معنی شعر و جواب درس ۱ فارسی و نگارش یازدهم فنی حرفه ای 😇 نیکی
معنی شعر درس نیکی صفحه 10 و 11 و جواب کارگاه درس پژوهی صفحه 12 و 13 و معنی شعرخوانی زاغ و کبک و درک و دریافت صفحه 15 کتاب فارسی و نگارش یازدهم فنی حرفه ای و کار و دانش
معنی شعر و جواب درس یکم فارسی و نگارش یازدهم فنی حرفه ای؛ در این نوشته معنی شعر درس نیکی صفحه ۱۰ و ۱۱ و جواب کارگاه درس پژوهی صفحه ۱۲ و ۱۳ و معنی شعرخوانی زاغ و کبک و درک و دریافت صفحه ۱۵ کتاب فارسی و نگارش یازدهم هنرستان را در اختیار شما دانش آموزان عزیز قرار دادهایم. در ادامه با بخش آموزش و پرورش ماگرتا همراه ما باشید.
پاسخ درس بعدی: جواب درس دوم فارسی یازدهم فنی حرفهای

معنی شعر نیکی صفحه ۱۰ فارسی و نگارش یازدهم فنی حرفه ای
یکی روبهی دید بی دست و پای / فرو ماند در لطف و صنع خدای
معنی: شخصی روباه بی دست و پایی را دید و از لطف خدا شگفت زده شده بود که چگونه او بدون داشتن امکانات، روزی کسب میکند.
که چون زندگانی به سر میبرد؟ / بدین دست و پای از کجا میخورد؟
معنی: که چگونه زندگی خود را پیش میبرد و با این وضعیت دست و پا از کجا روزی به دست میآورد؟
در این بود درویش شوریده رنگ / که شیری برآمد شغالی به چنگ
معنی: درویش پریشان حال در این فکر و اندیشه بود که ناگهان شیری از راه رسید که شغالی شکار کرده بود.
شغال نگون بخت را شیر خورد / بماند آنچه روباه از آن سیر خورد
معنی: شغال غذای شیر شد و آنچه از این غذا باقی ماند را روباه خورد و با آن سیر شد.
دگر روز باز اتفاق اوفتاد / که روزی رسان قوت روزش بداد
معنی: روز دیگر همین اتّفاق پیش آمد که خداوند روزی رسان، خوراک روباه را به او رساند.
یقین، مرد را دیده بیننده کرد / شد و تکیه بر آفریننده کرد
معنی: اطمینان به این که خدا روزی رسان است، چشم مرد را باز کرد. رفت و بر خدا تکیه کرد و از آن زمان به بعد کاری انجام نداد.
کزین پس به کنجی نشینم چو مور / که روزی نخوردند پیلان به زور
معنی: من نیز از این پس در گوشهای مانند مور مینشینم؛ زیرا که زورمندان، نه به زورِ بازوی خود روزی به دست میآورند بلکه خداوند روزی آنها را میرساند.
زنخدان فرو برد چندی به جیب / که بخشنده روزی فرستد ز غیب
معنی: چند گاهی به فکر فرو رفت و تلاشی نکرد، به این امید که خداوند روزی رسان است.
نه بیگانه تیمار خوردش نه دوست / چو چنگش رگ و استخوان ماند و پوست
معنی: نه آشنا غم او را خورد و و نه بیگانه. هیچ یک از او غمخواری نکردند و [این شد که] مانند چنگ بسیار نحیف و لاغر شد.
چو صبرش نماند از ضعیفی و هوش / ز دیوار محرابش آمد به گوش
معنی: هنگامی که از ضعف و ناتوانی صبر و هوشش تمام شد، از دیوار محراب این آوا به گوشش رسید:
برو شیر درنده باش، ای دغل / مینداز خود را چو روباه شل
معنی: ای حیله گر! برو مانند شیر تلاشی از خود نشان بده. مثل روباه ناتوان، خود را در گوشهای رها نکن.
