ادبیاتفرهنگ و هنر

معنی و آرایه های ادبی حکایت شو خطر کن فارسی نهم صفحه ۵۳

معنی واژگان و ارایه های ادبی و نکات دستوری حکایت شو خطر کن صفحه 53 کتاب فارسی پایه نهم متوسطه اول

معنی و آرایه های ادبی حکایت شو خطر کن صفحه ۵۳ فارسی نهم ؛ برای آشنایی با معنی و ارایه های ادبی و زبانی و معنی کلمات و لغات مهم حکایت شو خطر کن صفحه 53 فارسی نهم به نثر ساده ، در ادامه با بخش آموزش و پرورش ماگرتا همراه باشید.

همچنین بخوانید: معنی و ارایه های ادبی درس ششم آداب زندگانی فارسی نهم

معنی و آرایه های ادبی حکایت شو خطر کن صفحه ۵۳ فارسی نهم
معنی و آرایه های ادبی حکایت شو خطر کن صفحه ۵۳ فارسی نهم

معنی و ارایه های ادبی و نکات دستوری حکایت شو خطر کن فارسی نهم

امیر خراسان را پرسیدند که تو فردی فقیر و بی‌چیز بودی و شغلی پست داشتی، به امیری خراسان چون افتادی؟
معنی:
از امیر خراسان پرسیدند که فرد تهی دست و بی ارزشی بودی و شغل و حرفه بی پست و بی ارزشی داشتی. چطور شد که تو امیر خراسان شدی؟

آرایه ادبی: پست: استعاره از بی ارزش / شغل پست و امیری: تضاد

نکات دستوری: را:‌ حرف اضافه (به معنای از) / امیر خراسان:‌ متمم

گفت: روزی دیوان «حَنظلهٔ بادغیسی» همی خواندم، بدین دو بیت رسیدم:
معنی:
گفت: در یک روزی دیوان (مجموعه) اشعار «حنظله بادغیسی» را می‌خواندم و به این دو بیت رسیدم:

نکات دستوری: روزی: قید زمان / همی خواندم: ماضی استمراری

مهتری گر به کام شیر در است / شو، خطر کن ز کام شیر بجوی
معنی:
اگر بزرگی و سرور ، در دهان شیر باشد، برو و اقدام به کاری خطرناک کن و آن را از دهان شیر بگیر.

آرایه ادبی: دارای اغراق / کام شیر: تکرار / در کام شیر بودن: کنایه از نهایت خطرناک بودن کاری / واج آرایی حرف «ش»

نکات دستوری: کام در مصراع اول: متمّم است که دارای دو حرف اضافه ی « به » و « در » است . این شیوه مربوط به سبک قدیم است. / وش : فعل امری / خطر کن و بجوی : فعل امری

یا بزرگی و عزّ و نعمت و جاه / یا چو مردانْت مرگ، رویاروی
معنی:
یا باید بزرگی و ارجمندی و ثروت و مقام بیابی، یا که مثل مردان بزرگ با مرگ روبرو شوی.

آرایه ادبی: عز و نعمت و جاه: تناسب / مرد و مرگ: جناس

نکات دستوری: بزرگی : مشتق / رویاروی: مشتق، مرکّب (روی + ا : میانوند + روی)

داعیه‌ای در باطن من پدید آمد که به هیچ وجه در آن حالت که اندر بودم، راضی نتوانستم بود. دارایی‌ام بفروختم و اسب خریدم و از وطن خویش، رحلت کردم.
معنی:
انگیزه ای در دلم پیدا شد که اصلا نتوانستم به وضعیتی که داشتم راضی باشم. تمام ثروت و چیزی را که داشتم را فروختم و اسبی خریدم و از سرزمین خود دور شدم و سفر کردم.

به دولت صفّاریان پیوستم. هر روز بر شکوه و شوکت و لشکر من افزوده می‌گشت و اندک اندک کارِ من بالا گرفت و ترقّی کرد تا جملهٔ خراسان را به فرمان خویش درآوردم. اصل و سبب، این دو بیت بود.
معنی:
به حکومت صفاریان پیوستم. هر روز عظمت و مقام و لشکر من بیشتر می شد و کم کم در کارهایم پیشرفت و ترقی کردم تا همه خراسان را تحت فرمان خود در آوردم. این دو بیت دلیل و باعث این اتفاقات شد.

آرایه ادبی: بالا گرفتن کار: کنایه از رونق یافتن، پیشرفت کردن / خراسان را: مجاز از مردم خراسان را / به فرمان درآوردن: کنایه از مطیع کردن / واج آرایی «ش» در جمل (بر شکوه و شوکت و لشکر من افزوده می‌گشت.)

معنی لغات و کلمه های سخت و مهم حکایت شو خطر کن فارسی نهم

امیر خراسان: احمد بن عبدالله خجستانی
چون: چگونه
افتادی: در این جا به معنی شروع کردی و مشغول شدن، به نقل از فرهنگ سخن دکتر حسن انوری
شو: برو
خطر کن: اقدام به کارهای خطرناک کردن (ریسک کردن)

امیر: پادشاه
مهتری: سروری
کام: آرزو، دهان
عز: ارجمندی
جاه: مقام و منزلت

به هیچ وجه: اصلا، هرگز
دارایی: ثروت و مال
بالا گرفتن: رشد کرد، پیشرفت کردن
جمله: همه، همگی
عزّ: ارجمندی

داعیه: انگیزه
باطن: درون
رحلت: سفر
شوکت: شکوه و بزرگواری
ترقی: پیشرفت

همچنین بخوانید: معنی کلمات و آرایه های حکایت باغبان نیک اندیش فارسی نهم

توجه: شما دانش آموزان پایه نهم متوسطه اول عزیز اگر می خواهید به راحتی به معنی کلمات و جواب سوال های کتاب فارسی نهم دسترسی داشته باشید، تنها کافیه جواب و معنی کلمات درس مورد نظرتان را به همراه عبارت « ماگرتا » در گوگل جست و جو کنید.

در انتها امیدواریم که مقاله معنی کلمات و آرایه های ادبی حکایت شو خطر کن صفحه 53 فارسی نهم متوسطه اول ، برای شما دانش آموزان عزیز مفید بوده باشد و توانسته باشید تا از آن استفاده و بهره برده باشید.🤗

زنجیران

هم‌بنیانگذار ماگرتا ، عاشق دنیای وب و ۷ سالی ست که فعالیت جدی در حوزه اینترنت دارم. تخصص من تولید محتوایی‌ست که مورد نیاز مخاطبان است. مدیر ارشد تیم شبکه های اجتماعی سایت هستم. به قول ماگرتایی‌ها وقت بروز شدنه !