ادبیاتفرهنگ و هنر

معنی شعر و جواب درس ۱۱ فارسی و نگارش یازدهم فنی حرفه ای 🔨 کاوه دادخواه

معنی شعر کاوه دادخواه صفحه 127 - 129 و 130 و جواب کارگاه درس پژوهی صفحه 131 و 132 و معنی شعرخوانی وطن و درک و دریافت صفحه 134 کتاب فارسی و نگارش یازدهم فنی حرفه ای و کار و دانش

معنی شعر و جواب درس یازدهم فارسی و نگارش یازدهم فنی حرفه ای؛ در این نوشته معنی شعر کاوه دادخواه صفحه ۱۲۷، ۱۲۹ و ۱۳۰ و جواب کارگاه درس پژوهی صفحه ۱۳۱ و ۱۳۲ و معنی شعرخوانی وطن و درک و دریافت صفحه ۱۳۴ کتاب فارسی و نگارش یازدهم هنرستان را در اختیار شما دانش آموزان عزیز قرار داده‌ایم. در ادامه با بخش آموزش و پرورش ماگرتا همراه ما باشید.

پاسخ درس بعدی: جواب درس ۱۲ فارسی یازدهم فنی حرفه‌ای

جواب درس ۱۱ فارسی و نگارش یازدهم فنی حرفه ای
جواب درس ۱۱ فارسی و نگارش یازدهم فنی حرفه ای

معنی شعر کاوه دادخواه صفحه ۱۲۷ فارسی و نگارش یازدهم فنی حرفه ای

چو ضحّاک شد بر جهان شهریار / بر او سالیان انجمن شد هزار
معنی: وقتی ضحّاک بر تخت پادشاهی ایران نشست، سالیان درازی (هزار سال) حکومت کرد.

نهان گشت کردار فرزانگان /  پراکنده شد نام دیوانگان
معنی: روش زندگی و رفتار خردمندان از میان رفت و انسان هایِ دیوخو نام آور شدند (جهان به کام بدکنشان شد).

هنر خوار شد، جادوی ارجمند / نهان راستی، آشکارا گزند
معنی: هنر و فضیلتهای اخلاقی بی ارزش شد، جادوگری ارزش یافت، صداقت از بین رفت و آسیب‌های اجتماعی همه جا را فراگرفت.

برآمد برین روزگار دراز /  کشید اژدهافش به تنگی فراز
معنی: روزگار زیادی به این منوال گذشت و این وضعیّت، ضحّاکِ چون اژدها را، خوار و بی ارزش کرد و او را دچار سختی کرد.

چنان بُد که ضحّاک را روز و شب /  به نام فریدون گشادی دو لب…
معنی: اوضاع به گونه ای بود که ضحّاک، روز و شب نام فریدون را بر لب داشت.

ز هر کشوری مهتران را بخواست /  که در پادشاهی کُند پشت راست
معنی: ضحّاک از تمام مناطق، بزرگان را دعوت کرد که جایگاه خود را در پادشاهی تثبیت کند.

از آن پس، چنین گفت با موبدان /  که ای پرهنر با گهر بخردان
معنی: ضحاک سپس این گونه با روحانیان سخن گفت که: ای انسان‌های شایسته و با اصل و نسب و دانا (بيت با بيت بعد موقوف المعانی است.)

مرا در نهانی یکی دشمن‌ست /  که بر بخردان این سخن، روشن ست
معنی: من دشمن پنهانی دارم و این موضوع برای شما انسان های دانا، واضح و آشکار است.

یکی محضر اکنون بباید نوشت /  که جز تخم نیکی، سپهبد نکشت
معنی: اکنون باید استشهادنامه ای نوشته شود، مبنی بر اینکه فرمانده (ضحاک) غیر از نیکی و خوبی کاری انجام نداده است.

ز بیمِ سپهبد همه راستان /  بر آن کار گشتند همداستان
معنی: از ترس ضحّاک، همه بزرگان کشور، برای نوشتن استشهادنامه، با او همرأی و همراه شدند.

بدان محضر اژدها ناگزیر /  گواهی نوشتند بُرنا و پیر
معنی: به ناچار پیر و جوان، آن استشهادنامۀ ضحّاک را گواهی و تأیید کردند.