چنان سعی کن کز تو ماند چو شیر / چه باشی چو روبه به وامانده سیر؟
معنی: آن چنان بکوش که از تو چیزی برای دیگران (ضعیفترها و آنان که توان کار کردن ندارند) بماند؛ مانند شیر که از او چیزی برای روباه ماند.
بخور تا توانی به بازوی خویش / که سعیت بود در ترازوی خویش
معنی: تا آنجا که می توانی از درآمد بازوی خودت بهره مند شو، چرا که سعی و تلاش خودت، میزان و سنجش آنچه به دست میآوری خواهد بود. (در نهایت نتیجهٔ کوشش خودت، عایدت خواهد شد.)
بگیر ای جوان دست درویش پیر / نه خود را بیفکن که دستم بگیر
معنی: ای جوان دست پیرمرد درویش را بگیر (به او کمک کن) نه این که خودت را بیندازی و ناتوان جلوه بدهی تا دیگران دستت را بگیرند و به تو کمک کنند.
خدا را بر آن بنده بخشایش است / که خلق از وجودش در آسایش است
معنی: بخشایش خداوند شامل حال بندهای میشود که مردم از برکت وجود او در آسایش و راحتی باشند.
کرم ورزد آن سر که مغزی در اوست / که دون همتانند بی مغز و پوست
معنی: کسی بخشندگی میکند که صاحب مغز و اندیشه است (اندیشمندان، بخشنده هستند)؛ زیرا بی ارادهها و راحت طلبان اهل اندیشه نیستند و تنها پوست و ظاهری از انسان بودن را دارند.
کسی نیک بیند به هر دو سرای / که نیکی رساند به خلق خدای
معنی: کسی در هر دو جهان رستگار میشود که دستِ دیگران را در این جهان بگیرد. (کسی در دو جهان لطف و احسان خدا را میبیند که به آفریدگان خدا نیکی و دهش کند.)
معنی کلمات شعر نیکی فارسی و نگارش یازدهم فنی حرفه ای
روماندن: متحیّر شدن
صُنع: آفرینش، آفریدن
چون: چگونه
در این بود: در این فکر بود
شوریده رنگ: آشفته حال
برآمد: بیرون آمد
شُغال: جانورِ پستانداری است از تیره سگان که جزو رسته گوشتخواران است
نگونبخت: بدبخت
دگر روز: روز دیگر
روزیرسان: خداوند
قُوت: رزق روزانه، خوراک، غذا
دیده: چشم
بیننده: آگاه، هوشیار
شد: رفت
تکیه: اعتماد، اطمینان
کزین: که از این
کنج: گوشه
مور: مورچه
پیلان: جِ پیل، فیلها
زَنَخدان: چانه
جیب: گریبان، یقه
بخشنده: روزی دهنده، خداوند
غیب: پنهان، نهان از چشم؛ عالمی که خداوند، فرشتگان
تیمار خوردن: غم خوردن
چنگ: نوعی ساز که سرِ آن خمیده است و تارها دارد
چو: وقتی که
محراب: جای ایستادن پیشنماز در مسجد؛ اینجا گوشه یا کُنج منظور است
دَغَل: ناراست، حیلهگر
شَل: دست و پای ازکار افتاده
سعی: تلاش، کار
مانَد: بمانَد
وامانده: باقیمانده
بازو: مجاز از نیرو و توانایی
درویش: فقیر، بیچیز
بیفکن: ناتوان نشان دادن
بخشایش: عفو کردن، رحم کردن
کَرَم: بخشش، لطف
دونهمّت: کوتاههمّت، دارای طبع پست و کوتاهاندیشه
سرا: خانه
دو سرا: دو دنیا
جواب کارگاه درس پژوهی صفحه ۱۲ و ۱۳ فارسی و نگارش یازدهم فنی حرفه ای
۱) معنای واژههای مشخّص شده را بنویسید.
