ادبیاتفرهنگ و هنر

جواب تمرین های درس سوم عربی دوازدهم معارف اسلامی صفحه ‍۳۶ تا ۵۰

گام به گام تمرینات درس 3 سوم کتاب عربی، زبان قرآن (3) پایه دوازدهم رشته علوم و معارف اسلامی

جواب تمرین های درس سوم عربی دوازدهم معارف اسلامی ؛ در این نوشته به پاسخ سوالات اختبر نفسک و تمرینات صفحه ۳۶ ، ۳۹ ، ۴۴ ، ۴۵ ، ۴۶ ، ۴۷ ، ۴۸ ، ۴۹ و ۵۰ درس ۳ سوم «ثَلاثُ قِصَصٍ قَصيرَةٍ (بِتَصَرُّفٍ)» از کتاب عربی، زبان قرآن (۳) پایه دوازدهم متوسطه دوم رشته علوم و معارف اسلامی پرداخته ایم. در ادامه با آموزش و پرورش ماگرتا همراه باشید.

ترجمه درس سوم: ترجمه درس سوم عربی دوازدهم معارف اسلامی

جواب تمرین های درس سوم عربی دوازدهم معارف اسلامی

جواب بخش الف تمرین حَوْلَ النَّصِّ صفحه ۳۶ درس ۳ عربی یازدهم معارف اسلامی

أَ. أَجِبْ عَنِ الْأَسْئِلَةِ التّاليَةِ مُسْتَعيناً بِالنَّصِّ.
«الف. با کمک گرفتن از متن، به سوالات زیر پاسخ دهید.»

١- ما قالَتِ الشَيْماءُ لِلْمُسْلِمينَ حينَ وَقَعَتْ فِي الأَسْرِ؟
ترجمه سؤال: شیماء هنگامی که به اسارت افتاد، به مسلمانان چه گفت؟
پاسخ: قالَتْ لَهُم: «إنّي لَأُخْتُ النَّبيِّ (ص) مِنَ الرَّضاعَةِ.»
ترجمه پاسخ: به آن‌ها گفت: «همانا من خواهر رضاعی پیامبر (ص) هستم.»

٢- كَمْ ديناراً أَمَرَ أَنوشِروانُ أَنْ يُعْطى لِلْفَلّاحِ؟
ترجمه سؤال: انوشیروان دستور داد چند دینار به کشاورز داده شود؟
پاسخ: أَمَرَ أَنْ يُعْطَى الْفَلّاحُ أَلْفَيْ دينارٍ (أَلْفَ دينارٍ مَرَّتَيْنِ / أَلْفاً ثُمَّ أَلْفاً آخَرَ).
ترجمه پاسخ: دستور داد دو هزار دینار به کشاورز داده شود (یک بار هزار دینار و بار دوم هزار دینار دیگر).

٣- مِنْ أَيِ شَيءٍ انْزَعَجَ رَسولُ الله (ص)؟
ترجمه سؤال: رسول خدا (ص) از چه چیزی آزرده شد؟
پاسخ: انْزَعَجَ حينَ رَأَى الْوالِدَ يُفَرِّقُ بَيْنَ أَطْفالِهِ (لَمْ يُقَبِّلْ بِنْتَهُ وَ لَمْ يُجْلِسْها عِنْدَهُ).
ترجمه پاسخ: هنگامی آزرده شد که دید پدر بین کودکانش فرق می‌گذارد (دخترش را نبوسید و او را کنار خود ننشاند).

۴- ماذا كانَ يَغْرِسُ الْفَلاحُ الْعَجوزُ؟
ترجمه سؤال: کشاورز پیر چه چیزی می‌کاشت؟
پاسخ: كانَ يَغْرِسُ فَسيلَةَ جَوْزٍ.
ترجمه پاسخ: نهال گردو می‌کاشت.

۵- مَنْ قَبَّلَ الْوالِدُ فِي الْبِدايَةِ؟
ترجمه سؤال: پدر در ابتدا چه کسی را بوسید؟
پاسخ: قَبَّلَ ابْنَهُ فِي الْبِدايَةِ.
ترجمه پاسخ: در ابتدا پسرش را بوسید.

۶- مَنْ هيَ الشّيماءُ؟
ترجمه سؤال: شیماء کیست؟
پاسخ: هِيَ بِنْتُ حَليمَةَ وَ أُخْتُ رَسولِ اللهِ (ص) مِنَ الرَّضاعَةِ.
ترجمه پاسخ: او دختر حلیمه و خواهر رضاعی رسول خدا (ص) است.

پاسخ بخش ب تمرین حَوْلَ النَّصِّ صفحه ۳۶ درس ۳ عربی یازدهم معارف اسلامی

ب. عَيِّنِ الصَّحيحَ وَ الْخَطَأَ حَسَبَ الْحَقيقَةِ.
«ب. بر اساس واقعیت، درست یا نادرست را مشخص کن.»

