خوبی کردن، گاهی شبیه کاشتن گل در بیابانیست که هیچکس عبورش را نمیبیند. تو با نیت پاک میبخشی، میفهمی، میگذری، اما گاهی آنچه برمیگردد، نه لبخند است و نه قدرشناسی، بلکه زخمیست بیدلیل، نیشخندیست سنگین، یا رفتاری که از هیچ دشمنی انتظارش نمیرفت. خوبی کردن و بدی دیدن، دردیست که آدم را از درون میسوزاند، چون باورهایش را نشانه میرود، چون بین اعتماد و پشیمانی خط میکشد.
اما حتی در این تلخی، نوری هست؛ نوری از اصالت دل، از آنچه از خودت جدا نمیکنی، حتی اگر جهان برعکس شود. در ادامه متن در مورد خوبی کردن و بدی دیدن را در تکست ماگرتا باهم می خوانیم.

متن های خفن در مورد بها دادن بیش از حد
به بعضیا که خوبی میکنی، دستتو نمیگیرن، فقط با همون دست میزنن تو صورتت.
هرچی معرفت خرج کردم، آخرش با بیمرامی تسویهحساب شد.
مگه نمیگن
گندم از گندم بروید
جو ز جو
پس چرا
ما هر چی محبت کاشتیم
بی مهری درو کردیم
خوبی کردم، فکر کردم دلداری، ندیدم که نقشت فقط زخم زدن بود و لبخندای مصنوعی.
بدی دیدم نه از دشمن، از اونی که هزار بار پشتش وایسادم.
معرفت خرج کردم، اونا سودشو بردن و تهش گفتن: “وظیفت بود!”

متن استوری به هرکی خوبی کردم بدی دیدم
بدی که از خودی ببینی، جوری دلت میسوزه که دشمن نمیتونه بسوزونه.
یادت باشه دنیا هیچوقت
کامل مطابق میل تو نچرخیده،
نمیچرخه و نخواهد چرخید.
آدمها مثل لیوان میمانند
ظرفیتهایی مشخص دارند
لطفا قبل از ریختن مهر و عطوفت در پیمانههای وجودیشان
ظرفیتشان را بسنج
به اندازه محبت کن
اگر اینکار را نکنی
اگر زیادی محبت کنی
اگر سر ریز شدند و محبت بالا آوردند
باد الکی به غب غب انداختند
و پیراهن احساست را لکه دار کردند
فقط از خودت
و عملکرد خودت عصبانی باش
نه از آدمها که شبیه لیوانند…
لطفهامو گذاشتن پای وظیفه، ولی کاش میفهمیدن وظیفه نبود، بزرگی بود.
لطفی که تکرار بشه، حق تلقی میشه، نه عشق.
هر چی رفاقت کردم، شد پله واسه رفتنشون.

جملات سنگین و کوبنده در مورد محبت زیادی
یکی دیگه از قوانین زندگی اینه
که زیاد مثل پروانه دور کسی بچرخی میگیره
خشکت میکنه میذاره لایِ دفتر خاطراتش
آدمایی هستن که وقتی براشون میسوزی، شعله میشن تا تو رو بسوزونن.
بعضیا رو تا ته خط بردم، ولی اونا همون اول مسیر پیادهم کردن.
آدمای کوچیک خوبیهات رو فراموش نمیکنن؛ ازش علیهت استفاده میکنن.
اونی که کمکش کردی، زودتر از بقیه حاضره زمینت بزنه.
به اندازه لیاقت و ظرفیت آدم ها به آن ها محبت کن
چون آن ها دچار توهم ، خود بزرگ بینی ، دل زدگی ، جو زدگی
ارتفاع زدگی ، سرگیجه و سپس حالت تهوع خواهند شد

متن های کوتاه و زیبا در مورد خوبی بیش از حد
ما تاوان اشتباهاتمون رو نمیدیم
ما تاوان محبتامون رو میدیم
یه روزی فکر میکردم با دل صاف، همه چی درست میشه؛ حالا فقط یاد گرفتم چطوری صاف دل نسپارم.
خوبی کردم تا بشم یه تکیهگاه؛ ولی اونا رو راحت تکیه دادن، بعد هل دادن.
خوبی کردی، ولی اونا چشم نداشتن ببینن دل بزرگ داری.
محبت کردن بیش از حد را برای عزیزانت نگه دار، نه برای کس دیگری؛ آنها که صمیمانه و از ته قلب تو را دوست دارند و برای پیشرفت تو هر کاری می کنند. این آدم ها سزاوار بهترین خوبی ها هستند و تو باید از جان و دل برای آنها مایه بگذاری. هر چقدر هم که به آنها محبت کنی، باز هم کم خواهد بود. چرا که آنها در زندگی تو تاثیر به سزایی می گذارند و آن تاثیر هم آرامشی است که به تو می دهند.
بدیهایی که بعد از خوبی دیدم، درداش بیشتر از زخمای تن بود.

متن محبت زیادی همیشه آدمها را خراب میکند
کمکشون کردم که وایسن، حالا که قد گرفتن، منو زیر پاشون له کردن.
رفیق بودم، ریشه بودم، ولی اونا فقط میخواستن میوه بچینن، نه سایه ببینن.
همیشه اختلاف
باعث جدایی آدما نمیشه
گاهی محبت زیاد آدما رو خفه میکنه
خوبی کردن برات شخصیت میسازه، ولی بعضیا رو پررو میکنه.
آدم بعضی وقتا باید سنگ بشه، چون نرمی داره لهش میکنه.
وقتی که تو لیوان بیش از حد آب بریزی و سرریز بشه،
اونی که مقصره، لیوان نیس،
مقصر تویی که بیش از ظرفیتش بهش آب دادی
بیش از ظرفیت دیگران بهشون محبت و توجه نکنین…!

آدمی که خوبی میکند و بدی میبیند، شاید دلش بشکند، اما شخصیتش نمیشکند. او هنوز با خودش صاف است، چون از سر نیاز نبخشید، از سر مهر بخشید. دنیا پر از بیانصافیست، اما نگذار خوبیهایت را به حساب دیگران بنویسند؛ بگذار برای خودت بماند، برای قلبی که هنوز بلد است ببخشد، بدون منت، بدون توقع. روزی میرسد که دنیا خودش را در آینهی رفتار آدمها خواهد دید، و آنوقت، خوبیها گم نمیشوند… فقط کمی دیرتر به خانه باز میگردند. پس اگر خوبی کردی و بدی دیدی، رنجت را زندگی کن، اما مهربانیات را از یاد نبر… چون آن، گنجیست که تنها آدمهای اصیل در دل دارند.
به پایان مقاله متن در مورد خوبی کردن و بدی دیدن رسیدیم، اگر شما هم جملاتی در این مورد بلد هستید حتما آن را در قسمت نظرات با ما به اشتراک بگذارید.