معیار دوستانِ دغل روز حاجت است / قرضی به رسم تجربه از دوستان طلب (صائب)
✅ جواب: دَغَل: مکّار – حیلهگر
صورتِ بی صورتِ بی حدّ غیب / ز آینه ی دل تافت بر موسی ز جیب (مولوی)
✅ جواب: ز جیب: گریبان – یقه
فخری که از وسیلت دون همّتی رسد / گر نام و ننگ داری، از آن فخر، عار دار (اوحدی)
✅ جواب: دونهمّتی: پستی، فرومایگی
٢) برخی واژهها به تنهایی نمیتوانند خود رابشناسانند و لازم است در جملە یا زنجيرۀ سخن قرار بگیرند؛ مثلاً معنای واژۀ «ماه» را نمیتوان دانست، مگر با استفاده از شيوههاى زیر:
الف) قرار گرفتن واژه در جمله:
ماه، طولانی بود.
ماه، تابناک بود.
ب) توجّه به رابطههای معنایی ( ترادف، تضاد، تضمّن و تناسب)
«ابر و باد و مه خورشید و فلک در کارند»
■ اکنون برای دریافت معانی واژههای «دست» و «سیر» با استفاده از دو روش بالا، نمونههای مناسب بنویسید.
✅ جواب:
۱. قرار گرفتن واژه در جمله:
برای «دست»:
- دست او زخمی شده بود. (اشاره به عضو بدن)
- با دست خود برای ما غذا درست کرد. (اشاره به ابزار انجام کار)
- او به من دست دوستی داد. (اشاره به مفهومی استعاری، یعنی دوستی)
برای «سیر»:
- بعد از خوردن غذا، کاملاً سیر شدم. (اشاره به حالت بینیازی از غذا)
- گلهای این منطقه در فصل بهار سیر رنگهای متنوع دارند. (اشاره به تنوع و گستردگی رنگها)
- مسافر از این شهرها سیر گذر کرد. (اشاره به حرکت و عبور)
۲. توجه به رابطههای معنایی (ترادف، تضاد، تضمّن و تناسب):
برای «دست»:
- ترادف: قدرت و توان (مثلاً: این کار به دست توانمندی نیاز دارد.)
- تضاد: پای (مثلاً: او با دست و پای شکسته به خانه آمد.)
- تناسب: دست و بازو (مثلاً: در کارهای سخت، دست و بازوی قوی لازم است.)
برای «سیر»:
- ترادف: بینیاز، پر (مثلاً: پس از مهمانی، همگان سیر و راضی بودند.)
- تضاد: گرسنه (مثلاً: سیر بودن او در کنار گرسنگی دیگران قابلتحمل نبود.)
- تناسب: غذا و خوردن (مثلاً: برای سیر شدن، غذای کافی بخور.)
۳) از متن درس، دو کنایه بیابید و مفهوم آنها را بنویسید.
✅ جواب:
زنخدان به جیب فروبردن: یعنی چانه در گریبان بردن: کنایه از به تفکر فرورفتن و در اینجا نشستن و کوشش نکردن نیز مقصود است»
دست گرفتن: کنایه از یاری رساندن
۴) ارکان تشبیه را در مصراع دومِ بیت دوازدهم مشخّص کنید.
✅ جواب: مشبه: تو
مشبه به: روباه
ادات تشبیه: چو
وجه شبه: به وامانده سیر شدن
۵) معنی و مفهوم بیت سیزدهم را به نثر روان بنویسید.
✅ جواب:
بخور تا توانی به بازوی خویش / که سعیت بود در ترازوی خویش
معنی: تا آنجا که می توانی از درآمد بازوی خودت بهره مند شو، چرا که سعی و تلاش خودت، میزان و سنجش آنچه به دست میآوری خواهد بود. (در نهایت نتیجهٔ کوشش خودت، عایدت خواهد شد.)
۶) درک و دریافت خود را از بیت زیر بنویسید.