١- دَعَتِ الشَّيْماءُ قَبيلَتَها إِلَى الْإِسْلامِ بَعْدَ أَنْ أَعتَقَهَا النَّبيُّ (ص). پاسخ: درست
ترجمه: شیماء پس از آنکه پیامبر (ص) او را آزاد کرد، قبیله‌اش را به اسلام فراخواند.

٢- لَوْ كانَ النَّبيُّ َاليلتا فَظَاً لَانْفَضَّ النّاسُ مِنْ حَوْلِهِ. پاسخ: درست
ترجمه: اگر پیامبر (ص) تندخو بود، مردم از گرد او پراکنده می‌شدند.

٣- الاهْتِمامُ بِغَرْسِ الْأَشجارِ واجِبُ عَلى كُلِّ فَرْدٍ مِنّا. پاسخ: درست
ترجمه: توجه به کاشتن درختان بر هر فرد از ما واجب است.

۴- كانَ أَنوشِروانُ أَحَدَ مُلوكِ إيران قَبْلَ مِئَةِ سَنَةٍ. پاسخ: نادرست
ترجمه: انوشیروان یکی از پادشاهان ایران در صد سال پیش بود.

۵- تُثْمِرُ شَجَرَةُ الْجَوزِ بَعْدَ سَنَتَینِ عادَةً. پاسخ: نادرست
ترجمه: درخت گردو معمولاً بعد از دو سال میوه می‌دهد.

۶- كانَ النَّبيُّ (ص) يُحِبُّ الْأَطفالَ. پاسخ: درست
ترجمه: پیامبر (ص) کودکان را دوست می‌داشت.

حل اختبر نفسک صفحه ۳۹ درس ۳ عربی یازدهم معارف اسلامی

گَمِّل الفراغات:
جاهای خالی را پر کنید:

الماضيدَنَى ـُبدا ـُخَشِىَ ـَقَضَیُ ـِرجى ـُ
المضارعیَدْنُویَبْدُویَخْشَىیَقْضِییَرْجُو

جواب تمرین اول صفحه ۴۴ درس سوم عربی یازدهم معارف اسلامی

التَّمْرينُ الأَوَّل: تَرجِمِ الْآياتِ، ثُمَّ عَيِّنْ نَوْعَ الأَفعالِ الْمُعتَلَّةِ وَصيغَتَها.
«تمرین اول: آیات را ترجمه کن، سپس نوع فعل‌های معتل و صیغه‌شان را مشخص کن.»

١- ﴿كُنْتُم خَيْرَ أُمَّةِ أُخْرِجَتْ لِلناسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ المُنْکرِ وَ تُؤمِنُونَ باللهِ لَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتابِ لَكَانَ خَيْراً لَهُم … ﴾ آلُ عِمران: ١١٠
ترجمه: «شما بهترین امتی بودید که برای مردم پدیدار شده است؛ به نیکی فرمان می‌دهید و از بدی بازمی‌دارید و به خدا ایمان دارید؛ و اگر اهل کتاب ایمان می‌آوردند، قطعاً برایشان بهتر بود…»

فعل‌های معتل، نوع و صیغه:
كُنْتُمْ: معتل أجوف (واوی از ریشهٔ «ک-و-ن») / ماضی، جمع مذکر مخاطب (صیغهٔ ۹)
تَنْهَوْنَ: معتل ناقص (یائی از ریشهٔ «ن-ه-ی») / مضارع، جمع مذکر مخاطب (صیغهٔ ۹)
كَانَ: معتل أجوف (واوی از ریشهٔ «ک-و-ن») / ماضی، مفرد مذکر غائب (صیغهٔ ۱)

٢- ﴿. فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتالُ إذا فَريقُ مِنْهُم يَخْشَوْنَ النّاسَ كَخَشْيَةِ اللهِ أَوْأَشَدَّ خَشْيةً وَ قالُوا رَبَّنا لِمَ كَتَبْتَ عَلَيْنَا الْقِتالَ﴾ النّساء: ٧٧
ترجمه: «پس هنگامی که جنگ بر آنان واجب شد، ناگهان گروهی از آنان از مردم چنان می‌ترسند که گویی از خدا می‌ترسند یا ترسی بیش‌تر، و گفتند: پروردگارا! چرا جنگ را بر ما واجب کردی؟»

فعل‌های معتل، نوع و صیغه:
يَخْشَوْنَ: معتل ناقص (یائی از ریشهٔ «خ-ش-ی») / مضارع، جمع مذکر غائب (صیغهٔ ۳)
قَالُوا: معتل أجوف (واوی از ریشهٔ «ق-و-ل») / ماضی، جمع مذکر غائب (صیغهٔ ۳)

٣- ﴿قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إلَى كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُم أَلَا نَعْبُدَ إلَّا اللهَ وَ لا نُشْرِكَ پِه شیئاً﴾ آل عمران: ۶۴
ترجمه: «بگو ای اهل کتاب! بیایید به سوی سخنی [مورد توافق و] برابر میان ما و شما؛ که جز خداوند را نپرستیم و چیزی را شریک او قرار ندهیم.»

