ادبیاتفرهنگ و هنر

جواب درس ۳ سوم نگارش هفتم صفحه ۴۱ ، ۴۲ ، ۴۴ ، ۴۵ و ۴۶

گام به گام درس سوم نگارش هفتم با جواب کامل ؛ پاسخ فعالیت های صفحه 41 ، 42 ، 44 ، 45 و 46 نگارش هفتم درس 3 سوم

جواب صفحه ۴۱ ، ۴۲ ، ۴۴ ، ۴۵ و ۴۶ درس ۳ سوم نگارش هفتم ؛ در این مطلب با پاسخ و جواب سوالات فعالیت های نگارشی و انشا صفحه 41 و 42 ، درست نویسی صفحه 44 و گسترش مثل نویسی صفحه 45 و 46 درس 3 سوم طبقه بندی موضوع کتاب نگارش هفتم متوسطه اول آشنا می شوید. در ادامه با بخش آموزش و پرورش ماگرتا با ما همراه باشید.

همچنین بخوانید: جواب تمرینات درس دوم نگارش هفتم

پاسخ صفحه ۴۱ ، ۴۲ ، ۴۴ ، ۴۵ و ۴۶ درس ۳ سوم نگارش هفتم
پاسخ صفحه ۴۱ ، ۴۲ ، ۴۴ ، ۴۵ و ۴۶ درس ۳ سوم نگارش هفتم

جواب فعالیت های نگارشی صفحه 41 درس سوم ۳ نگارش هفتم

نوشته زیر را بخوانید و موضوع کلّی و ریز موضوع های آن را با رسم نمودار نشان دهید.



بخش موضوع : شگفتی دنیای جانوران

بخش آغازین (مقدمه) : در دنیا عجایب و شگفتی های زیادی وجود دارد. یکی از شگفتی های جهان خلقت، جانوران هستند. جانوران، گونههای مختلفی دارند.

بخش میانی (بدنه) :

بند اول با موضوع پرندگان: پرندگان، جانورانی هستند که پرواز میکنند. پَرو بال برای پرندگان، مهمترین عضو است. پرها اگرچه ظریف اند، قوی نیز هستند. پرو بال پرندگان که در زمان پرواز، گسترده می شوند، در زمان سرما، لحافی گرم و پوشنده و در وقت خطر سپری برای مخفی شدن پرنده است. برخی از پرندگان، مثل تیر پرواز میکنند. بعضی دیگر به راحتی تغییر جهت می ّ دهند و عدهای نیز در آب شیرجه می زنند. شتر مرغ، بزرگترین پرنده است و نمی تواند پرواز کند و مرغ مگس خوار به اندازه سر انگشت است و کوچکترین پرنده جهان است.

بند دوم با موضوع خزندگان: خزندگان هم موجودات عجیبی هستند. آنها به روی زمین می خزند. بدنشان فلس دارد و معمولا تخم می گذارند. بزرگترین خزنده، «تمساح»، به طول هفت متر و کوچکترین آنها، مارمولک خانگی است كه تنها 18 میلیمتر طول دارد.



بند سوم با موضوع آبزیان: آبزیان، بهجای زندگی در خشکی، در آب زندگی میکنند. آنها به جای شش، آبشش دارند؛ به همین خاطر می توانند در زیر آب نفس بکشند. ماهی ها یکی از انواع این آبزیان هستند.

بند چهارم با موضوع دوزیستان: دوزیستان، جانورانی هستند که قادرند هم در آب و هم در خشکی زندگی کنند. آنها در نوزادی ابتدا، آبشش دارند؛ امّا به تدریج با رشد کردن، صاحب یک جفت شش می شوند و در خشکی، نفس می کشند.

بخش پایانی (نتیجه گیری) : این گونه گونی و شگفتی خلقت جانوران، یکی از نشانههای قدرت خداوند است و برای ما درسها و حکمت های زیادی دارد.

جواب انشا صفحه ۴۲ درس ۳ سوم نگارش هفتم

با استفاده از روش طبقه بندی کردن موضوع، متنی با یکی از موضوع های زیر بنویسید.

