سبک زندگی

جواب درس هفتم تعلیمات ادیان الهی و اخلاق دهم ☀️ صفات خدا

گام به گام پاسخ و حل پرسش های صفحه درس 7 هفتم تعلیمات ادیان الهی و اخلاق ویژه اقلیت های دینی پایه دهم متوسطه دوم

جواب درس هفتم تعلیمات ادیان الهی و اخلاق اقلیت های دینی دهم ؛ در این مقاله به جواب و حل سوال های استخراج صفات ثبوتیه ، استخراج صفات سلبیه ، پرسش ، پژوهش و تفکیک صفحه ۵۹ ، ۶۰ ، ۶۱ ، ۶۲ ، ۶۳ و ۶۴ درس ۷ هفتم صفات خدا کتاب آفرینش کتاب تعلیمات ادیان الهی و اخلاق ویژه اقلیت های دینی پایه دهم متوسطه دوم پرداخته ایم. در ادامه با بخش آموزش و پرورش ماگرتا همراه ما باشید.

همچنین بخوانید: گام به گام کتاب تعلیمات ادیان الهی و اخلاق ویژه اقلیت های دینی دهم

جواب درس هفتم تعلیمات ادیان الهی و اخلاق دهم

جواب استخراج صفات ثبوتیه صفحه ۵۹ و ۶۰ درس هفتم تعلیمات ادیان الهی و اخلاق دهم

استخراج صفات ثبوتیه

متن زیر را بخوانید و اسمایی را که بیان‌گر یک صفت در خداوند هستند، از آن استخراج نمایید.

نظام جهان خبر از دانش بی‌انتهای او می‌دهد. علم او بر همه چیز احاطه دارد و هیچ سرّی در درون دل‌ها یا در دل آسمان‌ها از او پوشیده نمی‌ماند.

جهان آفرینش با آن همه عظمت، حکایت از قدرت بیکران او می‌کند. او از انجام هیچ کاری، هر قدر هم سخت و بزرگ باشد، عاجز و ناتوان نمی‌شود. اصولاً در برابر توانایی بی‌انتهای او، سخت و بزرگ و مشکل بودن معنی ندارد. قدرت او بر همه چیز احاطه دارد و بر هر کاری تواناست.

او با قدرت بی‌پایان خود جهان را آفریده و انسان را خلق کرده و بعد از متلاشی‌شدن جسم انسان نیز قادر است او را دوباره زنده گرداند و در جهان آخرت به پای حساب آورد.

خداوند هر نجوایی را می‌شنود و هر چیزی را می‌بیند. امّا شنیدن و دیدن او مثل شنیدن و دیدن ما با گوش و چشم و دستگاه اعصاب صورت نمی‌پذیرد. دیدن و شنیدن او همان علم و آگاهی است که بر هر چیزی و بر هر صدایی دارد.

هر چیز به نیرو و اراده‌ی خدا برپاست. آن‌چه در نظام آفرینش وجود دارد وابسته به هستی اوست، امّا او به هستی خویش قائم است.

خداوند زنده است امّا زندگانی و حیات او مثل زندگانی انسان و جانوران و گیاهان نیست که همراه با حرکت و رشد و تنفس و تغذیه و تولیدمثل و غیره است. زندگی و حیات موجودات دیگر نیز از اوست.

رحمت و مهربانی او هیچ حدّ و مرزی ندارد. او هزاران بار از پدر و مادر بر انسان مهربان‌تر و رئوف‌تر است. به هر انسانی از رگ گردنش نزدیک‌تر است. همه می‌توانند بدون واسطه با او رابطه برقرار کنند و با او انس گیرند و به مصاحبت او بنشینند. درد دل با او بگویند و از او طلب یاری کنند. اگر هم روزی از سر خطا به معصیتی گرفتار شدند، با دلی آکنده از امید به رحمت او، به سویش بازگردند و پیمان شکسته را دیگر باره محکم کنند. از رحمتش هرگز مأیوس و نومید نگردند که یأس از رحمت خدا از خصوصیات کسانی است که نسبت به او کفر می‌ورزند.

امّا در عین حال آنان را که در سرکشی و طغیان مرزها را در هم شکنند و به مبارزه با حق برخیزند و دست از ستمکاری برندارند، از رحمت خویش محروم و به عذابی خردکننده و خواری‌آفرین گرفتار می‌گرداند. آن‌چنان عذابی که کوه‌ها توان تحمل آن را ندارند.