فعل‌های معتل، نوع و صیغه:
قُلْ: معتل أجوف (واوی از ریشهٔ «ق-و-ل») / امر حاضر، مفرد مذکر مخاطب (صیغهٔ ۷)
تَعَالَوْا: معتل ناقص (واوی/یائی از باب تفاعل، ریشهٔ «ع-ل-و») / امر حاضر، جمع مذکر مخاطب (صیغهٔ ۹)

۴- ﴿أَتأْمُرُونَ النّاسَ بِالِْر٣ّ وَتَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُم وَأَنْتُم تَتْلُونَ الْكِتابَ أَفَلا تَعْقِلُونَ﴾ البَقَرَة: ۴۴
ترجمه: «آیا مردم را به نیکی فرمان می‌دهید و خودتان را فراموش می‌کنید، در حالی که شما کتاب را می‌خوانید؟ آیا خرد نمی‌ورزید؟»

فعل‌های معتل، نوع و صیغه:
تَنْسَوْنَ: معتل ناقص (یائی از ریشهٔ «ن-س-ی») / مضارع، جمع مذکر مخاطب (صیغهٔ ۹)
تَتْلُونَ: معتل ناقص (واوی از ریشهٔ «ت-ل-و») / مضارع، جمع مذکر مخاطب (صیغهٔ ۹)

۵- ﴿جَعَلُوا أَصابِعَهُم؛ في آذانِهِم وَاسْتَغْشَوْا ثيابَهُم﴾ نوح: ٧
ترجمه: «انگشتان خود را در گوش‌هایشان نهادند و لباس‌هایشان را بر سر کشیدند [بر خود پوشاندند].»

فعل‌های معتل، نوع و صیغه:
اسْتَغْشَوْا: معتل ناقص (یائی از باب استفعال، ریشهٔ «غ-ش-ی») / ماضی، جمع مذکر غائب (صیغهٔ ۳)

۶- ﴿وَيَقُولُونَ آمَنّا بِاللهِ وَبِالرَّسولِ وَأَطَعْنا١﴾ اَلنُّور: ۴٧
ترجمه: «و می‌گویند: به خدا و به پیامبر ایمان آوردیم و اطاعت کردیم.»

فعل‌های معتل، نوع و صیغه:
يَقُولُونَ: معتل أجوف (واوی از ریشهٔ «ق-و-ل») / مضارع، جمع مذکر غائب (صیغهٔ ۳)
أَطَعْنَا: معتل أجوف (یائی از باب إفعال، ریشهٔ «ط-و-ع») / ماضی، متکلم مع‌الغیر (صیغهٔ ۱۴)

پاسخ تمرین دوم صفحه ۴۵ درس سوم عربی یازدهم معارف اسلامی

التَّمرينُ الثَّاني: تَرْجِمِ الْعِباراتِ التّاليَةَ، ثُمَّ عَيِّنِ الْفِعْلَ الْمُعْتَلَّ النّاقِصَ.
«تمرین دوم: عبارت‌های زیر را ترجمه کن، سپس فعل معتل ناقص را مشخص کن.»

١- ﴿المُنافِقونَ وَالْمُنافقاتُ بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضِ يَأمُرونَ بِالمُنْكرِ وَيَنْهَونَ عَنِ اْلمَعروفِ … نَسوا الله فُنَسِیَهُم … ﴾ التوبه: ۶٧
ترجمه: «مردان منافق و زنان منافق از یکدیگرند (همانند یکدیگرند)؛ به بدی فرمان می‌دهند و از نیکی بازمی‌دارند … خدا را فراموش کردند، پس [خدا هم] آنان را فراموش کرد [به حال خود رها ساخت] …»

افعال معتل ناقص:
يَنْهَوْنَ: فعل مضارع، للغائبین (جمع مذکر غائب)، ریشهٔ «ن-ه-ی» (ناقص یائی)
نَسُوا: فعل ماضی، للغائبین (جمع مذکر غائب)، ریشهٔ «ن-س-ی» (ناقص یائی)
نَسِيَـ(هُمْ): فعل ماضی، للغائب (مفرد مذکر غائب)، ریشهٔ «ن-س-ی» (ناقص یائی)

٢- ﴿ … رَضِىَ اللهُ عَنَهُمْ ورَضوا عَنْهُ ذلِكَ لِمَنْ خَشِىَ رَبَّهُ﴾ البينة: ٨
ترجمه: «… خداوند از آنان خشنود شد و آنان نیز از او خشنود شدند؛ این [پاداش] برای کسی است که از پروردگارش بترسد [خشیت داشته باشد].»