خانه ⚫ عینک ⚫ کلاغ



انشا در مورد خانه

بخش موضوع : خانه

بخش آغازین (مقدمه) :در این سقف بزرگ که در هر ثانیه اش نفسی می میمیرد و نفسی می آید باید که جایی باشد تا با خیال راحت و دلی آسوده روزهای زندگی را سپری کنیم و برگ جدیدی از زندگی را ورق بزنیم، به اسم خانه…

بخش میانی (بدنه) : بند اول: اگر خانه را معنی کنیم می شود سقفی بالای سرمان تا محفوظ باشیم از آسمان بزرگی که گاهی از سر خشم سرما و طوفان و سیل نازل می کند و گاهی ازسر عشق باران و برکت! چرا می گوییم گاهی! زیرا که زمانی ما خانه ایی داریم با سقفی بلند و دیوارهای سنگی و جایی گرم و نرم تا از سرما و طوفان در امان باشیم و آسیبی به ما نرسد. می توان معنی کرد آسمان برایم برکت نازل کرده است.

بند دوم: اما زمانی که در گوشه ایی از دنیا روی یک تکه ی کاغذ یا کارتن در کوچه و خیابان که تنها سقف بالای سرمان آسمان است و از فقر و تنگدستی آشیانه ایی نداریم می شود خشم! و چرا خشم! خشم خدا برای این ناعدالتی بین بندگانش….. عده ایی خانه های مرفح و بزرگ دارند و عده ایی زیرپایشان فرشی ژنده و پاره…

بند سوم: خانه یعنی جایی که در آن آرامش روح و جان برقرار است، به همراه خانواده و مهر و علاقه به یکدیگر… خانه یعنی دور هم بنشینیم با دلی گرم و خوش غذایی بخوریم و از کارو بار و یار سخن بگوییم و کنار هم بخندیم و گریه کنیم و در کنار هم و پشت هم قدم برداریم و مسیر زندگی را سپری کنیم. خانه یعنی جایی که با دلی آسوده سر بر بالین بگذاریم و با دلی خوش سر از بالش برداریم ….

خانه یعنی همان دستان پر مهر پدر و مادرم که مرا در آغوش می گیرند و همچون سپری از من مراقبت می کنند.

بخش پایانی (نتیجه گیری) : خانه یعنی جایی که من با عشق و آرامش و دلی خوش و مهربان چشم به دنیا باز می کنم و از دنیا می بندیم و این چقدر خوب می شد که همیشه یادم باشد یکی هست که می توان با کار هرچند کوچک من شاد شود و کمکی کرده باشیم. پس یادمان باشد همیشه به کسانی که از ما پایین تر هستند و به کمک ما نیاز دارند کمک کنیم و دل آنها را هرچند کوچک شاد کنیم.

انشا در مورد عینک

بخش موضوع : عینک

بخش آغازین (مقدمه) :ا فراد زیادی را می‌شناسم که از عینک استفاده می‌کنند. این افراد هدف‌های مختلفی برای استفاده از عینک دارند. پدر من عینک فروش است و من می‌توانم عینکی‌های زیادی را ببینم.

بخش میانی (بدنه) : به دیوار مغازه او عکس مردی است که بابا می‌گوید یک نویسنده است به نام چخوف! چخوف مغازه بابا عینکی بدون دسته را روی بینی‌اش گذاشته که یک نخ به آن آویزان است. من همیشه می‌ترسم عینکش بیفتد و بشکند. یک عکس دیگر هم هست که یک دانشمند است که فقط یک شیشه را با دست جلوی چشمش نگه داشته است. بابا می‌گوید این‌ها اولین عینک‌ها بودند که در زمان‌های قدیم استفاده می‌شدند.

من گاهی به مغازه او می‌روم و مشتری‌هایش را نگاه می‌کنم. یک روز یک مشتری آمده بود و می‌گفت که عینکی می‌خواهد که به شکل صورتش بیاید. بابا دفتری را که در آن عکس‌های خانم و آقاهای عینکی هستند، نشان داد و گفت: بعضی‌ها عینک را با توجه به گردی و درازی صورتشان انتخاب می‌کنند. عینک‌ها را گذاشت و برداشت و یک عینک خیلی بزرگ را انتخاب کرد و گفت: این بیشتر مد است.

