیم: بسیار مهربان
نماینده: نشاندهنده، نمایانکننده
ثنا: شکر، مدح و سپاس.
آرایهها:
تکرار: تکرار ضمیر «تو» (۶ بار).
سجع / هماهنگی آوایی: حکیمی، عظیمی، کریمی، رحیمی
۴- نتوان وصف تو گفتن که تو در فهم نگنجی / نتوان شبه تو گفتن که تو در وهم نیایی
معنی: خداوندا! زبانها در توصیف تو ناتوان هستند زیرا تو در عقل و اندیشه محدود آدمی، نمیگنجی. شبیه و نظیری هم برای تو نمیتوان یافت زیرا تو حتی در خیال و گمان ما در نمیآیی.
لغات:
وصف: صفت، ویژگی
شِبه: مثل، مانند، همتا
نگنجی: جای نمیگیری
وهم: خیال، گمان و پندار
آرایهها:
تکرار: واژهٔ «نتوان».
جناس: فهم و وهم
تلمیح: به حدیث نبوی و آموزههای توحیدی (عدم توانایی عقل و وهم بشر در ادراک کامل ذات پروردگار).
۵- همه عزّی و جلالی همه علمی و یقینی / همه نوری و سروری همه جودی و جزایی
معنی: خدایا، تو سراسر بزرگی، ارجمندی، دانایی و حقیقت هستی. تو سراسر نور و شادی هستی و بخشنده و پاداش دهنده هستی. به قدرت مطلق خداوند اشاره دارد.
لغات:
عِز: سربلندی، ارجمندی
جلال: بزرگی، شوکت
یقین: علم بدون شک، باور قلبی
سرور: شادی و نشاط
جود: بخشش و سخاوت
جزا: پاداش اعمال خیر
آرایهها:
تکرار: تکرار واژهٔ «همه» در آغاز هر بخش.
۶- همه غیبی تو بدانی، همه عیبی تو بپوشی / همه بیشی تو بکاهی، همه کمی تو فزایی
معنی: خدایا تو دانای راز هستی، عیب ها را می پوشانی و تمام کم و زیاد شدن ها (عزت ها و ذلت ها) به دست تو است.
لغات:
غیب: نهان، ناپیدا
بکاهی: کم میکنی
فزایی: میافزایی، زیاد میکنی.
آرایهها:
تضاد (طباق): «بیشی» با «کمی» / «بکاهی» با «فزایی».
جناس: غیب و عیب
تلمیح: به صفات باریتعالی: عالم الغیب (دانندهٔ نهانها)، ستار العیوب (پوشانندهٔ عیبها)، قابض و باسط (کاهنده و افزاینده).
۷- لب و دندان سنایی همه توحید تو گوید / مگر از آتش دوزخ بودش روی رهایی
معنی: سنایی از عمق وجودش تو را به یگانگی می خواند – به امید اینکه از آتش جهنم نجاتش دهی.
لغات:
مگر: به این امید که، شاید
بُوَدَش: برای او باشد («ـَش» جهش ضمیر دارد و به سنایی بازمیگردد)
رویِ رهایی: امکان، راه یا امید نجات.
آرایهها:
تخلص: آوردن نام شاعر (سنایی).
مراعات نظیر (تناسب): «لب» و «دندان» / «آتش» و «دوزخ».
کنایه: «رویِ رهایی داشتن» کنایه از امکان نجات یافتن و امید داشتن به بخشش.
معنی کلمات شعر ستایش فارسی و نگارش دوازدهم فنی حرفه ای
مَلِک: پادشاه، خداوند
ذکر: یاد کردن (در این شعر یعنی ستایش)
همه: فقط
فضل: بخشش، کَرَم
پوییدن: حرکت به سوی مقصدی برای به دست آوردن و جستوجوی چیزی، تلاش، رفتن
که: زیرا
سزا: سزاوار، شایسته، لایق
درگاه: آستان، پیشگاه
حکیم: دانا به همه چیز، دانای راست کردار
کریم: بسیار بخشنده، بخشاینده، از نام ها و صفات خداوند
رحیم: بسیار مهربان
نماینده: آنکه آشکار و هویدا میکند، نشاندهنده
فضل: بخشش، کَرَم
ثنا: ستایش، سپاس
شِبه: مانند، مِثل، همسان
وهم: پندار، تروّر، خیال
عزّ: ارجمندی، گرامی شدن، مقابل ذُلّ
جلال: بزرگواری، شکوه، از صفات خداوند که به مقام کبریایی او اشاره دارد
یقین: بی شبهه و شک بودن، امری که واضح و ثابت شده باشد
سُرور: شادی، خوشحالی
جود: بخشش، سخاوت، کَرَم
جزا: پاداش کار نیک
بکاهی: کم کنی
فزایی: افزایش دهی
مگر: امید است، شاید
توجه: شما دانش آموزان عزیز و کوشا می توانید برای دسترسی سریع تر و بهتر به مطالب کمک درسی کتاب فارسی و نگارش پایه دوازدهم فنی حرفه ای و کاردانش متوسطه دوم ، کلمه و عبارت « ماگرتا » را به همراه مطلب مورد نظر خود جستجو کنید.
بعدی:
✏️ در انتها امیدواریم که مقاله معنی و آرایه های شعر ستایش ملکا ذکر تو گویم حکیم سنایی غزنوی صفحه ۹ کتاب فارسی و نگارش دوازدهم فنی حرفه ای و کاردانش متوسطه دوم ، برای شما دانش آموزان عزیز مفید بوده باشد. نظرات خود را در بخش دیدگاه به اشتراک بگذارید.