هم آنگه یَکایَک ز درگاهِ شاه / برآمد خروشیدنِ دادخواه
معنی: همان زمان، ناگهان از دربار ضحّاک فریاد شاکی بلند شد.

ستم دیده را پیش او خواندند / برِ نامدارانش بنشاندند
معنی: کاوۀ ستمدیده را نزد ضحّاک فراخواندند و او را پیش بزرگانِ دربار نشاندند.

بدو گفت مهتر به روی دژم / که برگوی تا از که دیدی ستم؟
معنی: ضحّاک با آشفتگی و خشم از کاوه پرسید: «بازگو که از چه کسی ظلم و ستم دیده ای؟»

خروشید و زد دست بر سر ز شاه / که شاها منم کاوۀ دادخواه!
معنی: (کاوه) فریاد زد و از ظلم و ستم شاه دست بر سر خود کوبید و گفت: «ای پادشاه، من کاوه دادخواهم.»

یکی بی زیان مردِ آهنگرم /  ز شاه، آتش آید همی بر سرم
معنی: آهنگری بی‌آزارم؛ امّا شاه ظلم و ستم بسیاری به من کرده است.

تو شاهی و گر اژدها پیکری /  بباید بدین داستان داوری
معنی: تو پادشاه هستی یا اژدهاپیکر هستی؟ به هر روی باید دربارۀ سرگذشت من قضاوت کنی…

اگر هفت کشور به شاهی تو راست / چرا رنج و سختی همه بهر ماست
معنی: اگر تو پادشاه جهان هستی، چرا نصیبِ ما از پادشاهی تو، فقط رنج و سختی است؟

شماریت با من بباید گرفت / بدان تا جهان ماند اندر شگفت
معنی: تو باید به من حساب پس بدهی تا مردم جهان شگفت زده شوند..

مگر کز شمار تو آید پدید / که نوبت ز گیتی به من چون رسید
معنی: شاید با حساب و کتاب تو مشخص شود که چطور از میان مردم دنیا بار دیگر نوبت من رسیده است.

که مارانت را مغز فرزند من / همی داد باید ز هر انجمن
معنی: که از میان گروه های مختلف انسان ها، باید مغز فرزندان من را خوراک مارها بکنی.

سپهبد به گفتار او بنگريد / شگفت آمدش كان سخن ها شنید
معنی: ضحاک به سخنان او توجه کرد و از شنیدن آن سخنان تعجب کرد.

بدو باز دادند فرزندِ اوی / به خوبي بجُستند پیوند اوی
معنی: فرزندش را پس دادند و با مهربانی از او دلجویی کردند (با مهربانی تلاش کردند که او را با ضحاک همراه کنند).

بفرمود پس كاوه را پادشا / كه باشد بدان محضر اندر گوا
معنی: سپس، ضحاک از کاوه خواست که آن استشهادنامه را امضا کند.

چو برخواند كاوه، همه محضرش / سَبُک، سوي پیران آن كشورش
معنی: هنگامی كه كاوه، استشهادنامه را خواند با سرعت رو به بزرگان كشور كرد و

خروشید كاي پايمردانِ ديو / بُريده دل از ترسِ گِیهان خَديو
معنی: فریاد برآورد که: ای حامیان ضحاک دیوسیرت که از خدای جهان نمی ترسید…

همه سوي دوزخ نهاديد روی / سپُرديد دل‌ها به گفتارِ اوی
معنی: هنگامی که کاوه از دربار شاه بیرون آمد، مردم بازار دور او گرد آمدند.

نباشم بدين مَحضَر اندر گُوا / نه هرگز برانديشم از پادشا
معنی: من این استشهادنامه را امضا نمی کنم و هرگز از پادشاه نمی ترسم.

خروشید و برجَست لرزان ز / جاي بدرّيد و بِسپَرد مَحضَر به پای
معنی: کاوه با فریاد و در حالی که از خشم می لرزید، از جای خود بلند شد و استشهادنامه را پاره کرد و زیر پا انداخت.

چو كاوه برون شد ز درگاه شاه / بر او انجمن گشت بازارگاه
معنی: هنگامي كه كاوه از دربارِ شاه بيرون آمد، مردم بازار دور او جمع شدند.

