فرهنگ و هنر

معنی تمام شعرهای کتاب فارسی پایه هشتم + دانلود فایل PDF

ترجمه و معنی تمام اشعار کتاب فارسی ( ادبیات ) پایه ( کلاس ) هشتم ۹۸

معنی و ترجمه تمام شعرهای کتاب فارسی هشتم : امروز قصد داریم در این مقاله از بخش فرهنگ و هنر ماگرتا ، تمام معانی و ترجمه شعرهای کتاب فارسی پایه هشتم را برای دانش آموزان این پایه قرار دهیم.

در ادامه برای استفاده و یا دانلود فایل PDF معنی تمام شعرهای کتاب فارسی هشتم ، با ماگرتا همراه باشید.

همچنین بخوانید: معنی شعرهای فارسی هفتم ۹۸ – تمام اشعار کتاب فارسی هفتم


دانلود فایل پی دی اف معنی شعرهای کتاب فارسی هشتم

برای دانلود و دریافت فایل پی دی اف (PDF) تمام معنی شعرهای کتاب ادبیات پایه هشتم ، بر روی لینک مستقیم زیر کلیک کنید.


معنی تمام شعرهای کتاب فارسی هشتم


معنی شعر ستایش: به نام خدایی که جان آفرید – صفحه 10

1-  به نام خدایی که زندگی بخشید و قدرت سخن گفتن را به ما داد.
2-  خدایی که همیشه با ماست و یاری رسان است و بخشنده و توبه پذیر است.
3-تحت فرمان او است همه چیز . مثل انسان و  پرنده و مورچه و مگس.
4- یکی را خوش بختی دهد و دیگری را از خوشبختی کنار گذارد.
5-آتش را تبدیل به گلستان کرد برای خلیل {ع} و کسانی را فرو برد در آتش آب نیل.
6 – در نزد او تمام بزرگان کوچک و ناتوان هستند .
7- جهان متفق هستند بر خدایی او و دنیا ناتوان مانده از یافتن ذات او.
8-انسان همچو او نیابد دیدگان ناتوان در یافتن انتهای جمال او.
9-نگاهی بر دل خود بیندازی او به تو صفا را عطا می فرماید.
10-راه حق راه حضرت محمد{ص} و جز راه حق او هیچ راهی حق نیست و تنها در این راه می توان رفت نه راه دیگری .


معنی شعر پیش از این ها – درس اول صفحه 12

1- در گذشته فکر می کردم که خداوند خانه اش در میان ابرها است.
2-مثل قصر پادشاه های افسانه ای و داستانی خشتی از آن از الماس درست شده و خشتی از طلا ساخته شده.
3-ستون و پایه برج هایش از عاج و بلور ساخته شده بر تختی نشسته است با غرور بسیار.
4-ماه یکی از درخشندگی تاج او و هر ستاره پولکی از تاجی بود که داشت.
5- رعد و برق هایی که در شب است از خنده ی اوست و سیل و طوفان
به خاطر نعره ی توفنده او بود.
6-هیچ انسان و جانوری نمی‌داند او کجاست و هیچ کس را در حضورش راه نمیداند.
7-آن خدا بر هیچ چیز رحم نمی‌کرد و خشم گین و عصبانی بود.
8- وجود داشت ام در بین ما نبود نه مهربان بود و نه ساده و زیبا.
9-دوستی برای او بی معنا بود و مهربانی برای او بیگانه بود
10-هرچه از کسی راجب کار او و زمین و آسمان می پرسیدم
11- زود میگفتند که پرسو جو از کار او نادرست است و این قسمت و حکمت است.
12- قصد من از خواندن نماز و دعا تنها در امان ماندن از خشم او بود.
13- در گذشته از خدا تصویری خوب و درست نداشتم و ناراحت بودم
14-تا که شبی همراه پدر رفتیم برای سفری .
15 – در روستایی که بر سرما بود خانه ای دیدم که به نظرم آشنا و خوب بود.
16-از پدرم پرسیدم: اینجا چه جایی است گفت اینجا خانه ی خوب و پاک خدا است.
17-گفت :میتوان اینجا خلوت کرد و نمازی ساده را خواند.
18-با وضو دست و رو را تازه کرد با خود و دل خود گفت و گویی کرد
19-گفتم: پس آن خدای خشمگین و ناراحت و خانه اش در زمین است؟
20-گفت: بله خانه ی او ساده و پاک با فرش های گلیمی است.
21-او ساده و مهربان و بی هیچ کینه ای است مثل نور در آیینه است.
22- عادت او دشمنی و ناراحتی و خشم نیست نام او نور است و نشانه اش روشنایی برای ما .
23- تازه در کردم که این خدا خدایم است همین خدای دوست و مهربان با ما است.
24-دوستی حتی از خودم به خودم و از رگ گردن نیز به من نزدیک تر است.
25-می توان سپس با همین خدا دوستی ساده و پاک و آشنا باشم.