افعال معتل ناقص:
رَضِيَ: فعل ماضی، للغائب (مفرد مذکر غائب)، ریشهٔ «ر-ض-ی» (ناقص یائی)
رَضُوا: فعل ماضی، للغائبین (جمع مذکر غائب)، ریشهٔ «ر-ض-ی» (ناقص یائی)
خَشِيَ: فعل ماضی، للغائب (مفرد مذکر غائب)، ریشهٔ «خ-ش-ی» (ناقص یائی)

٣- ﴿لَقَدْ مَنَّ اللهُ عَلَى المُؤمِنينَ إذْ بَعَثَ فيهِمْ رَسولاً مِن انفُسِهِم يَتْلو عَلَيهِم آیاتِهِ و یُزکّيھم و يُعَلِّمُهُم الكِتُابَ وَالْحِكْمَة﴾
ترجمه: «قطعاً خداوند بر مؤمنان منّت نهاد [نعمت بزرگی بخشید] هنگامی که در میان آنان پیامبری از خودشان برانگیخت که آیاتش را بر آنان می‌خواند و پاکشان می‌گرداند و به آنان کتاب و حکمت می‌آموزد.»

افعال معتل ناقص:
يَتْلُو: فعل مضارع، للغائب (مفرد مذکر غائب)، ریشهٔ «ت-ل-و» (ناقص واوی)
يُزَكِّيـ(هِمْ): فعل مضارع از باب تفعیل، للغائب (مفرد مذکر غائب)، ریشهٔ «ز-ک-و / ز-ک-ی» (ناقص واوی/یائی)

۴- اللُّهُمَّ أغنِ كُلَّ فَقيرٍ … اللُّهُمَّ اقضِ” دَينَ كُلِّ مَدينٍ .. اللْهُمَّ اشْفِ” كُلَّ مَریضٍ فرازی از ادعیه ماه مبارک رمضان
ترجمه: «بار خدایا! هر نیازمندی را بی‌نیاز گردان … بار خدایا! بدهی هر بدهکاری را بپرداز (ادا کن) … بار خدایا! هر بیماری را شفا بده.»

افعال معتل ناقص:
أَغْنِ: فعل امر از باب إفعال، للمخاطب (مفرد مذکر مخاطب)، ریشهٔ «غ-ن-ی» (ناقص یائی، با حذف حرف عله در حالت مجزوم/امر)
اقْضِ: فعل امر حاضر، للمخاطب (مفرد مذکر مخاطب)، ریشهٔ «ق-ض-ی» (ناقص یائی، با حذف حرف عله در حالت مجزوم/امر)
اشْفِ: فعل امر حاضر، للمخاطب (مفرد مذکر مخاطب)، ریشهٔ «ش-ف-ی» (ناقص یائی، با حذف حرف عله در حالت مجزوم/امر)

جواب تمرین سوم صفحه ۴۵ و ۴۶ درس ۳ عربی یازدهم معارف اسلامی

النَّمرينُ الثَّالِثُ: اِخْتَرِ الْفِعْلَ الْمُناسِبَ لِلْفَراغِ.
«تمرین سوم: فعل مناسب برای جای خالی را انتخاب کنید.»

١- الطّالِباتُ ……… في ساحَةِ الْمَدرَسَةِ أَمْسِ.
ترجمه: «دانش‌آموزانِ دختر دیروز در حیاط مدرسه راه رفتند.»

مشوْا 🔲 مشَیْنَ ✅ مَشَتا 🔲 مَشَیْتنَّ 🔲

٢- مِنْ فَضْلِكَ، لا ……….. شَيئاً لاتَعْرِفُ سِعْرَهُ.
ترجمه: «لطفاً، چیزی را که قیمتش را نمی‌دانی نخر.»

أشترِي 🔲 تَشْتَرُوا 🔲 تَشْترِي 🔲 تَشْتَرِ ✅

٣- لِماذا …………. أَنتِ، يا أُختيَ الْعَزيزَةَ؟
ترجمه: «ای خواهر عزیزم، چرا گریه می‌کنی؟»

تَبْكینَ ✅ تبکي 🔲 يَبْكينَ 🔲 يَبكي 🔲

۴- لا ……………….. عَنْ خُلُقٍ، وَ تَأتيَ بِمِثْلِهِ.
ترجمه: «از رفتاری (اخلاقی) نهی مکن در حالی که خودت مانند آن را انجام می‌دهی.»

تَنْهَينَ 🔲 تَنْھَی 🔲 تَنْهَ ✅ اِنْهَ 🔲

۵- يا حَبيبَتي، ……………. صَديقَتَكِ الْحَميمَةَ.
ترجمه: «ای عزیز من (ای دوستم)، دوستِ صمیمی‌ات را فراموش مکن.»

لا تَنْسَ 🔲 لا تنْسَي ✅ لا تَنْسَوا 🔲 لا تَنْسَينَ 🔲

۶- أَيُّهَا الْعُمّالُ، رَجاءً، ……………… قَليلاً.
ترجمه: «ای کارگران، لطفاً، کمی استراحت کنید.»