همي برخروشید و فرياد خواند / جهان را سراسر، سوي داد خواند
معنی: می خروشید و فریاد می زد و مردم را به عدل دعوت می کرد.

از آن چرم، كاهنگران پُشتِ پای / بِپوشند هنگامِ زخمِ درای
معنی: آن (پیش بندِ) چرمی که آهنگرها، هنگام ضربه زدن با پتک بر تن می کنند.

همان، كاوه آن بر سر نیزه كرد / همان گَه ز بازار برخاست گَرد
معنی: كاوه همان را بر سرِ نيزه آویخت، همان لحظه ازدحام و شلوغي، بازار را فرا گرفت و مردم تجمّع كردند.

خروشان همي رفت نیزه به دست / كه اي نامدارانِ يزدان پرست
معنی: كاوه در حالی که نيزه به دست داشت، فرياد مي كرد: كه اي بزرگان خداپرست.

كسي كاو هواي فريدون كند / دل از بند ضحّاک بیرون كند
معنی: كاوه در حالی که نيزه به دست داشت، فرياد مي كرد: كه اي بزرگان خداپرست.

بپویید کاین مهتر آهرمن است / جهان آفرین را به دل، دشمن است…
معنی: جنبشی راه بیندازید (حرکت کنید)؛ زیرا این پادشاه، شیطان است و در دلش دشمن خداست.

همی رفت پیش اندرون مرد گرد / جهانی بر او انجمن شد، نه خُرد
معنی: مرد پهلوان (کاوه)، پیشاپیش می رفت و سپاهی انبوه، گرد او جمع شدند.

بدانست خود کافریدون کجاست / سر اندر کشید و همی رفت راست
معنی: کاوه فهمید که مخفیگاه فریدون کجاست؛ برای همین مستقیم به سوی فریدون رفت.

بیامد به درگاه سالار نو / بدیدندش آنجا و برخاست غَو
معنی: کاوه به پیشگاهِ پادشاه نوآیین، فریدون آمد، مردم، او را در پناهگاهش دیدند و با دیدنِ او فریادِ (شادمانی) شان بلند شد.

فریدون چو گیتی برآن گونه دید /  جهان پیش ضحّاک وارونه دید
معنی: فریدون وقتی جهان را به آن گونه دید و دریافت که همه مردم از ضحاک برگشته اند، یقین کرد که دیگر جهان به کام ضحّاک نیست.

همی رفت منزل به منزل چو باد / سری پر ز کینه، دلی پر ز داد…
معنی: فریدون به سرعتِ باد، مسیر را مرحله به مرحله طی کرد، در حالی که سرش پر از کینه و انتقام و دلش پر از دادخواهی بود.

به شهر اندرون هر که بُرنا بدند / چه پیران که در جنگ، دانا بدند
معنی: جوانان شهر و پیران جنگ آزموده و با تجربه …

سوی لشکر آفریدون شدند / ز نیرنگ ضحّاک بیرون شدند
معنی: به لشکر فریدون پیوستند و از دام و فریب ضحّاک آزاد شدند.

معنی کلمات و واژه های درس کاوه دادخواه فارسی و نگارش یازدهم فنی حرفه ای

در ادامه می توانید معنی لغات و کلمه های مهم و سخت شعر و متن درس کاوه دادخواه دوازدهم کتاب ادبیات فارسی یازدهم را مشاهده نمایید:

اساطیر: ج اسطوره؛ افسانه ها و داستان های خدایان و پهلوانان ملل قدیم
باستان: گذشته، دیرین
نظیر: مانند
درفش: پرچم، بیرق
برافراشت: بلند کرد

معرّب: عربی شده
مظهر: نماد
دیوزاد: دیوزاده
مایه: موجب
خوالی: غذا
خوالیگر: خورشگر، آشپز
چالاک: چابک، زبر و زرنگ
خورش: غذا
پروردن: پرورش دادن

فرزانه: دانا، پردانش
علاج: درمان
تسکین: آرام کردن
پرداختن: مشغول شدن
کهتر: کوچک تر
مهتر: بزرگ تر
مهترزاده: بزرگزاده

