ترجمه درس چهارم عربی یازدهم معارف اسلامی ✏️ معنی متن درس ۴
معنی متن درسی صفحه 50 و 51 درس 4 چهارم کتاب عربی، زبان قرآن (2) پایه یازدهم رشته علوم و معارف اسلامی
ترجمه متن درس چهارم عربی یازدهم معارف اسلامی ؛ در این نوشته به معنی متن درسی صفحه ۴۴ و ۴۵ درس ۴ چهارم «الْكِذْبُ» از کتاب عربی، زبان قرآن (۲) پایه یازدهم متوسطه دوم رشته علوم و معارف اسلامی پرداخته ایم. در ادامه با آموزش و پرورش ماگرتا همراه باشید.
معنی درس بعدی: ترجمه درس پنجم عربی یازدهم معارف اسلامی

معنی درس چهارم عربی یازدهم معارف اسلامی صفحه ۴۴ و ۴۵
اَلْکِذْبُ
دروغ گفتن
«اَلْکِذْبُ مِفْتاحُ لِکُلِّ شَرٍّ.» (رسولُ اللهِ ﷺ)
ترجمه: «دروغ، کلید هر بدی (شری) است.»
جاءَ رَجُلٌ إِلَى رَسولِ اللهِ ﷺ فَقالَ: عَلِّمْني خُلُقاً يَجْمَعُ لي خَيْرَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ.
ترجمه: مردی نزد پیامبر خدا (ص) آمد و گفت: به من اخلاقی بیاموز که خیر دنیا و آخرت را برایم جمع کند.
فَقالَ ﷺ: لا تَکْذِبْ.
ترجمه: پس فرمود (ص): دروغ نگو.
وَ قالَ الْإِمامُ عَليٌّ (ع):
ترجمه: و امام علی (ع) فرمود:
«خَیْرُ إِخْوانِکَ مَنْ دَعاکَ إِلیٰ صِدْقِ الْمَقالِ بِصِدْقِ مَقالِهِ، وَ نَدَبَکَ إِلیٰ أَفْضَلِ الْأَعْمالِ بِحُسْنِ أَعْمالِهِ.»
ترجمه: «بهترین برادرانت (دوستانت) کسی است که با راستگوییاش تو را به راستگویی فراخواند، و با نیکیِ کارهایش تو را به برترین کارها دعوت کند.»
إِذَنْ فَکُنْ صادِقاً مَعَ نَفْسِکَ وَ مَعَ الْآخَرینَ فِي الْحَياةِ، وَ لا تَهْرُبْ مِنَ الْواقِعِ أَبَداً،
ترجمه: بنابراین در زندگی با خودت و دیگران صادق (راستگو) باش، و هرگز از واقعیت فرار نکن؛
فَإِنْ هَرَبْتَ مِنَ الْواقِعِ فَسَوْفَ تُواجِهُ مَشاکِلَ وَ صُعوباتٍ کَثیرَةً، وَ تُضْطَرُّ إِلَى الْکِذْبِ عِدَّةَ مَرّاتٍ،
ترجمه: زیرا اگر از واقعیت فرار کنی، با مشکلات و دشواریهای بسیاری روبهرو خواهی شد و ناچار میشوی بارها دروغ بگویی،
وَ بَعْدَ ذٰلِکَ يَتَبَيَّنُ کِذْبُکَ لِلْآخَرینَ، فَتَفْشَلُ في حَياتِکَ.
ترجمه: و پس از آن، دروغت برای دیگران آشکار میشود و در زندگیات شکست میخوری.
وَ هٰذِهِ قِصَّةٌ قَصیرَةٌ تُبَيِّنُ لَکَ نَتيجَةَ الْکِذْبِ:
ترجمه: و این داستان کوتاهی است که نتیجهٔ دروغ را برایت روشن میسازد:
قَرَّرَ أَرْبَعَةُ طُلاّبٍ أَنْ يَغيبوا عَنِ الِامْتِحانِ فَاتَّصَلوا بِالْأُسْتاذِ هاتِفيّاً وَ قالوا لَهُ:
ترجمه: چهار دانشجو تصمیم گرفتند در امتحان غیبت کنند (حاضر نشوند)؛ پس تلفنی با استاد تماس گرفتند و به او گفتند:
أَحَدُ إِطاراتِ سَيّارَتِنا انْفَجَرَ، وَ لَيْسَ لَنا إِطارٌ احْتِياطِيٌّ، وَ لا توجَدُ سَيّارَةٌ تَنْقُلُنا إِلَى الْجامِعَةِ،
ترجمه: یکی از لاستیکهای ماشینمان ترکید، لاستیک زاپاس (یدکی) هم نداریم، و ماشینی نیست که ما را به دانشگاه منتقل کند،
وَ نَحْنُ الْآنَ في الطَّريقِ بَعیدونَ عَنِ الْجامِعَةِ، وَ لَنْ نَسْتَطیعَ الْحُضورَ فِي الِامْتِحانِ في الْوَقْتِ الْمُحَدَّدِ.
