معنی شعر باران فارسی کلاس چهارم + معنی کلمات، هم خانواده و متضاد
معنی واژگان و کلمه های مهم و سخت و ترجمه متن شعر بخوان و حفظ کن باران صفحه 60 و 61 فارسی چهارم دبستان
معنی کلمات شعر باران فارسی کلاس چهارم ابتدایی ؛ در این مطلب از با بخش آموزش و پرورش ماگرتا معنی متن و لغات و کلمه ها، لغات هم خانواده و مخالف متضاد شعر بخوان و حفظ کن باران صفحه ۶۰ و ۶۱ کتاب فارسی پایه چهارم دبستان آشنا می شوید. در ادامه با ما همراه باشید.
قبلی: معنی شعر و کلمات درس ششم آرش کمانگیر فارسی کلاس چهارم
و
جواب درک مطلب و درست و نادرست درس ششم فارسی چهارم

فیلم آموزشی درس شعر باران فارسی چهارم
در ویدیو زیر می توانید تدریس درس شعر باران فارسی چهارم دبستان را مشاهده کنید و مشکلات خود را برطرف کنید. همچنین در ادامه مقاله نیز به این سوالات پاسخ داده شده است.
معنی شعر باران کلاس چهارم
ﺑﺎﺯ ﺑﺎﺭﺍﻥ
ﺑﺎ ﺗﺮﺍﻧﻪ
ﺑﺎ ﮔﻬﺮﻫﺎﯼ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ
میخورد ﺑﺮ ﺑﺎﻡ ﺧﺎﻧﻪ
معنی: دوباره باران با صدایی مثل ترانه و با دانههایی مثل مروارید بربام خانه میخورد.
معنی دیگر: دوباره باران با صدای شرشرش که همچون ترانه زیبا بود، میبارید. با قطرههای درخشان که همچون گوهر زیبایی بودند و بر بام خانه فرود میآمدند.
یادم آرد روز باران
گردش یک روز دیرین
خوب و شیرین
توی جنگل های گیلان
معنی: مرا به یاد روزی خوب و شیرین از گذشتهام در جنگلهای گیلان می اندازد.
معنی دیگر: با این باران، خاطرات دوران کودکیام زنده شد. در سالهای بسیار دور، یک روز خوب و به یادماندنی در خاطرم هست که به جنگلهای گیلان رفته بودم.
کودکی ده ساله بودم
شاد و خرم
نرم و نازک چست و چابک
معنی: کودکی ده ساله، شاد و بانشاط با پوستی لطیف و نازک و پاهایی سریع و چالاک بودم.
معنی دیگر: در چنین روزی من کودک ده سالهای بودم؛ سرشار از انرژی و شادی. ظریف و کوچک، اما زبر و زرنگ بودم.
با دو پای کودکانه
میدویدم همچو آهو
میپریدم از سرِ جو
دور میگشتم ز خانه
معنی: با پاهای کودکانهی خود مانند آهو از روی جویها میپریدم و از خانه دور میشدم.
معنی دیگر: با پاهای کوچک و کودکانهام بسیار سریع میدویدم دقیقا مثل دویدن پرسرعت آهو! از کنار جوی آب میپریدم و از خانهمان دور میشدم.
میشنیدم از پرنده
از لب باد وزنده
داستانهای نهانی
رازهای زندگانی
معنی: از آواز پرنده و صدای هوهوی باد قصههای پنهانی و اسرار زندگی را میشنیدم.
معنی دیگر: به آواز زیبای پرندهها گوش میدادم و به صدای باد گوش میسپردم و از آنها داستانهای پنهان و اسرار زندگی را میآموختم.
برق چون شمشیر بران
پاره میکرد ابرها را
ﺗﻨﺪﺭ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ، ﻏﺮّﺍﻥ
ﻣﺸﺖ میزد ﺍﺑﺮﻫﺎ ﺭﺍ
معنی: آذرخش (صاعقه) مانند شمشیر ابرها را پاره میکرد و ابر مثل دیونه میغرید و بر خودش مشت میزد. (میکوبید).
معنی دیگر: رعد و برق مانند شمشیر تیز و برانی بود که انگار ابرها را پاره و تکهتکه میکرد. رعد، نعرهزنان با مشت خودش به ابرها میکوبید.
جنگل از باد گریزان
چرخها میزد چو دریا
دانههای گرد باران
پهن میگشتند هر جا
معنی: جنگل بر اثر باد فراری و وزنده مانند دریایی به نظر میرسید که چرخ میزند. و دانههای گِرد باران در همه جا پخش می شدند.
معنی دیگر: جنگل و درختانش مثل اینکه از دست باد فرار میکردند، مثل امواج دریا اینطرف و آنطرف میرفتند. دانههای گرد باران همه جا پخش میشدند.