دیوان: بارگاه
خورشگر: آشپز
تجسّم: مجسم کردن
منش: خوی، سرشت
خبیث: پلید
بیداد: ستم
بیداد پیشه: ستمگر
ایمن: ممال امان
برانگیخت: تحریک کرد

چو: هنگامی که
شهریار: شاه
انجمن شدن: گرد آمدن، انبوه شدن
نهان: پنهان
کردار: عمل، رفتار
فرزانه: دانشمند، دانا

هنر: فضیلت، استعداد، شایستگی، لیاقت
خوار: پست و بی ارزش
جادو: جادوگر
جادوی: جادوگری
گزند: آسیب

برآمد: گذشت
دراز: طولانی
فش: مانند
بُد: بود
گشودن: باز کردن

مهتر: بزرگتر، رئیس
بخواست: فراخواند
موبد: روحانی زردشتی
با گهر: نژاده، اصیل
بخرد: خردمند

نهان: پنهان
بخرد: خردمند
گو: پهلوان، دلیر و شجاع
سترگ: بزرگ
محضر: استشهادنامه
سپهبد: فرمانده و سردار سپاه؛ منظور ضحاک
نکشت: نکاشت

بیم: ترس
راستان: راستگویان
همداستان: موافق، همرای
گواهی: شهادت
برنا: بالغ، جوان
یکایک: ناگهان
درگاه: بارگاه

خروشیدن: فریاد
دادخواه: شاکی، حق جو
برآمد: بلند شد
بر: کنار
نامدار: سرشناس

دژم: خشمگین
به روی دژم: خشمگینانه
برگوی: بگو
خروشید: فریاد زد
شاها: ای شاه

بی زیان: بی آزار
گر: یا
اژدهاپیکر: در شکل و هیئت اژدها
پیکر: هیکل
داوری: قضاوت
بهر: نصیب، بهره
کشور: اقلیم

بنگرید: نگاه کرد
شگفت آمدش: تعجب کرد
کان: که آن
بازدادن: پس دادن
مرجع او: کاوه
بدو: به او

اندر: در
گوا: شاهد
سبک: سریع
کای: که ای
پایمرد: دستیاران حکومت، توجیه کنندگانِ حکومت بیداد
پایمردی: خواهشگری، میانجی گری، شفاعت

دیو: ضحاک بدکردار
گیهان: کیهان، جهان، گیتی
خدیو: شاه
گیهان خدیو: خدای جهان
دوزخ: جهنّم
جستن: پریدن

دریدن: پاره کردن
سپَردن: طی کردن
درگاه: بارگاه
انجمن گشت: جمع شد
بازارگاه: چهارسو، جای خرید و فروش، بازار

برخروشید: بانگ زد
فریاد: کمک
فریاد خواندن: فریاد خواستن، طلب یاری کردن، دادخواهی کردن
سراسر: همه
خواند نخست: طلب کرد
داد: حق و عدالت

پشت: ضد
پشت پا: روی پا، سینۀ پا
زخم: ضربه
درای: پتک، در اصل به معنای زنگ کاروان است
برخاست: بلند شد

خروشان: با بانگ و فریاد
پرستیدن: پرستاری کردن، خدمت کردن
نامدار: سرشناس
خروشان: فریاد زنان
بند: فریب و افسون

پوییدن: دویدن، حرکت کردن
آهرمن: اهریمن (اهریمن یعنی خرد خبیث و پلید)
جهان آفرین: آفریدگار
به دل: در دل
گرد: پهلوان
پیش اندرون: در پیش، پیشاپیش

انجمن شد: گرد آمد
خرد: اندک
کافریدون: که فریدون
اندر: در
راست: مستقیم

سالار: سردار
سالار نو: امیر و پادشاه نو، منظور فریدون است
غو: فریاد، بانگ و خروش
گیتی: جهان
منزل: جای فرود آمدن، منزلگاه، اقامتگاه

بام: پشت بام
کش: که او
اندرون: درون
برنا: بالغ، جوان
شدند: رفتند
نیرنگ: فریب

چاره جوی: تدبیرگر
پی: پا
به کردار: مانند
گرزه: چماق
گرزهٔ گاوسر: گرزی که سر آن به شکل سر گاو بود
دست برد: به کار برد
ترگ: کلاهخود
خرد: ریز، ریزه
نوند: اسب تیزرو
بند کردش: به زنجیر کشیدش