یک مشتری دیگر عینک قبلی‌اش را از چشمش برداشت و گفت که از وزن آن خسته شده است. به بینی‌اش فشار می‌آورد. روی بینی‌اش جای عینک مانده بود. بابا گفت که به جای شیشه، عدسی پلاستیکی برایش می‌اندازد و بهتر است فریم پلاستیکی بردارد. مشتری دوباره گفت که شیشه‌اش را آنتی رفلکس بزند چون می‌خواهد با کامپیوتر کار کند. از بابا پرسیدم عینک آنتی رفلکس یعنی چه؟ گفت یعنی ضد بازتاب نور است. نور را عبور می‌دهد.

یکی از مشتری‌هایی که آمد، دعوا کرد و چیزی نخرید، آمده بود عینک آفتابی بخرد. بابا عینک آفتابی‌های خاکستری، زرد، آبی، سبز و قهوه‌ای را جلوی مشتری گذاشت و گفت اگر کوررنگی دارد نباید بعضی رنگ‌ها را بخرد. مشتری همه آنها را که امتحان کرد و چند بار با عینک از مغازه بیرون رفت و آمد. آخرش یکی را برداشت. قیمتش را که پرسید و بابا قیمت را گفت، مشتری با تعجب او را نگاه کرد و گفت: چه خبر است آقا؟ سر خیابان همین را با پنج هزار تومان می‌شود خرید. بابا آرام گفت که بهتر است بیشتر مراقب سلامتی‌اش باشد تا پول‌هایش! او هم عینک را گذاشت و رفت.

بخش پایانی (نتیجه گیری) : عینک با هر هدفی که استفاده شود، برای بعضی جزئی از وجودشان شده است و بدون آن احساس می‌کنند که چیزی از وجودشان را گم کرده‌اند.

انشا در مورد کلاغ

بخش موضوع : کلاغ

بخش آغازین (مقدمه) : پرندگان جزء حیوانات با ارزشی هستند که همواره نمود آن را می توان در زندگی مشاهده کرد. یکی از پرندگان با ارزش کلاغ است.

بخش میانی (بدنه) : کلاغ پرنده ای است که همواره در فصل های سرد و گرم می توان پرواز زیبای او و قارقار او را در آسمان مشاهده کرد و شنید. کلاغ در اساطیر ایران و یونانی همواره پرنده ای مقدس بوده و به عنوان پیک خورشید شناخته می شده است و نمود مثبتی در جامعه باستانی ایران زمین داشته است.اما در زمان اکنون ما این معنای مثبت تغییر کرده است و معنای منفور و شوم یافته است. امروزه صدای قارقار کلام با معنای شگوم بد شناخته می شود که جلوه ی بسیار ناپسندی است.

ای کاش تلاش کنیم با نگاهی بسیط تر و زیبا به پرندگان نگاه کنیم. درست است که کلاغ به رنگ سیاه است اما نشان از سرنوشت تیره نیست. کلاغ از دیگر پرندگان عمر طولانی تر دارد. آن ها در فصل پاییز بیشتر در آسمان ها دیده می شود. زیرا تحمل سرما را نسبت به دیگر پرندگانی چون گنجشگ و قناری و.. دارند. بیاییم تلاش کنیم کلاغ رابیشتر دوست داشته باشیم. کلاغ با نام غراب در ادبیات فارسی ما جلوه گر بوده است. این معنای شومی کلاغ در ادبیات نیز مشهود است.

صدای قارقار کلاغ ها بیشتر در صبح ها می باشد. کلاغ ها جثه ای بزرگ تر از گنجشک ها دارند. جثه آن ها به اندازه مرغ خانگی است. آن ها منقاری بلند و قوی دارند که در خوردن غذاهای مختلف به آن ها کمک می کند. کلاغ ها بیشتر حشرات را می خورند. آن ها با قارقارشان با هم سخن می گویند. این پرندگان به صورت جمعی با هم هستند و لانه ی خود را در بالاترین شاخه های درختان می سازند.