او بندگان توبه‌کار خود را می‌آمرزد، نیاز نیازمندان را رفع می‌کند، و خود نیازی به دیگران ندارد، کسی نمی‌تواند او را شکست دهد. او به هیچ‌کس ستم نمی‌کند و حق مظلومان را از ظالمان می‌گیرد. در او هیچ نقصی نیست، او کمال مطلق و هستی بی‌انتهاست، لذا همه‌ی صفات کمال را داراست.

اسماء خداوند:

  1. عالم / دانا (دارای دانش بی‌انتها و آگاه از اسرار)
  2. قادر / توانا / قدیر (دارای قدرت بیکران و احاطه بر هر چیز)
  3. خالق / آفریننده (آفرینندهٔ جهان و انسان)
  4. مُحیی / زنده‌کننده (زنده گرداندن دوبارهٔ مردگان در قیامت)
  5. سمیع / شنوا (شنوندهٔ هر نجوایی)
  6. بصیر / بینا (بینای هر چیزی بدون نیاز به چشم ظاهری)
  7. قیّوم / قائم‌به‌ذات (برپادارندهٔ هستی و متکی به ذات خود)
  8. حیّ / زنده (دارای حیات ابدی و سرچشمهٔ حیات موجودات)
  9. رحمان و رحیم / مهربان و بخشنده (دارای رحمت بی‌حدومرز)
  10. رئوف (مهربان‌تر از پدر و مادر به انسان)
  11. قریب / نزدیک (نزدیک‌تر از رگ گردن به بندگان)
  12. غفور / آمرزنده (آمرزندهٔ گناهان توبه‌کاران)
  13. مُجیب / برآورندهٔ نیازها (رفع‌کنندهٔ نیاز نیازمندان)
  14. غنیّ / بی‌نیاز (بی‌نیاز از همگان)
  15. عزیز / شکست‌ناپذیر (پیروز و نفوذناپذیر)
  16. عادل / دادگر (منزه از هرگونه ستم و گیرندهٔ حق مظلوم)
  17. کامل / کمال مطلق (دارای جمیع صفات پسندیده و کمالات)
  18. هادی / راهنما (هدایت‌کنندهٔ مخلوقات)

پاسخ استخراج صفات سلبیه صفحه ۶۱ ، ۶۲ و ۶۳ درس هفتم تعلیمات ادیان الهی و اخلاق دهم

استخراج صفات سلبیه

متن زیر را بخوانید و اسمایی را که خداوند از آن‌ها مبرّا و منزه است، استخراج نمایید.

چون خداوند از هر نقصی بدور است، لذا هر صفت و خصوصیتی که از نقص و نیستی سرچشمه بگیرد، نمی‌توان به او نسبت داد. مثلاً جهل و ناتوانی را در نظر بگیرید. جهل و نادانی از «نبودن» علم و آگاهی سرچشمه می‌گیرد و ناتوانی از «نبودن» قدرت و توانایی. پس علم و قدرت ریشه در هستی دارد، حال آن‌که جهل و ناتوانی ریشه در نیستی. و چون نیستی نقص است و در خدا راه ندارد (خداوند هستی بیکران و نامحدود است) لذا جهل و ناتوانی نیز در خدا راه ندارد.

به همین ترتیب، در ذات خداوند محدودیت، تغییر و حرکت، مرکب بودن، ماده و جسم بودن و … راه ندارد؛ زیرا هر یک از این صفات مستلزم نقص و نیستی است. مثلاً محدود بودن، نقص و نامحدود بودن، کمال است.

هر تغییر و حرکتی نیازمند محرک است و نیاز (از هر قبیل که باشد) ناشی از نداشتن و نقص است.

هر موجودی که مرکب از اجزاء است، در وجود پیدا کردن و باقی ماندن، نیازمند اجزای خویش است. به‌طوری که اگر هر کدام از این اجزاء نباشند، آن هم به وجود نمی‌آید. پس هر موجود مرکبی نیازمند است و نیاز در ذات خداوندی راه ندارد (نیاز نشانه پدیده بودن است).

