ترجمه درس پنجم عربی دوازدهم معارف اسلامی 🔥 الْحَرْبُ الْمَفْروضَةُ
معنی متن درسی صفحه 68 ، 69 و 70 درس 5 پنجم کتاب عربی، زبان قرآن (3) پایه دوازدهم رشته علوم و معارف اسلامی
ترجمه متن درس پنجم عربی دوازدهم معارف اسلامی ؛ در این نوشته به معنی متن درسی صفحه ۶۸ ، ۶۹ و ۷۰ درس ۵ پنجم «الْحَرْبُ الْمَفْروضَةُ» از کتاب عربی، زبان قرآن (۳) پایه دوازدهم متوسطه دوم رشته علوم و معارف اسلامی پرداخته ایم. در ادامه با آموزش و پرورش ماگرتا همراه باشید.
حل تمرین درس پنجم: جواب تمرین های درس پنجم عربی دوازدهم معارف اسلامی

معنی درس ۵ عربی دوازدهم معارف اسلامی صفحه ۶۸ ، ۶۹ و ۷۰
الْحَرْبُ الْمَفْروضَةُ
جنگ تحمیلی
الابْنُ: يا أَبي، أَيُمْكِنُ أَنْ تَتَكَلَّمَ عَنِ الْحَرْبِ الْمَفْروضَةِ؟
ترجمه: پسر: پدرم آیا امکان دارد که درباره ی جنگ تحمیلی صحبت کنی؟
الْأَبُ: حَسَناً، مِنْ أَينَ أَبدَأُ؟
ترجمه: پدر: بسیار خوب از کجا شروع کنم؟
الابْنُ: لِماذَا ابْتَدَأَتِ الْحَرْبُ؟
ترجمه: پسر: چرا جنگ شروع شد؟
الْأَبُ: الْحَرْبُ اشْتَعَلَتْ بَعْدَ سَنَّةٍ واحِدَةٍ مِنِ انْتِصارِ الثَّورَةِ الْإسلاميَّةِ، هَجَمَ الْجَيشُ الْبَعثيُّ عَلى إيران هُجوماً واسِعاً، وَ قَتَلوا النّاسَ الْأَبْرياءَ الْعُزلَ.
ترجمه: پدر: جنگ یک سال بعد از پیروزی انقلاب اسلامی شعله ور شد، لشکر بعثی به ایران بسیار گسترده حمله کرد و مردم بیگناه بیسلاح را کشتند.
كانوا يَظُنُونَ أَنَّ إيرانَ تَستَسْلِمُ خِلالَ الْأَيَامِ الْأُولى مِنَ الْحَرْبِ لِعَدَمِ وُجودِ جَيْشِ أَمامَهُم.
ترجمه: گمان میکردند که ایران ظرف روزهای اول جنگ، به دلیل وجود نداشتن لشکری در برابرشان، تسلیم میشود.
فَقَدِ احْتَلوا عَشَراتِ الْمُدُنِ وَالْقُرَى؛ وَدَمَّروا آلافَ الْبُيوتِ تَدميراً، وَ شَرَّدوا أَهْلَها مِنْ مَنازِلِهِم.
ترجمه: پس دهها شهر و روستا را اشغال کرده و هزاران خانه را کاملا ویران کرده و ساکنان آنها را از خانههایشان آواره ساختهاند (ساختند).
الابْنُ: بَعْدَ ذُلِكَ ماذا حَدَثَ؟
ترجمه: پسر: بعد ار آن چه اتفاقی افتاد؟
الْأَبُ: اِنْطَلَقَ الْمُقاتِلونَ الْإيرانيّونَ نَحْوَ ساحاتِ الْقِتالِ انْطِلافاً سَريعاً.
ترجمه: پدر: رزمندگان ایرانی به سمت میادین نبرد (جنگ) بسیار سریع روانه شدند.
الابْنُ: وَكَيفَ كانَ دَوْرُ الْمُقاتِلينَ آنذاكَ؟
ترجمه: پسر: و نقش رزمندگان در آن هنگام چگونه بود؟
الأَبُ: ساحاتُ الْقِتالِ لا تَنْسى بُطولاتِ هُؤلاءِ الْأَبْطالِ الشُّجْعانِ.
ترجمه: پدر: میدانهای نبرد، دلاوریهای این قهرمانان شجاع را فراموش نمىكند.
كانوا يُهاجِمونَ الْعَدوَّ مُهاجَمَةَ الأُسودِ.
ترجمه: همچون شیران به دشمن حمله میکردند.
الابْنُ: رَجاءً، اِشْرَحْ لي شَرْحاً كامِلاً ماذا فَعَلَ الْمُشَرَّدونَ؟!
ترجمه: پسر: لطفا برایم کامل کاری را که آوارگان انجام دادند توضیح بده.
الْأَبُ: رَحَلوا إلَى الْمَناطِقِ الْآمِنَةِ، وَلْكِنْ بَقِيَ مِنْهُم مَنْ يَستَطيعُ الْقِتالَ لِيُدافِعَ عَنِ الْوَطَنِ.
ترجمه: پدر: به مناطق امن کوچ کردند، اما بعضی از آنها که توانایی نبرد داشتند ماندند تا از وطن دفاع کنند.
وَ مِنْ هُؤلاءِ السَّيِّدَةُ «فَرَنكيس حيدربور» الْمَرأَةُ الشُّجاعَةُ الَّتي قاتَلَتِ الْأَعْداءَ مُقاتَلَةً عَجيبَةً. فَقَدْ أَلَّفَتْ إحْدَى الْكاتِباتِ كِتاباً عَنْ حَياتِها.