يَسْتَرِيحُونَ 🔲 اِسْتَرِحْنَ 🔲 اِسْتَرِيحُو ✅ اِسْتَرَحْتُنَّ 🔲

پاسخ تمرین چهارم صفحه ۴۷ درس ۳ عربی یازدهم معارف اسلامی

التَّمْرينُ الرّابعُ: عَيِّنِ «الْفِعْلَ الصَّحيحَ» في كُلِّ مَجموعَةٍ.
«تمرین چهارم: در هر دسته، «فعل صحیح» را مشخص کن.»

پاسخ تمرین چهارم صفحه ۴۷ درس ۳ عربی یازدهم معارف اسلامی

١- هُمْ یَسْتَدْعُونَ 🔲 إنَّنا دَرَسْنا ✅ ھو يھتدي 🔲 رَجاءً، تَعالَيا هُنا 🔲

٢- أَخَذَتْ جائِزَتَها ✅ لا تَشْتَرِ شَيئاً 🔲 إنَّهُم یَرْضَوْنَ 🔲 أرجوك، ساعدني 🔲

٣- تَخْشَوْنَ رَبَّگُم 🔲 لا تَنْسَي أَنتِ 🔲 قُولُوا الْحَقَّ 🔲 إنَّهُ صَلَّحَهُ ✅

۴- أنتِ تَنْهَینَ 🔲 لا تَطْغَوْا أنتُم 🔲 لا تَصْرُخْ أنتَ ✅ اِسْتَرْضَی حَبيبَهُ 🔲

۵- هيَ دَعَتْني 🔲 هُمْ قَفَزوا ✅ أَنَا رَجَوْتُهُ 🔲 أَطيعُوا اللهَ 🔲

۶- رَجاءً، لا تَبْكِ 🔲 إنَّهُم عَفَوْا 🔲 اِكْتَفِ بِما عِنْدََ 🔲 هُما تَكْتُمانِ ✅

ترجمه عبارات و واژگان:

گروه ۱:

  • هُمْ يَسْتَدْعُونَ: آن‌ها فرامی‌خوانند / دعوت می‌کنند (یستدعون: فرامی‌خوانند)
  • إنَّنا دَرَسْنا: قطعاً ما درس خواندیم / مطالعه کردیم (دَرَسْنا: درس خواندیم)
  • هُوَ يَهْتَدِي: او هدایت می‌یابد / راه می‌یابد (یَهتَدی: راه می‌یابد)
  • رَجاءً، تَعالَيا هُنا: لطفاً، شما دو نفر به اینجا بیایید (رجاءً: لطفاً / تعالَیا: بیایید [مخاطب مثنی] / هنا: اینجا)

گروه ۲:

  • أَخَذَتْ جائِزَتَها: جایزه‌اش را گرفت (أَخَذَتْ: گرفت / جائزة: جایزه)
  • لا تَشْتَرِ شَيئاً: چیزی نخر (لا تَشتَرِ: نخر / شیئاً: چیزی)
  • إنَّهُم يَرْضَوْنَ: قطعاً آن‌ها خشنود می‌شوند / رضایت می‌دهند (یَرضَون: خشنود می‌شوند، راضی می‌شوند)
  • أَرْجُوكَ، ساعِدْني: از تو خواهش می‌کنم، کمکم کن (أرجوک: خواهش می‌کنم / ساعِدْنی: کمکم کن)

گروه ۳:

  • تَخْشَوْنَ رَبَّكُم: از پروردگارتان می‌ترسید (تَخشَون: می‌ترسید، خشیت دارید / رَبّ: پروردگار)
  • لا تَنْسَيْ أَنْتِ: تو فراموش مکن [مفرد مؤنث] (لا تَنْسَیْ: فراموش مکن)
  • قُولُوا الْحَقَّ: حق را بگویید (قولوا: بگویید / الحقّ: راستی، حقیقت)
  • إنَّهُ صَلَّحَهُ: همانا او آن را تعمیر کرد / اصلاح کرد (صَلَّحَ: تعمیر کرد، درست کرد)

گروه ۴:

  • أَنْتِ تَنْهَيْنَ: تو بازمی‌داری / نهی می‌کنی [مفرد مؤنث] (تَنْهَیْنَ: نهی می‌کنی)
  • لا تَطْغَوْا أَنْتُم: شما سرکشی و طغیان مکنید (لا تَطْغَوا: طغیان مکنید)
  • لا تَصْرُخْ أَنْتَ: تو فریاد نزن / داد نزن (لا تَصْرُخْ: فریاد نزن)
  • اسْتَرْضَى حَبِيبَهُ: رضایت و خشنودیِ دوست/محبوبش را جلب کرد (استَرضَی: خشنودی طلبید، جلب رضایت کرد / حبیب: دوست، محبوب)

گروه ۵:

  • هِيَ دَعَتْني: او مرا دعوت کرد / فراخواند (دَعَتْ: دعوت کرد / ـنی: مرا)
  • هُمْ قَفَزُوا: آن‌ها پریدند / جهیدند (قَفَزوا: پریدند، جهش کردند)
  • أَنَا رَجَوْتُهُ: من از او امید داشتم / التماسش کردم (رَجَوتُ: امید بستم، درخواست کردم)
  • أَطِيعُوا اللهَ: از خداوند اطاعت کنید (أطیعوا: اطاعت و پیروی کنید)

گروه ۶:

  • رَجاءً، لا تَبْكِ: لطفاً، گریه نکن (لا تَبْكِ: گریه نکن)
  • إنَّهُم عَفَوْا: همانا آن‌ها بخشیدند / گذشت کردند (عَفَوْا: بخشیدند، عفو کردند)
  • اكْتَفِ بِما عِنْدَكَ: به آنچه نزد توست بسنده کن / اکتفا کن (اِکْتَفِ: بسنده کن / عندَکَ: نزد تو)
  • هُمَا تَكْتُمانِ: آن دو نفر پنهان می‌کنند (تَکْتُمانِ: پنهان و کتمان می‌کنند)

جواب تمرین پنجم صفحه ۴۸ درس سوم عربی یازدهم معارف اسلامی

التَّمْرينُ الْخامس: لِلتَّذكارِ: اِقْرَأِ النَّصَّ التّاليَ؛ ثُمَّ عَيِّنْ تَرْجَمَةَ الْكَلِماتِ الْحَمْراءِ، وَ عَیِّنِ الْمَطلوبَ مِنْكَ.
«تمرین پنجم: جهت یادآوری: متن زیر را بخوان؛ سپس ترجمه‌ی کلمات قرمز و آنچه از تو خواسته شده است را مشخص کن.»

الْخُطبَةُ الْمِئَتانِ وَ الرّابِعَةُ وَالْعِشْرونَ مِنْ نَهْجِ الْبَلاغَةِ

… وَ اللهِ، لَوْ أُعْطيتُ الْأَقاليمَ السَّبْعَةَ بِما تَحْتَ أَفْلاكِها عَلَى أَنْ أَعْصيَ اللهَ في نَمْلَةٍ أَسْلُبُها جُلْبَ شَعيرَةٍ، ما فَعَلْتُ. وَ إنَّ دُنْياكُم عِنْدي لَأَهْوَنُ، مِنْ وَرَقَةٍ في فَمِ جَرادَةٍ تَقْضَمُها. ما لِعَليٍّ وَ لِنَعيمٍ يَفْنى وَلَذَّةِ لا تَبْقى؟! نَعوذُ بِاللهِ مِنْ سُبات الْعَقْلِ وَ قُبْحِ الزَّلَلِ وَ بِهِ نَسْتَعینُ.

خطبۀ دویست و بیست و چهارم نهج البلاغه

به خدا، اگر سرزمین‌های هفتگانه با هرچه زیر آسمان‌هایشان هست به من داده می‌شد تا از خدا نافرمانی کنم و پوست جویی را از مورچه‌ای به‌زور بگیرم، انجام نمی‌دادم؛ و بیگمان دنیایتان نزد من از برگی در دهان ملخی که آن را می‌جود، پست‌تر است. علی را چه کار با نعمتی که نابود می‌شود و لذتی که نمی‌ماند؟! از به خواب رفتن خرد و زشتی لغزش به خدا پناه می‌بریم و از او یاری می‌جوییم.

ترجمه کلمات قرمز (بر اساس متن):

  • لَوْ: اگر
  • أُعْطيتُ: داده می‌شدم / به من داده می‌شد (فعل مجهول)
  • أَسْلُبُها: آن را به زور بگیرم / از او بربایم
  • جُلْبَ: پوست
  • شَعيرَةٍ: جو (دانه جو)
  • لَأَهْوَنُ: قطعاً پست‌تر است / آسان‌تر و بی‌ارزش‌تر است
  • جَرادَةٍ: ملخ
  • تَقْضَمُها: آن را می‌جود (گاز می‌زند)
  • نَعيم: نعمت / ناز و نعمت
  • سُبات: خواب / بیهوشی / غفلت
  • الْعَقْلِ: عقل / خرد
  • قُبْحِ: زشتی
  • الزَّلَلِ: لغزش / خطا
  • نَسْتَعينُ: یاری می‌جوییم

١- إعْرابَ هذِهِ الْكَلِماتِ.