معنی شعر صورتگر ماهر – درس دوم صفحه 20

به راستی هیچ کس نمی‌داند که در فصل بهار ، این همه نقش و نگار و از کجا آشکار می‌گردد.
عقل انسان ها شگفت زده میشود که چگونه این همه گل های زیبا و تر و تازه از خاک تیره و افسرده میروید؟؟؟
چرا نمیپرسی که این تصاویر و نقش ها از کجا پدید آمده و چرا به دنبال این نیستی که بدانی این تصویرها از کجا  آشکار شده است؟؟؟
برق از اشتیاق چه کسی این گونه قه قه میخندد و ابر از دوری چه کسی اینطور زار زار گریه میکند؟؟؟
آن نقّاش ماهر که بدون تقلید از کسِ دیگری ، این همه نقش و نگار بر صفحه جهان نقّاشی کرده است، کیست؟؟؟


معنی شرح انتظاری صفحه 42

2.     تومانند حضرت ابراهیم سخنان تاثیر گذاری و مانند او برای شکستن بت های بدی و گناه آمده ای بیا ببین که در نبود تو خدای ما دوباره مانند بت های زمان ابراهیم (ع)تبدیل به سنگ و چوب شد.

3.بسیاری از انسان ها دوست ندارند تو بیایی و حق طلبی کنی .نیامدن تو برای آن ها خوب است.نه برای ما که به خاطر ظلم و ستم خسته و دل شکسته و اندوهگینیم.

4-در تمام طول هفته منتظر آمدن جمعه هستم اما این جمعه هم گذشت وتو نیا مدی.


معنی شعر راه نیک بختی – صفحه 45 فارسی هشتم

1.     من با این سخن درپی خوشبختی تو هستم.پس آن چه را که میگویم به خاطر بسپار.
2.     درطول عمر خود سحر خیز باش و از خوابیدن در هنگام صبح دوری کن.
3.     با مادر خود مهربان باش و با جان و دل آماده خدمت کردن به او باش.
4.     با ادب و احترام به پدرت نگاه کن و از سخن او اطاعت کن و سر پیچی نکن.
5.     وقتی پدر و مادر از تو رازی باشند خداوند از تو راضی خواهد بود.
6.     تلاش کن که هرچه استاد می گویند آن را به سرعت یاد بگیرید.
7.     آگاه باش که سخنی به جز راست نگویی (فقط راست بگو) حتی اگر به زیان تو باشد.
8.     هر شب که به رختخواب می روی در این مورد خوب بیندیش….
9.     که آن روز چه چیزی به علم تو اضافه شده و از کارهای خود چه سودی برده ای .
10-روزی را که در آن کار انجام نداده ای جزء عمر خودت به حساب نیاور (زیرا ارزشی ندارد).


معنی شعر آزادگی – درس هفتم صفحه 55 و56

1- شخص پیری لباس پشمی خشنی پوشیده بود و کوله باری از خار را با خود حمل می کرد .
2- آن پیرمرد باهر قدمی که برمی داشت خدا را شکر می کرد
3-ای خدایی که این روزگار و آسمان را برافراشته ای و ای کسی که آرامش دهنده ی دلهای غمگین هستی
4-وقتی که از سر تا پای خود را نگاه می کنم می بینم که همه نوع بزرگواری در حقم کرده ای
5- خوش بختی و سعادت را در مقابل چشمان من قرار داده ای و ارجمندی و بزرگی رامانند تاج بر سر من نهادی
6-من در حدی نیستم که بتوانم از عهده ی شکرگزاری و سپاس های تو برآیم
7-نوجوانی در حالی که اسب غرور را می راند به پیر نزدیک شد
8-جوان ستایش پیرمرد را شنید و به او گفت : ای پیر کودن خاموش شو
9-تو خار بر پشت نهاده ای و به سختی راه می روی ! بخت و اقبال و عزتت کدام است ؟
10-تو عمرت را در خارکشی به سربرده ی و هنوز تفاوت خواری و سربلندی را نمی دانی ( زندگی را تلف کرده ای و بیهوده گذرانده ای)
11-   پیر گفت چه سربلندی از این بهتر که محتاج به کسی چون تو نیستم
12-که ای فلانی به من صبحانه یا شام بده و یا نان و آبی که بخورم
13-خدا را شکر می گویم که مرا خوار و ذلیل نساخت و به شخصی پستی چون تو گرفتار نکرد
14-با وجود فقر و نداری خداوند به من آزادی و آزادگی بخشید ( آزادی : در گذشته به معنی : شکرگزاری و آسودگی )