جواب کارگاه درس پژوهی صفحه ۱۳۱ فارسی و نگارش یازدهم فنی حرفه ای

۱) در متن درس، هر یک از واژه‌های زیر، در چه معنایی به کار رفته است؟
جواب:
🟦 هنر (ارزش، فضیلت)
🟦 محضر (گواهی‌نامه)
🟦 درای (چکش، پُتک)
🟦 منزل (کاروانسرا)

۲) واژه‌ها و معنای آن‌ها همیشگی و ماندگار نیستند. ممکن است در گذر زمان، برای هر واژه، یکی از چهار وضعیّت زیر پیش آید:
الف) به دلایل سیاسی، فرهنگی، مذهبی یا اجتماعی، از فهرست واژگان حذف شود؛ مانند: «فتراک، برگستوان»
ب) با از دست دادن معنای پیشین و پذیرفتن معنای جدید، به دوران بعد منتقل شود؛ مانند: «کثیف و سوگند»
پ) با همان معنای قدیم به حیات خود ادامه دهد؛ مانند: «شادی و خنده»
ت) هم معنایی قدیم خود را حفظ کند و هم معنای جدید گیرد؛ مانند: «سپر و یخچال»

🟦 هر یک از واژه‌های زیر، مشمول کدام وضعیّت‌های چهارگانه شده‌اند؟
جواب:
پذیرش: با همان معنای قدیم به حیات خود ادامه می دهد
سوفار: از فهرست واژگان حذف شده است
رکاب: هم معنای قدیم خود را حفظ کرده و هم معنای جدید گرفته است
شوخ: با از دست دادن معنای پیشین و پذیرفتن معنای جدید، به دوران بعد منتقل شده است

۳) برای هر یک از ویژگی‌های شعر حماسی، نمونه‌ای از متن درس انتخاب کنید.

جواب:
زمینه ملّی: خروشان همی رفت نیزه به دست / که ای نامداران یزدان پرست ← نیزه مجاز از درفش کاویانی است.
زمینه قهرمانی: همی بر خروشید و فریاد خواند / جهان را سراسر، سوی داد خواند

۴) بیت سی و پنجم درس را از نظر آرایه‌های ادبی بررسی کنید.
جواب: این بیت شامل آرایه‌های زیر است:

  1. تضاد: بین «فریدون» (نماد نیکی و آزادی) و «ضحاک» (نماد بدی و ظلم) تضاد وجود دارد.
  2. مراعات نظیر: «فریدون» و «ضحاک» از نظر موضوعی با هم مرتبط هستند (شاهنامه).
  3. تشخیص: به «دل» نسبت انسانی داده شده است (دل از بند بیرون کند).
  4. ایهام: «بند» هم به معنای زنجیر و هم به معنای وابستگی اشاره دارد.

۵) در بیت زیر، «درفش کاویان»، در کدام مفهوم نمادین به کار رفته است؟

تو یک ساعت، چو افریدون به میدان باش، تا زان پس / به هر جانب که روی آری درفش کاویان بینی (سنایی)
جواب: نماد پیروزی است.

۶) معنی و مفهوم بیت بیست و نهم را به نثر روان بنویسید.
جواب: کاوه خروشید و فریاد زد و مردم را به حق و عدالت و اعتراض فراخواند.

۷) مارانی را که بر دوش ضحّاک روییدند، مظهر چه خصلت‌هایی می‌توان دانست؟
جواب: نمادی است از اهریمن و در این جا نیز بر دوش ضحّاک می روید که تجسّمی است از خوهای اهریمنی و بیداد و منش پلید ضحّاک

۸) با توجّه به متن درس، «پای مردان دیو»، چه کسانی بودند؟ شخصیّت آن‌ها را تحلیل کنید.
جواب: پایمردان دیو همان دستیاران و دست نشانده های ضحّاکند. کسانی که از خدا نمی هراسند. در برابر ستم خاموش می نشینند و به گفته های ستمگری چون ضحّاک دل سپرده اند و کارهای ستمگرانه او را نادیده می گیرند.