خداوند ماده نیست، زیرا که ماده محدود و مرکب و متحرک است و هیچ‌یک از این خصوصیات در ذات الهی راه ندارد. چون خداوند ماده نیست، لذا جا و مکان نیز ندارد، زیرا که مکان داشتن مخصوص موجودات مادّی است. پس برخلاف تصور ساده‌اندیشان که جایگاه خدا را در آسمان‌ها می‌دانند، خدا برای خود هیچ جا و مکانی اختیار نمی‌کند، بلکه هرجا و مکانی مخلوق قدرت اوست. او همه جا هست امّا جایی نیست. یعنی نمی‌توان انگشت بر جایی نهاد و خدا را در آن‌جا دانست، امّا هیچ جا را نیز نمی‌توان پیدا کرد که علم و قدرت و اراده پروردگار در آن‌جا جاری نباشد. پس در همه جا بودن خدا به این معنی نیست که او چنان بزرگ است که شرق و غرب عالم را پر کرده است، بلکه او محیط بر همه چیز است. او فوق زمان و مکان است، او نه در زمان قرار دارد و نه در مکان.

او را به چشمِ سر نمی‌توان دید، نه در دنیا و نه در آخرت. با دیدگان دل و به نور ایمان و معرفت است که می‌توان او را دریافت.

خستگی، خواب، پیری و فرسودگی، غفلت، پشیمانی، حسد، دروغگویی، ظلم و … هرگز در او وجود ندارند، زیرا همه‌ی این‌ها از نقص و نیستی سرچشمه می‌گیرند و او از هر نقصی پاک و منزه است.

او از هر گونه نیازی پاک و منزّه است. نه به عبادتِ بندگان نیاز دارد و نه اعمال خیر و صدقات و نذرهای ما را لازم دارد. ما هستیم که به این همه نیازمندیم. ما از طریق بندگی و اطاعتِ آن مبدأ بی مثال و با اعمال خیر و صالح خویش به او نزدیکی می‌جوییم، زیرا می‌دانیم که او کمال مطلق است و در نزدیکی به او هر کمالی برای ما حاصل است. نزدیکی به او نزدیکی مکانی نیست، بلکه قرب معنوی است که برای خود حسابی جداگانه دارد.

اسمایی که خداوند از آن‌ها مبرّاست:

  1. جهل و نادانی
  2. عجز و ناتوانی
  3. محدودیت (نامحدود بودن کمال است و مرزبندی نقص)
  4. تغییر و حرکت (تغییر نشانهٔ نداشتن و نقص است)
  5. ترکیب / مرکب بودن از اجزاء (مرکب محتاج اجزای خود است)
  6. جسم بودن و مادی بودن
  7. مکان‌داری / محدود بودن در جا و مکان خاص
  8. زمان‌مندی / محدود بودن در گذشته، حال یا آینده
  9. دیده‌شدن با چشم سر (دیدنی بودن ویژگی اجسام است)
  10. خستگی و کسالت
  11. خواب و غفلت
  12. پیری و فرسودگی و زوال
  13. پشیمانی (ناشی از ندانستن آینده است)
  14. حسد و بخل
  15. دروغ‌گویی
  16. ظلم و ستمکاری
  17. نیاز و احتیاج (به عبادت، صدقات و اعمال بندگان)
  18. مرگ و نابودی

جواب پرسش صفحه ۶۳ درس ۷ تعلیمات ادیان الهی و اخلاق دهم

۱ـ موجودات گوناگون چگونه حکایت از علم و قدرت خداوندی می‌کنند؟

پاسخ: از طریق نظم شگفت‌انگیز، هماهنگی دقیق، تناسب اندام‌ها و کارکرد هدفمندشان؛ هر پدیده و دستگاهی در طبیعت (از کهکشان‌ها تا سلول‌ها و حشرات) حاصل اندازه‌گیری و چینش معینی است که بی‌درنگ از دانش بی‌انتها، حکمت و قدرت بیکران آفرینندهٔ آن خبر می‌دهد.

۲ـ چرا در خداوند نیاز راه ندارد؟ نیاز نشانه چیست؟

پاسخ: خداوند «کمال مطلق» و «هستی بی‌نهایت» است و همهٔ کمالات را در بالاترین مرتبه دارد؛ بنابراین کمبودی ندارد تا برای رفع آن محتاج غیر باشد.

نشانهٔ نیاز: نیاز همواره ناشی از «نقص، نداشتن، محدودیت و پدیده‌بودن (معلولیت)» است و چون ذات خداوند از نقص پیراسته است، نیاز در او راه ندارد.

۳ـ تسبیح و تنزیه خدا از جانب موجودات چه معنی دارد؟

پاسخ: یعنی پاک، منزّه و مبرّا دانستن خداوند از هرگونه عیب، نقص، کاستی، شریک و شباهت به مخلوقات. موجودات جهان با زبان هستی، فرمان‌برداری از قوانین آفرینش و ساختار منظم خود، گواهی می‌دهند که آفریدگارشان از هر عیب و ضعفی پاک است.