معنی شعر پرچم داران – درس دهم صفحه 79

بیت1:ای کشورم پناهگاه دلها                  ای کشورم ای خانه ی تن من
بیت2:ای کشورم که تو نوری و ما همه چشمیم{ما همه سر افرازی و اقتدار تو را می بینیم}  ای کشورم که تو جانی در بدن ما
بیت3:نکته ای گویم اگر تو بشنوی       شاد بودن روح وزنده بودن و پایدار بودن بدن
بیت4:انسان را هفت محبت{عشق}بر دل دارد     نبود کمتر از هفت شیطان
بیت5:عشق ورزیدن به وطن وزندگی و دین عزت بر خانواده و مال و وطن
بیت6:آن که کشور خود را دوست نداشته باشد      مرده بودنش بهتر از زنده بودنش است.


معنی شعر ای وطن – صفحه 82 فارسی هشتم

(برخی از ابیات که نیاز به ترجمه داشته آورده شده)

-ای ایستاده در چمن آفتابی معلوم
ایوطنی که مانند درختی در سبزه زاری
مقابله آفتاب روشن قرارگرفته ای.
-ای آفتاب شمایل دریادل
ای وطن ظاهرت مانند آفتاب است
و دل تو مانند دریا بزرگ و وسیع است .
-و بیش از آنکه من خوف تبر را نگرانم
بیش تراز آن که من از ترس تبر نگران باشم…
-چه قدر به اقیانوس میمانی
چه قدر اقیانوس ، وسیع هستی.
در دور های کویر طبس
آن اتفاق
یادت هست؟         اشاره دارد به حادثه ی 1359که در آن چند هلیکوپتر آمریکایی قرار بود در عملیاتی مخفیانه وارد ایران شوند و رسیدند ، طوفان شن باعث شد چندتا از هلیکوپترها سقوط کنند و بقیه مجبور به بازگشت شوند.
به این ترتیب عملیات آن ها فقط با یاری خدا و بدون دخالت نیروهای ایرانی ناموفق ماند.


معنی شعر شیر حق – معنی ابیات درس یازدهم صفحه 86

1-از علی (ع)پاکی نیت و کردار را بیاموز و بدان که شیرخدا(اشاره به لقب<<اسدالله>>از لقب حضرت علی(ع))
از هرگونه ناراستی و فریب کاری پاک است.
2-در جنگی با پهلوانی روبه رو شد ، باسرعت شمشیرش را بیرون کشید و باشتاب به سویه او دوید.
3-آن مرد ، آب دهانش را بر صورت حضرت علی (ع)که افتخار انبیا و اولیای خدا بود ، انداخت.
4-علی (ع)فورا شمشیرش را انداخت و در جنگیدنش درنگ کرد.
5-آن مرد جنگجو از این رفتار علی (ع) و بخشش و مهربانی خلاف انتظارش حیرت زده شد.
6-[جنگجو]گفت :شمشیر تیزت را برابر من بالابرده بودی ، چرا آن را انداختی و من را رها کردی؟
7-[علی(ع)]گفت:من برای خدا شمشیر میزنم و بنده  خدا هستم نه بنده  جسم و هوس های آن.
8-من شیر خدا هستم و شیر هوس های انسانی(در اینجا : خشم)نیستم و رفتار من شاهد و گواه دین و عقیده
من است.
9-وسوسه  خشم و شهوت و حرص ، آن کسی را که دیندار نیست ، از راه به در میکند
10-وقتی پای چیزی به غیر از خدا(یعنی خشم که صفت انسانی هست)به میان آمد ، سزاوار تراست
که شمشیرش را پنهان کنم.(یعنی وقتی دیدم در آن لحظه فقط بخاطر تلافی و خشم می خواهم
شمشیر را برتن تو فرود بیاورم و نه بخاطر خدا ، دیدم بهتر است آن را پنهان کنم.)