ﺳﺒﺰﻩ ﺩﺭ ﺯﯾﺮ ﺩﺭﺧﺘﺎﻥ
ﺭﻓﺘﻪ ﺭﻓﺘﻪ ﮔﺸﺖ ﺩﺭﯾﺎ
ﺗﻮﯼ ﺍﯾﻦ ﺩﺭﯾﺎﯼ ﺟﻮﺷﺎﻥ
ﺟﻨﮕﻞ ﻭﺍﺭﻭﻧﻪ ﭘﯿﺪﺍ
معنی: سبزه زار زیر درختان، از شدت باران کم کم مانند دریا پر از آب شد. داخل این دریای پر خروش، تصویر جنگل به صورت سروتَه (واژگون و سرنگون) دیده می شد..
معنی دیگر:
ﺑﺲ گوارا ﺑﻮﺩ باران
ﺑﻪ، ﭼﻪ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﻮﺩ باران
معنی: چه قدر آن باران دلنشین بود. به به چه قدر آن باران قشنگ بود.
معنی دیگر: چقدر باران دلچسب و زیبا بود.
ﻣﯽﺷﻨﯿﺪﻡ ﺍﻧﺪﺭ ﺍﯾﻦ ﮔﻮﻫﺮ ﻓﺸﺎﻧﯽ
ﺭﺍﺯﻫﺎﯼ ﺟﺎﻭﺩﺍﻧﯽ، ﭘﻨﺪﻫﺎﯼ ﺁﺳﻤﺎﻧﯽ
معنی: در میان دانههای باران که مثل دُرّ و مروارید همه جا پهن می شدند، اسرار ابدی و نصیحتها و درسهای آسمانی را میشنیدم.
معنی دیگر: من با دیدن گوهرهای باران (منظور قطرههای باران که مثل گوهر ارزشمندی میدرخشیدند) درسهای زیادی گرفتم و رازهای بسیاری از آسمان و خلقت خدا دانستم.
ﺑﺸﻨﻮ ﺍﺯ ﻣﻦ، ﮐﻮﺩﮎ ﻣﻦ
ﭘﯿﺶ ﭼﺸﻢ ﻣﺮﺩ ﻓﺮﺩﺍ
معنی: این رازهای ابدی را از من گوش کن، برای کودکی که فردا برای خودش مردی خواهد شد.
معنی دیگر: درسهایی مثل اینکه میگفتند: ای کودک من! زمانی که در آینده مرد بزرگی شدی، از من این نصیحت را بشنو!
ﺯﻧﺪﮔﺎﻧﯽ ﺧﻮﺍﻩ ﺗﯿﺮﻩ، ﺧﻮﺍﻩ ﺭﻭﺷﻦ
ﻫﺴﺖ ﺯﯾﺒﺎ، ﻫﺴﺖ ﺯﯾﺒﺎ، ﻫﺴﺖ ﺯﯾﺒﺎ
معنی: زندگانی چه سخت باشد و چه آسان، همیشه زیباست.
معنی دیگر: اگر زندگی برایت سخت و تیره، یا گاهی روشن و امیدبخش شد، در هر صورت زیباست. (چون آفریده خداست)
معنی کلمات شعر باران فارسی چهارم ابتدایی
گهر: گوهر، سنگ قیمتی، جواهر
دیرین: قدیمی
خرّم: شاداب
چست و چالاک: زرنگ
بام: سقف
نهان: پنهان
شمشیر برّان: شمشیر برنده، شمشیر تیز
تندر: رعد و برق
غرّان: غرّش کنان
گریزان: در حال فرار
وارونه: معلّق
گوهر فشانی: پخش کردن جواهرات
پند: نصیحت
لغات هم خانواده و مخالف شعر باران فارسی چهارم دبستان
کلمات هم خانواده :
گهر: گوهر
یاد: یادآوری
وَزنده: وزیدن
برّان: بریدن
زندگانی: زندگی
کلمات متضاد و مخالف :
شیرین ≠ تلخ
نازک ≠ ضخیم
نهانی ≠ آشکار
تیره ≠ روشن
خوب ≠ بد
شاد ≠ ناراحت
نازک ≠ کلفت
نرم ≠ سفت
بعدی: معنی لغات درس هفتم فارسی چهارم دبستان
و
جواب درک مطلب و گوش کن و بگو درس هفتم فارسی چهارم
توجه: شما دانش آموزان عزیز و کوشا می توانید برای دسترسی سریع تر و بهتر به مطالب کمک درسی کتاب فارسی چهارم دبستان ، کلمه و عبارت « ماگرتا » را به همراه مطلب مورد نظر خود سرچ (جستجو) کنید.
در انتها امیدواریم که مقاله معنی کلمات شعر باران بخوان و حفظ کن صفحه ۶۰ و ۶۱ فارسی کلاس چهارم دبستان ، برای شما دانش آموزان عزیز مفید بوده باشد و توانسته باشید تا از آن استفاده و بهره برده باشید.