یقین، مرد را دیده، بیننده کرد / شد و تکیه بر آفریننده کرد
✅ جواب: «ایمان قلبی (به قدرت خداوند) چشم دل مرد را بینا کرد.» پس رفت و دست از کار کشید و بر خدا توکل کرد. به نوعی، یادآور این حکایت است: بادیهنشینی از پیامبر شنید که میگوید بر خدا توکل کنیم (کارها را به خدا بسپاریم) او نیز بی آنکه مغز سخن را دریابد، شتران خویش را در صحرا به امان خدا رها کرد و به شهر آمد. وقتی پیامبر او را در مسجد دید، فرمود: پس با شترانت چه کردی؟ گفت: به خدا توکل کردم و آمدم. پیامبر فرمود: عقل و توکل یعنی شتران خود را ببند و بعد توکل کن.
منظور از این قول پیامبر این است که انسان ابتدا باید کار خود را بر اصول عقلی انجام دهد و سپس به خدا توکل کند؛ یعنی که هر آنچه میکند، باید به خدا بپیوندد که بی او همه چیز ابتر است.
✅ جواب دیگر: یقین، باعث می شود که انسان پرده خیال ها را کنار بزند و به آگاهی و بصیرت برسد و بر خداوند توکّل کند.
۷) برای مفهوم هر یک از سرودههای زیر، بیتی مناسب از متن درس بیابید.
🟧 سحر دیدم درخت ارغوانی / کشیده سر به بام خسته جانی
به گوش ارغوان آهسته گفتنم: / بهارت خوش که فکر دیگرانی (فریدون مشیری)
✅ جواب: بگیر ای جوان، دست درویش پیر / نه خود را بیفکن که دستم بگیر
🟧 هرکه نان از عمل خویش خورد / منت حاتم طایی نبرد (سعدی)
✅ جواب: بخور تا توانی به بازوی خویش / که سَعیَت بود در ترازوی خویش
۸) درباره ارتباط معنایی متن درس و مَثَل «از تو حرکت، از خدا برکت» توضیح دهید.
✅ جواب: هر دو متن به این مطلب اشاره دارند که آدمی باید کوشش و جنب و جوشی داشته باشد و خداوند نیز هنگامی که کوشش آدمی را ببیند به او یاری می رساند.
معنی شعرخوانی زاغ و کبک صفحه ۱۵ فارسی و نگارش یازدهم فنی حرفه ای
زاغی از آنجا كه فراغی گزید / رخت خود از باغ به راغی كشید
معنی: در یک روزی زاغی که در آسایش و راحتی می زیست، تصمیم گرفت از باغ به صحرایی برود.
دید یكی عرصه به دامان كوه/ عرضه ده مخزن پنهان كوه
معنی: چشمش به فضای باز و میدانی در دامنه کوه افتاد که نشاندهنده گنجینه ای پنهان در کوه بود.
نادره كبكی به جمال تمام / شاهد آن روضه فیروزه فام
معنی: کبک نادر و کمیابی را دید که در اوج زیبایی بود. کبک با زیبایی اش جلوه دل انگیزی به آن باف فیروزه ای رنگ بخشیده بود.
هم حركاتش متناسب به هم / هم خطواتش متقارب به هم
معنی: هم حرکاتش متناسب و موزون بود و هم گام هایی که برمی داشت به هم نزدیک و متناسب بود.
زاغ چو دید آن ره و رفتار را / وان روش و جنبش هموار را
معنی: زاغ وقتی آن راه رفتن و حرکات متناسب و شیوهی موزون و راه رفتن او را دید،
بازكشید از روش خویش پای/ در پی او كرد به تقلید جای
معنی: زاغ از طرز راه رفتن خودش دست کشید و شروع به تقلید از کبک کرد.
بر قدم او قدمی میكشید / وز قلم او رقمی میكشید
معنی: زاغ به دنبال گامهای متناسب کبک قدم برمیداشت و سعی میکرد از حرکات او تقلید کند.
در پی اش القصه در آن مرغزار / رفت بر این قاعده روزی سه چار
معنی: خلاصه، سه چهار روزی را در آن دشت و چمن، مثل کبک رفتار کرد و تمام حرکات او را بصورت تقلیدی به جا آورد.