بخش پایانی (نتیجه گیری) : کلاغ ها پرندگانی سودمند و به نوبه ی خود زیبا هستند. قدر آن ها را بدانیم. حیوانات همواره در حال آسیب هستند و باید مواظب تک تک آن ها باشیم تا از آسیب و شکار در امان بمانند.

جواب درست نویسی صفحه ۴۴ درس ۳ سوم نگارش هفتم

جمله های زیر را ویرایش کنید:

پروانه در میان گل ها چرخیدند؟

پاسخ: پروانه در میان گل چرخید. / پروانه ها در میان گل ها چرخیدند.

ملکه با زنبورهای عسل به سمت باغ گل ها پرواز کردند.

پاسخ: ملکه با زنبورهای عسل به سمت باغ گل ها پرواز کرد.

دانش آموز و معلّم، در کلاس مهارت های نوشتاری می نوشت.

پاسخ:دانش آموز و معلّم، در کلاس مهارت های نوشتاری می نوشتند.

جواب مثل نویسی و باز آفرینی ضرب المثل صفحه 45 و 46 درس سوم نگارش هفتم

نوشته زیر را بخوانید و اصل ضرب المثل را با شکل گسترش یافته آن مقایسه کنید. (صفحه 45)

اکنون، ضرب المثل زیر را گسترش دهید.

ضرب المثل : « هر که بامش بیش ، برفش بیشتر »

باز آفرینی و گسترش ضرب المثل هر که بامش بیش برفش بیشتر

در زمان قدیم پادشاهی زندگی می کرده است که فرزند و جانشینی نداشته است. در هنگام بیماری و نزدیک شدن زمان مرگ پادشاه وصیت می کند اولین نفری که وارد شهر شد را پادشاه جدید شهر معرفی کنند.

فردای آن روز گدایی از دروازه شهر وارد می شود و مردم و وزیران دستور شاه را اجرا کرده و او را بر تخت پادشاهی می نشانند.

بعد از گذشت مدتی شاه جدید که هرگز تجربه پادشاهی را نداشته است با وزیران و زیردستانش دچار مشکل می شود و به ناچار بخشی از قدرت را به آن ها واگذار می کند.

در یکی از روزها یکی از دوستان پادشاه جدید که خیلی هم با او صمیمی بوده است برای دیدار دوست و عرض تبریک نزد پادشاه می رود.

پادشاه جدید در پاسخ تبریک دوستش می گوید : ای رفیق بیچاره من ، اکنون حال تو بسیار از حال من بهتر است من در گذشته فقط غم نانی داشتم و حالا غم جهان را بر دوش می کشم.

دوستش در پاسخ می گوید: “هر که بامش بیش برفش بیشتر”

نتیجه: آدم ها هر چقدر از لحاظ مالی قوی تر باشند همان قدر می بایست سختی های دنیا را هم تحمل کنند.

همچنین بخوانید: جواب صفحه ۱۹ ، ۲۰ ، ۲۲ و ۲۳ درس اول نگارش هفتم

توجه: شما دانش آموزان عزیز اگر می خواهید براحتی به تمام جواب های کتاب نگارش هفتم دسترسی داشته باشید، تنها کافیه جواب درس مورد نظرتان را به همراه عبارت « ماگرتا » در گوگل جست و جو کنید.

در این مقاله جواب فعالیت های ۴۱ ، ۴۲ ، ۴۴ ، ۴۵ و ۴۶ درس ۳ سوم طبقه بندی موضوع کتاب نگارش هفتم را به صورت کامل بررسی کردیم، شما دانش آموزان عزیز می توانید از قسمت دیدگاه، نظرات خود را با دیگران به اشتراک بگذارید.

زنجیران

هم‌بنیانگذار ماگرتا ، عاشق دنیای وب و ۷ سالی ست که فعالیت جدی در حوزه اینترنت دارم. تخصص من تولید محتوایی‌ست که مورد نیاز مخاطبان است. مدیر ارشد تیم شبکه های اجتماعی سایت هستم. به قول ماگرتایی‌ها وقت بروز شدنه !

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.