معنی شعر یاد حسین (علیه السلام) – درس سیزدهم صفحه 95

دهان سخن گو از داغ دل،آن چنان تشنه شد که برای ردیف شعرش از کلمه “تشنه”استفاده کرده است.
از بس آه کشیدم جوهرِ قلم خشک شد و قلم با سوز و اندوه بر روی دفتر نوشت “تشنه”.
آه افسوس از آن روزی که در بیابان بلا،آن شاهِ بی لشکر و یاور تشنه بود.
با لب خشک و دل اندوهگین و چشم خیس از اشک،در آن بیابان در دریای بلا غرق شد.
دل خاندان پیامبر(ص) در سینه شان با تشنگی مانند ماهی ای که از آب بیرون افتاده باشد،می تپید.
تمام خاندان پیامبر(ص) از بزرگ گرفته تا کوچک همه تشنه بودند و نسل حضرت علی(ع) از اکبر گرفته تا اصغر تشنه بودند.
آن کسی که در کنار حوض کوثر،تشنه گان را سیراب می کند،چرا و به چه گناهی باید در کنار رودی بزرگ تشنه لب کشته شود؟.
وقتی عباس جوان توانست به سمت آب رود فرات برود و به آن دست یابد یا یاد حسین (ع) تا قیامت تشنه ماند.
از قلم فدایی مانند دلش آه بلند شد که پی در پی بر روی کاغذ نوشت تشنه.


معنی شعر پرنده آزاد – درس شانزدهم صفحه 112

معنی شعرهای کتاب فارسی هشتم

محمد در بغل پدرش مثل پرنده ای ترسناک لانه دارد
_آه ای پدر ، مرا بپوشان بپوشان بال های من در برابر این طوفان بسیار علیل است ، علیل در مقابل این تاریکی  و آنهایی که پرواز می کنند آن بالا.
محمد سفیر ی است که دوستی ندارد نزدیک به اصلحه  شکارچی است که رحم نمی کند او در سایه ی خود. تنهاست صورتش روشن است ، مثل روشنی خورشید قبلش هم قرمز و روشن است ، مثل سیب شکارچی می تواند صید کردن نوع دیگری بنگرد.
با خودش می گوید:
((حال او را ول کنم ، تا وقتی که توانایی تلفظّ فلسطین را بدون غلط تلفظّ کند و فردا نا فرمانی کند ، صیدش می کنم))
خونی است که از رسالت فرستاده ی خدا جوشیده است پس ای محمد بالا بیا تا بالا بیایی به آخرین درجه
کودکان سنگ
جهان را خوب بنگر با اینکه در دست هایش به غیر از سنگ هیچ چیز دیگری نبود مثل آتش ها درخشید و مثل مژدگانی از راه رسید و استقامت کردند و فریاد زدند و شهید شدند.
آه ای اصحاب مکر و پاک کننده گان هر قدم که زمان بایستد به زودی بچه های سنگ بایر تان می کنند ای دانش آموزان آواز و صدا و ندا به ما یاد بدهید که چگونه سنگ در دست های کودکان را شجاعت می کنید؟
ای فرزندان آواز و صدا و ندا با تمام قدرتتان محبوب شوید و در راه تان محکم بمانید و در بیشتر نبرد ها جلو بروید ای دوست های کوچک ما برای جدا کردن زیتون ها آماده باشید وقتی که درختان زیتون بار ده می شوند ملتی به دنیا می آید و کره ای دیگر آشکار می شود


معنی شعر نیایش فارسی هشتم – صفحه 125

خداوندا نظری به من کن و راه رسیدن به خودت را به من نشان بده
نظری به من کن و من را صدا بزن و راهی به من نشان بده تا بسویت بیایم.
به اسم خود به من بزرگی بده و من را رفیق لطف بیکران خود کن.
از آن آب گوارا به من بده تا با آن وضو بگیرم و از خواب غفلت بیدار شوم.
به بخشندگی خودت به من نگاه کن و من را در آخرت شفاعت کن.

منبع
NomreBartar
برچسب ها

زنجیران

هم‌بنیانگذار ماگرتا ، عاشق دنیای وب و ۷ سالی ست که فعالیت جدی در حوزه اینترنت دارم. تخصص من تولید محتوایی‌ست که مورد نیاز مخاطبان است. مدیر ارشد تیم شبکه های اجتماعی سایت هستم. به قول ماگرتایی‌ها وقت بروز شدنه !

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن