سرگرمیموزیک

متن نوحه شب هفتم محرم 1401 ❤️ شهادت حضرت علی اصغر (ع)

متن نوحه مداحی زمینه ، واحد ، سینه زنی ، شور و روضه برای شب هفتم محرم ۱۴۰۱

متن نوحه و مداحی شب هفتم محرم 1401 ؛ شب هفتم محرم به طفل شش ماهه حضرت علی اصغر (ع) اختصاص یافته است و به مناسبت این شب سوزناک، در این مقاله از بخش مداحی ماگرتا ، متن نوحه و روضه عزاداری شب هفتم محرم ۱۴۰۱ را قرار داده‌ایم. با ماگرتا همراه باشید.

مطلب پیشنهادی: متن نوحه شب ششم محرم
و
متن نوحه شب هشتم محرم

متن مداحی شب هفتم محرم
متن مداحی شب هفتم محرم

متن نوحه و مداحی شب هفتم محرم ۱۴۰۱

متن مداحی روضه شب هفتم محرم محمود کریمی

قربان صورتش طفلی که شکل فاطمه بوده است سیرتش
(علی جان چرا سر در گریبان چون جنینی برای من امیر المومنینی)
هرچند کودک است اما نگاه کن به علی رفته هیبتش
باب الحوائجی یک قطره ی کم است ز موج کرامتش
دوزخ شود بهشت در حشر اگر که جلوه کند با شفاعتش

از فرش تا به عرش عالم تمام غرق دریای رحمتش
جمع ملائکه صف بستند بین نماز جماعتش
در فقه کربلا ثابت شده است بر همگان مرجعیتش
وقته تلزی است اهل کلام تشنه فن بلاغتش
آمد حسین با زیبا ترین فراز کتاب هدایتش

یک قطره اب خواست افسوس اهل کوفه نکردند اجابتش
لَیْتَکُم فی یَوْمِ عاشــورا جمیـعاَ تَنْظُرونی
(ای کاش، همگی در روز عاشورا بودید و می‌دیدید.)
کَیْفَ اِسْتَسْقی لِطِفْـلی فَاَبوا اَن یّرْحَمُونی
(که چگونه برای کودک خردسالم،آب خواستم وآنان رحم نکردند)

آری نسیم هم خیلی مراقب است زمان زیارتش
سر بسته است حرف اهل کنایه باش
لطیف است صورتش
ینی لبش تا امشب ترک نداشت
بی چاره مادرش جان میکند عزیز دلش در برابرش

لعنت به حرمله میشد بلند نعره الله اکبرش
یک شعبه داشت آه اما نگاه کرد به آن تیر دیگرش
بر روی دست شاه یک روضه بی سر است که خواندند اصغرش
قنداقه پاره شد محکم رسید تیر وبهم ریخت پیکرش
از استخوان گذشت آری برید از سه طرف هرسه خنجرش

تیر سه شعبه برد از صورتش کمی و تمامی حنجرش
افتاد از روی شانه های علی بر زمین سرش
می آید از گلو همراه خون صدای نفس های آخرش
یک سر به نیزه رفت ژیش نگاه حرمله بی چاره مادرش
عمرش به سر رسید وقتی به مادر علی اصغر خبر رسید

یک باره پیرشد از انتها ی خیمه زنی تا به در رسید
نفس ببین به شروع دعای استثغا
گرفت بارش رحمت ز ربنای حسین
هر کس که دید راس تو را روی نیزه ها
آهی کشید و گفت بیچاره مادرت
اگر دشمن بر این صحرا بتازه

دیگه چیزی از این پیکر نمونده
سر تو قاتل مادر شده نیزه نشین
بس که افتاد زمین
سر نیزه بزرگ است برای سر تو
به فدای سر تو
دیدم از تیر سه شعبه گلم از خواب پرید
گوش تا گوش درید

نعشه های بدنت
بچه ها دست بابا خونی شده
گمونم شیش ماهه قربونی شده
عباشو بروی اصغر کشیده
حسینن حسین حسین
میروی قدری آرام تر

متن نوحه شب هفتم محرم میثم مطیعی

علیِ اکبر اذان گفته
شده هنگام نماز من
علی اصغر بیا بابا
رسیده وقت قنوت و راز و نیاز من
نوایم را، ربنایم را با خودت بالا می‌بری چون آه
که قرآنم می‌شود کامل با تو اینک ای سوره کوتاه

به وقت قنوتم، عقیق منی تو، به دست قنوتم چه زیبایی
بیا گل سرخم که عطر گلابت نمازم را کرده رؤیایی
تو نغمه راز و نیاز منی، تو شعله سوز و گداز منی
به سرخی رویت، به خون گلویت
تو مٌهر قبول نماز منی
شکوفه ی سُرخَم خداحافظ

تبسم‌هایت چه شد بابا
تلظی‌هایت مرا کشته
تماشای قد و بالایت
غروب سرخِ رخ زیبایت مرا کشته
گلوی تو زیر برق خورشید این صحرا می درخشد باز
در آن سوی معرکه چشم تیر بی‌پروا می‌درخشد باز

گلوی سپید و سه شعبه رسید و کبوتر نازم پرید از خواب
خبر نبرد کاش، نسیم بیابان، ز خون گلویش برای رباب
ببین همه هستم ز دستم رفت، به‌روی دو دستم ز دستم رفت
ببین که شکستم، به گریه نشستم
که غنچه باغم … ز دستم رفت
شکوفه ی سُرخَم خداحافظ

متن مداحی شب هفتم محرم بنی فاطمه

بسم الله الرحمان الرحیم
به نام خدای حسین
و فدیناه بذبح عظیم
به پا شد عزای حسین
نام حسین آمد

عالم یک صدا شد
نام حسین آمد
اینجا کربلا شد
میجوشد از زمین
خون خدا حسین

ما عاشق توییم
لبیک یا حسین
بسم الله الرحمان الرحیم
شده خیمه ها قحط اب
عطش وناله و گرما و تب
گرفته صدای رباب

ای طفل معصومم
رفتی ز هوش اصغر
هل من معین شم
امد بگوش اصغر
برخیز عزیز من
دارد نوا حسین

با گریه ات بگو
لبیک یا حسین
ز حرم عازم میدان شدی
در اغوش بابا علی
برو شاید قطره ای به خشکی لب ها علی
دلشوره افتاده

در جان من مادر
شد همهمه بر پا
در آن سوی لشکر
شد آسمان کبود
در چشم مضطرم
بابا گریه کنان
آمد سمت حرم
لبیک یا حسین

متن روضه شب هفتم محرم میرداماد

خانمایِ حرم بچه م نمیره
داره از تشنگی آتیش میگیره
کسی اینجا یه ذره آب نداره؟
روی دستم داره از هوش میره
بالام لای لای .. گُلوم لای لای .. علی م لای لای .. من هیچی نمیخونم روضه هیچی متن روضه نمیخونم دیگه اهل روضه بودی و هستی و حق روضه رو هم ادا کردی فقط زبان حال مادر میخونم
میترسم از غم فردات مادر

بمیرم خشکِ دست و پات مادر
ندارم مرهمی تو خیمه حالا
براِ زخم روی لب هات مادر
قرار شد با رباب آروم بریم جلو
ما گریه کردیمُ دشمن چه شاده
چه کاری تشنگی دستِ تو داده

بمیره مادرت دارم میبینم
ترک رویِ لبات خیلی زیاده
چرا این غصه ها آخر نمیشه
روزایِ بی کسی مون سر نمیشه
بیا زینب ببین هر کاری کردم
چرا حال علی بهتر نمیشه

شب هفتمِ به خدا دلم نمیاد بچه رو بغل کنم .. آروم تو بغل فقط میخوام تصور کنی ..
شروع کرد با بچه حرف زدن قبل از اینکه بخواد بدش به عمه گفت:
داری میری تو میدون زود برگرد
میشه مادر پریشون زود برگرد
به دلِ من بد افتاده عزیزم
برو اما علی جون زود برگرد

میشد ای کاش موتُ می پوشوندم
زیر خورشید روتُ می پوشوندم
یه جوری کاش میشد قبل رفتن
سفیدی گلوتُ میپوشوندم
تا بچه رو روی دست گرفت … نانجیب تیر رو رها کرد
شنیدم آه مادر تیر خوردی

یه جرعه خون به جایِ شیر خوردی
گلویی رو که من دیدم گمونم
عمیقاً ضربه‌ی شمشیر خوردی
آخه گلوی شش ماهه تیر نمیخواد ..
هوا گرمه ولی دستام سرده
کمون حرمله با تو چه کرده

دعا کردم علی رو دستِ بابا
گلوت پاره نشه ، سر برنگرده
خدایا دیگه جلوتر نرم ..
غمت راه نفس میبنده مادر
لبت تو حالت لبخنده مادر
نمیتونم ببینم بند جونم

گلوی تو به مویی بنده مادر
هیچ شهیدی رو خود ابی عبدالله ننشست برای هیچ شهیدی خودش قبر نکند .. تنها شهیدی که خودش دفن کرد .. (خیلی روضه‌ی علی اصغر منحصر به فرده) تنها شهیدی که خودش دفن کرد .. تنها شهیدی که خودش خاک ریخت رو بدن .. (من دلم رفته مدینه) کجای رفته دلم ..
همه دیدن رفت پشت خیمه ها کاش مثل باباش امیرالمومنین چهل تا صورت قبر برای علی اصغر درست میکرد .. (زود میگمُ رد میشم هرکی گرفت ..) کاش مثل باباش چهل تا صورت قبر درست میکرد کسی نفهمه قبر مادرش کجاس ..
یدونه قبر درست کرد پشت خیمه وقتی لشکر حمله کرد دیدن یه عده رفتن پشت خیمه ها هی با نیزه میزنن تو زمین ..
اجازه بدید روضه م رو اینجور جلو ببرم .. مادر .. شما هم شش ماهه از دست دادید .. شما هم محسن از دست دادید .. اما محسنت به دنیا نیومده رفت (مادرا حرف منو بهتر میگیرن) مادری که بچش به دنیا نیومده سقط بشه از دنیا بره سخته ، داغ هر جوری باشه سخته . اما به دنیا نیومده بره راحت تره زود برمیگرده به زندگی زود با این غصه کنار میاد چون تصویری از بچه تو ذهنش نیست ..
اما وای به دل مادری که شش ماه بچشُ بغل کنه .. دستاشُ ببینه .. چشماشُ ببینه .. شش ماه بچه شُ شیر بده صدای گریه و خندش تو گوشش باشه .. چیکار کرد رباب ؟!! ببخشید نمیشه نگفت میتونی تصور کنی رباب تو کربلا بالا سر علی گریه نکرد؟! الله اکبر .. تو رو خدا امروز تا صبح فکر کن چرا یه مادر میتونه اینقدر محکم باشه؟! دلیلش چیه جز عشق به حسین ..! جز اینکه نمیخواست امامش اذیت بشه ..! دیدی به داغ دیده میگن گریه کنه سبک بشه آروم بشه داغ دیده گریه نکنه همه میگن نکنه یهو دق کنه ، نکنه سکته کنه .
هی زینب میگفت رباب گریه کن .. خیره خیره نگاه میکرد .. رباب گریه کن ..
بعضیا میگن شام غریبان گریه کرد . اینی که میگن شام غریبان رباب آب خورد شیر امد تو سینه ش من میگم آب نخورد بعیده از این مادر تا آب آزاد شد آب بخوره .. آخه کسی که تو سایه نرفت بعد حسین .. (چرا ؟!!) چون دیده بود بدن حسینش زیر آفتابه ، آب بخوره ؟! عاشورا گریه نکرد شام غریبان گریه نکرد گلوی پاره دید گریه نکرد هی ریخت تو خودش کجا گریه کرد؟ واسه کی گریه کرد؟
نگاه کرد دید یه سر بریده رو تو تشت .. عبیدالله چوب برداشت ، دیدن از تو جمعیت یه زنی خودشُ انداخت رو سر بریده .. هی سر حسینُ بغل کرد .. حالا گریه کن رباب ..

متن نوحه علی اصغر محمود کریمی

خسته شده چشمات ای وای ای وای
مادر فدا لب هات ای وای ای وای
میوفتی از بالا ای وای ای وای
پیش سر بابات ای وای ای وای
میروی قدری آرام تر روی نی آرام مادر

از دل گهواره رفتی روی نی الله اکبر
علی لای لای علی لای لای بالام لای لای
سایه می اندازی روی سر من
سرو قدت رو نیزه گل پسر من
یک شبه مردی شدی دلاور من

خسته شده چشمات ای وای ای وای ای وای
مادر فدای لب هات ای وای ای وای ای وای
میوفتی از بالا ای وای ای وای ای وای
پیش سر بابات ای وای ای وای ای وای
علی لای لای علی لای لای بالام لای لای

آب که شد بعد از تو آزاد
آتشی بر جانم افتاد
آب رسید اما تو رفتی
ای خدا ای داد بیداد
بس که به دنبال نیزه دویدم

بس که به روی خود پنجه کشیدم
از بغل نیزه تا خدا رسیدم
گهواره شد دستم ای وای ای وای ای وای
دنبال تو هستم ای وای ای وای ای وای
میشد خدا ای کاش ای وای ای وای ای وای
چشماتو میبستم ای وای ای وای ای وای
علی لای لای علی لای لای بالام لای لای

کودک معصومم پیر شد
تشنه در میدان سیر شد
حاجت قلب من شیر بود
شد روا شد اما پیر شد
خاک بیابان ها بر سر و رویش
پر شده با نیزه حجم گلویش
مثل ستاره ای شدی پیش عمویت

گلم بردی مرا از یاد ای وای ای وای ای وای
مویت به دست باد ای وای ای وای ای وای
هر چه تو را بستند ای وای ای وای ای وای
بازم سرت افتاد ای وای ای وای ای وای
علی لای لای علی لای لای بالام لای لای
گولوم لای لای

متن روضه شب هفتم محرم بنی فاطمه

السلام علیک یا ابا عبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک علیک منی جمیعا سلام الله ابدا ما بقیت و بقی الیل و النهار ولا جعله الله آخر العهد منی لزیارتکم السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین”
اللهم عجل لولیک الفرج….
نفس تو سینه دم گرفته
بازم چشام و غم گرفته
بهونه ی حرم گرفته
دلم گرفته..دلم گرفته..

ردم نکن که جا ندارم
کسی به جز شما ندارم
جز اسم تو نوا ندارم
دلم گرفته..دلم گرفته..
ارباب..ارباب..
تو این دل شب گدا تو دریاب

ارباب..ارباب..
به جون زینب گدا تو دریاب ،گدا تو دریاب.. کافیه برا علی اصغر یک بیت بخونی ، بگی:
بگو به خواب بیاید و به چشم من بنشینید
که من بخواب روم بلکه خواب آب بینم
تشنگی خواب هم از چشمت می گیره …

دوش چشمی بر زمان انداختم
با کمیت وحی پرسو ساختم
رفتم آنجایی که جبریل خیال
با فرا تر رفتنش می سوخت بال
چشم بر آغوش عرش انداختم
هفت جنت را مجسم ساختم

لب فرو بستم،سخن مَحرم نبود
رفتم آنجایی که من،مَحرم نبود
سیر کردم با نزول و با سعود
در تمام آفرینش هر چه بود
ناگهان کردم به چشم دل نظر
بر زمینی ز آسمانها خوبتر

هفت جنت در مسیرش خوشه ای
آفرینش در درونش گوشه ای
جنتی دل، حلقه ی در های او
از ملک بهتر کبوتر های او
انبیا آرند بر گردش طواف
مگه کجاست؟

اولیا را دشت و صحرایش مطاف
اشکها در دامنش انجم شده
مُلک امکان در درونش گم شده
همچو مجنون هر طرف بشتافتم
طایری با بال خونین یافتم
محو مات روی زیبایش شدم

مست در بزم تماشایش شدم
گفتمش ای مرغ زیبا کیستی؟
تو ز آب و خاک این گل نیستی

تو که هستی گو که اینجا کجاست؟
گفتمش،گفت:من جبریلم اینجا کربلاست
کربلا هم عشق و هم شور من است
کربلا سینای من، طور من است

کربلا لوحی ز سِرّ ابتداست
کربلا یک قطعه از خون خداست
کربلا..کربلا..کربلا..کربلا..کربلا..کربلا..کربلا..
شب علی اصغر اگه بخوام روضه بخونم همین کافیه..
لالایی،لا لالایی،لا لالایی،لا لالایی،لالایی،لا لالایی..
مثل یک شاپرک از دستای من پر می زنی

داره پر پر می زنه،چندتا خیمه است..یکی خیمه،خیمه زینبه،یک خیمه خیمه حسینهیک خیمه خیمه نجمه و قاسم و عبداللهیک خیمه خیمه ربابه،جلوتر از همه خیمه ها خیمه عباسه …اما همه اینها تو یک خیمه جمع اند اونم خیمه ربابه،آخه هر کاری می کنندعلی خوابش نمیبره گاهی سکینه بغلش می گیره،گاهی رقیه بغلش می گیره گاهی زینب در آغوشش می گیره،امان از اون لحظه ای که بچه گریه بکنه مادر نتونه کاری براش انجام بده،جانم به این گریه ها..امشب من برا علی اصغر گریه نمی کنم، امشب من برا اون مادری گریه می کنم که هزار آرزو داشت برا بچه اش،همچین که خدا علی اصغر رو بهش داد می گفت ان شاءالله بزرگ می شی..ان شاءالله مثل علی اکبر می شی..جانم..جانم..روضه علی اصغر ،روضه خجالت کشیدن حسینه..روضه سکینه خانم،روضه خجالت کشیدن ابوالفضله..روضه ابوالفضل،روضه خجالت کشیدن ام البنینه..آخه بعد عاشورا هر روز می اومد می گفت رباب عباسمو حلال کن،نتونست برا علی اصغر آب بیاره..گفت خدا رحمت کنه اون کسانی که برا حسین بلند بلند گریه می کنن ..جانم به این گریه ها،جانم به این ناله ها،گفت روضه خون،نیمه شب از روضه بر می گشت،همچین که رسید سر کوچه،ماه محرمه روضه خونده،خسته..گفت برم خونه.گفت داداش رفتم خونه،سر کوچه مردی نشسته بچه ای رو بغل گرفته،خیال کرد مستحقه،سکه ای رو گذاشت رو قنداق بچه،پدر بچه سرشو بالا آورد گفت آقا شیخ من می شناسمت روضه خون آقام حسینی من گدا نیستم،گفت پس نصف شبی با بچه شیر خوار سر کوچه چه می کنی؟گفت خدا بعد سالها به من یک بچه عنایت کرده،سر شب حالش بد شد به مادرش گفتم غصه نخور،می رسونمش بیمارستان خوبش می کنم بر می گردم،خانمم خیالش راحت شد بچه رو بردم بیمارستان تا بردم پزشکا گفتن بچه ات جون داده،خب برا چی اینچا نشستی؟گفت من به مادرش قول دادم..هی میرم جلو خونه هی بر می گردم هی میگم جوابشو چی بدم؟آی حسینیاااا..خبر داری اربابت به رباب گفت علی رو سیرابش می کنم؟لشکر می گه یک جا دلمون برا حسین سوخت، اونجایی که حسین علی رو بالا گرفت…همه جا یک تیر انداز اگه بخواد تیر اندازی کنه باید یک جای سیاه باشه تا نشونه بگیره،اما همچین که سپیدی گلوی بچه …یک نگاه کرد گفت حرمله چرا بیکار ایستادی؟گفت امیر چه کنم؟گفت پدر و بزنم یا پسر؟گفت پسر بزن پدر خودش می میره..یک وقت حسین دید این بچه بال بال می زنه…می دونی این منظره ای که حرمله رو صدا زد منو یاد چی انداخت؟ مادر منو تو کوچه،تا کمربند علی رو کشید،نامرد یک نگاه کرد دید یک زن چهل تا رو زمین انداخته..صدا زد …. یک کاری کن که دیگه قدم از قدم بر نداره …حسین…

نوای شیر خوارم می لرزه
از آتش گرماست یا گریه
همه تو این خیمه بی تابن
لالایی می خونن با گریه
لالالالا گل پونه، لالالالاگل پونه
امید ما فقط مشکه ،عمو جونم..
لالالالاگل پونه،لالالالا گل پونه..

امید ما فقط مشکه،عمو جونم..
لالالالا گل لاله بمیرم من که شیر خوارم چه بد حاله..
لالالالا گل نازم،لالالالا گل گندم
لالالالا گل گندم،ببین بابا برات رو زد به این مردم 2..
بچه ناخودآگاه تا دستتو میدی ناخودآگاه با پنجه های کوچیکش انگشتو می گیرهبه خدا رباب می دید بچه نا نداره انگشت مادر رو بگیره،..هی می دید این لبا به هم می خوره..
لالالالا گل پونه،امید ما فقط مشکه،عمو جونم

گفت شعر عربی رو معنا می کرد:
بین زمین یا آسمان یا اختلاف پیش اومد، زمینیا گفتن اصغر برا ماست،آسمونیا گفتن اصغر برا ماست..حرمله اومد گفت من دو نیمش می کنم….یه تیر به گلوی علی زد،سر بچه رو شونه حسین افتاد..آقا هی می اومد سمت خیمه هی بر می گشت..خدا نیاره بابایی با دست خودش قبر بچشو بکنه..دیدن ابی عبدالله با دستش قبر کوچیکی رو می کنه،همچین که علی رو تو قبر گذاشت زینب صدا زد داداش چرا خاک نمی ریزی؟صدا زد خواهر مگه نمی بینی چشماش داره نگام می کنه .حسین…

لالالالا گل پونه 2..
یک وقت دید یکی می گه آقا جان مادرت صبر کن..آقا جان مادرت صبر کن..برگشت دید ربابه..آقا بذار یک بار دیگه بچمو ببینم …بذار براش یک بار دیگه لالایی بخونم
لالالالا گل پرپر ،پیش چشمام رو نیزه نری مادر.. 2ّ…

الهی حرمله دستت قلم شه
آخ کبوتر بچه مو از من گرفتی
آخه سر یک بچه شیر خواره بالا نیزه!
ازدحام جمعیت تا کاروان رو آوردن وارد شهر کردند بچه ها ترسیدند،یکی دف می زنه،یکی دست می زنه..این بچه ها می گفتن داداشمو کشتن دست می زنن..عمه بابامو کشتند دارن دست می زننیک وقت زینب نگاه کرد دید همه دارن یک نقطه ای رو نگاه می کنن،دیدن بالا محمل رباب دستارو تکون می ده ..یک وقت نگاه کرد گفت عروس مادرم چیه دستاتو تکون می دی؟صدا زد خانم،ما بین این زن ها دیدم یک زنی بچشو بغل گرفته،یاد علی اصغرم افتادم..حسین

متن مداحی شب هفتم محرم حاج محمد رضا طاهری

از روی دست من پر زدی اصغرم
مادرت منتظر مانده است در حرم
رنگ خون گرفته مویت وا شده ز هم گلویت
گر نشد تو را دهم اب اشک من چکیده رویت

ای آخرین یار بابا
بزرگ انصار بابا
شدی علمدار بابا

علی علی لایی لایی

داغ تو بد ترین مشکل قافلست
پاسخ گریه ام خنده حرملست
از حرارت تب تو شد ترک ترک لب تو
ناگهان سه شعبه امد بوسه زد به غبغب تو

سرت به یک مو شده بند
زدی به رویم تو لبخند
غمت دلم را ز جا کند

علی علی لایی لایی

پشت این خیمه ها یک مزار می کنم
مادرت امده بر سرم میزنم
امده تو را ببیند طفل سر جدا ببیند
وای من اگر سرت را روی نیزه ها ببیند

امان از این نیزه دارا شوند
اگر در بیابان به تربتب فاتحه خوان

علی علی لایی لایی


متن نوحه از عطش رنگت پریده، بالام

از عطش رنگت پریده، بالام ای بالام
از گرما لبهات خشکیده، بالام ای بالام
بابات از علقمه اومد، بالام ای بالام
اما با قد خمیده، بالام ای بالام

بابات اومد رمق تو زانوهاش نیست
جوهر تو صداش نیست
با مشک پاره پاره
ولی عمو باهاش نیست
شرمنده تم نازنینم باید تو خیمه بشینم

شرمنده از حسین و عباس و ام البنینم
از عطش رنگت پریده، بالام ای بالام
از گرما لبهات خشکیده، بالام ای بالام
بابات از علقمه اومد، بالام ای بالام

اما با قد خمیده، بالام ای بالام
لالایی بچم خوابیده، بالام ای بالام
لالایی باباش تو میدون، بالام ای بالام
عباش و دورش پیچیده، بالام ای بالام

نرو مادر اونجا یه قطره آب نیست
چیزی به جز سرای نیست
یه بار دیگه بیدار شو
میدون که جای خواب نیست

مادر بمیره که از صبح بیداری و بی قراری
حالا چرا ساکتی تو آخه تو که خواب نداری
شرمنده تم نازنینم باید تو خیمه بشینم
شرمنده از حسین و عباس و ام البنینم

از عطش رنگت پریده، بالام ای بالام
از گرما لبهات خشکیده، بالام ای بالام
بابات از علقمه اومد، بالام ای بالام
اما با قد خمیده، بالام ای بالام

کاشکی حرفامو میشنفتی، بالام ای بالام
کاشکی یک چیزی میگفتی، بالام ای بالام
دیشب خواب دیدم که فردا، بالام ای بالام
از روی نیزه می افتی، بالام ای بالام

آخه فردا که نیزه ها بلندن
به حال من میخندن
تو رو با بند قنداق رو نیزه ها میبندن
وقتی که فردا سرا رو رو نیزه ها میشمارن
با نیزه ها پیکرت رو از زیر خاک در میارن


متن روضه شب هفتم محرم سید مهدی میرداماد

لالالالا لای لای علی اصغر اروم بخواب مادر
انقدر با گریه هات من و اتیش نزن مادر لای لای علی اصغر
تو خیمه ها نمونده
نه اب و نه شیری
داری جلوی چشمام
اروم اروم میمیری

طاقت بیار خدا ماهم بزرگ ای اصغر اروم بخواب مادر
زبونت و دور لبات نچرخون ای مادر لای لای علی اصغر
لالا میگم بخوابی
تا عمو تاب بیاره
قول عموت عزیزم
اصلا نشد نداره

لشکر ببینید پسرم توی تب و تابه لب تشنه ابه
رحمی کنید به بچه ای که زیر افتابه لب تشنه ابه
ابش بدید میمیره
ابش ندید میمیره
مگه گلوی بچم
چقده اب میگیره

بابات داره میلرزه
دشمن داره می خنده
خدا خدا خدایا
سرش به مویی بنده

چه جوری تیر زدن که
سر جدا از بدن شد
بمیره مادر تو
که قنداقت کفن شد


متن نوحه سینه زنی شب هفتم محرم حضرت علی اصغر (ع)

بست روی سر عمامه پیغمبر را
رفت تا بلکه پشیمان بکند لشکر را
من به مهمانی تان سوی شما آمده‌ام
یادتان نیست نوشتید بیا؟ آمده‌ام

نوشتید بیا کوه فراهم کردیم؟
پشت تو لشکر انبوه فراهم کردیم
ننوشتید زمینها همه حاصلخیزند؟
باغهامان همه دور از نفس پاییزند

ننوشتید که ما در دلمان غم داریم
در فراوانی این فصل تو را کم داریم
ننوشتید که هستیم تو را چشم به راه
نامه نامه لک لبیک اباعبدالله

حرف هاتان همه از ریشه و بن و باطل بود
چشمه هاتان همگی از ده بالا گل بود
باز در آینه، کوفی صفتان رخ دادند
آیه‌ها را همه با هلهله پاسخ دادند

نیست از چهره آیینه کسی شرمنده
که شکم ها همه از مال حرام آکنده
بی‌گمان در صدف خالی شان دری نیست
بین این لشکر وامانده دگر حری نیست

بی وفایی به رگ و ریشه ی آن مردم بود
قیمت یوسف زهرا دو سه مَن گندم بود
آی مردم پسر فاطمه یاری می‌خواست
فقط از آن همه یک پاسخ آری می خواست

چه بگویم به شما هست زبانم قاصر
دشت لبریز شد از جمله ی هل من ناصر
در سکوتی که همه ملک عدم را برداشت
ناگهان کودک شش ماهه علم را برداشت

همه دیدند که در دشت هماوردی نیست
غیر آن کودک گهواره نشین مردی نیست
آیه آیه رجز گریه تلاوت می کرد
با همان گریه ی خود غسل شهادت می کرد

گاه در معرکه آن کار دگر باید کرد
گریه برنده تر از تیغ عمل خواهد کرد
عمق این مرثیه را مشک و علم می دانند
داستان را همه ی اهل حرم می دانند

بعد عباس دگر آب سراب است سراب
غیر آن اشک که در چشم رباب است رباب
مرغِ در بین قفس این در و آن در می‌زد
هی از این خیمه به آن خیمه زنی سر می زد

آه بانو چه کسی حال تو را می فهمد؟
علی از فرط عطش سوخت خدا می فهمد
می رسد ناله آن مادر عاشورایی
زیر لب زمزمه دارد پسرم لالایی

کمی آرام که صحرا پر گرگ است علی
و خدای من و تو نیز بزرگ است علی
کودک من به سلامت سفرت آهسته
می‌روی زیر عبای پدرت آهسته

پسرم شادی این قوم فراهم نشود
تاری از موی حسین بن علی کم نشود
تیر حس کردی اگر سوی پدر می‌آید
کار از دست تو از حلق تو بر می‌آید
خطری بود اگر، چاره خودت پیدا کن
قد بکش حنجره‌ات را سپر بابا کن


متن روضه شب هفتم محرم اگر چه تو بی تاب آبی بمان

اگر چه تو بی تاب ابی بمان
حسین جان
تو ارام قلب ربابی بمان
توهمنام با بوترابی بمان
علی جان مبادا بخوابی بمان
تو دیگر دلم را نسوزان علی
علی علی

چه کرده لبه خشک تو ، با حسین
که اینجا شده ، از وسط تا حسین
نگفتی تو یک بار ، بابا حسین
اگر خسته جانی بگو یا حسین
تو ارام جانی ، نده جان علی
علی لای لای

چنان گرگ از هر طرف میزنند
عروسی گرفتند و در میزنند
برای کماندار کف میزنند
همیشه به قلب هدف میزنند
گلی را به همراه گلدان
علی علی ، علی علی
علی جان

ببین مرگ من را ، دعا میکنم
ببین حرمله را صدا میکنم
چه تیر بزرگی ، رها میکند
علی جان سرت را جدا میکند
ذبیح من ای پور عطشان علی
اگر قلب من را تو راضی کنی
بخندی و با خنده نازی کنی

تو را میبرم ، خیمه بازی کنی
به شرطی که کمتر ،تلظی کنی
دعا میکنم ، بهر باران علی
علی یا علی یا علی یا علی
نباشی دل ما ترک میخورد
و بر چهره ی اب لک میخورد
دل عرش سنگ محک میخورد

نباشی رقیه، کتک میخورد
تصلی قلب یتیمان ،بمان
بس کن رباب، خوشی به نیومده
بس کن رباب، دستاتو هی تکون نده
بس کن رباب، گهواره رو نشون نده
بس کن رباب، پاشو بیا همراه من

بس کن رباب، رخت اسیری کن به تن
بس کن رباب، حرف از علی اصغر نزن
تنها شدی، بارونیه چشم ترت
تنها شدی، خیلی بلا اومد سرت
تنها شدی، دیگه نمیاد اصغرت
بس کن رباب، نگو که اصغرم کجاست

بس کن رباب، نگو چرا از من جداست
سرش بروی نیزه هاست
یک سر تیر گلوی پسرم را سوزاند
دو سر دیگر ان هم جگرم را ، سوزاند
ضربش انقدر شدید است، که پاشیده علی
تار صوتی تو را تیر تراشید علی

مادرت دید به روی تو عبا افتاده
استخوان های گلویت به صدا افتاده
نفس از حنجره ی پاره کشیدن، سخت است
پا برهنه عقب بچه دویدن سخت است
بس کن رباب ، حرمله بیدار میشود
سهمت دوباره ، نیزه اعدا میشود

بس کن رباب ، سر به سر غم گذاشتی
اصلا خیال کن علی اصغر نداشتی
گیسو ،مکش انقدر،تو تازه عروسی
رباب
ای کاش میشد لا اقل ، دست تو را بست
علی علی علی
سرت بر روی نیزه تاب میخورد

بمیرم نیزه دارت اب میخورد
حسیــــــن
گفت امیر پدر رو بزنم یا پسر رو
گفت مگر نمیبینی سپیدی زیر گلوی علیشو
اه، گفت اصلا ولش کن
اگر پسر و بزنی حسین خودش جون میده
حسیـــــــــــــــــــــــن


متن نوحه زمینه شب شهادت حضرت علی اصغر (ع)

بارون بارون داره میباره
چشمام خیسه برات میباره
آروم آروم بخواب ای مادر
سقا از راه میرسه آخر

گریه بسته گلم گلوت میگیره
غم نخور که دله عموت میگیره
با لب پر ترک رقیه آخر
بوسه از قرص ماهه روت میگیره
لالالالا عزیز مادر
لالالالا علی اصغر

بی تو دارم غم دنیارو
داری میری ببین اشکارو
من میفهمم حال سقا رو
نفرین کردم موج دریا
موج نزن ای فرات خرابم کردی

پای این انتظار عذابم کردی
واسه چند قطره آب جلو شیش ماهه
بی وفا از خجالت آبم کردی
لالالالا عزیز مادر
لالالالا علی اصغر

من با اینکه جگرم تشنست
دردم اینه پسرم تشنست
توی حرمه گرم آتیشی
من میسوزم غیرتی میشی
میری و هر نفس دلم میسوزه

وای از اون لحظه که حرم میسوزه
خواب بد دیدم اینکه بعد خیمه
چادرم تا به معجرم میسورزه
لالالالا عزیز مادر
لالالالا علی اصغر


متن مداحی شب هفتم محرم سید محمد میرهاشمی

آئینه‌ام‌ جمال‌ تو را آرزو كنم‌
آلاله‌ام‌ بهشت‌ ولا آرزو كنم‌
ماهم‌ اسیر پنجۀ‌ ظلمت‌ نمی‌شوم‌
خضر رهم‌ كه‌ آب‌ بقا آرزو كنم‌

آغوش‌ گرم‌ تو كه‌ خدای‌ محبتی
‌ یعنی‌ مقام‌ انس‌ تو را آرزو كنم‌
اشكم‌ برای‌ آب‌ نباشد كه‌ از خدا
یاری‌ سیدالشهدا آرزو كنم‌

شش ماهه‌ام‌ حریص‌ شهادت‌ شده‌ دلم‌
تیر سه‌ شعبه‌ را به‌ خدا آرزو كنم‌
این‌ كوفیان‌ شرور و بد اندیش‌ و ناكس‌اند
از حق‌ سلامت‌ اسرا آرزو كنم‌

سر بر فراز نیزه‌ اگر می‌رود چه‌ غم‌؟
سر را ز تن‌ به‌ نیزه‌ جدا آرزو كنم‌
بالای‌ نیزه‌ بعثت‌ عشق‌ مرا ببین‌
پیغمبرم‌ حریم‌ حرا آرزو كنم‌

گم‌ گشته‌ هم چو محسن‌ زهرا مزار من‌
شوریده‌ام‌ مقام‌ فنا آرزو كنم


متن نوحه شب هفتم محرم سید مجید بنی فاطمه

خون تو از چشمام که چی میکشم
تو این کویر خشک می باره چشم
نگیر بهونه تا من اروم بشم
می دونم تشنته
اروم باش چاره نیست، رو دست من بخواب

ابی تو خیمه نیست
لالایی لالایی عمو بر میگرده
لالایی لالایی خیلی مرده
لالایی لالایی

با بغض تو چشمات صدام می کنی
با چشمای گریون نگام می کنی
نمی دونی که چی باهام می کنی
میری رو دست باد
بی سر میشی گلم، با یک تیر سه پر

پرپر میشی گلم
لالایی لالایی چه با سردی رفتی
لالایی لالایی نگام کردی رفتی
لالایی لالایی

نفس بکش مادر عذابم نده
با گریه هات اصغر عذابم نده
دیگه از این بیشتر عذابم نده
از دیروز تا حالا
پژمرده تر شدی، لب هات و وا نکن

شاید بهتر شدی
لالایی لالایی ببین بی قرارم
لالایی لالایی دیگه شیر ندارم
لالایی لالایی


متن نوحه شب هفتم محرم حاج میثم مطیعی

ای آیات سوره‌ی مریم، حسین
یحیای پیمبر خاتم، حسین
عیسای شهید محرم، حسین

ثمر جان طاها
نور چشمان زهرا
قوت قلب مولا
ارباب با وفا

(یاحسین یابن الزهرا)

قامت بسته‌ای که قیامت کنی
در خونت وضوی شهادت کنی
حق را روی نیزه عبادت کنی

سرت ای روح توحید
روی نی همچون خورشید
به همه عالم تابید
لب تشنه‌ی شهید

(یاحسین یابن الزهرا)

پر میگیره دل به هوای حسین
سر میذاره پایین پای حسین
رو لب‌هاشه روضه برای حسین

شب جمعه‌ها زهرا
میگه ظهر عاشورا
«قَتَلوکَ عَـطشانا»
خورشید نیزه ها

(یا حسین یابن الزهرا)


متن مداحی شب هفتم محرم بی تو نمیاد خواب به چشمام

بی تو نمیاد خواب به چشمام علی بالام
شد نقشه بر آب آرزوهام علی بالام
بی تو دیگه دنیا رو نمیخوام علی بالام
فکر نمیکردم یه روز سرت رو نیزه ها بره

فکر نمیکردم یه روز سرت رو نیزه ها بره
از حرمله نمیگذرم خدام ازش نمیگذره
یه کاری کرده دیگه واسم نمیخندی
لالایی میخونم چشماتو نمیبندی

یه کاری کرده که غمه عالم سرم ریخته
یه کاری کرده سرو وضعت بهم ریخته
علی لالای لای لای…….
تو گهواره خیلی جات خالیه علی بالام

رو نیزه شدی هم قد بابات علی بالام
مادر به فدای قدو بالات علی بالام
چشم همه به گریه ی مادر بی گناته
برو علی که تو بهشت فاطمه بچشم به راته

کاری ازم بر نیومد آخر حلالم کن
جلوی فاطمه منو محشر حلالم کن
حالا که توی بغل زهرا میری مادر
مراقب بازوی زخمیباش علی اصغر

داره میده زندگی عذابم علی بالام
بعد از تو دیگه خونه خرابم علی بالام
یادت باشه میای به خوابم علی بالام
کاش که نبینی که قاتلت میبنده دستای منو

جان منو نیزه گرفت پس نمیده جان منو
سنگ تو دستاشون دیدم طاقت نیاوردم
کنار عمه زینبت مادر زمین خوردم

چه روزگاری کشید آخر کجا کارم
میبنی که دنبال گهواره تو بازارم
علی لالای لای لای…….


متن مداحی شب شهادت حضرت علی اصغر ای کودک شش ماهه

ای کودک شش ماهه ی
بی جرم و تقصیرم
ای طفل بی شیرم
بعد از تو مادر جان ز جان و

زندگی سیرم
ای طفل بی شیرم
مادر به قربان تو و
رخسار گلگونت

این حلق پر خونت
هم در کنار اصغرم ، بنگر زمین گیرم
ای طفل بی شیرم
از ماتم بی شیری ام

ای راحت جانم
در اه و افغانم
ای کودک شش ماهه و …
مادر تو را با شیره ی جان پروریدم من

خیرت ندیدم من
رفتی و کردی ای علی
جان از قمت سیرم
ای طفل بی شیرم


متن نوحه اشعار شب شهادت حضرت علی اصغر (ع)

ذکر علی الدوام شاه السلام
من غلاممو همه اجدادم غلام
تا زنده ام صبح و ظهرو شام
سمت کربلا می ایستم میدم سلام
دلبر سلام سرور سلام

ای سایه ی محشر سلام
صاحب حرم تویی سایه ی سرم تویی
من نوکرم حسین شاه کرم تویی
(رباب من ارباب حسین این نوکرو دریاب حسین) دوبار
من اهل کربلام باتو آشنام

من مریض عشقتم اسم تو دوام
مقیم روضه هام دلخوشم آقام
عمریه ریزه خوره آقام اما م رضام
سلطان سلام جانان سلام
ای صاحبه میران سلام

من جلد گنبدم آقا نکن ردم
کرب و بلایی از سلطان مشهدم
(سلطان علی موسی الرضا) دوبار
این جرف آخره که تا به محشره
جونمو میدم کسی سمت حرم نره
شیعه ی لشکره عبد حیدره

سرمون فدا سره علیا مخدره
علی قوتم علی قیمتم
شاکی شده رگ غیرتم
از خون زره به تن مجنون و بی کفن
سرباز زینبم نذر امام حسن
(زینب مدد) دوبار


متن نوحه شب هفتم محرم سید حبیب حبیب پور

ای تو زیبا غنچۀ بستان من
چشم خود وا كن، گل عطشان من
باز كن چشمان ناز خویش را
دور كن از خیمه ها تشویش را

عازم دیدار پیغمبر شدی
تو در آغوشم ـ علی ـ پرپر شدی
تو در آغوشم چه زیبا خفته ای
با نگاه خود، به بابا گفته ای:

ای پدر ای كاش سربازت شوم
كودكم ای كاش جانبازت شوم
ای پدر ای كاش چون قاسم شوم
سوی درگاه خدا عازم شوم

كاش مانند عموی با وفا
پیش پای تو كنم جانم فدا
كاش مثل اكبرت عاشق شوم
بهر دیدار خدا لایق شوم”

ای گل سرخ و سپید من، علی
طفل شش ماهه، شهید من، علی
ای چراغ خیمه هایم روی تو
ای تمام چشم هامان، سوی تو

ای گواه غربت اهل حرم
اصغرم ای اصغرم ای اصغرم
ای كه طفل پاك و معصومی، علی
مثل جد خویش مظلومی، علی

ای طلوع عشق، در سیمای تو
ای قرار من، رخ زیبای تو
ای بهار من چرا پژمرده ای؟
طاقت و صبر از دل من برده ای

پیش چشمم ای گل زیبای من
تیر بر حلقت زدند ای وای من
بر گلویت تیر كین، پرتاب شد
چشم های خسته ات در خواب شد

شد تو را گهواره آغوش پدر
كی شود داغت فراموش پدر؟
كی چنین تشنه گلی پرپر شود؟
حنجری از تیرِ كینه تر شود؟

كی چنین بوده كنار رود آب؟
كودك شش ماهه ای در التهاب…


متن مداحی شب هفتم محرم سید مهدی میرداماد

بخواب علی قحطی ابه
بخواب علی حرمله خوابه
بخواب علی عموت یه مرده
بخواب علی که بر میگرده
بخواب علی تشنگی درده

درد کنار اب باشی از تشنگی بی تاب باشی
درد عموت سقا باشه تو نتونی سیراب باشی
لالا شرمندت دریا
شرمندت سقا
شرمندت بابا
لالا علی علی

بخواب علی اروم بگیری
بخواب علی داری میمیری
مادرتم نداره شیری
تو اسمون ابرای تیره
شاید بخواد بارون بگیره
کجا بیاد که خیلی دیره

بیچاره مادرت رباب که خیره به فلک شده
لباش و میگزه اخه لبات ترک ترک شده
لالا بی رمقی بابا
تو حرم این صحرا
شرمندتن ابرا
لالا علی علی


متن مداحی شب هفتم محرم محمد رضا طاهری

لالالالا
نه دیگه فکر آبه، نه بغل ربابه
بالای نیزه خوابه
الهی قربونش برم که داره هنوز می خنده

بیا نیگاش کن عمه زینب قد علیم بلنده
دستم که نمیرسه ببوسمت مادر
سینه می زنم فقط واسه غمت مادر

داری میری جلوتر، پیش داداشی اکبر
بپا نیوفتی مادر
علی علی لالایی

لالالالا
فدای روی ماهت، که به منه نگاهت
اخه چی بود گناهت

بالای نیزه زیر افتاب چیزی ازت نمونده
حرارت زیاد موهای سر تو رو سوزونده
موندم این چه کاری بود که با سرا کردن

تو حلق تو نیزه رو چه جوری جا کردن
میون سنگ و ازار، بالای نی تو بازا
خودت و خوب نگه دار
علی علی لالایی

لالالالا
دلم اتیش میگیره، مادر تو میمیره
کجایی وقت شیره
تازه برا خریده بودم دو تا لباس عزیزم

دم غروب تو خیمه دیدم تو اتیشاس عزیزم
گهوارت نمی دونم کی از حرم برده
هر کی برده کربلا با معجرم برده

یکی یه کاسه اب داد، مادرت و عذاب داد
تو رو با نیزه تاب داد
علی علی لالایی

همچنین پیشنهاد می کنیم: متن نوحه و مداحی شب پنجم محرم

در انتها امیدواریم که از مقاله متن نوحه ، مداحی و روضه روز و شب برای شب هفتم محرم 1401 و شهادت حضرت علی اصغر (ع)، بهره برده باشید.

زنجیران

هم‌بنیانگذار ماگرتا ، عاشق دنیای وب و ۷ سالی ست که فعالیت جدی در حوزه اینترنت دارم. تخصص من تولید محتوایی‌ست که مورد نیاز مخاطبان است. مدیر ارشد تیم شبکه های اجتماعی سایت هستم. به قول ماگرتایی‌ها وقت بروز شدنه !

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.