۴ـ میان صفات ثبوتیه و سلبیه با تسبیح و ستایش خداوند چه رابطه‌ای است؟

پاسخ: ستایش (حمد/تحمید): ثنا و شکر خداوند به خاطر برخورداری از صفات ثبوتیه (مانند علم، قدرت، کرم، حیات و رحمت).
تسبیح (تنزیه): پاک و مبرّا دانستن خداوند از صفات سلبیه (مانند جهل، ناتوانی، جسمانیت، ظلم و زوال).
نتیجه: حمد و ستایش متناظر با صفات ثبوتی، و تسبیح و تنزیه متناظر با صفات سلبی است.

۵ـ صفاتی مانند مکان داشتن، زمان داشتن و حرکت داشتن ویژه ی چه نوع موجودی است؟ و چرا این صفات نمی‌تواند در خدا باشد؟

پاسخ: ویژهٔ موجودات مادی، مرکب، محدود و نیازمند است.
علت عدم وجود در خداوند: زیرا مکان‌داشتن یعنی محدود شدن در چارچوب حجم و فضا، زمان‌داشتن یعنی اسیر گذر ثانیه‌ها و زوال‌بودن، و حرکت‌داشتن یعنی نیازمند محرّک‌بودن و انتقال از نقصی به کمالی. انتساب این موارد به خداوند با «نامحدود بودن، کمال مطلق و بی‌نیازی محض» سازگار نیست.

پاسخ پژوهش صفحه ۶۳ درس ۷ تعلیمات ادیان الهی و اخلاق دهم

در ابتدای دیوان شعر شاعرانی مانند نظامی، جامی و سنایی اشعاری در وصف خداوند آمده است. به یکی از این دیوان‌ها مراجعه کنید و آن اشعار را یادداشت نمایید و صفات ثبوتیه و سلبیه‌ای را که در آن‌ها آمده استخراج کنید.

پاسخ: متن انتخابی از دیباچهٔ «مخزن‌الاسرار» نظامی گنجوی:

بسم الله الرحمن الرحیم

هست کلید در گنج حکیم

فاتحهٔ فکرت و ختم سخن / نام خدای است بر او ختم کن

پیش وجود همه آیندگان / بیش بقای همه پایندگان

هم قصهٔ نانموده دانی / هم نامهٔ نانوشته خوانی

دور ز تو هم‌چو تویی داشتن / کفر بود غیر تو بگذاشتن

استخراج صفات ثبوتیه از شعر نظامی:

  1. حکیم (دارای حکمت و درستی در تدبیر)
  2. سرمدی / ازلی و ابدی (پیش از همهٔ موجودات بوده و پس از فنای همه پایدار است)
  3. عالم به غیب / علیم (دانای نیت‌ها و سخنان ناگفته و نامه‌های نانوشته)
  4. واحد و یکتا (تنها معبود شایستهٔ ستایش)

استخراج صفات سلبیه از شعر نظامی:

  1. بی‌شریک و بی‌مانند / لیس کمثله شیء (دور بودن از داشتن مثل، مانند و همتا)
  2. بری از زوال و نابودی (خالی بودن از نیستی و پایان‌پذیری)

جواب تفکیک صفحه ۶۴ درس هفتم تعلیمات ادیان الهی و اخلاق دهم

به مناجات زیبای زیر توجه کنید. در این مناجات، شاعر از صفات ثبوتی و سلبی استفاده کرده است. این صفات را مشخص کنید و از یک‌دیگر تفکیک نمایید.

ملکا

ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدایی / نروم جز به همان ره که توام راهنمایی

همه درگاه تو جویم همه از فضل تو پویم / همه توحید تو گویم که به توحید سزایی

تو حکیمی، تو عظیمی، تو کریمی، تو رحیمی / تو نمایندهٔ فضلی تو سزاوار ثنایی

بری از رنج و گدازی بری از درد و نیازی / بری از بیم و امیدی بری از عیب و خطایی

نتوان وصف تو گفتن که تو در فهم نگنجی / نتوان شبه تو جستن که تو در وهم نیایی

نَبُد این خلق و تو بودی نَبُوَد خلق و تو باشی / نه بجنبی نه بگردی نه بکاهی نه فزایی