نَمْلَةِ: مجرور به حرف جر (مجرور به “في”)
جُلْبَ: مفعول‌به (برای فعل “أسلُبُ”)
الْعَقْلِ: مضاف‌الیه (برای “سُبات”)
جَرادَةٍ: مضاف‌الیه (برای “فَمِ”)

٢- نَوْعَ فِعْلِ «فَعَلْتُ» و صيغَتَهُ:

نوع: صحیح سالم (ریشه: ف-ع-ل)
صیغه: متکلم وحده (اول‌شخص مفرد)

۳- نَوْعَ فِعْلِ «تَقْضَمُ» و صيغَتَهُ:

نوع: صحیح سالم (ریشه: ق-ض-م)
صیغه: مفرد مؤنث غائب (سوم‌شخص مفرد مؤنث – ضمیر مستتر “هي”)

۴- جَمْعَينِ لِلتَّكْسيرِ فِي النَّصِّ:

پاسخ: الْأَقاليمَ (مفرد: إقلیم)
أَفْلاكِ (مفرد: فَلَک)

۵- الْفِعْلَ الْمَجهولَ فِي النَّصِّ:

پاسخ: أُعْطيتُ (به معنای: به من داده شد)

۶- عَدَدَ الْأَفْعالِ فِي النَّصِّ:

پاسخ: در متن ۹ فعل وجود دارد:
(۱. أُعْطيتُ / ۲. أَعْصيَ / ۳. أَسْلُبُ / ۴. فَعَلْتُ / ۵. تَقْضَمُ / ۶. یَفْنى / ۷. تَبْقى / ۸. نَعوذُ / ۹. نَسْتَعينُ)

پاسخ تمرین ششم صفحه ۴۹ و ۵۰ درس سوم عربی یازدهم معارف اسلامی

التَّمْرينُ السّادِسُ: لِلتَّذكارِ: تَرْجِمِ الْجُمَلَ التّاليَةَ؛ ثُمَّ عَيِّنِ الْمَطلوبَ مِنْكَ. (هَلْ تَعْلَمُ أَنَّ … ؟)
تمرین ششم: جهت یادآوری: جمله‌های زیر را ترجمه کن؛ سپس مواردی را که از تو خواسته شده، مشخص کن. (آیا می‌دانی که … ؟)

١ -… الْمُغولَ اسْتَطاعوا أَنْ یَهْجُموا عَلَى الصِینِ عَلی رَغْمِ بِناءِ سورٍ’ عَظیمِ حَوْلَها؟ (الْفاعِلَ وَ الْمُضافَ إلَيهِ)
ترجمه: آیا می‌دانی که مغول‌ها توانستند به چین حمله کنند، با وجودِ ساخته‌شدن دیوار عظیمی اطرافِ آن؟

فاعل: «الْمُغولُ» → مغول‌ها (مغول‌ها توانستند حمله کنند)
مضاف‌الیه: «الصّينِ» → چین (حمله به چین / «عَلَی» حرف جر است و «الصّین» مضاف‌الیهِ «عَلَی» در معنای… ← در اینجا «الصّینِ» مجرور به «عَلَی» است؛ مضاف‌الیهِ است؛ مضاف‌الیهِ اصلی: «سورٍ» → «عَظيمٍ» صفت آن)

٢ -… تَلَفَّظَ «ک» و «ج» و «ث» مَوجودٌ فِي اللَّهجاتِ الْعَرَبيَّةِ الدّارِجَةِ کَثيراً؟ (الْجارَّ وَ الْمَجرورَ + الصَّفَةَ)
ترجمه: آیا می‌دانی که تلفظ «ک» و «ج» و «ث» به‌وفور در گویش‌های عامیانه عربی وجود دارد؟

جار و مجرور: «فِي اللَّهجاتِ» → «درِ» (حرف جر: فِي / مجرور: اللَّهجاتِ)
صفت: «الدّارِجَةِ» → عامیانه (صفت برای «اللَّهجاتِ»؛ «الْعَرَبيَّةِ» نیز صفت آن است)

٣ -… الْحوتَ يُصادُ لاسْتِخْراجِ الزَّيْتِ مِنْ كَبِدِهِ لِصِناعَةِ مَوادِّ التَّجْميلِ؟ (الْمُضافَ إلَيهِ +مَجْروراً بِحَرْفِ الْجَرّ)
ترجمه: آیا می‌دانی که نهنگ شکار می‌شود برای استخراجِ روغن از کبدِ آن، برای ساختِ موادِ آرایشی؟

مضاف‌الیه: «التَّجْميلِ» → مواد آرایشی»مضاف‌الیهِ «مَوادِّ»)
مجرور به حرف جر: «مِنْ كَبِدِهِ» → «ازِ» کبد (حرف جر: مِنْ / مجرور: كَبِدِهِ)

۴- … الْخُفَاشَ هوَ الْحَيَوانُ اللَّبونُ الْوَحيدُ الَّذي يَقْدِرُ عَلَى الطَّيَرانِ؟ (الاسْمَ الْمَوصولَ وَ صِلَتَهُ)
ترجمه: آیا می‌دانی که خفاش، پستاندار یکتایی است که توانایی پرواز دارد؟

اسم موصول: «الَّذي» → که
صله (جمله موصولیه): «يَقْدِرُ عَلَى الطَّيَرانِ» → که توانایی پرواز دارد