عاقبت از خامی خود سوخته / رهرَوِی کبک نیاموخته
معنی: سرانجام زاغ به خاطر بی تجربگی موفق نشد که راه رفتن کبک را بیاموزد. (مثل مریدی که نتوانست از مرشد خود سلوک و عرفان را بیاموزد)
كرد فرامش ره و رفتار خویش / ماند غرامت زده از كار خویش
معنی: زاغ با این تقلید کورکورانه، رفتار و شیوه راه رفتن خود را نیز فراموش کرد و از این کار بسیار پشیمان شد.
معنی کلمات و واژه های شعرخوانی زاغ و کبک صفحه ۱۵ فارسی و نگارش یازدهم فنی حرفه ای
فراغ: آسایش، آسودگی
راغ: صحرا
رخت کشید: کوچ کرد
گزیدن: انتخاب کردن
عرصه: میدان، زمین، پهنه
دامان: دامنه
عرضه ده: ارائه دهنده، نمایانگر
مخزن: گنجینه
نادره: كمیاب
جمال: زیبایی
شاهد: زیبارو
روضه: باغ، گلزار
فام: رنگ
فیروزه فام: به رنگ فيروزه، فيروزه رنگ
متناسب: هماهنگ
خطوات: ج خطوه، گامها، قدم ها
متقارب: نزديک به هم، در کنار هم
چو: هنگامی که
ره و رفتار: راه رفتن و حرکت کردن
روش: راه رفتن، شیوه
جنبش: حرکت
در پی: به دنبال
تقلید: پیروی
رقم: خط
القصه: خلاصه
مرغزار: جای روییدن مرغ، سبزه زار، زمینی که دارای سبزه و گل های خودرو است.
رهروی: راه رفتن
فرامش: فراموش
ره و رفتار: راه رفتن و حرکت کردن
غرامت زده: تاوان زده، کسی که غرامت کشد، پشیمان
جواب درک و دریافت صفحه ۱۵ فارسی و نگارش یازدهم فنی حرفه ای
١) این سروده را از دید لحن و آهنگ خوانش، بررسی نمایید.
✅ جواب: لحن این سروده پندآموز، انتقادی و آموزنده است. آهنگ آن متناسب با روایت داستانی و بیان حکایت است؛ ابتدا روایتی نرم و داستانگونه دارد، اما در بخشهای انتقادی و نتیجهگیری لحن محکمتر و جدیتر میشود تا پیام اخلاقی خود را به روشنی منتقل کند.
٢) با توجّه به قلمرو فکری شعر، دربارۀ ریشههای پیامدهای تقلیدِ نابهجا و کور کورانه، گفت و گو کنید.
✅ جواب: تقلید کورکورانه به دلیل ضعف در اعتماد به نفس، ناآگاهی از تواناییهای فردی و عدم تفکر انتقادی رخ میدهد. پیامدهای آن شامل از دست دادن هویت شخصی، شکست در رسیدن به اهداف، و گمراهی از مسیر صحیح زندگی است. این شعر نشان میدهد که تقلید ناآگاهانه نه تنها فرد را به موفقیت نمیرساند، بلکه جایگاه او را پایینتر نیز میآورد، همانطور که زاغ با تقلید از کبک راه رفتن خود را نیز فراموش کرد.
🔔 توجه: شما دانش آموزان عزیز و کوشا می توانید برای دسترسی سریعتر و بهتر به مطالب کمک درسی کتاب فارسی پایه یازدهم هنرستان، کلمه و عبارت «ماگرتا» را به همراه مطلب مورد نظر خود جستجو کنید.
پاسخ درس قبلی: معنی شعر درس ستایش فارسی و نگارش یازدهم فنی حرفه ای
ℹ️ در انتها امیدواریم که مقاله معنی شعر و جواب درس ۱ فارسی و نگارش یازدهم هنرستان، برای شما دانش آموزان عزیز مفید بوده باشد. نظرات خود را در بخش دیدگاه به اشتراک بگذارید.



























Mamnooon
ممنون از این مجله