ترجمه: و از جملهی اینھا خانم فرنگیس حیدرپور، زن شجاعی است که به گونهای عجیب با دشمنان جنگید. سپس یکی از نویسندگان کتابی دربارهی زندگی او نگاشت.
الابْنُ: كَيْفَ قاتَلَتْ جُنودَ الْعَدوِّ؟
ترجمه: پسر: چگونه با سربازان دشمن جنگید؟
الْأَبُ: عِنْدَما هَرَبَ النّاسُ الْعُزَّلُ مِنْ إحْدَى الْقُرى قُرْبَ «کیلانغرب» إلی مَناطِقَ آمِنَةٍِ حَوْلَ الْقَريَةِ رَجَعَتْ هذِهِ السَّيِّدَةُ لَيلاً مَعَ أَبيها وَأَخيها لِإعْدادِ الطَّعامِ.
ترجمه: پدر: زمانی که مردم بیسلاح یکی از روستاهای نزدیک گیلانغرب به مناطق امن اطراف روستا گریختند، این خانم شبانه همراه با پدر و برادرش برای تهیه کردن غذا بازگشت.
وَ فِي الطَّريقِ واجَهُوا الْأَعداءَ وَقاتَلوهُم؛ إنَّها بَقِيَتْ صامِدةً فِي الْمَعرَكَةِ، وَ هاجَمَتْ جُنديَّيَنِ مِنَ الْعَدوِّ عَلى حينٍ غَقْلَةٍ، فَقَتَلَتْ أَحَدَهُما بِفَأْسِ أَبيها، وَأَسَرَتِ الْآخَرَ، وَ سَلَّمَتْهُ إلى مَقَرِّ الْقُوّاتِ الْإيرانيَّةِ.
ترجمه: و در راه با دشمنان روبرو شدند و با آنها جنگیدند. همانا او پایدار در معرکه (جنگ) باقی ماند و به دو سرباز دشمن غافلگیرانه حمله کرد، سپس یکی از آنها را با تبر پدرش کشت و دیگری را اسیر کرد و او را به مقر نیروهای ایرانی تحویل داد.
الابْنُ: ما أَشْجَعَ هذِهِ الْمَرأَةَ! يا لَها مِنِ امْرَأَةٍ بَطَلَةٍ!
ترجمه: پسر: چقدر این بانو دلاور است. چه بانوی قهرمانی!
وَ الْآنَ قُلْ لي ما هوَ سَبَبُ الْحَرْبٍ بَيْنَ إيرانَ وَ الْعِراقِ، وَ شَعباهُما جارانِ صَديقانِ وَ بَينَهُما عَلاقاتٌ ثَقافيَّةٌ مُنْذُ قَديمِ الزَّمانِ؟!
ترجمه: و اکنون برایم بگو علت جنگ میان ایران و عراق چیست؟ حال آنکه هر دو ملت دو همسایه دوست هستند و میان آنها از زمان گذشته روابط فرهنگی بوده است؟
الأَبُ: كانَ النِّظامُ الْبَعثيُّ قَدْ طَمِعَ فِي احْتِلالِ قِسمِ مِنَ الْأَراضِي الْإيرانيَّةِ، فَاسْتَفادَ مِنَ الْأَوضاعِ الْحَرِجَةِ الَّتي خَلَّفَتْها الثَّورَةُ.
ترجمه: پدر: حکومت بعثی به اشغال بخشی از سرزمینهای ایرانی طمع کرده بود (چشم داشته بود) پس از اوضاع سختى که انقلاب به جا نهاده بود، بهره برد.
آلابْنُ: وَكَيفَ انْتَهَتِ الْحَرْبُ؟
ترجمه: پسر: و جنگ چگونه پایان یافت؟
الْأَبُ: اِنْسَحَبَ الْعَدوُّ فِي النِّهايَةِ خاسِراً. نَحنُ قَدَّمْنا شَباباً أَعِزَاءَ فِي الْحَرْب، حَتَّى اسْتَطَعْنا أَنْ نَهْزِمَ الْعَدوَّ. وَ مُقاوَمَتُنا في هذِهِ الْحَرْبِ أَثبَتَتْ لِلْعالَمِ أَنَّنا نَسْتَسلِمُ لِلْأَعْداءِ.
ترجمه: یافت؟ پدر :دشمن سرانجام، بازنده عقب نشینی کرد. ما جوانان عزیزی را در جنگ تقدیم کردیم (دادیم) تا توانستیم که دشمن را شکست دهیم. و مقاومت ما در این جنگ، به جهان ثابت کرد که ما در برابر دشمنان تسليم نمیشویم.
الابْنُ: يا أَبي، شُكْراً عَلى هذِهِ الْمَعْلوماتِ الْقَيِّمَةِ.
ترجمه: پسر: پدرم به خاطر این معلومات ارزشمند تشکر میکنم.
نکته: شما دانش آموزان عزیز پایه دوازدهم متوسطه دوم، برای دسترسی سریع و بهتر به ترجمه و جواب تمرینات درس های کتاب عربی دوازدهم معارف اسلامی، می توانید با اضافه کردن کلمه «ماگرتا» در سرچ های درسی خود، به مطلب مورد نظرتان دست پیدا کنید.
معنی درس بعدی: ترجمه درس ششم عربی دوازدهم معارف اسلامی
معنی درس قبلی: ترجمه درس چهارم عربی دوازدهم معارف اسلامی
✅ در انتها امیدواریم که این معنی و ترجمه درس 5 پنجم کتاب عربی دوازدهم متوسطه دوم رشته علوم و معارف اسلامی، برای شما دانش آموزان عزیز مفید بوده باشد و از آن استفاده و بهره برده باشید.