همه عزّی و جلالی همه علمیّ و یقینی / همه نوریّ و سروری همه جودیّ و سخایی

همه غیبی تو بدانی، همه عیبی تو بپوشی / همه بیشی تو بکاهی همه کمی تو فزایی

احدٌ لیس کمثله صمدٌ لیس له ضدّ / لمن الملک تو گویی که مر آن را تو سزایی

لب و دندانِ سنایی همه توحید تو گوید
مگر از آتش دوزخ بودش روی رهایی

سنایی

پاسخ: دسته‌بندی صفات ثبوتی و سلبی در شعر سنایی:

۱) صفات ثبوتیه (کمالات و اوصاف اثباتی):

  • پاک / قدوس: پاک و منزه بودن
  • خدایی / الوهیت: سروری و صاحب هستی بودن
  • هادی / راهنما: (نروم جز به همان ره که توام راهنمایی)
  • صاحب فضل و بخشش: (همه از فضل تو پویم)
  • سزاوار توحید: (به توحید سزایی)
  • حکیم: دارای حکمت و خرد برتر
  • عظیم: دارای عظمت و شکوه بیکران
  • کریم: بخشنده و باکرامت
  • رحیم: مهربان و باگذشت
  • صاحب فضل و سزاوار ستایش: (نمایندهٔ فضل، سزاوار ثنا)
  • ازلی و ابدی: (نَبُد این خلق و تو بودی، نَبُوَد خلق و تو باشی)
  • عزیز و جلیل: (همه عزّی و جلالی)
  • عالم و دانا: (همه علمیّ و یقینی / همه غیبی تو بدانی)
  • صاحب نور، سرور، بخشندگی و سخاوت: (همه نوریّ و سروری، همه جودیّ و سخایی)
  • ستّارالعیوب / پوشانندهٔ عیب‌ها: (همه عیبی تو بپوشی)
  • مطلق تدبیرکننده: (همه بیشی تو بکاهی، همه کمی تو فزایی)
  • احد و صمد: یکتا و بی‌نیاز تکیه‌گاه همگان
  • مالک‌الملک و فرمانروای هستی: (لمن الملک تو گویی)

۲) صفات سلبیه (تنزیهی و نفی نقایص):

  • بری از رنج و گداز: (مبرّا از سختی، رنجور شدن و ذوب‌شدن)
  • بری از درد و نیاز: (منزه از هرگونه احتیاج، وابستگی و بیماری)
  • بری از بیم و امید: (منزه از ترس و امیدواری به غیر، چون مافوق همه است)
  • بری از عیب و خطا: (مبرّا از هر اشتباه، نقص و گناه)
  • محدود نبودن در فهم و عقل بشری: (نتوان وصف تو گفتن که تو در فهم نگنجی)
  • نداشتن مِثل، شبیه و تصور مادی: (نتوان شبه تو جستن که تو در وهم نیایی / لیس کمثله)
  • ثبات محض و عدم حرکت، تغییر، دگرگونی، کاهش و افزایش: (نه بجنبی، نه بگردی، نه بکاهی، نه فزایی)
  • نداشتن ضد و دشمن هم‌تراز: (لیس له ضدّ)

توجه: شما دانش آموز پایه دهم متوسطه دوم می توانید برای دسترسی سریع و آسان تر به معنی مطالب آموزشی و جواب سوالات درس های کتاب تعلیمات ادیان الهی و اخلاق ویژه اقلیت های دینی پایه دهم متوسطه دوم ، در انتهای عنوان خود عبارت «ماگرتا» را نیز در گوگل جستجو کنید.

پاسخ درس بعدی:

پاسخ درس قبلی: جواب درس ششم تعلیمات ادیان الهی و اخلاق دهم

📝 در انتها امیدواریم که مقاله جواب سوالات تمرین های درس ۷ هفتم تعلیمات ادیان الهی و اخلاق ویژه اقلیت های دینی پایه دهم متوسطه دوم ، برای شما دانش آموزان عزیز مفید بوده باشد و توانسته باشید تا از آن استفاده و بهره برده باشید.

زنجیران

هم‌بنیانگذار ماگرتا ، عاشق دنیای وب و ۷ سالی ست که فعالیت جدی در حوزه اینترنت دارم. تخصص من تولید محتوایی‌ست که مورد نیاز مخاطبان است. مدیر ارشد تیم شبکه های اجتماعی سایت هستم. به قول ماگرتایی‌ها وقت بروز شدنه !

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهارده + 9 =