معنی شعرخوانی وطن صفحه ۱۳۴ فارسی و نگارش یازدهم فنی حرفه ای

منم پورِ ایران و نام آورم / ز نیروی شیران بود گوهرم
معنی: من فرزند ایران زمین ام و سرشناس. گوهره و نژاد من از نژاد مردان دلاور است.

کنم جان خود را فدای وطن / که با او چنین است پیمان من
معنی: من با وطن خویش عهد و پیمان بسته ام که جانم را در راهش فدا کنم.

دفاع از وطن، کیش فرزانگی است / گذشتن ز جان، رسم مردانگی است
معنی : راه و رسم خردمندان، دفاع از وطن است. مردانگی آن است که جان را در راه وطن فدا کنی.

کسی کز بدی، دشمن میهن است / به یزدان که بدتر ز اهریمن است
معنی: کسی که از روی بدذاتی، دشمنِ وطن باشد (با دشمن، سازش کند)، به خدا قسم، از شیطان هم بدتر است.

مرا اوج عزّت در افلاک توست / به چشمان من، کیمیا خاک توست
معنی: اوج عزت و سربلندی من، در آسمان میهن من است و خاک کشورم مانند کیمیا با ارزش است.

رَود ذرّه ای گر ز خاکت به باد / به خون من آن ذرّه آغشته باد
معنی: اگر ذره ای از خاک سرزمین من از دست برود، حتما در آن ذره، خون من را می بینی که برای گس گرفتنش ریخته شده. (یعنی نمی گذارم خاک سرزمینم از دست برود حتی در این راه کشته شوم)

معنی کلمات و واژه های شعرخوانی وطن صفحه ۱۳۴ فارسی و نگارش یازدهم فنی حرفه ای

پور: فرزند مذکّر، پسر
نام آور: سرشناس
گوهر: سنگ گران‌بها از قبیل مروارید، الماس
وطن: میهن
کیش: آیین، دین، مذهب
فرزانگی: دانایی، خردمندی
رسم: آیین
یزدان: خدا
اهریمن: شیطان
اوج: بالاترین درجه
عزّت: سربلندی
افلاک: ج فلک، آسمان ها
کیمیا: مادّه ای فرضی که به گمان پیشینیان، فلزاتی مانند مس و قلع را به طلا و نقره تبدیل می کند.

جواب درک و دریافت صفحه ۱۳۴ فارسی و نگارش یازدهم فنی حرفه ای

۱) درباره‌ی لحن و آهنگ این سروده توضیح دهید.
جواب: لحن و آهنگ این شعر کاملاً حماسی، ضربی و کوبنده است. وزن شعر، همان وزن شاهنامه‌ی فردوسی است که برای بیان احساسات میهن‌پرستانه و وطنی بسیار مناسب است.

۲) کدام واژۀ این شعر، معادل مناسبی برای شخصیّت ضحّاک در شاهنامه است؟
جواب: اهریمن

🔔 توجه: شما دانش آموزان عزیز و کوشا می توانید برای دسترسی سریع‌تر و بهتر به مطالب کمک درسی کتاب فارسی پایه یازدهم هنرستان، کلمه و عبارت «ماگرتا» را به همراه مطلب مورد نظر خود جستجو کنید.

پاسخ درس قبلی: جواب درس ۱۰ فارسی و نگارش یازدهم فنی حرفه ای

ℹ️ در انتها امیدواریم که مقاله معنی شعر و جواب درس ۱۱ فارسی و نگارش یازدهم هنرستان، برای شما دانش آموزان عزیز مفید بوده باشد. نظرات خود را در بخش دیدگاه به اشتراک بگذارید.

طهرانی

بنیانگذار مجله اینترنتی ماگرتا و متخصص سئو ، کارشناس تولید محتوا ، هم‌چنین ۱۰ سال تجربه سئو ، تحلیل و آنالیز سایت ها را دارم و رشته من فناوری اطلاعات (IT) است . حدود ۵ سال است که بازاریابی دیجیتال را شروع کردم. هدف من بالا بردن سرانه مطالعه کشور است و اون هدف الان ماگرتا ست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هشت − شش =