۵-… عَدَدَ النَّمْلِ فِي الْعالَمِ يَفوقُ عَدَدَ الْبَشَرِ بِمَلیونِ مَرَّةٍ تَقريباً؟ (الْمُضافَ إلَيهِ وَ المَفعولَ)
ترجمه: آیا می‌دانی که تعداد مورچه‌ها در جهان تقریباً یک‌میلیون برابرِ تعداد انسان‌هاست؟

مضاف‌الیه: «الْبَشَرِ» → تعدادِ انسان‌ها (مضاف‌الیهِ «عَدَدَ» دوم)
مفعول‌به: «عَدَدَ الْبَشَرِ» → تعداد انسان‌ها (مفعول‌بهِ فعل «يَفوقُ»)

۶-… طيسفون الْواقِعَةَ قُرْبَ بَغداد كانَتْ عاصِمَةَ السّاسانيّينَ؟ (اسْمَ الْفِعْلِ النَّاقِصِ وَ خَبَرَهُ + خَبَرَ أَنَّ)
ترجمه: آیا می‌دانی که تیسفون که نزدیک بغداد واقع شده، پایتختِ ساسانیان بود؟

اسم فعل ناقص: «كانَتْ» → بود (فعل ماضی ناقص)
خبر فعل ناقص: «عاصِمَةَ السّاسانيّينَ» → پایتخت ساسانیان (خبرِ «كانَتْ»، منصوب)
خبر «أَنَّ» (در عبارت مادر «هَلْ تَعْلَمُ أَنَّ»): کل جمله «طَيّسِفونُ … كانَتْ عاصِمَةَ…» خبرِ «أَنَّ» است.
نکته: «الْواقِعَةُ» صفت/حال برای «طَيّسِفون» است؛ «قُرْبَ بَغدادَ» = نزدیک بغداد

٧ -… دُبَّ الْباندا” عِنْدَ الْولادَةِ أَصْغَرُ حَجْماً مِنَ الْفَأْرِ؟ (اسْمَ التَّفضيلِ + الْمَصْدَرَ)
ترجمه: آیا می‌دانی که بچه‌پاندای تازه‌متولد‌شده، از نظر اندازه از موش کوچک‌تر است؟

اسم تفضیل: «أَصْغَرُ» → کوچک‌تر
مصدر: «الْولادَةِ» → تولد (مضاف‌الیهِ… ← مجرورِ حرف جر «عِنْدَ»؛ مصدر: الولادة)

٨ -… الزَّرافَةَ بَكْماءُ لَيْسَتْ لَها أَحْبالٌ صَوتيَّةٌ؟ (اسْمَ الفِعْلِ النَّاقِصِ وَ خَبَرَهُ + جَمْعَ التَّكسيرِ وَ مُفْرَدُهُ)
ترجمه: آیا می‌دانی که زرافه لال است و برای آن تارهای صوتی وجود ندارد؟

اسم فعل ناقص: «لَيْسَتْ» → نیست / ندارد
خبر فعل ناقص: «لَها» → برای آن (خبرِ «ليست»، مجرور به «لَ»)
جمع مکسر: «أَحْبالٌ» → تارها (مفرد آن: حَبْلٌ)

٩- … وَرَقَةَ الزَّيتونِ رَمْزُ السَّلامِ؟ (اسْمَ أَنَّ وَ خَبَرَها)
ترجمه: آیا می‌دانی که برگِ زیتون، نمادِ صلح است؟

اسم «أَنَّ» (منصوب): «وَرَقَةَ» → برگِ
خبر «أَنَّ» (مرفوع): «رَمْزُ السَّلامِ» → نماد صلح است
نکته: «الزَّيتونِ» مضاف‌الیهِ «وَرَقَةَ» و «السَّلامِ» مضاف‌الیهِ «رَمْزُ» است.

نکته: شما دانش آموزان عزیز پایه دوازدهم متوسطه دوم، برای دسترسی سریع و بهتر به ترجمه و جواب تمرینات درس های کتاب عربی دوازدهم معارف اسلامی، می توانید با اضافه کردن کلمه «ماگرتا» در سرچ های درسی خود، به مطلب مورد نظرتان دست پیدا کنید.

جواب درس بعدی:

جواب درس قبلی: جواب تمرین های درس دوم عربی دوازدهم معارف اسلامی

✅ در انتها امیدواریم که این گام به گام تمرینات درس 3 سوم کتاب عربی دوازدهم متوسطه دوم رشته علوم و معارف اسلامی، برای شما دانش آموزان عزیز مفید بوده باشد و از آن استفاده و بهره برده باشید.

زنجیران

هم‌بنیانگذار ماگرتا ، عاشق دنیای وب و ۷ سالی ست که فعالیت جدی در حوزه اینترنت دارم. تخصص من تولید محتوایی‌ست که مورد نیاز مخاطبان است. مدیر ارشد تیم شبکه های اجتماعی سایت هستم. به قول ماگرتایی‌ها وقت بروز شدنه !

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شش − 1 =