ادبیاتفرهنگ و هنر

به تنگ آمدن کنایه از چیست فارسی ششم

به تنگ آمدن و به ستوه آمدن کنایه از چیست؟

در ادامه به معنای به تنگ آمدن کنایه از چیست فارسی ششم در ماگرتا می پردازیم.

به تنگ آمدن کنایه از چیست

به تنگ آمدن کنایه از چیست

به تنگ آمدن یعنی : به ستوه آمدن . عاجز شدن . درمانده و خسته بودن . ملول شدن . جان کسی به لب رسیدن .

ذله شدن . در تنگنا و مضیقه قرار گرفتن . کم آوردن . از نفس افتادن ، به ستوه آمدن . خسته شدن از چیزی یا کسی .

به ستوه آمدن کنایه از چیست؟ این کنایه یعنی خسته شدن از چیزی، بی حوصلگی، خسته شدن یا چیزی که آدم از آن خسته شده و دیگر طاقت ندارد. بنابراین هنگام بیان یک حادثه یا یک اتفاق خسته کننده و طاقت فرسا از آن استفاده می شود.

طهرانی

بنیانگذار مجله اینترنتی ماگرتا و متخصص سئو ، کارشناس تولید محتوا ، هم‌چنین ۱۰ سال تجربه سئو ، تحلیل و آنالیز سایت ها را دارم و رشته من فناوری اطلاعات (IT) است . حدود ۵ سال است که بازاریابی دیجیتال را شروع کردم. هدف من بالا بردن سرانه مطالعه کشور است و اون هدف الان ماگرتا ست.

‫۷ دیدگاه

      1. «اسب به تنگ آمد» کنایه از این است که کسی از شدت خستگی، فشار، سختی یا آزار به ستوه آمده و دیگر طاقت و تحملش تمام شده است.

        یعنی:

        صبرش لبریز شد / به ستوه آمد / درمانده و کلافه شد.

        مثال:
        «آن‌قدر کار روی سرش ریخت که اسب به تنگ آمد.»
        یعنی: دیگر از فشار کار خسته و بی‌طاقت شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهارده − 4 =