ترجمه: و ما اکنون در راه، دور از دانشگاه هستیم و نمیتوانیم در زمان مشخصشده در امتحان حاضر شویم.
وافَقَ الْأُسْتاذُ أَنْ يُؤَجَّلَ لَهُمُ الِامْتِحانُ لِمُدَّةِ أُسْبوعٍ واحِدٍ، فَفَرِحَ الطُّلاّبُ بِذٰلِکَ؛ لِأَنَّ خُطَّتَهُمْ لِتَأْجیلِ الِامْتِحانِ نَجَحَتْ.
ترجمه: استاد موافقت کرد که امتحان به مدت یک هفته برای آنها به تعویق بیفتد؛ پس دانشجویان به همین خاطر خوشحال شدند؛ زیرا نقشهشان برای به تاخیر انداختن امتحان موفق شده بود.
فِي الْأُسْبوعِ التّالي حَضَروا لِلِامْتِحانِ في الْوَقْتِ الْمُحَدَّدِ، وَ طَلَبَ الْأُسْتاذُ مِنْهُمْ أَنْ يَجْلِسوا في قاعَةِ الِامْتِحانِ، ثُمَّ وَزَّعَ عَلَيْهِم أَوْراقَ الِامْتِحانِ.
ترجمه: در هفتهٔ بعد، در زمان تعیینشده برای امتحان حاضر شدند و استاد از آنها خواست که در سالن امتحان بنشینند، سپس برگههای امتحان را میان آنها توزیع کرد (پخش کرد).
لَمّا نَظَروا إِلَى الْأَسْئِلَةِ، تَعَجَّبوا لِأَنَّها کانَتْ هٰکَذا:
ترجمه: هنگامی که به سؤالها نگاه کردند، شگفتزده شدند؛ زیرا [سؤالها] اینگونه بود:
۱- لِماذَا انْفَجَرَ الْإِطارُ؟
ترجمه: چرا لاستیک ترکید؟
۲- أَيُّ إِطارٍ مِنْ سَيّارَتِکُمُ انْفَجَرَ؟
ترجمه: کدام لاستیک ماشینتان ترکید؟
۳- في أَيِّ طَریقٍ وَقَعَ هٰذَا الْحادِثُ؟
ترجمه: این اتفاق در کدام مسیر رخ داد؟
۴- ما هُوَ تَرتیبُ جُلوسِکُم فِي السَّيّارَةِ؟
ترجمه: ترتیب نشستن شما در ماشین چگونه بود؟
۵- کَیْفَ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَحُلّوا مُشْکِلَتَکُم؟
ترجمه: چگونه توانستید مشکلتان را حل کنید؟
۶- کَمْ کانَتِ السّاعَةُ عِنْدَ انْفِجارِ الْإِطارِ؟
ترجمه: هنگام ترکیدن لاستیک ساعت چند بود؟
۷- مَنْ کانَ مِنْکُم يَسوقُ السَّيّارَةَ في ذٰلِکَ الْوَقْتِ؟
ترجمه: در آن زمان کدامیک از شما رانندگی میکرد؟
۸- هَلْ تَضْمَنُ أَنْ يُجیبَ أَصْدِقاؤُکَ مِثْلَ إِجابَتِکَ؟
ترجمه: آیا ضمانت میکنی (مطمئنی) که دوستانت مانند پاسخ تو پاسخ دهند؟
خَجِلَ الطُّلاّبُ وَ نَدِموا وَ اعْتَذَروا مِنْ فِعْلِهِم، نَصَحَهُمُ الْأُسْتاذُ وَ قالَ: مَنْ يَکْذِبْ لا يَنْجَحْ.
ترجمه: دانشجویان خجالت کشیدند، پشیمان شدند و از کارشان عذرخواهی کردند. استاد آنها را نصیحت کرد و گفت: هر کس دروغ بگوید، رستگار (موفق) نمیشود.
عاهَدَ الطُّلاّبُ أُسْتاذَهُم عَلىٰ أَنْ لا يَکْذِبوا، وَ قالوا لَهُ نادِمینَ: تَعَلَّمْنا دَرْساً لَنْ نَنْساهُ أَبَداً.
ترجمه: دانشجویان با استادشان عهد بستند که دروغ نگویند و با پشیمانی به او گفتند: درسی یاد گرفتیم که هرگز آن را فراموش نخواهیم کرد.
نکته: شما دانش آموزان عزیز پایه یازدهم متوسطه دوم، برای دسترسی سریع و بهتر به ترجمه و جواب تمرینات درس های کتاب عربی یازدهم معارف اسلامی، می توانید با اضافه کردن کلمه «ماگرتا» در سرچ های درسی خود، به مطلب مورد نظرتان دست پیدا کنید.
معنی درس قبلی: ترجمه درس سوم عربی یازدهم معارف اسلامی
✅ در انتها امیدواریم که این معنی و ترجمه درس 4 چهارم کتاب عربی یازدهم متوسطه دوم رشته علوم و معارف اسلامی، برای شما دانش آموزان عزیز مفید بوده باشد و از آن استفاده و بهره برده باشید.


























